جهان چگونه کار می کند؟
Открыть в Telegram
کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS
Больше4 362
Подписчики
+224 часа
+57 дней
-830 день
Архив постов
🎇از انفجار بزرگ تا پایان هستی
⏳از سیاهچاله ها تا سفر در زمان
مطالبی پیرامون آگاهی، شناخت واقعیت و فلسفه علم
کانالی تخصصی در زمینه کیهان شناسی👇👇👇
https://t.me/cosmos_physics
پاسخ جدید به پارادوکس Fermi نشان میدهد که بیگانگان با زمین تماس نگرفتهاند، زیرا هیچ نشانهای از هوش در اینجا وجود ندارد.
یک مقاله جدید ادعا میکند که بیگانگان هوشمند علاقهمند به تماس با پیشرفتهترین سیارات از نظر گفناوری هستند، و زمین اینگونه نیست.
آمری واندل، نویسنده این مطالعه، اخترفیزیکدان دانشگاه اورشلیم، در این مقاله نوشت: اگر حیات در بسیاری از سیارات در کهکشان تکامل یافته است، احتمالاً بیگانگان بیشتر به سیاراتی علاقه مند هستند که در آن نشانه هایی نه تنها از زیست شناسی، بلکه فناوری وجود دارد.
این مطالعه پارادوکس Fermi را بررسی میکند، که معتقد است با توجه به قدمت جهان، احتمالاً بیگانگان هوشمند تاکنون سفرهای فضایی دوردست داشتهاند، و احتمال دارد که آنها از زمین دیدن کرده باشند. شاید آنها در گذشته قبل از تکامل انسان یا قبل از توانایی ثبت این دیدار، از زمین دیدن کردهاند. شاید سفر فضایی طولانی مدت دشوارتر از آن چیزی است که تصور می شود. شاید بیگانگان به تازگی تمدن پیشرفته ای را ایجاد کرده اند که نتوانسته اند به زمین برسند.
در مقاله جدید، واندل توضیح احتمالی دیگری ارائه میکند: این که زندگی در کهکشان راه شیری واقعاً رایج است. اگر بسیاری از سیارات صخرهای که در منطقه قابل سکونت ستارگان میچرخند، میزبان حیات باشند، احتمالاً بیگانگان منابع خود را برای ارسال سیگنال به همه هدر نمیدهند و در نهایت سعی میکنند با جلبکهای بیگانه یا آمیبها ارتباط برقرار کنند.
اگر زندگی رایج باشد، بیگانگان هوشمند احتمالاً به نشانه های فناوری علاقه بیشتری دارند. اما تشخیص سیگنال های فنی ممکن است سخت باشد. زمین فقط از دهه ۱۹۳۰ سیگنال های قابل تشخیص از فضا (به شکل امواج رادیویی) را منتشر می کند. در تئوری، این سیگنال ها اکنون بیش از ۱۵۰۰۰ ستاره و سیارات در حال گردش آنها رسیده اند، اما این کسری کوچک از ۴۰۰ میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری است. علاوه بر این، واندل نوشت، بازگشت هر پیام برگشتی از سوی بیگانگان به زمان نیاز دارد.
زمینی ها اولین پخش پرقدرت برای بیگانگان را با پیام آرسیبو در سال ۱۹۷۴ ارسال کردند که به سمت خوشه ستاره ای کروی M13 هدایت شد. برخی از دانشمندان فکر می کنند زمان ارسال دیگری فرا رسیده است.
واندل دریافت که اگر تمدن های هوشمند زیاد باشند، با بیش از ۱۰۰ میلیون سیاره از نظر فناوری پیشرفته در کهکشان راه شیری، این احتمال وجود دارد که سیگنال های زمین هنوز به شکل دیگری از حیات هوشمند نرسیده باشند. واندل نوشت، با گذشت زمان، و همانطور که سیاره ما بیشتر و بیشتر پچ های رادیویی را پخش می کند، احتمال اینکه سیگنال های تکنولوژیکی زمین شنوندگان هوشمندی پیدا کنند بیشتر می شود.
او نوشت، یافته ها نشان می دهد که شاید هیچ تمدن هوشمندی در فاصله ۵۰ سال نوری از سیاره ما وجود نداشته باشد. اما زندگی هوشمند هنوز هم می تواند وجود داشته باشد - آنها فقط منتظر تماس ما هستند.
ترجمه:یاس
https://www.livescience.com/aliens-technological-signals
Repost from Science is for all🔬
مدل های جدید منشأ حیات را روشن می کند
اولین نشانه های حیات به شکل میکروب ها در حدود چهار میلیارد سال پیش روی زمین ظاهر شد. در حالی که دانشمندان هنوز در حال تعیین دقیق زمان و چگونگی پیدایش این میکروب ها هستند، واضح است که پیدایش حیات به طور پیچیده ای با ویژگی های شیمیایی و فیزیکی زمین اولیه در هم تنیده است.
داستین تریل، دانشیار علوم زمین و محیط زیست در دانشگاه روچستر می گوید:"منطقی است که گمان کنیم که اگر ویژگیهای شیمیایی اولیهٔ سیارهٔ ما متفاوت بود، حیات میتوانست متفاوت شروع شود یا اصلاً شروع نشود."
اما زمین میلیاردها سال پیش چگونه بود و چه ویژگی هایی ممکن است به شکل گیری حیات کمک کرده باشد؟ در مقاله ای که در ساینس، توسط تریل و توماس مک کولوم، همکار پژوهشی در دانشگاه کلرادو بولدر منتشر شده است، اطلاعات کلیدی را در تلاش برای کشف این موضوع فاش می کنند. این تحقیق پیامدهای مهمی نه تنها برای کشف منشأ حیات بلکه در جستجوی حیات در سیارات دیگر دارد.
تریلر میگوید:"ما اکنون در برههٔ زمانی هیجان انگیزی هستیم که در آن بشر به دنبال حیات در سیارات و قمرهای دیگر و همچنین در سایر منظومه های سیاره ای است. اما ما هنوز نمی دانیم زندگی در سیاره خودمان چگونه (یا حتی در چه زمانی) آغاز شد. تحقیقاتی مانند تحقیقات ما به شناسایی شرایط خاص و مسیرهای شیمیایی که میتوانستند از پیدایش حیات پشتیبانی کنند، کمک میکند، کاری که مطمئناً نقش برجستهای در جستجوی حیات در خارج از سیارهٔ ما دارد."
اهمیت فلزات در پیدایش حیات
تحقیق در مورد حیات و منشأ آن معمولاً شامل زمینههای مختلفی از جمله ژنومیک، مطالعهٔ ژنها و عملکرد آنها؛ پروتئومیکس، مطالعهٔ پروتئین ها؛ و یک زمینهٔ در حال ظهور به نام متالومیک، که نقش مهم فلزات را در انجام عملکردهای سلولی بررسی می کند؛ میشود. با تکامل حیات، نیاز به فلزات خاص تغییر کرد، اما تریل و مک کولوم می خواستند تعیین کنند که چه فلزاتی ممکن است در زمان پیدایش میکروب ها میلیاردها سال پیش در دسترس بوده باشند.
تریل میگوید:"هنگامی که فرضیههایی برای سناریوهای مختلف منشأ حیات ارائه میشود، دانشمندان عموماً فرض میکنند که همهٔ فلزات در دسترس بودهاند، زیرا مطالعاتی وجود نداشته است که محدودیتهای زمینشناختی قوی بر روی غلظت فلزات سیالات برای اولین زمانهای تاریخ زمین ارائه کند."
برای رفع این کاستی، تریل و مک کولوم ترکیب و ویژگی های سیالات را در لیتوسفر (لایهٔ بیرونی زمین که شامل پوسته و گوشته فوقانی است) میلیاردها سال پیش مطالعه کردند. این سیالات لیتوسفری مسیرهای کلیدی برای انتقال بخشهای محلول سنگها و مواد معدنی بین داخل زمین و حوضچههای گرمابی در قسمت بیرونی آن هستند، جایی که حیات میکروبی میتوانست شکل گرفته باشد. در حالی که محققان نمی توانند به طور مستقیم فلزاتی را که میلیاردها سال پیش وجود داشته اند، با تعیین خواص مایعات اندازه گیری کنند. آنها میتوانند استنباط کنند که چه فلزاتی (و غلظت فلزات) میتوانستند در طول زمان ظهور حیات روی این سیاره بین داخل و خارج زمین منتقل شده باشند.
سرنخ هایی در کانی های چند میلیارد ساله
سنگ ها و کانی های چند میلیارد ساله اغلب تنها منابع مستقیم اطلاعات در مورد اولین تاریخ زمین هستند. دلیل آن این است که سنگها و کانیها اطلاعات مربوط به ترکیب زمین را در زمان شکلگیری نگه میدارد.
محققان آزمایشهایی با فشار بالا و دمای بالا انجام دادند و این نتایج را روی زیرکُنهای (zircons) اولیهٔ زمین، یک نوع کانی تنومند جمعآوریشده در مکانهایی در استرالیای غربی، برای تعیین فشار اکسیژن، محتوای کلر و دمای سیالات لیتوسفر در میلیاردها سال پیش به کار بردند. سپس این اطلاعات را در مدل های کامپیوتری وارد می کنند. این مدلها به آنها اجازه میدادند خواص سیالات لیتوسفری را شبیهسازی کنند، و به نوبهٔ خود، شبیهسازی کنند که کدام فلزات میتوانستند از میان سیالات عبور کرده و به حوضچههای گرمابی در سطح زمین برسند.
