𝐏𝐞𝐫𝐬𝐢𝐚𝐧 𝐅𝐫𝐨𝐧𝐭|جبهه پارسی
Открыть в Telegram
پشتیبانی: @Persian_Front_id تالار ما: @Mahestan_Palace نشریه ما @Parsnameh_IS رسانه اینستاگرام ما https://www.instagram.com/persian_front.2084?igsh=ZWcwa3Zoam9sOXN5 رسانه یوتیوب ما https://www.youtube.com/@Persian_Front
Больше1 842
Подписчики
Нет данных24 часа
-137 дней
-3330 дней
Архив постов
🔴هیچ وقت فریب این یهودیان بین المللی را نخورید...
👑کاری از انجمن جبهه پارسی
ترجمه و زیرنویس: بخش رسانه و ارتباطات
🛡برای اولین بار در ایران
👑ترجمه فارسی و انگلیسی همزمان و زیر نویس چسبیده
🔴این ویدئو صرفا برای درخواست کاربران گذاشته شده
عقاید جبهه پارسی کاملا مخالف با نازیسم
از آن پس نمیرم که من زندهام
که تخم سخن من پراگندهام
🖤
امروز، ۶ اسفند ۱۴۰۴ خورشیدی، ستارهی درخشانِ دیگری، در آسمان خرد و دانشِ ایرانزمین، خاموش شد.
بیتردید همواره در طول تاریخ این مرز و بوم، اندیشمندان و اساتید برجستهای همچون پیرنیا، فروغی، آذرنوش و ارفعیها، عاشقانه و محکم در راهِ شناخت و مطالعهی «ایران»، گام نهادند و از گزند راهزنان، ایشان را بیم نبود.
امید است؛ این دلباختگی به وطن که در آثارِ علمی ایشان نیز به نیکی نمایان است، الگویی برای ما دانشجویانی باشد که همچون کودکی نوپا در مسیر پر فراز و نشیب دانشاندوزی گام نهادهایم.
🏛️جبهه پارسی
حمله احتمالی آمریکا‼️
ℹ️اگر روزی تنشها به نقطهای برسد که پای آمریکا به درگیری مستقیم کشیده شود، تنها امید مردم ایران این است که نتیجه آن نجات جان غیرنظامیان و پایان رنجهای طولانی باشد، نه ویرانی بیشتر.
مردم ایران سالهاست زیر فشار بحران اقتصادی، تحریم، ناامنی و سرکوب زندگی میکنند. در چنین شرایطی، هر تحول بزرگی اگر قرار است رخ دهد، باید به نفع مردم باشد:
نجات جانها، باز شدن مسیر کمکهای انسانی، بازگشت ثبات، و فرصتی برای نفس کشیدن یک ملت خسته.
🔴هیچ ایرانی جنگطلب نیست. خواستهی اصلی مردم زندگی امن، آینده روشن و کرامت انسانی است. اگر جهان دخالت میکند، مسئولیت دارد که از مردم محافظت کند، نه اینکه آنها را قربانی بازیهای قدرت کند.
امید ما این است که هر تصمیمی، به جای ویرانی، راهی به سوی آرامش، آزادی و بازسازی ایران باز کند.
@Persian_Front
⭕طبقه بندی حکومت ها در عصر امروز به چه صورت است؟
مقدمه:همگی شاید با طبقه بندی قدیمی و بسیار کاربردی ارسطو که شامل حکومت های پادشاهی،استبدادی،الیگارشی،اریستوکراسی،دموکراسی و پولیتی است آشنایی اندکی داشته باشید.اما این طبقه بندی با وجود آنکه تا قرن بیستم و حتی تا به امروز کارایی خود را حفظ کرده است اما دیگر نمیتواند به خوبی بیانگر تمام ویژگی های حکومتها باشد و ایراداتی بر آن وارد است.قدیمی ترین طبقه بندی از حکومت ها را ارسطو بیان نکرده و قبل از او افلاطون،هردوت و پیندر این کار را کرده اند.
🌐طبقه بندی جدید لیکاک:وی خود را به شکلهای موجود حکومت محدود میکند و همه ی شکلهای کلاسیک و قدیمی را از طبقه بندی خود خارج میسازد.او نخست دولتها را به ۲ دسته تقسیم میکند:
1️⃣استبدادی:قدرت برتر در اختیار یک فرد است که بنا به اراده خود بدون هیچ گونه توجه به خواسته های مردم،فرمانروایی میکند.
