🌸☘️kinwally🌸☘️
Открыть в Telegram
217
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+330 день
Архив постов
بچه که بودم عاشق وقتایی بودم که اون بیاد روتختم باهم در حالی که جا نمیشدیم بخوابیم. و تا قبل اینکه خوابم ببره نگران بودم نکنه زودتر پاشه بره
و انقدر نمیخوابیدم تا مطمئن بشم اون واقعا خوابیده 😂😂
Repost from N/a
یاد شبهایی که پیش بابا میخوابیدم به خیر.
اونقدر کوچولو بودم که پاهام فقط تا زانوهاش میرسید.
بغلم میکرد، اروم با دستش پشتم رو میزد و میگفت: قندِ عسل داریم ما، شیر و شکر داریم ما.
کاش همیشه زنده و سلامت باشی، بابا.❤️
یکی از بست فرندام ۲۲ سال از من کوچیکتر
و یکی دیگشون ۴۲ سال ازم بزرگتره
هنوزم فکر میکنی ادم عادی ای هستم؟😂😂