درک چگونگی پیدایش حیات
محققان از آنچه شبیه سازی های مدل نشان داد شگفت زده شدند. به عنوان مثال، بسیاری از محققین منشاء حیات، مس را یک جزء محتمل در شیمی می دانند که می تواند منجر به حیات شود. اما تریل و مک کولوم شواهدی مبنی بر فراوانی مس تحت محدودیتها در آنالیز خود پیدا نکردند.
یکی از فلزاتی که آنها آزمایش کردند و ممکن است در غلظت های بالا در دسترس بوده باشد، منگنز بود. در حالی که به ندرت در سناریوهای منشاء حیات در نظر گرفته می شود، امروزه منگنز به بدن کمک می کند تا استخوان ها را تشکیل دهد و به آنزیم ها در تجزیه کربوهیدرات ها و کلسترول کمک می کند.
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
آنچه دربارهٔ «اعتیاد به خودارضایی» باید بدانید
خودارضایی یک فعالیت سالم و لذت بخش محسوب می شود، اما آیا می تواند به اعتیاد تبدیل شود؟
خود تحریکی (Self-stimulation) بخشی جدایی ناپذیر از تمایلات جنسی انسان است که راهی طبیعی برای تجربهٔ لذت، کشف تکنیک های جنسی و ارضای میل جنسی فراهم می کند.
اینکه یک نفر چند وقت یکبار خودارضایی می کند می تواند با دیگری متفاوت باشد. و فقط به این دلیل که ممکن است بیشتر از دیگران درگیر خودارضایی باشید، به این معنی نیست که باید نگران آن باشید. با این حال، اگر احساس می کنید بیش از حد خودارضایی می کنید، ممکن است تعجب کنید که آیا ممکن است معتاد شوید. و اگر چنین است، اگر اعتیاد به خودارضایی را تجربه می کنید، چه کاری می توانید انجام دهید؟
آیا می توانید به خودارضایی معتاد شوید؟
اصطلاح "اعتیاد آور" معمولا برای توصیف چیزهای زیادی استفاده می شود، از برنامه های تلویزیونی گرفته تا مواد غذایی مانند شکلات. به عنوان مثال، ممکن است بشنوید که کسی به یک آب نبات جدید یا آخرین سریال نتفلیکس به عنوان "اعتیادآور" اشاره می کند.
با این حال، اعتیاد صرفاً یک احساس یا تمایل شدید برای انجام کاری که از آن لذت می برید نیست. این یک وضعیت پیچیدهٔ مغزی است که با ناتوانی در توقف استفاده از یک ماده یا انجام یک رفتار علیرغم پیامدهای منفی آن مشخص می شود. از آنجایی که خودارضایی مواد شیمیاییِ "احساس خوب" را در مغز آزاد می کند، مانند سایر مواد و رفتارهای اعتیاد آور، برخی معتقدند که خودارضایی اجباری (compulsive masturbation) می تواند یک اعتیاد تلقی شود.
به عنوان مثال، تقریباً 40 مطالعه نشان داده است که افراد دارای رفتار جنسی بیشازحد (hypersexual) ممکن است همان تغییرات مغزی مشاهده شده در افراد مبتلا به اعتیاد بالینی را داشته باشند.
با این حال، اعتیاد به خودارضایی به عنوان یک وضعیت سلامت روان در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) شناخته نشده است. این موضوع در مورد سایر مقولههای رفتاری مرتبط با جنسی، مانند اعتیاد به سکس و اعتیاد به پورن نیز صادق است.
در عوض، اینها معمولاً به عنوان رفتارهای جنسی اجباری نامیده می شوند و گاهی اوقات با اختلال جنسی بیشازحد یا رفتار جنسی خارج از کنترل (OCSB) گروه بندی می شوند.
اگرچه اعتیاد به خودارضایی در DSM-5 شناسایی نشده است، اما همچنان می تواند باعث ناراحتی، احساس شرم و مشکلات اجتماعی یا روابط شود. این می تواند عمیقاً زندگی یک فرد را تحت تأثیر قرار دهد و باعث شود که برای شخصی که آن را تجربه می کند احساس شود.
نشانه ها چیست؟
خودارضایی یک فعالیت طبیعی و سالم است که فواید متعددی برای سلامتی دارد. این می تواند استرس را کاهش دهد، به شما کمک کند بخوابید، خلق و خوی مثبت را تقویت کنید و به شما کمک کند در مورد پاسخ ها و نیازهای جنسی خود بیشتر بدانید.
اما چه زمانی فراوانی خودارضایی از مرز سالم به مشکلساز میگذرد؟
طبق یک نظرسنجی که توسط انجمن بین المللی پزشکی جنسی گزارش شده است، خودارضایی بیشتر از فعالیت جنسی با شریک زندگی است.
در مردان 18 تا 59 ساله، فراوانی خودارضایی از یک بار در هفته تا چند بار در ماه متغیر بود. حدود 20 درصد از مردان گزارش کردند که دو تا سه بار در هفته و کمتر از 20 درصد بیش از چهار بار در هفته خودارضایی می کنند. زنان گزارش دادند که یک بار در هفته یا کمتر خودارضایی می کنند.
اگر بیشتر از این خودارضایی می کنید، لزوماً به این معنی نیست که مشکلی وجود دارد. تعداد دفعاتی که یک فرد درگیر خودارضایی می شود در بین افراد متفاوت است.
با این حال، اگر تکرار شما باعث نگرانی شما می شود، ممکن است بخواهید ببینید آیا نشانه هایی وجود دارد که ممکن است به طور اجباری خودارضایی کنید.
علائم رایج اعتیاد به خودارضایی عبارتند از:
1) آنقدر خودارضایی کنید که دیگر جنبه های زندگی شخصی یا حرفه ای شما را مختل کند
2) دشواری انتظار برای رسیدن به خانه برای خودارضایی، که در نتیجه در مکانهای نامناسب احساس رضایت میکند.
3) درگیر شدن در خودارضایی به عنوان پاسخی به موقعیت های استرس زا یا ناراحتی عاطفی
4) تحریک دستگاه تناسلی یا سایر علائم آسیب
5) مشکل در رسیدن به ارگاسم با شریک جنسی به دلیل از دست دادن حساسیت دستگاه تناسلی
6) احساس گناه یا شرم شدید پس از خودارضایی
7) ناتوانی در کاهش یا توقف خودارضایی حتی اگر بخواهید
به طور کلی، اگر خودارضایی برای شما بیش از حد یا وسواسی شود، این ممکن است نشانه ای باشد که زمان صحبت با یک متخصص سلامت جنسی فرا رسیده است.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
ایلان ماسک: اسپیسایکس برای پرتاب مداری استارشیپ در ماه آینده میلادی آماده میشود
اسپیسایکس در نظر دارد که اولین آزمایش مداری راکت استارشیپ را اوایل ماه آینده میلادی به انجام برساند. البته ایلان ماسک که این خبر را اعلام کرده است، میگوید این اتفاق در شرایطی خواهد افتاد که تستهای باقیمانده با موفقیت پشت سر گذاشته شوند.
اکانت Tesla East Bay Fremont در توییتی از ایلان ماسک پرسیده بود که آیا او به تگزاس برگشته و راکت استارشیپ آماده شده است یا خیر. مدیرعامل اسپیسایکس در پاسخ نوشت: اگر تستهای باقیمانده درست پیش بروند، ماه آینده اقدام به پرتاب استارشیپ میکنیم.
طرفداران اسپیسایکس مدتهاست که منتظر پرتاب راکت استارشیپ هستند ولی تاریخ دقیق این عملیات در یک سال و نیم گذشته مدام درحال تغییر بوده است. این راکت در ماه ژانویه با موفقیت توانست اولین تمرین لباس خیس خود را داشتت باشد. در این تمرین، اسپیسایکس به پشته کامل استارشیپ سوخترسانی و آخرین مراحل پیش از پرتاب را شبیهسازی کرد.
استارشیپ اسپیسایکس هنوز چند تست دیگر را پیش رو دارد
حالا بهنظر میرسد که بیش از هر زمان دیگری به اولین پرتاب مداری این راکت نزدیک شدهایم. اسپیسایکس با انجام چند تست دیگر میتواند برای این پرتاب آماده شود. ازجمله این تستها میتوان به آزمایش احتراق ایستا اشاره کرد که طی آن همه ۳۳ موتور رپتور استارشیپ باید با هم روشن شوند. این شرکت تاکنون هرگز بیش از ۱۴ موتور خود را بهصورت همزمان روشن نکرده است.
بااینحال، این شرکت فضایی خصوصی برای دریافت مجوزهای لازم از اداره هوانوردی فدرال آمریکا باید این آزمایش مهم را هم پشت سر بگذارد. در پایان ماه ژانویه بهنظر میرسید که اسپیسایکس میخواهد آزمایش احتراق ایستای خود را در هفته اول فوریه انجام دهد. اما این اتفاق نیفتاد. حالا باید منتظر باشیم تا ببینیم این آزمایش چه زمانی انجام میشود و آیا بالاخره همهچیز برای پرتاب این راکت غولپیکر آماده خواهد شد یا خیر.
https://www.space.com/spacex-first-starship-orbital-launch-march-elon-musk
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
Repost from Science is for all🔬
محققان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اثرات احتمالی دارچین بر حافظه و یادگیری را بررسی کردند
دارچین، ادویهٔ معطر شناخته شده ای که بسیاری از ما از آن برای پخت کیک و طبخ غذاهای خوش طعم استفاده می کنیم، ادویهٔ دارچین از پوست داخلی درختان دارچین به دست می آید. این درختان همیشه سبز هستند که در هیمالیا و سایر مناطق کوهستانی و همچنین در جنگل های بارانی و دیگر جنگل های جنوب چین، هند و آسیای جنوب شرقی یافت می شوند.