2️⃣دموکراتیک:در دولتهای دموکراتیک،قدرت حکمران در اختیار توده های مردم است.
🔺️در مرحله بعدی او دولتهای دموکراتیک را نیز به ۲ بخش تقسیم میکند:
🔺پادشاهیهای محدود(مشروطه سلطنتی):در پادشاهی های محدود ،شاه فرمانروایی طبق قانون اساسی است و اقتدار واقعی ندارد گرچه همه ی اقدامات به نام او انجام میگیرند.نمونه چنین حکومتی بریتانیا است.
🔺جمهوری:در جمهوری شخصی را که قدرت برتر دارد مردم بصورت مستقیم یا غیر مستقیم انتخاب کرده اند همانند آمریکا
🔺️هر یک از این دو شکل را بر اساس تمرکز یا پراکندگی قدرت میتوان باز هم به تقسیمات درونی شکل های زیر تقسیم کرد:
🔺تک ساخت:دولت تک ساخت دولتی است که در آن قدرت حکمرانی در مرکز میباشد .
🔺فدرال:حکومت فدرال با وحدت دولت هایی که یک حکومت مرکزی را بوجود می آورند و برخی از اختیارات خود را به آن واگذار میکنند شکل میگیرد؛در حالی که دیگر اختیارات را برای خود نگه میدارند. در این شکل حکومت بنا به مقررات قانون اساسی ،اختیارات میان مرکز و ایالتها تقسیم شده است همانند ایالات متحده آمریکا.
🔺️۲ شکل بالا باز هم با توجه به روابط میان قوه مقننه و مجریه به اقسام زیر مبدل میگردد:
🔺پارلمانی:در این شکل،قوه مجریه در برابر قوه مقننه مسئول است و مورد باز خواست قرار میگیرد همانند هند .
🔺غیر پارلمانی:در شکل غیر پارلمانی یا ریاستی حکومت، قوه مجریه در برابر قوه مقننه مسئول نیست و دارای اقتداری همتراز با آن است همانند آمریکا.
The greatest king of persia‼️‼️
بزودی با ترجمه برای اولین بار‼️
👑در جبهه پارسی
👑خرداد یا هَئوروَتات (اوستایی: 𐬵𐬀𐬎𐬭𐬎𐬎𐬀𐬙𐬁𐬙 = هَئوروَتات) به معنی تمامیّت، کلیّت، رسایی و کمال است و مظهری از مفهوم نجات و رستگاری برای افراد بشر. آب را میپاید و در این جهان، شادابی گیاهان مظهر اوست. همکاران این اَمِشاسْپَند ایزد تیشتر و باد و فروَهر پرهیزکاران هستند. در دوران تازش اهریمن آب را به یاری فروهرها میستاند سپس به باد میسپارد و باد آن را با شتاب به سوی کشورها میبرد و به وسیلهٔ ابر میباراند. دشمن او تریز نام دارد. نام این امشاسپند همیشه در کنار امشاسپند مرداد آورده میشود. این امشاسپند به کمک امشاسپند مرداد گوهر تن زرتشت را ساختند.
ویژگیها
👑امشاسپند خرداد که در زبان پهلوی، هورداد و در اوستا، هـَئوروَتات به معنای تمامیت و کمال است. خرداد پنجمین امشاسپند است که نگهبان آب است.امشاسپند خرداد در کنار دست راست هرمزد ایستاده است.این امشاسپند جنبه زنانگی دارد. امشاسپند خرداد در دنیای مینویان نماد کمال و پارسایی اهورهمزدا است. از ماهها ماه سوم سال و از روزها روز ششم ماه به نام این امشاسپند است .زرتشت را متولد روز خرداد از ماه فروردین میدانند. خرداد را سرور ماهها، روزها و سالها نامیدهاند.
👑یاوران امشاسپند خرداد
امشاسپند خرداد جنبه زنانه دارد و ایزد تیشتر، باد و فروهر پرهیزکاران همیار او هستند و به او کمک میکنند .امشاسپند خرداد در دوران حمله اهریمن آب را به یاری فروهرها میفرستد و به باد دستور میدهد آب را با سرعت به سوی کشورها برده، هنگاهی که تیشتر با اپوش دیو خشکی و خشکسالی نبرد میکند ،امشاسپند خرداد اب را به یاری تیشتر میفرستد.
