4 443
Подписчики
Нет данных24 часа
-147 дней
-1830 день
Архив постов
4 443
داشتم از گرما مي مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما ميميرم. راننده كه پير بود گفت: «اين گرما كسي رو نميكشه.» گفتم: «جالبهها، الان داريم از گرما كباب ميشيم، شش ماه ديگه از سرما سگ لرز ميزنيم.» راننده نگاهم كرد. كمي بعد گفت: «من ديگه سرما رو نميبينم.» پرسيدم: «چرا؟» راننده گفت: «قبل از اينكه هوا سرد بشه ميميرم.» خنديدم و گفتم: «خدا نكنه.» راننده گفت: «دكترا جوابم كردن، دو سه ماه ديگه بيشتر زنده نيستم.» گفتم: «شوخي مي كنيد؟» راننده گفت: «اولش منم فكر كردم شوخيه، بعد ترسيدم بعدش افسرده شدم! ولي الان ديگه قبول كردم.» ناباورانه به راننده نگاه كردم. راننده گفت: «از بيرون خوبم، اون تو خرابه... اونجايي كه نميشه ديد.» به راننده گفتم: «پس چرا دارين كار ميكنين؟» راننده گفت: «هم براي پولش، هم براي اينكه فكر و خيال نكنم و سرم گرم باشه، هم اينكه كار نكنم چي كار كنم.» به راننده گفتم: «من باورم نميشه.» راننده گفت: «خودم هم همين طور... باورم نميشه امسال زمستان را نميبينم، باورم نميشه ديگه برف و بارون را نميبينم، باورم نميشه امسال عيد كه بياد نيستم، باورم نميشه اين چهارشنبه، آخرين چهارشنبه ١٧ تير عمرمه.» به راننده گفتم: «اينجوري كه نميشه.» راننده گفت: «تازه الانه كه همه چي رو دوست دارم، باورت ميشه اين گرما رو چقدر دوست دارم؟»... ديگر گرما اذيتم نمي كرد، ديگر گرما نمي كشتم...
👤 سروش صحت
🗒 تاکسینوشت ها
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی
_
4 443
پَت کودکی تنها بوده که علاقه به تعمیر وسایل او را به سمت تعمیر رادیوی پدرش می برد اما آنرا از کار می اندازد و نامادری او را به پرورشگاه می برد.آنجا هم پت هیچوقت دوستی پیدا نکرد و بهمین دلیل در ذهنش رفیقی به نام "مت" ساخت؛ کسی که با او خرابکاری می کند و بابت خطاهایش قضاوتش نمیکند.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
-
4 443
4 443
ایلان ماسک:
فکر میکنم هوش مصنوعی ممکن است در حدود پنج سال آینده از مجموع هوش انسانی فراتر برود. حدس من این است که پنج سال دیگر اتفاق می افتد، بنابراین در واقع دیگر کاری وجود نخواهد داشت که هوش مصنوعی نتواند بهتر از انسان انجام دهد، به جز خودِ انسان بودن!
پروکسی • پروکسی •
پروکسی • پروکسی •
پروکسی • پروکسی •
_