دارچین علاوه بر طعم بی نظیرش می تواند خواص مفید دیگری نیز برای انسان داشته باشد. به عنوان مثال، مطالعات نشان می دهد که دارچین دارای خواص ضد التهابی، آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی است و همچنین می تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت کند.
برخی از کارها همچنین نشان دادند که ترکیبات زیست فعال آن می تواند عملکرد مغز، به ویژه حافظه و یادگیری را تقویت کند. با این حال اعتبار این یافته ها هنوز با قطعیت روشن نشده است.
تیمی از محققان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند اخیراً چندین مطالعهٔ گذشتهنگر را در مورد تأثیر دارچین بر عملکردهای شناختی بررسی کردند. تجزیه و تحلیل آنها که در Nutritional Neuroscience بیان شده است، ارزش بالقوهٔ دارچین را برای پیشگیری یا کاهش حافظه یا اختلالات یادگیری برجسته می کند.
سمانه نخعی، علیرضا کوشکی و همکارانشان در مقالهٔ خود نوشتند:"این مطالعه با هدف مرور سیستماتیک مطالعات مربوط به رابطهٔ بین دارچین و اجزای کلیدی آن در حافظه و یادگیری انجام شد. دو هزار و ششصد و پنج مطالعه در سپتامبر 2021 از پایگاههای اطلاعاتی مختلف جمعآوری شد و برای واجد شرایط بودن تحت بررسی قرار گرفت. چهل مطالعه معیارهای ما را برآورده کردند و در این مرور سیستماتیک گنجانده شدند."
نخعی، کوشکی و همکارانشان صدها مطالعهٔ ذخیره شده در چندین پایگاه تحقیقاتی آنلاین از جمله PubMed، Scopus، Google Scholar و Web of Science را بررسی کردند. آنها سپس تحلیل خود را به 40 مورد از این مطالعات محدود کردند، مطالعاتی که بیشتر مرتبط با موضوع مورد پسند آنها بود.
از میان این 40 مطالعه، 33 مطالعه In vivo (به عنوان مثال، بررسی موجودات زنده واقعی، مانند انسان، جوندگان، یا سایر حیوانات) انجام شد. پنج مورد از آنها در شرایط آزمایشگاهی (به عنوان مثال، خارج از موجودات زنده، به عنوان مثال با تجزیه و تحلیل سلول ها یا بافت پس از مرگ) و دو مورد مطالعهٔ بالینی (به عنوان مثال، با بیماران پزشکی) انجام شد.
محققان داده های مربوط به همهٔ این مطالعات را استخراج کردند، شامل نویسنده آنها، سال انتشار، ترکیب یا نوع دارچین مورد استفاده، جمعیت مورد مطالعه و حجم نمونه، دوزهای دارچین یا اجزای زیست فعال آن، جنسیت و سن شرکت کنندگان، مدت زمان و روش مصرف و نتایج به دست آمده. آنها سپس کیفیت و پایایی مطالعات را با توجه به طراحی، حجم نمونه، معیارهای ورود و سایر جنبه های روش شناختی ارزیابی کردند.
در نهایت نتایج 40 مقاله مرتبطی را که انتخاب کردند مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار دادند، به طور کلی، اکثر مطالعاتی که آنها بررسی کردند نشان دادند که دارچین می تواند بر حافظه و عملکرد شناختی تأثیر مثبت بگذارد.
نخعی، کوشکی و همکارانشان در مقاله خود نوشتند:" مطالعات in vivo نشان داد که استفاده از دارچین یا اجزای آن مانند اوژنول، سینامالدهید و اسید سینامیک میتواند عملکرد شناختی را به طور مثبت تغییر دهد. مطالعات آزمایشگاهی همچنین نشان داد که افزودن دارچین یا سینامالدئید به یک محیط سلولی میتواند تجمع تاؤ، بتا آمیلوئید را کاهش دهد و بقای سلولی را افزایش دهد."
از بین دو مطالعهٔ بالینی که توسط محققان تجزیه و تحلیل شد، یکی بر روی نوجوانان و دیگری بر روی بزرگسالان پرهدیابتی که 60 سال یا کمتر داشتند انجام شد. مطالعهٔ اول از نوجوانان خواسته شد که آدامس دارچینی بجوند، در حالی که مطالعهٔ دوم از شرکت کنندگان خواسته بود 2 گرم دارچین روی نان سفید بخورند.
مطالعه روی نوجوانان نتایج مثبتی به همراه داشت که نشان میدهد جویدن آدامس دارچین عملکرد حافظه را بهبود میبخشد و اضطراب را کاهش میدهد. در مقابل، مطالعه بالینی بر روی بزرگسالان پرهدیابتی هیچ تغییر قابل توجهی در عملکرد شناختی پس از مصرف دارچین پیدا نکرد.
محققان در مقالهٔ خود نوشتند:"اکثر مطالعات گزارش کردند که دارچین ممکن است برای پیشگیری و کاهش اختلال عملکرد شناختی مفید باشد. می توان از آن به عنوان کمکی در درمان بیماری های مرتبط استفاده کرد. با این حال، مطالعات بیشتری در این زمینه باید انجام شود."
به طور کلی، مقاله مروری سیستماتیک نخعی، کوشکی و همکارانشان نشان می دهد که دارچین و برخی از اجزای فعال آن می توانند تأثیرات مثبتی بر عملکرد مغز انسان، تقویت حافظه و یادگیری داشته باشند.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
3 مطالعهٔ جدید نشان می دهد که یک تضاد در قلب کیهان شناسی وجود دارد (دان لینکلن)
جهان آنقدرها که ما فکر می کنیم «تودهای» نیست.
تلسکوپ ها در اصل ماشین زمان هستند. همانطور که ما کهکشان هایی را بررسی می کنیم که در فواصل بیشتر و بیشتر از زمین قرار دارند، به گذشته و دورتر نگاه می کنیم. مجموعهٔ جدیدی از مطالعات که به بررسی «تودهای بودن(Clumpiness)» جهان می پردازد، نشان می دهد که ممکن است در قلب کیهان شناسی تضادی وجود داشته باشد. نظریهٔ مهبانگ (Big bang theory) هنوز معتبر است، اما ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد.
مجموعه ای از سه مقالهٔ علمی که تاریخچهٔ انبساط جهان را توصیف می کند، داستان گیج کننده ای با پیش بینی ها و اندازه گیری ها کمی مخالف را روایت می کند. (مقالات در اینجا قابل دسترسی است: یک، دو، سه.)
در حالی که این اختلاف نظر رد مهلک کیهانشناسی مدرن به حساب نمیآید، میتواند اشارهای به این باشد که نظریههای ما نیاز به بازنگری دارند.
داستان های خلقت، چه باستان و چه مدرن
درک دقیق چگونگی به وجود آمدن جهان اطراف ما، سؤالی است که هزاران سال است که بشریت را آزار می دهد. در سرتاسر جهان، مردم داستانهایی ابداع کردهاند، از افسانهٔ یونان باستان در مورد خلقت زمین و دیگر موجودات اولیه از آشوب (همانطور که برای اولین بار توسط هزیود نوشته شده است) گرفته تا افسانهٔ خلقت هوپی ( که مجموعه ای از انواع مختلف موجودات را توصیف می کند که در نهایت به انسان تبدیل می شوند).
در دوران مدرن، هنوز داستانهای خلقت رقابتی وجود دارد، اما داستانی وجود دارد که مبتنی بر تجربهگرایی و روش علمی است: این ایده که حدود 13.8 میلیارد سال پیش، کیهان در حالت فشردهتر بسیار کوچکتر و داغتر آغاز شد و از آن زمان تاکنون در حال گسترش است. این ایده در زبان عامیانه "بیگ بنگ" نامیده می شود، اگرچه نویسندگان مختلف از این اصطلاح به معنای چیزهای کمی متفاوت استفاده می کنند. برخی از آن برای اشاره به لحظه ای که جهان به وجود آمد و شروع به انبساط کرد، استفاده می کنند، در حالی که برخی دیگر از آن برای اشاره به تمام لحظات پس از آغاز استفاده می کنند. برای آن نویسندگان،مهبانگ همچنان ادامه دارد، زیرا انبساط جهان ادامه دارد.
زیبایی این توضیح علمی این است که می توان آن را آزمایش کرد (آزمایشپذیر است). ستاره شناسان بر این واقعیت تکیه می کنند که نور سرعت محدودی دارد،به این معنی که عبور نور از کیهان زمان می برد.به عنوان مثال، نوری که ما هنگام تابش خورشید می بینیم، هشت دقیقه قبل از دیدن آن ساطع شده است. نور نزدیکترین ستاره حدود چهار سال طول کشید تا به زمین برسد، و نور از نقاط دیگر جهان ممکن است میلیاردها سال طول بکشد تا به ما برسد.