گُل امشاسپند خرداد
از گُلها، گُل سوسن را به امشاسپند خرداد نسبت دادهاند.
👑 امروز سپندارمزگان است
👑سپندارمزگان، روز گرامیداشت مهر، فروتنی و پاسداشت زمین، یادگار خردمندانهای از فرهنگ کهن ایرانزمین است؛ روزی که در آن عشق نه به معنای هیجان زودگذر، بلکه بهعنوان تعهد، احترام و مسئولیت متقابل میان انسانها و میان انسان و طبیعت تعریف میشود. سپندارمز، ایزدبانوی زمین و بردباری، نماد عشق آرام، پایدار و سازنده است؛ عشقی که میپرورد، میبخشد و بیادعا استوار میماند. در این روز، ایرانیان باستان مهر را در رفتار، گفتار و کردار معنا میکردند و پیوند میان اخلاق، انسانیت و طبیعت را پاس میداشتند. سپندارمزگان یادآور این حقیقت است که پیشرفت و بالندگی، بدون عشق مسئولانه، احترام متقابل و نگاه انسانی به جهان پیرامون، امکانپذیر نخواهد بود.
حذف مخالفان برجسته: "لوپ کردن" افراد با استعداد و روحیهدار که ممکن است چالش ایجاد کنند.
نابود کردن غرور ملی و اعتماد: جلوگیری از تجمعات، باشگاهها، آموزش و فعالیتهای فرهنگی که اعتماد به نفس مردم را افزایش دهد.
جاسوسی و نظارت: حمله به آزادی بیان، حذف حریم خصوصی و جاسوسی بر مردم.
گسترش تفرقه: ایجاد اختلاف میان گروهها برای جلوگیری از اتحاد.
فقیر نگه داشتن مردم: با مالیات بالا، نقض مالکیت خصوصی و مشغول کردن به کارهای روزمره، تا نتوانند سلاح بخرند یا قیام کنند.
جنگ مداوم: برای مشغول نگه داشتن مردم و ایجاد نیاز دائمی به رهبر.
استفاده از distractions: سرگرمیها و فعالیتهای بیهوده برای منحرف کردن توجه.
ارسطو این روشها را "هنرهای حفظ قدرت tyrant" مینامد، اما هشدار میدهد که این رویکرد ناپایدار است و سرانجام به سقوط منجر میشود.
2. رویکرد جایگزین: شبیهسازی به سلطنت صحیح
ارسطو پیشنهاد میکند که tyrant برای حفظ طولانیمدت قدرت، باید tyranny را به سلطنت شبیه کند. این شامل:
حفظ قدرت اما رفتار عادلانه: حاکم باید قدرت کافی برای حکمرانی داشته باشد، اما از افراط اجتناب کند.
تمرکز بر خیر عمومی ظاهری: اجتناب از فساد آشکار، حمایت از قوانین و عدالت.
جذب نخبگان: به جای حذف، همکاری با افراد شایسته.
اجتناب از سرکوب شدید: اجازه برخی آزادیها برای کاهش نارضایتی.
این روش، هرچند کمتر رایج، میتواند tyranny را پایدارتر کند، اما ارسطو آن را همچنان نادرست میداند.
کلام پایانی:
ارسطو حکومتهای غیر دموکراتیک را در صورت تمرکز بر خیر عمومی، قابل قبول میداند، اما tyranny را به عنوان دیکتاتوری ستمگرانه، محکوم میکند. او شیوههای حفظ چنین حکومتی را برای هشدار به جوامع توصیف میکند، نه تشویق. در دنیای مدرن، این نظرات میتواند به تحلیل رژیمهای اقتدارگرا کمک کند، جایی که رهبران با سرکوب یا عوامفریبی قدرت را حفظ میکنند. مطالعه ارسطو یادآوری میکند که حکومت پایدار تنها بر پایه عدالت و رضایت مردم ممکن است.
پیشنهاد برای تحقیقات آینده: مقایسه tyranny ارسطویی با دیکتاتوریهای قرن بیستم.
منابع:
این مقاله بر پایه کتاب سیاست ارسطو و تفسیرهای مدرن آن نگاشته شده است. برای مطالعه بیشتر، به ترجمههای انگلیسی یا پارسی Politics مراجعه شود.
