آیماه.
Открыть в Telegram
1 776
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
1 776
شاید یه روزی.. مثل خوابام، دست تو دست یار از در کافه اومدین و وقتی منی رو دیدی که تنهایی یه میز پنج نفره رو اشغال کردم، لبخند بزنی و باهام بای بای کنی
شاید سالها بعد اینجوری دیدمت..
1 776
یه شب برفی پشت قطاری که سفرشو آغاز یا تموم میکنه..
مطمئنم که اینجوری میبینمش.. چشماشو میشناسم
1 776
شاید یه جای دیگه، یه زمان دیگه، گذشته یا فردا یا یه زندگی دیگه؛ میونِ یه رقص یا یه موسیقی یا توی یه نقاشی، من یه روزی پیدات میکنم.
1 776
گویی حوصلهام را باد برده باشد؛ کسی را که نمیشناسم از دست داده باشم، دلم برای کسی که تا به حال نبوده تنگ شده باشد؛ نمیدانم. تنها میدانم نبودنها عمق بیشتری دارند. نبودنها بیشتر از بودنها در تن آدمی رخنه میکنند و مغزش را مشغول میسازند. نبود کلمه، نبود حرف، گاه چقدر آزاردهنده است. بغضی اوقات میخواهم از تمام انسانهایی که گاهی به دلیل بیحوصلگی و سکوتم در برابر حرفهایشان، خود را روبه روی من بیارزش یافتهاند؛ عذر خواهی کنم. مغزم شلوغ است، خیلی شلوغ. میخواهم بنویسم و جنجال کلمات فن بیانم را زیر پا له میکند.