تلسکوپ به عنوان ماشین زمان
در واقع، این بدان معنی است که تلسکوپ ها ماشین زمان هستند. با نگاه کردن به کهکشان های دورتر، ستاره شناسان می توانند ببینند که جهان در گذشته های دور چگونه بوده است. اخترشناسان با ارتباط دادن مشاهدات کهکشان ها در فواصل مختلف از زمین، می توانند سیر تکامل کیهان را کشف کنند.
اندازه گیری های اخیر از دو تلسکوپ مختلف برای مطالعهٔ ساختار جهان در دوره های مختلف کیهانی استفاده می کنند.یکی از تأسیسات به نام تلسکوپ قطب جنوب (SPT) به اولین نور ممکن نگاه می کند که تنها 380000 سال پس از شروع جهان منتشر شده است. در آن زمان، جهان0.003 درصد سن فعلی خود را داشت.اگر جهان فعلی را معادل یک فرد 50 ساله در نظر بگیریم،تسلکوپ قطب جنوب به جهانی نگاه می کند که تنها 12 ساعت از عمرش گذشته است.
دومین تأسیسات بررسی انرژی تاریک(DES) نام دارد. این تلسکوپ بسیار قدرتمندی است که بر روی یک کوه در شیلی قرار دارد. در طول سالها، حدود 1/8 آسمان را بررسی کرده و از بیش از 300 میلیون کهکشان تصویربرداری کرده است، که بسیاری از آنها به قدری کمنور هستند که درخشندگی آنها در حدود یک میلیونم کمنورترین ستارههای قابل مشاهده برای چشم انسان است.این تلسکوپ می تواند از کهکشان های امروزی تا هشت میلیارد سال پیش تصویربرداری کند.در ادامه با تشبیه یک فرد 50 ساله، تلسکوپ بررسی انرژی تاریک می تواند از جهان از 21 سالگی تا به امروز تصویربرداری کند (افشای کامل: محققان در آزمایشگاه فرمی، جایی که من نیز کار می کنم، این مطالعه را انجام دادند، اما من در این تحقیق شرکت نکردم).
همانطور که نور از کهکشان های دوردست به زمین می رسد، می تواند توسط کهکشان هایی که به ما نزدیک تر هستند، خم شود. با استفاده از این خمشدگی های کوچک، ستاره شناسان نقشهٔ بسیار دقیقی از توزیع ماده در کیهان ایجاد کرده اند. این نقشه هم شامل ماده معمولی است که ستارگان و کهکشان ها آشناترین نمونه های آن هستند و هم ماده تاریک که شکل فرضی ماده است که نه نور را جذب می کند و نه ساطع می کند.
ادامهٔ مطالب
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
میگرن با افزایش خطر عوارض بارداری مرتبط است
زنان به طور نامتناسبی تحت تأثیر میگرن ،به ویژه در دوران باروری، قرار می گیرند. با این حال، رابطه بین میگرن و پیامدهای نامطلوب بارداری به خوبی شناخته نشده است. یک مطالعهٔ جدید توسط محققین بیمارستان بریگهام و زنان، یکی از اعضای مؤسس سیستم مراقبت های بهداشتی عمومی بریگهام، داده های هزاران زن را از مطالعه سلامت پرستاران II برای ارزیابی رابطه بین میگرن و عوارض بارداری تجزیه و تحلیل کرد. در مقاله ای که در Neurology منتشر شد، تیم گزارش می دهد که میگرن تشخیص داده شده قبل از بارداری با پیامدهای نامطلوب در دوران بارداری، از جمله زایمان زودرس، فشار خون بارداری و پره اکلامپسی مرتبط است، که نشان می دهد میگرن ممکن است یک نشانگر بالینی افزایش خطر زایمان باشد.
نویسندهٔ اول، الکساندرا پوردو-اسمیت، دکترا، دانشیار اپیدمیولوژیست در بیمارستان زنان بریگهام و مدرس پزشکی در دانشکدهٔ پزشکی هاروارد گفت:"زایمان زودرس و اختلالات فشار خون بالا از عوامل اصلی مرگ و میر مادران و نوزادان هستند. یافتههای ما نشان میدهد که سابقهٔ میگرن بهعنوان یک عامل خطر مهم برای این عوارض در نظر گرفته میشود و می تواند در نشانه گذاری زنانی که ممکن است از نظارت بیشتر در دوران بارداری بهره مند شوند، مفید باشد."
زنان دو تا سه برابر بیشتر از مردان در طول زندگی خود میگرن را تجربه می کنند و میگرن در بین زنان 18 تا 44 ساله بیشترین شیوع را دارد. برای برخی، سردردهای میگرنی می تواند با آئورا یا تشعشع نورانی (5.5٪ از جمعیت) همراه باشد، که معمولاً اختلالات بینایی هستند که قبل از شروع سردرد ظاهر می شوند.
بر اساس مطالعات قبلی، پیامدهای نامطلوب بارداری و میگرن، به ویژه میگرن همراه با تشعشع نورانی، هر کدام به طور مداوم با خطر بالاتر بیماری عروق کرونر قلب و سکتهٔ ایسکمیک در زنان مرتبط هستند. بیولوژی اصلی مسئول این خطرات نیز ممکن است احتمال عوارض بارداری را افزایش دهد. اما تا به امروز، تنها چند مطالعه کوچک یا گذشته نگر، میگرن را به عنوان یک عامل خطر برای عوارض بارداری بررسی کرده اند. هیچ مطالعه آینده نگر خطرات فنوتیپ تشعشع نورانی (میگرن با تشعشع نورانی در مقابل میگرن بدون تشعشع نورانی) را بررسی نکرده است.
پوردو اسمیت و همکارانش دادههای حاصل از مطالعهٔ بزرگ و آیندهنگر سلامت پرستاران II را تجزیه و تحلیل کردند که شامل 30555 بارداری از 19694 پرستار ایالات متحده بود. محققان میگرن و فنوتیپ میگرن (میگرن با و بدون تشعشع نورانی) را که توسط پزشک خود-گزارش شده بود و میزان بروز پیامدهای بارداری خود-گزارش شده توسط پزشک را بررسی کردند.
با توجه به بزرگی جمعیت مورد مطالعه و در دسترس بودن دادهها در مورد سایر عوامل سلامتی و رفتاری، محققان میتوانند عوامل مخدوشکنندهٔ بالقوه را در تحلیلهای خود کنترل کنند، مانند شاخص توده بدنی، فشار خون مزمن و سیگار کشیدن.
محققان دریافتند که میگرن قبل از بارداری با 17 درصد بیشتر خطر زایمان زودرس، 28 درصد افزایش فشار خون بارداری و 40 درصد بیشتر با نرخ پره اکلامپسی در مقایسه با بدون میگرن همراه است. میگرن همراه با تشعشع نورانی با خطر ابتلا به پره اکلامپسی تا حدودی بیشتر از میگرن بدون تشعشع نورانی همراه بود.میگرن با وزن کم هنگام تولد یا دیابت بارداری مرتبط نبود.
شرکت کنندگان مبتلا به میگرن که مصرف منظم آسپرین (بیش از دو بار در هفته) را قبل از بارداری گزارش کرده بودند، 45 درصد کمتر در معرض خطر زایمان زودرس بودند. گروه ویژه خدمات پیشگیرانه ایالات متحده در حال حاضر دوز پایین آسپرین را در دوران بارداری برای افراد در معرض خطر پره اکلامپسی و کسانی که بیش از یک عامل خطر متوسط برای پره اکلامپسی دارند توصیه می کند. آزمایشات بالینی نشان داده است که آسپرین با دوز پایین در دوران بارداری نیز در کاهش میزان زایمان زودرس موثر است. با این حال، پوردو اسمیت خاطرنشان می کند که میگرن در حال حاضر در میان نشانه های استفاده از آسپرین در بارداری گنجانده نشده است. پوردو اسمیت گفت:"یافتههای ما در مورد کاهش خطر زایمان زودرس در میان زنان مبتلا به میگرن که مصرف منظم آسپرین را قبل از بارداری گزارش کردهاند، نشان میدهد که آسپرین ممکن است برای زنان مبتلا به میگرن نیز مفید باشد. با توجه به ماهیت مشاهده ای مطالعه ما، و فقدان اطلاعات دقیق در مورد دوز آسپرین موجود در گروه، آزمایشات بالینی برای پاسخ قطعی به این سوال مورد نیاز است."
برخی دیگر از محدودیتهای این مطالعه شامل این است که شرکتکنندگان فقط در صورتی گزارش دادند که پزشک تشخیص میگرن را داده باشد، احتمالاً کسانی که میگرن مزمن یا شدید نداشتند را شامل نمیشود.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
محققان دریافتند عفونت لثه ممکن است یک عامل خطر برای آریتمی قلبی باشد
پریودنتیت، یک بیماری لثه، می تواند منجر به مشکلات متعدد دندانی از بوی بد دهان تا خونریزی و از دست دادن دندان شود. اکنون، محققان دانشگاه هیروشیما دریافتهاند که میتواند با مشکلات شدیدتری در سایر نقاط بدن (قلب) مرتبط باشد.
در مطالعهای که در 31 اکتبر در JACC: Electrophysiology بالینی منتشر شد، این تیم ارتباط معنیداری بین پریودنتیت و فیبروز (زخم در یک زائده دهلیز چپ قلب که می تواند منجر به ضربان قلب نامنظم به نام فیبریلاسیون دهلیزی شود) در نمونهای از 76 بیمار مبتلا به بیماری قلبی پیدا کردند.