نظر ارسطو در باب حکومتها دیکتاتوری و شیوههای حفظ حکومت ستمگر!
چکیده
ارسطو، فیلسوف یونانی قرن چهارم پیش از میلاد، در کتاب مشهور خود سیاست (Politics)، به بررسی انواع حکومتها پرداخته و آنها را بر اساس تعداد حاکمان و هدف حکمرانی طبقهبندی کرده است. او حکومتهای غیر دموکراتیک مانند سلطنت (monarchy) و اشرافسالاری (aristocracy) را در صورت تمرکز بر منافع عمومی، مثبت ارزیابی میکند، اما انحراف آنها به سمت tyranny (دیکتاتوری یا حکومت ستمگر) را به شدت محکوم مینماید. tyranny را میتوان معادل دیکتاتوری یا حکومت مطلقه ستمگرانه دانست که در آن حاکم تنها به منافع شخصی خود میاندیشد. این مقاله به بررسی نظرات ارسطو در مورد حکومتهای غیر دموکراتیک، تمرکز بر tyranny، و شیوههای حفظ چنین حکومتی میپردازد. تحلیل بر پایه متن سیاست ارسطو و تفسیرهای تاریخی آن استوار است.
مقدمه
ارسطو (384-322 ق.م.)، شاگرد افلاطون و معلم اسکندر مقدونی، یکی از نخستین فیلسوفانی است که به طور سیستماتیک به نظریه سیاسی پرداخت. در کتاب سیاست، او حکومت را به عنوان ابزاری برای دستیابی به خیر عمومی (common good) میبیند. او حکومتها را به دو دسته اصلی تقسیم میکند: حکومتهای صحیح (که برای خیر عمومی عمل میکنند) و حکومتهای منحرف (که برای منافع خصوصی حاکمان هستند). حکومتهای غیر دموکراتیک، مانند سلطنت و اشرافسالاری، در دسته اول قرار میگیرند، اما میتوانند به یا الیگارشی (oligarchy) منحرف شوند. tyranny، که ارسطو آن را بدترین شکل حکومت میداند، معادل دیکتاتوری مدرن است که در آن یک فرد با زور و بدون پاسخگویی حکمرانی میکند. این مقاله بر پایه تحلیل کتاب سیاست ارسطو، به ویژه کتابهای سوم و پنجم، ساختاربندی شده است.
طبقهبندی حکومتها توسط ارسطو
ارسطو حکومتها را بر اساس تعداد حاکمان و هدف حکمرانی (منافع عمومی یا خصوصی) طبقهبندی میکند:
حکومتهای صحیح:
سلطنت (Monarchy): حکمرانی یک نفر برای خیر عمومی.
اشرافسالاری (Aristocracy): حکمرانی نخبگان برای خیر عمومی.
جمهوری (Polity): حکمرانی برای خیر عمومی (ترکیبی از دموکراسی و اشرافسالاری).
حکومتهای منحرف:
tyranny (دیکتاتوری یا حکومت ستمگر): انحراف سلطنت، جایی که حاکم تنها برای منافع خود حکمرانی میکند.
الیگارشی (Oligarchy): انحراف اشرافسالاری، حکمرانی ثروتمندان برای منافع خود.
دموکراسی (Democracy): انحراف جمهوری، حکمرانی فقرا برای منافع خود.
ارسطو tyranny را به عنوان "قدرت مطلق یک فرد که به هیچکس پاسخگو نیست و بر افراد برابر یا برتر از خود برای منافع شخصی حکمرانی میکند" تعریف میکند. او تأکید میکند که tyranny همیشه با زور به قدرت میرسد، حاکم از محافظان خارجی استفاده میکند و بر مردمی ناخواه حکمرانی مینماید. در مقابل، سلطنت صحیح بر پایه قانون و رضایت مردم استوار است. ارسطو دموکراسی را نیز منحرف میداند، زیرا میتواند به tyranny منجر شود، اما تمرکز او بر حکومتهای غیر دموکراتیک نشاندهنده نگرانی از تمرکز قدرت در دست یک فرد یا گروه کوچک است.