نویسندهٔ اول شونسوکه میاوچی، استادیار مرکز خدمات بهداشتی دانشگاه هیروشیما گفت:" پریودنتیت با یک التهاب طولانی مدت همراه است و التهاب نقش کلیدی در پیشرفت فیبروز دهلیزی و پاتوژنز فیبریلاسیون دهلیزی دارد. ما فرض کردیم که پریودنتیت فیبروز دهلیزی را تشدید می کند. این مطالعه بافت شناسی زائده های دهلیز چپ با هدف روشن کردن رابطه بین وضعیت پریودنتیت بالینی و درجه فیبروز دهلیزی انجام شد."
زائده های دهلیز چپ با جراحی از بیماران برداشته شد و محققان بافت را تجزیه و تحلیل کردند تا ارتباط بین شدت فیبروز دهلیزی و شدت بیماری لثه را تعیین کنند. آنها دریافتند که هر چه پریودنتیت بدتر باشد، فیبروز بدتر است و این نشان می دهد که التهاب لثه ممکن است التهاب و بیماری در قلب را تشدید کند.
نویسندهٔ مسئول، یوکیکو ناکانو، استاد پزشکی قلب و عروق در دانشکدهٔ تحصیلات تکمیلی علوم زیست پزشکی و بهداشت دانشگاه هیروشیما گفت:" این مطالعه شواهد اساسی را ارائه می دهد که پریودنتیت می تواند فیبروز دهلیزی را تشدید کند و می تواند یک عامل خطر جدید قابل اصلاح برای فیبریلاسیون دهلیزی باشد."
به گفتهٔ ناکانو، علاوه بر بهبود سایر عوامل خطر مانند وزن، سطح فعالیت، مصرف تنباکو و الکل، مراقبت های پریودنتال می تواند به مدیریت جامع فیبریلاسیون دهلیزی کمک کند. با این حال، او هشدار داد که این مطالعه یک رابطه علت و معلولی ایجاد نکرد، به این معنی که در حالی که شدت بیماری لثه و فیبروز دهلیزی مرتبط به نظر می رسد، محققان متوجه نشده اند که یکی به طور قطعی به دیگری منجر شود.
ناکانو گفت:"شواهد بیشتری برای اثبات این امر لازم است که پریودنتیت به شیوه ای علّی به فیبروز دهلیزی کمک می کند و مراقبت های پریودنتال می تواند فیبروز را تغییر دهد. یکی از اهداف ما تأیید این موضوع است که پریودنتیت یک عامل خطر قابل اصلاح برای فیبریلاسیون دهلیزی است و مشارکت متخصصان دندانپزشکی در مدیریت جامع فیبریلاسیون دهلیزی را ارتقاء می دهد. پریودنتیت یک هدف آسان قابل اصلاح با هزینهٔ کمتر در میان عوامل خطر شناخته شده فیبریلاسیون دهلیزی است. بنابراین، دستاورد این مجموعه مطالعاتی ممکن است برای بسیاری از مردم در سراسر جهان سودمند باشد."
در مرحلهٔ بعد، محققان گفتند که امیدوارند آزمایشهای بالینی آینده را برای روشن شدن اینکه آیا مداخله پریودنتال باعث کاهش وقوع فیبریلاسیون دهلیزی و بهبود نتایج بیمار میشود، انجام دهند.
Source
-
«Channel of Science is for all»
طول دندان
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که دندان های شما از نظر تکاملی چقدر سن دارند؟
در سال ۲۰۲۲، تیمی از دیرینهشناسان، دندانهای ماهی فسیلی جدا شده از سنگهای سن سیلورین در استان گوئیژو، چین را توصیف کردند. این کشف قابل توجه حداقل سن دندان ها را ۱۴ میلیون سال بیشتر از یافته های قبلی کرد. این بدان معناست که اکنون دندان های ما به ۴۳۹ میلیون سال پیش بازمی گردد.
آن ماهی جدید، یک مهرهدار فکدار بسیار اولیه، Qianodus duplicis نام داشت و تنها از دندانهای تخصصی جدا شده به نام «چرخها» شناخته میشود. چرخش دندان یک ردیف دندان عجیب و غریب است که به صورت مارپیچی روی خود پیچ میخورد (مشهورترین آن در کوسه ارهای وزوز، هلیکوپریون) وجود دارد.
با این وجود، دندانهای ماهی فکدار چینی دارای تعدادی ویژگی است که در دیگر مهرهداران فکدار مدرن یافت میشود، که ارتباط آنها را در درک تکامل خرخرهای خودمان برجسته میکند. در آن چنگ بزن!
رشد ستون فقرات
"رشد ستون فقرات" به معنای جسور شدن و اعتماد به نفس است. اولین حیواناتی که دقیقاً این کار را انجام دادند، مطمئناً ۵۰۰ میلیون سال پیش به دریاهای خطرناک باستانی سفر کردند.
اول، این حیوانات کرم مانند یک "نوتوکورد" را تکامل دادند - میله ای ساخته شده از غضروف که در امتداد پشت بدن قرار دارد. این امکان اتصال بلوکهای ماهیچهای تقسیمبندی شده و دم بلندی را فراهم کرد که فراتر از مقعد گسترش مییابد.
تمام حیواناتی که دارای نوتوکورد هستند، آکوردات نامیده میشوند و شامل همه چیز از آبهای دریایی گرفته تا مرغهای دریایی میشوند که شامل بیش از ۶۵۰۰۰ گونه زنده است.
برای به دست آوردن ایده ای از اولین آکوردها، امروزه می توانیم به حیواناتی مانند نیزه (معروف به Amphioxus یا Branchiostoma) نگاه کنیم. لنسلت ها کمی شبیه ماهی های ریز و ابتدایی بدون باله هستند. آنها با موج دار کردن بدن خود به این طرف و آن طرف شنا می کنند.
در مرحله بعدی سرهایی با سرهای خوب سازماندهی شده (جمجمه ها) و آنهایی که نوتوکورد با ستون فقرات در بالغین (مهره داران) جایگزین می شود قرار می گیرند.
یک ستون فقرات از استخوانهای تکه تکهشده (مهرهها) ساخته شده است که در یک الگوی به هم پیوسته خاص در کنار هم قرار میگیرند. ما چند فسیل وسوسه انگیز داریم که نشان دهنده اولین نمونه های شناخته شده مهره داران هستند، مانند Metaspriggina شناخته شده از کانادا، یا Haikouichthys از چین در سنگ هایی با قدمت بیش از ۵۰۰ میلیون سال.
بنابراین، چه مغز بزرگ و لگن پهن شما از راه رفتن عمودی، جمجمه با یک دهانه و قوس استخوانی، انگشتان دست، انگشتان پا، دندان ها یا نخاع، ما انسان ها ویژگی های باستانی بسیاری در بدن خود داریم.
و بنابراین، به قول مایا آنجلو، شاعر، شاید ارزش این را داشته باشد که به یاد داشته باشیم که ما بیشتر شبیه هم هستیم تا متمایز.
آلیس کلمنت، دانشیار پژوهشی در کالج علوم و مهندسی، دانشگاه فلیندرز
این مقاله از The Conversation تحت مجوز Creative Commons بازنشر شده است.
ترجمه: یاس
https://www.sciencealert.com/these-5-traces-of-ancient-ancestors-still-exist-in-human-bodies-today
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
پنج اثر از اجداد باستانی که هنوز در بدن انسان وجود دارد
از نظر تکاملی، اگر به اندازه کافی در زمان به عقب برگردیم، همه ما اجداد مشترکی داریم. این بدان معناست که بسیاری از ویژگیهای بدن ما هزاران یا حتی میلیونها سال در شجرهنامه بزرگ زندگی ما وجود دارد.
در زیست شناسی، اصطلاح "همسانی" به شباهت یک ساختار بر اساس نسب از یک اجداد مشترک مربوط می شود. به شباهت های دست انسان، بال خفاش و باله نهنگ فکر کنید. همه اینها عملکردهای تخصصی دارند، اما طرح بدنی زیرین استخوان ها ثابت می ماند.
این با ساختارهای "مشابه" مانند بال در حشرات و پرندگان متفاوت است. اگرچه عملکرد مشابهی دارند، بالهای سنجاقک و بالهای طوطی به طور مستقل به وجود آمدهاند و منشأ تکاملی یکسانی ندارند.
در اینجا پنج نمونه از صفات بسیار قدیمی آورده شده است. ممکن است تعجب کنید که بدانید امروزه هنوز در انسان ها دیده می شود.
یک قدم جلوتر
چه چیزی ما را انسان می کند؟ این سوال قرن هاست که ذهن دانشمندان و دانشمندان را به خود مشغول کرده است. امروزه تشخیص اینکه چه کسی انسان است و چه کسی نیست، نسبتاً ساده به نظر می رسد، اما با نگاهی به سوابق فسیلی، همه چیز خیلی سریع کمتر روشن می شود.
آیا بشریت با خاستگاه گونه های خودمان، هومو ساپینس، از ۳۰۰ هزار سال پیش آغاز می شود؟ یا باید به بیش از سه میلیون سال پیش به نیاکانی مانند "لوسی" (Australopithecus afarensis) از شرق آفریقا بازگردیم؟ یا حتی بیشتر به جدایی ما از میمون های بزرگ دیگر؟
هر خطی که برای مشخص کردن تولد بشریت روی شن بکشید، یک چیز مسلم است. عمل عادت به راه رفتن روی دو پا، معروف به "دوپا"، یکی از بزرگترین قدم های اجداد ما بود.
تقریباً هر قسمت از اسکلت ما تحت تأثیر تغییر از چهار دست و پا راه رفتن تا ایستادن قرار گرفت. این انطباق ها شامل تراز و اندازه استخوان های پا، استخوان های لگن، زانوها، پاها و ستون مهره ها است.
نکته مهم این است که ما از روی جمجمه های فسیلی می دانیم که افزایش سریع اندازه مغز ما مدت کوتاهی پس از شروع به راه رفتن عمودی رخ داده است. این امر مستلزم تغییراتی در لگن بود تا به نوزادان با مغز بزرگتر اجازه عبور از کانال تولد را بدهد.
لگن پهن شده ما، یک ویژگی همولوگ است که با چندین دودمان از انسان های فسیلی اولیه و همچنین تمام کسانی که امروزه زندگی می کنند مشترک است.
سپس آن مغزهای بزرگ به هنر، فرهنگ و زبان دامن زدند، مفاهیم مهمی در هنگام بررسی آنچه ما را انسان میسازد.
سوراخی در سر
علاوه بر این که کره چشم شما در مدار خود قرار دارد، ممکن است تعجب کنید که بدانید سوراخ های بزرگ دیگری (معروف به فنستر) در جمجمه خود دارید.
یک پنجره واحد در هر طرف جمجمه انسان یافت می شود که ما را با اجداد مشترک خود از بیش از ۳۰۰ میلیون سال پیش متحد می کند.
حیواناتی که در جمجمه خود این پنجره واحد دارند به عنوان سیناپسید شناخته می شوند. این کلمه به معنی "قوس جوش خورده" است که به قوس استخوانی زیر سوراخ جمجمه در پشت هر چشم اشاره دارد.
امروزه همه پستانداران، از جمله انسان، سیناپسید هستند (اما خزندگان و پرندگان اینطور نیستند).
دیگر سیناپسیدهای معروف دوران ماقبل تاریخ شامل دیمترودون است که اغلب به اشتباه شناسایی می شود. خزنده باستانی sail-backed معمولا با دایناسور اشتباه گرفته می شود.
با این حال، با اندامهای پراکنده و منفرد گیجگاهی، در عوض متعلق به دودمانی است که گاهی اوقات به عنوان "خزندگان پستاندار مانند" شناخته میشود، اگرچه ما اصطلاح دقیقتر سیناپسید را ترجیح میدهیم.
۱۰ انگشت دست و ۱۰ انگشت کوچک پا:
الگوی پنج انگشتی در دست یا پای انسان، که به عنوان " اندام پنتاداکتیل " شناخته می شود، در بیشتر دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران یافت می شود.
اما ماهی ها انگشتان دست و پا ندارند، بنابراین اولین بار چه زمانی انگشت ها تکامل یافتند؟
مطالعه اخیر ما در واقع اولین انگشتانی را که در باله یک ماهی حفظ شده اند، توصیف کرد. ما از روش های تصویربرداری قدرتمندی برای بررسی درون فسیل ۳۸۰ میلیون ساله ای به نام Elpistostege از کبک، کانادا استفاده کردیم تا قدیمی ترین انگشتان ماهی را آشکار کنیم!
تا حدودی تعجب آور است، اولین ماهی که انگشتان تکامل یافته هنوز پرتوهای باله را در اطراف خود حفظ کرده است، بنابراین این استخوان ها در خارج روی حیوان قابل مشاهده نبوده اند.
اولین چهارپایان (حیوانات چهارپایی با ستون فقرات که در نهایت از آب بیرون و به خشکی رفتند) تعداد انگشتان را "آزمایش" می کردند، که گاهی با شش، هفت یا هشت عدد از آنها یافت می شد.
این چهارپایان اولیه احتمالا هنوز در آب زندگی می کردند. تنها زمانی که چهارپایان واقعاً زمینی شدند، اندام پنج انگشتی وارد شد. این ترتیب به احتمال زیاد به عنوان یک راه حل عملی برای تحمل وزن در خشکی بوجود آمده است.
ما کی هستیم؟ در مییابیم که در سیارهی ناچیزی از ستارههای یکنواخت زندگی میکنیم که در کهکشانی در گوشهی فراموش شدهی جهان قرار دارد. جهانی که تعداد کهکشانهای آن، از انسانها بیشتر است. (کارل سیگن)
در سوپر گروه علمی Science For life به مطالب مرتبط به ساینس (علوم تجربی) پرداخته میشود و نحوهی پرداختن به مسائل نیز بر اساس روش علمی و نه رویکرد اعتقادی و نظر شخصی است.
گروه:
https://t.me/scienceforlife1
کانال:
https://t.me/science4lifee
Repost from Science is for all🔬
آغاز تا پایان جهان: مهرمب (Big crunch) در مقابل انجماد بزرگ (Big freeze)
اخترشناسان زمانی فکر می کردند که جهان می تواند در یک مهرمب فرو بریزد.اکنون اکثریت موافقند که با یک انجماد بزرگ به پایان خواهد رسید.
جهان چگونه پایان خواهد یافت؟ بشریت هزاران سال است که به این سؤال فکر کرده است. و اکنون علم در واقع دانش و ابزار لازم برای پاسخگویی به آن را دارد.
تا همین اواخر، اخترشناسان فکر می کردند که جهان به طور مکرر منبسط می شود و در یک چرخهٔ بی نهایت مرگ کیهانی و تولد دوباره فرو می ریزد. تریلیونها سال در آینده، مدتها پس از نابودی زمین، جهان از هم دور میشود تا زمانی که تشکیل کهکشان ها و ستاره ها متوقف شود. به آهستگی، ستارگان خاموش می شوند و آسمان شب را سیاه می کنند. تمام مواد باقی مانده توسط سیاهچاله ها بلعیده می شوند تا زمانی که چیزی باقی نماند. در نهایت، آخرین آثار گرما از بین می رود.
کیهان به جای رسیدن به پایان خود از طریق آتش و گوگرد (عذاب های فرضی جهنم)، احتمالاً تسلیم «مرگ گرمایی» خواهد شد. اخترشناسان آن را انجماد بزرگ می نامند.
آلفا و امگا
به نظر نمی رسید که جهان همیشه اینگونه به پایان برسد. تقریباً یک قرن پیش، اخترشناسان فکر می کردند که کهکشان راه شیری ما کل جهان است. کیهان ما ایستا به نظر میرسید، تقریباً یکسان بوده و همیشه باقی خواهد ماند. با این حال، زمانی که آلبرت اینشتین نظریههای نسبیت خود را تدوین کرد، متوجه نشانههایی از چیز عجیبی شد. معادلات او حاکی از یک جهان در حال حرکت، یا در حال انبساط یا انقباض است. بنابراین اینشتین یک عامل دلخواه (یک ثابت کیهانشناختی (ثابت لاندا)) اضافه کرد که جهان را در حالت ثابت جذاب تری نگه می داشت.
جان ماتر کیهان شناس برنده جایزه نوبل و دانشمند ارشد تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا می گوید:"اینشتین احمق نبود. او احساس اخترشناسان را داشت." با این حال، تقریباً در همان زمان، اخترشناسان پذیرفتند که برخی از سحابیهای مارپیچیشکل درهم که از طریق تلسکوپهای خود مشاهده کردند، مجموعهای از ستارههای کهکشان ما نیستند. آنها کاملاً کهکشان های دیگری بودند. و هنگامی که ادوین هابل به دقت حرکات آنها را اندازه گیری کرد، نشان داد که این کهکشان ها واقعاً در حال دور شدن از کهکشان ما هستند. بشریت کشف کرده بود که جهان در حال انبساط است.
فشار دادن به عقب بر روی آن انبساط در نهایت نشان داد که کل جهان در یک انفجار بزرگ 13.8 میلیارد سال پیش متولد شده است. کیهانشناسی در حالی که پایههایش کاملاً ثابت بود، به سؤال بزرگ بعدی روی آورد: جهان چگونه به پایان میرسد؟
دو راه اصلی برای مرگ یک جهان در حال انبساط وجود دارد: کیهان میتواند در نهایت در خود فرو بریزد، یا میتواند برای همیشه به انبساط ادامه دهد. برای اینکه بفهمند کدام درست است، اخترشناسان باید تکامل جهان را به سرعت پیش میبردند.
مهرمب
در سال 1922، الکساندر فریدمن، فیزیکدان و ریاضیدان روسی، مجموعه ای از معادلات معروف را به نام معادلات فریدمن استخراج کرد. این محاسبات نشان داد که سرنوشت جهان ما با چگالی آن تعیین میشود و میتواند به جای اینکه در حالت ثابت بماند، منبسط یا منقبض شود. با وجود مادهٔ کافی، گرانش در نهایت انبساط جهان را متوقف میکند و باعث میشود که دوباره به سمت داخل فرو بریزد.
در دهههای 1960 و 1970، زمانی که اخترشناسان تمام مواد موجود در جهان شناختهشده را جمعآوری کردند، محاسبه کردند که جرم کافی وجود دارد که جهان باید در نهایت به حالتی بینهایت متراکم یا شاید حتی یک سیاهچاله غولپیکر فرو بریزد.
برخی بر این باورند که وقتی جهان در یک نقطه بینهایت کوچک (مهرمب) فشرده شود، انبساط دیگری یا جهش بزرگ (Big bounce) را آغاز خواهد کرد.