نظر ارسطو در مورد دیکتاتوری و حکومت ستمگر
ارسطو tyranny را بدترین شکل حکومت میداند، زیرا "کاملاً مخالف قانون اساسی است" و هیچ مرد آزادی آن را تحمل نمیکند. ویژگیهای یک دیکتاتور (tyrant) عبارتند از:
به قدرت رسیدن با زور: اغلب از طریق کودتا یا حمایت خارجی.
عدم پاسخگویی: حاکم بدون محدودیت قانونی عمل میکند.
تمرکز بر منافع شخصی: برخلاف سلطنت که برای خیر عمومی است.
استفاده از سرکوب: برای حفظ قدرت، مخالفان را حذف میکند.
ارسطو معتقد است که tyranny از انحراف سلطنت یا حتی دموکراسی افراطی ناشی میشود. برای مثال، در دموکراسی، یک دماگوگ (رهبر عوامفریب) میتواند با جلب حمایت تودهها به قدرت برسد و سپس به tyrant تبدیل شود. او tyranny را نه تنها غیراخلاقی، بلکه ناپایدار میداند، زیرا مردم سرانجام علیه آن قیام میکنند. با این حال، ارسطو به طور واقعبینانه به بررسی شیوههای حفظ چنین حکومتی میپردازد، نه برای ترویج آن، بلکه برای آموزش فیلسوفان و سیاستمداران در مورد خطرات آن.
شیوههای حفظ حکومت ستمگر
ارسطو در کتاب پنجم سیاست، به دو رویکرد اصلی برای حفظ tyranny اشاره میکند: رویکرد سنتی (ماکیاولیوار) و رویکرد جایگزین (شبیهسازی به سلطنت صحیح). این تحلیل نشاندهنده عمق واقعگرایی ارسطو است.
1. رویکرد سنتی: سرکوب و کنترل
این روش بر پایه تضعیف مردم و جلوگیری از قیام استوار است. شیوههای کلیدی عبارتند از:
👑اَمُرداد یا اَمِرِتات (اوستایی: 𐬀𐬨𐬆𐬭𐬆𐬙𐬁𐬙 = اَمِرِتات) به معنی بیمرگی است و تجلی دیگری از رستگاری و جاودانگی. سرور گیاهان است. او گیاهان را میرویاند و رمه گوسفندان را بیفزاید. او میکوشد که گیاهان پژمرده نشوند. همکاران او ایزدان رَشن، اَشتاد و زامیاد هستند. این اَمِشاسْپَند جنبهٔ زنانه دارد و زریز، دشمن اهریمنیِ اوست. این امشاسپند با یاری امشاسپند خرداد، گوهر تن زرتشت را ساختند.
👑در تاریخ اساطیری ایران شش امشاسپند وجود دارد،که به آنها نامیرایان نیکوکار میگویند. نامهای این امشاسپندان خصوصیات آنها را نشان میدهد. این امشاسپندان آفریدهٔ هرمزد هستند. تعداد امشاسپندان در نوشتههای پهلوی[نیازمند ابهامزدایی] شش و گاهی تا سی تا میرسد. شش امشاسپند بر تختهای زرین در خانهی سروده قرار گرفتند. این شش امشاسپند اصل و منشأ خود را از شخصیتهای خدای باستان میدانند.
چرا سطح زندگی مردم در دوران پهلوی بهتر از دوران جمهوری اسلامی بود؟
## مقایسهای میان توسعه، رفاه و فروپاشی
مقایسه دو دوره تاریخی پهلوی و جمهوری اسلامی، صرفاً یک بحث سیاسی نیست؛ بلکه مقایسه دو الگوی حکمرانی، دو نگاه به انسان، و دو مسیر کاملاً متفاوت برای ایران است. شواهد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نشان میدهد که سطح زندگی مردم ایران در دوران پهلوی بهطور معناداری بالاتر، باثباتتر و رو به پیشرفت بود؛ در حالیکه جمهوری اسلامی ایران را به سمت فقر، انزوا و فرسایش اجتماعی سوق داد.