در دهه های 1970 و 1980، فیزیکدان جان ویلر، که به ابداع اصطلاح سیاه چاله کمک کرد، به یکی از حامیان اصلی مهرمب تبدیل شد. برای او، این یک سرنوشت آشکار بود. انقلابی در درک سیاهچاله ها در جریان بود و ویلر هر یک را به عنوان "مدل آزمایشی" وضعیت نهایی جهان می دید. اما او اعتراف کرد که علاقهٔ ویلر به مهرمب تا حدی از زیبایی شناسی ناشی شده است، تصویر کردنش راحت بود.
انجماد بزرگ
متأسفانه، واقعیت همیشه چندان قابل ارتباط نیست. پیتر ویت، فیزیکدان دانشگاه کلمبیا در وبلاگ خود"حتی اشتباه نیست" می نویسد:" فقط به این دلیل که ممکن است جهان سرد و خالی را آینده ای غیرجذاب بدانیم، به این معنی نیست که همه چیز به آنجا نمی رود."
در اواخر دهه 1990، دو گروه جداگانه از دانشمندان در حال بررسی جهان دور بودند و ستارگان در حال مرگ به نام ابرنواخترهای نوع Ia را مطالعه می کردند که به عنوان شمع های استانداردی عمل می کنند که به ایجاد فاصله های کیهانی کمک می کند.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
گروه «علم و فلسفه علم» از بدو تولد تلگرام تشکیل شد و همواره و در همه حال مشغول فعالیت بوده است.
این جمع متشکل از افراد متخصصی است که پاسخگوی پرسشهای علمی شما هستند.
از علاقمندان به علم دعوت میشود به این جمع بپیوندید.
لینک گروه:
https://t.me/+TTM-tJ5WrVExZGNk
Repost from Science is for all🔬
تاریخ کیهانشناسی
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد (به بالا مراجعه کنید). این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
آنها استدلال کردند که دوز اشعه ماوراء بنفش که در یک جلسه نقاشی ناخن استفاده می شود، ناچیز است.
محققان مقاله ۲۰۱۳ در موضع خود محکم ایستادند. آنها در ردیه منتشر شده اشاره کردند که بر خلاف سایر محققان، هیچ تضاد منافعی نداشتند و فقط می خواستند حقیقت را بدانند.
نظرات منتشر شده بر اساس مطالعات مشاهدهای کمک چندانی به بهبود درک ما از خطرات سلامتی ناشی از لامپهای UV نکرده است.
وقت آن رسیده است که برخی تحقیقات اپیدمیولوژیک بطور مستقل انجام شود.
ژیواگی، الکساندروف و همکارانش می نویسند: احتمالاً تکمیل چنین مطالعاتی و متعاقباً اطلاع رسانی به عموم مردم حداقل یک دهه طول خواهد کشید.
البته ارزیابی خطرات و منافع به عهده مشتریان خواهد بود.
این مطالعه در Nature Communications منتشر شد.
ترجمه:یاس
https://www.sciencealert.com/getting-your-nails-done-frequently-could-damage-the-dna-in-your-hands
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
مانیکور ناخن ها می تواند به DNA دستان شما آسیب برساند
اشعه ماوراء بنفش (UV) به عنوان عامل ایجاد سرطان پوست در مواجهه با نور زیاد شناخته شده است، و با این حال تحقیقات ایمنی بسیار کمی در مورد لامپ های مورد استفاده برای خشک کردن لاک ناخن در سالن های زیبایی انجام شده است.
یک مطالعه جدید توسط محققان دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو و دانشگاه پیتسبورگ در ایالات متحده شواهد مربوط به آسیبی را که این منبع تشعشع می تواند به دستان ما وارد کند، کشف کرده است.
خشک کن های ال ای دی لاک ناخن مانند تخت های برنزه کننده کوچک برای دستان شما به نظر می رسند. آنها از نور UV برای درمان و خشک کردن برخی از انواع لاک ناخن به سرعت و تمیز استفاده می کنند.
لامپ روی یک خشک کن لاک ناخن ال ای دی شدت کمتری دارد و طیف UV متفاوتی نسبت به تخت برنزه دارد، اما اشعه های اندکی که از آن ساطع می شود هنوز به راحتی به پوست نفوذ می کند و نتایج ناشناخته ای دارد.
در حالی که مطالعات قبلی هیچ ارتباطی بین ماشین های خشک کننده ناخن و سرطان پوست در سطح جمعیت نشان نداده است، یک مطالعه جدید در مورد جنبه مولکولی چیزها نتایج نگران کننده ای را نشان داده است.
مهندس زیستی، لودمیل الکساندروف، پیش از این مطالعه میگوید: درک مولکولی از آنچه این دستگاهها با سلولهای انسانی انجام میدهند، صفر بود.
یافتههای این آزمایش نشان میدهد که نور UV از لامپهای ناخن میتواند به روشهای مشابهی به DNA سلولهای انسان و موش آسیب برساند.
هنگامی که پتری ظروف سلول های موش و انسان را به مدت دو جلسه ۲۰ دقیقه ای (با یک ساعت استراحت از هم جدا می کردند) داخل خشک کن لاک ناخن قرار دادند، حدود ۳۰-۲۰ درصد از سلول ها مردند.
در همین حال، ۲۰ دقیقه قرار گرفتن در معرض در روز به مدت سه روز پشت سر هم تا ۷۰٪ از سلول های در معرض را از بین می برد. برای یک مانیکور، یک فرد در مجموع حدود ۱۰ دقیقه انگشتان خود را زیر نور UV قرار می دهد.
سلول هایی که پس از کل دوره قرار گرفتن در معرض باقی ماندند، نشانه هایی از آسیب DNA و جهش مرتبط با سرطان پوست را نشان دادند.
در حالی که این نتایج شواهد مستقیمی از افزایش خطر سرطان ارائه نمی دهند، اما نشان می دهند که سطح قابل توجهی از خطر وجود دارد. اینکه دقیقاً چند وقت یکبار شخصی نیاز به مراجعه به سالن ناخن دارد تا خود را در معرض خطر قرار دهد هنوز مشخص نیست.
الکساندروف و همکارانش خواستار مطالعات اپیدمیولوژیک بلندمدت مناسب برای ارزیابی اینکه آیا مکانیسم های کشف شده توسط این آزمایش به آسیب واقعی تبدیل می شوند، هستند.
یکی از اعضای آزمایشگاه الکساندروف، ماریا ژیواگی، از نتایج آنقدر نگران شد که تصمیم گرفت از مانیکور ژل لاک معمولی پرهیز کند.
ژیواگی میگوید: زمانی که تأثیر تشعشعات ساطع شده از دستگاه خشککن ژل لاک را بر مرگ سلولی دیدم و این که در واقع سلولها را حتی پس از تنها یک جلسه ۲۰ دقیقهای جهش میدهد، شگفتزده شدم.
ژیواگی بسیار محتاط است. برای او، خطرات احتمالی بیشتر از مزایای آن است. اما این بدان معنا نیست که همه باید فوراً از مانیکور ژل لاک خودداری کنند.
به نظر می رسد خطر ابتلا به سرطان روی دست ها از لامپ های ناخن UV در سطح جمعیت در میان افراد زیر ۶۵ سال بسیار کم است. برخی از محققان این نتایج را به این معنا تفسیر کرده اند که "مانیکور ژلی خطر سرطان زایی کمی دارد یا هیچ".
اما خطری که برای فرد وجود دارد چیزی است که متخصصان سرطان هنوز آن را رد نکرده اند.
آنها می گویند مشتریان نگران باید قبل از مانیکور خود از کرم ضد آفتاب استفاده کنند. یا باید دستکش با سوراخ انگشت بپوشند.
متخصص پوست ملیسا پیلیانگ از کلینیک کلیولند در سال ۲۰۲۱ هشدار داد افرادی که بیشتر به سالن ناخن مراجعه می کنند، احتمالاً با خطر بیشتری مواجه خواهند شد.
اگر کسی چند بار در سال می رود، احتمالاً نگرانی زیادی در مورد آن ندارد. اگر هر دو هفته یک بار می روند، ممکن است سبب نگرانی بیشتری شود.
در سال ۲۰۰۹، دو زن سالم که به طور منظم مانیکور میکردند و سابقه خانوادگی سرطان پوست نداشتند، ناگهان به سرطان پوست روی دستهای خود مبتلا شدند. این دو مطالعه موردی محققان را بر آن داشت تا خطرات سلامتی خشک کن های لاک ناخن را بیشتر بررسی کنند.
در سال ۲۰۱۳، محققان تایید کردند که دوز اشعه ماوراء بنفش ساطع شده از لامپ های ناخن UV 4.2 برابر قوی تر از خورشید است. محققان به این نتیجه رسیدند که در معرض شدت اشعه قرار گرفتن، مستلزم مطالعات بیشتری است.
در حالی که این محصولات به عنوان ایمن به بازار عرضه می شوند، واقعیت این است که تحقیقات بسیار کمی در مورد خطرات سلامتی آنها انجام شده و مطالعات موردی برای اثبات علت و معلول کافی نیست.
اما محققانی که توسط شرکتهای تست محصول استخدام شدهاند با بیان اینکه «دلیلی برای هشدار عمومی» وجود ندارد، پاسخ دادند.