---
## ۱. رشد اقتصادی واقعی و پایدار در دوران پهلوی
در دوران پهلوی، ایران یکی از سریعترین نرخهای رشد اقتصادی را در جهان تجربه کرد:
- رشد صنعتی مداوم
- توسعه زیرساختها (راه، راهآهن، بندر، برق، آب)
- شکلگیری طبقه متوسط قدرتمند
درآمد نفت:
- صرف توسعه ملی میشد
- نه صدور ایدئولوژی، جنگهای نیابتی و ماجراجویی منطقهای
در مقابل، جمهوری اسلامی با وجود درآمدهای نفتی بسیار بیشتر:
- اقتصاد را به رکود مزمن کشاند
- تورم ساختاری ایجاد کرد
- ارزش پول ملی را نابود نمود
---
## ۲. قدرت خرید و کرامت معیشتی مردم
در دوران پهلوی:
- حقوق کارمند و کارگر قابل زندگی بود
- مسکن، خوراک، آموزش و درمان دستیافتنی بود
- پسانداز، سفر و ارتقای اجتماعی ممکن بود
امروز:
- اکثریت مردم زیر فشار فقر زندگی میکنند
- چند شغل همزمان برای بقا لازم است
- نسل جوان امیدی به آینده ندارد
پهلوی کرامت معیشتی را به رسمیت میشناخت؛ جمهوری اسلامی فقر را عادیسازی کرد.
---
## ۳. آموزش، بهداشت و پیشرفت انسانی
در دوران پهلوی:
- دانشگاهها گسترش یافتند
- آموزش مدرن و علمی پایهگذاری شد
- نظام بهداشت عمومی توسعه یافت
- ایران مقصد پزشکان و متخصصان منطقه بود
امروز:
- فرار مغزها به یک بحران ملی تبدیل شده
- دانشگاهها ایدئولوژیک و بیاثر شدهاند
- نظام درمانی زیر فشار فروپاشی است
پهلوی انسان را سرمایه ملی میدانست؛ جمهوری اسلامی او را ابزار ایدئولوژی.
---
## ۴. آزادیهای اجتماعی و کیفیت زندگی
در دوران پهلوی:
- مردم سبک زندگی خود را انتخاب میکردند
- زنان از حقوق اجتماعی، تحصیلی و شغلی برخوردار بودند
- شادی، هنر و فرهنگ جرم نبود
در جمهوری اسلامی:
- زندگی خصوصی سیاسی شده
- شادی سرکوب میشود
- زنان و جوانان تحت کنترل دائمیاند
زندگی فقط زندهبودن نیست؛ کیفیت زندگی در دوران پهلوی بهمراتب بالاتر بود.
---
## ۵. اعتبار بینالمللی و عزت ملی
ایرانِ دوران پهلوی:
- متحد محترم جهان بود
- پاسپورت معتبر داشت
- مقصد سرمایهگذاری و همکاری بینالمللی بود
ایرانِ جمهوری اسلامی:
- منزوی
- تحریمشده
- بیاعتبار در نظام جهانی
پهلوی ایران را به جهان وصل کرد؛ جمهوری اسلامی ایران را از جهان برید.
---
## ۶. ثبات، امنیت و آیندهنگری
دوران پهلوی:
- ثبات سیاسی
- برنامهریزی بلندمدت
- نگاه توسعهمحور
جمهوری اسلامی:
- بحران دائمی
- تصمیمهای مقطعی
- حکمرانی واکنشی و ایدئولوژیک
نتیجه روشن است:
پیشرفت در سایه ثبات ممکن است، نه در آشوب دائمی.
---
## جمعبندی نهایی
پهلوی:
- رفاه آورد
- توسعه ساخت
- امید آفرید
- ایران را رو به جلو برد
جمهوری اسلامی:
- فقر گسترش داد
- آزادی را گرفت
- آینده را سوزاند
- ایران را عقب راند
تفاوت این دو دوره، تفاوت میان دولتسازی و ویرانسازی است.