به طور کلی، زمانی که وزن خود را تا ۱۰٪ کاهش می دهید، فقط برای حفظ وزن جدید، باید ۱۰٪ کالری کمتری مصرف کنید. اما این نباید به معنای محرومیت یا گرسنگی باشد.
درعوض، باید روی مقدار زیادی از مواد مغذی مواد غذایی تمرکز کنید و خوراکیها را فقط یک بار در هفته نگه دارید.
۵- استرس خود را بررسی کنید
استرس موفقیت شما را در کاهش وزن از مسیر خارج می کند. استرس تولید کورتیزول در بدن را افزایش میدهد، ذخیرهسازی چربی را افزایش میدهد و هوسهای غذایی ناسالم را تحریک میکند.
بهترین نوع مدیریت استرس، ورزش است. برای تشویق بیشتر به ورزش، کاری که لذت می برید، صرف نظر از آنچه که باشد، انجام دهید. مطمئن شوید که تنوع را در نظر بگیرید، زیرا انجام همان روال هر روز یک راه مطمئناً خسته کننده است و همچنین می تواند رسیدن به اهدافتان را سخت کند.
نیک فولر، مدیر برنامه تحقیقاتی مرکز چارلز پرکینز، دانشگاه سیدنی
این مقاله از The Conversation تحت مجوز Creative Commons بازنشر شده است.
ترجمه:یاس
https://www.sciencealert.com/obesity-expert-reveals-what-you-should-do-when-weight-loss-plateaus
در هنگام کاهش وزن چه کاری باید انجام دهید
هر کسی که تلاش کرده وزن کم کند با این جمله خسته کننده آشنا است: ۵ کیلوی آخر سخت ترین کاهش وزن است.
شما در آستانه رسیدن به وزن مورد نظر خود هستید، اما ناگهان ترازو تکان نمی خورد - حتی اگر هنوز همان رژیم غذایی سالم، عادات سبک زندگی و برنامه ورزشی را دنبال می کنید.
یک مبنای علمی برای اینکه چرا از دست دادن چند کیلو آخر سخت است وجود دارد، به نام پلاتوی کاهش وزن.
قبل از اینکه گوگل را برای یکی از آن برنامههایی که به شما کمک میکند تا پنج کیلو وزن آخر را کم کنید، انتخاب کنید، در اینجا اطلاعات مهمی در مورد علت بروز آن و پنج کار ساده وجود دارد که میتوانید برای شکستن آن انجام دهید.
درک پلاتوی کاهش وزن:
وقتی بدن شما چیزی را ثبت کند که بقایش را تهدید می کند، به طور خودکار یک سری پاسخ های فیزیولوژیکی را برای محافظت در برابر تهدید ایجاد می کند.
بنابراین وقتی رژیم غذایی خود را تنظیم می کنیم و کالری دریافتی خود را کاهش می دهیم، بدن ما ثبت می کند که در حال کاهش وزن هستیم و اینکه در معرض تهدید است. تنظیماتی را برای محافظت انجام می دهد، سرعت متابولیسم ما را کاهش می دهد و انرژی کمتری می سوزاند و سرعت کاهش وزن را کاهش می دهد.
همچنین سطوح بالاتری از هورمون اشتها به نام گرلین ترشح می کند که به افزایش گرسنگی و حفظ ذخایر چربی معروف است.
تحقیقات نشان داده است که این فلات در هر جایی بین سه تا شش ماه از کاهش وزن شروع می شود و سپس به طور معمول دوباره بالا رفتن مجدد وزن رخ می دهد. بنابراین برای کسانی که نیاز به کاهش وزن زیادی دارند، این فلات قبل از پنج کیلو آخر مشخص خواهد شد.
شکستن یک پلاتوی کاهش وزن ممکن است سخت باشد. بازه زمانی هر چه که باشد، این نشانه ای است که رویکرد موفق قبلی شما برای کاهش وزن نیاز به اصلاح دارد.
کاری هایی که می توانید انجام دهید.
۱- هدف کاهش وزن خود را دوباره مرور کنید
اولین و مهمترین چیزی که ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشید، تعریف شما از وزن سالم است.
از خود بپرسید: وزنی که من می خواهم به آن برسم چه ویژگی خاصی دارد؟
بسیاری از افراد از شاخص توده بدنی (BMI) برای تعیین هدف کاهش وزن خود استفاده می کنند، اما عدد روی ترازو و امتیازی که هنگام وارد کردن وزن و قد خود در ماشین حساب BMI ایجاد می شود، معنای داشتن وزن سالم را بطور کامل بیان نمی کند.
زیرا محاسبهگر BMI دو معیار معنیدار دیگر را در نظر نمی گیرد : درصد چربی بدن و توزیع چربی بدن.
اگر به عنوان بخشی از برنامه کاهش وزن خود به طور منظم ورزش می کرده اید، عضله به دست آورده اید یا نسبت عضله به چربی خود را بهبود بخشیده اید و عضله از چربی بدن سنگین تر است و بر عدد روی ترازو تأثیر می گذارد.
همچنین احتمالاً محل توزیع چربی در بدن شما تغییر کرده است و میزان چربی ناسالم ذخیره شده در اطراف معده، نزدیک اندام ها را کاهش می دهد و در نتیجه خطر ابتلا به بیماری را کاهش می دهد.
پس نوار متر را بردارید، لباسهایتان را بررسی کنید و به احساستان فکر کنید که آیا واقعاً باید آن چند کیلو را کم کنید. دور کمر را برای خانم ها حدود ۸۰ سانتی متر و برای آقایان حدود ۹۰ تا ۹۴ سانتی متر کار کنید.
۲- در طول روز روی اندازه وعده غذایی تمرکز کنید
مد فعلی روزه داری متناوب است. این اغلب به این معنی است که صبحانه اولین چیزی است که از منو حذف می شود تا کالری رژیم غذایی کاهش یابد و زمان مجاز برای خوردن در طول روز کوتاه شود.
اما اینکه چه زمانی می خورید و چه مقدار در هر وعده غذایی می خورید مهم است و این صبحانه است که مهم ترین آن است.
مطالعات تحقیقاتی کنترلشده نشان دادهاند که این زمانی است که بدن شما به بهترین وجه از کالریهایی که وارد میکنید استفاده میکند – در واقع، کالریهای یک وعده غذایی را در هنگام صبح دو و نیم برابر مؤثرتر از عصر میسوزاند.
به جای کم کردن پنجره غذا خوردن، صبحانه خود را بارگذاری کنید و حجم وعده غذایی عصر خود را کاهش دهید.
۳- تمرینات تقویتی بیشتری را در نظر بگیرید
تکیه بر رژیم غذایی به تنهایی برای کاهش وزن می تواند عضلات را همراه با چربی بدن کاهش دهد. این متابولیسم شما را کند می کند و حفظ وزن را در دراز مدت سخت تر می کند.
هر گونه فعالیت بدنی کمک زیادی به حفظ توده عضلانی شما خواهد کرد، اما مهم است که چند روز تمرینات قدرتی را در برنامه ورزشی هفتگی خود بگنجانید.
ورزش هایی که با وزن بدن انجام می شود – مانند فشار، کشش، پلانک و اسکات با هوا – به اندازه وزنه برداری در باشگاه موثر هستند.
۴- میزان غذای خود را مرور کنید
همانطور که وزن کم می کنید، بدن شما به سوخت کمتری نیاز دارد، بنابراین بررسی و تنظیم کالری دریافتی در زمانی که به یک پلاتوی کاهش وزن می رسید ضروری است.
به طور کلی، زمانی که وزن خود را تا ۱۰٪ کاهش می دهید، فقط برای حفظ وزن جدید، باید ۱۰٪ کالری کمتری مصرف کنید. اما این نباید به معنای محرومیت یا گرسنگی باشد.
درعوض، باید روی مقدار زیادی از مواد مغذی مواد غذایی تمرکز کنید و خوراکیها را فقط یک بار در هفته نگه دارید.
۵- استرس خود را بررسی کنید
استرس موفقیت شما را در کاهش وزن از مسیر خارج می کند. استرس تولید کورتیزول در بدن را افزایش میدهد، ذخیرهسازی چربی را افزایش میدهد و هوسهای غذایی ناسالم را تحریک میکند.
بهترین نوع مدیریت استرس، ورزش است. برای تشویق بیشتر به ورزش، از کاری که لذت می برید، صرف نظر از آنچه که باشد، استفاده کنید. اما مطمئن شوید که تنوع را در نظر بگیرید، زیرا انجام همان روال هر روز یک راه مطمئناً خسته کننده است و همچنین می تواند رسیدن به اهدافتان را سخت کند.
خط پایین
پلاتوی کاهش وزن خسته کننده است و می تواند تلاش شما برای داشتن رژیم غذایی بالانس را از مسیر خارج کند.
درک اینکه چرا پلاتوی کاهش وزن رخ می دهد، مطمئن شوید که هدف کاهش وزنی که تعیین کرده اید واقع بینانه است، و پیروی از مراحل بالا شما را به مسیر اصلی بازگرداند.
نیک فولر، مدیر برنامه تحقیقاتی مرکز چارلز پرکینز، دانشگاه سیدنی
این مقاله از The Conversation تحت مجوز Creative Commons بازنشر شده است.
ترجمه:یاس
https://www.sciencealert.com/obesity-expert-reveals-what-you-should-do-when-weight-loss-plateaus
Scientific chat:
@world_function
💫کانال جهان چگونه کار می کند💫
@Function_of_the_world
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