**پهلوی نماد ایرانِ رو به رشد، مدرن و محترم بود؛
جمهوری اسلامی نماد فروپاشی، فقر و بنبست تاریخی است.**
⭕تپه حسنلو از مهم ترین تپه های باستانی ایران
تپه باستانی حسنلو در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و ۹ کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده بین دهکده های امین لو و حسنلو واقع شده است.پیشینه کاوش های باستان شناسی در تپه حسنلو عبارت است از :
-کاوش هیئت تجاری در سال ۱۳۱۳ -کاوش باستان شناسی به سرپرستی سر اورل اشتاین در سال ۱۳۱۵ -کاوش تجاری به سرپرستی فرهادی در سال ۱۳۲۶ -کاوش باستان شناسی به سرپرستی علی حاکمی و محمود راد در ۱۳۲۸ -کاوش باستان شناسی هیئت مشترک ایران و آمریکا به سرپرستی رابرت دایسون در سال ۱۳۳۴ -کاوش باستان شناسی به سرپرستی غلامرضا معصومی در سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۰در نتیجه کاوش های علمی دایسون ۱۰ دوره استقراری در تپه حسنلو کشف شد.دایسون تاریخ تقریبی سکونت در دوره دهم (قدیمی ترین استقرار)را به ۶ هزار سال پیش از میلاد نسبت میدهد .در دوره های هفتم تا اول به بناهای خشتی و گلی و سنگی برخورد شده است .از دوره چهارم سکونت در حسنلو یعنی از هنگام وقوع آتش سوزی بزرگ حسنلو تا دوره هفتم سکونت آثار ساختمانی که دال بر سکونت در حسنلو میباشد موجود است.نکات مربوط به دوره های استقراری حسنلو را میتوان در عبارات زیر خلاصه کرد :
-دوره هفتم(۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ قبل از میلاد)استفاده از ابزار مفرغی -دوره ششم(۲۵۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد) -دوره پنجم(۲۰۰۰ تا ۱۳۰۰ قبل از میلاد): استفاده از ظروف سفالی خاکستری و احداث ساختمان های خشت و گلی -دوره چهارم(۱۳۰۰ تا ۸۰۰ قبل از میلاد):مهم ترین دوره سکونت در حسنلو،دوره آتشسوزی بزرگ،لایه های سوخته و دود خورده ،احداث ساختمان های سنگی -دوره سوم(ماد و نیمه اول هخامنشی ):به دو دوره IIIA و IIIB تقسیم میشود . -دوره دوم (نیمه دوم هخامنشی،اشکانی و نیمه اول ساسانی) -دوره اول (جدید ترین-اواخر ساسانی و اوایل اسلام )مهم ترین اثر مکشوفه تپه باستانی حسنلو،جام طلایی حسنلو است.وزن این جام ۹۵۰ گرم ،بلندای آن ۲۱ سانتیمتر،قطر آن ۲۵ سانتیمتر و محیط لبه آن ۶۱ سانتیمتر است و در موزه ایران باستان نگهداری میشود .قدمت جام طلایی در حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد است. 🔺شمایل نگاری جام تپه حسنلو(هنگام خواندن این بخش به تصویر جام بنگرید): در بالای جام سه رب النوع بر ارابه ای ایستاده اند .دو تن از این سه رب النوع را یک استر و دیگری را یک گاو نر میکشد.پیشاپیش همه ی آنها کاهنی با پیاله ای در دست ایستاده است.در پشت اینان دو خدمتکار گوسفندی را به همراه خود می آورند.این سه رب النوع به ظاهر خداوندان زمین،خورشید و تغییرات جوی هستند. ارابه آخرین رب النوع را یک گاو میکشد.در پایین جام صحنه نبرد شخصی است که در هر دست سپر کوچکی را نگاهداشته با هیولایی که نیمی انسان و نیمی کوه است زور آزمایی میکند.کوه به صورت سگ سه سری پایان می یابد.این صحنه با صحنه ی بالا توسط آبی که از دهان گاو بر روی هیولا فرو میریزد مربوط است.در طرف چپ صحنه پیکار،یک نفر کودکی را به رب النوع نشسته ای نشان میدهد. 🔺نکات: -ناحیه ای که حسنلو در آن واقع شده در اوایل هزاره اول پیش از میلاد مرکز حکومت مقتدر مانا بوده است. -در حسنلو آثار تدفین اسب در کنار جسد صاحبانشان شناسایی شده است. -بیشتر ظروف سفالین حسنلو سیاه رنگ اند. -ظروف سفالین حسنلو در مراسم تدفین مورد استفاده قرار می گرفته اند. -در تپه حسنلو سه تالار بزرگ ستوندار شناسایی شده است.
💠ممنوعیت کودک همسری و نکوهش اختلاف سنی زیاد میان زن و شوهر در دین زرتشتی
✅ در متنِ اندرزنامهی آذرباد مهراسپندان که در تصویر بالا مشاهده میکنید (اندرز ۱۵۲)، به وضوح به موضوعاتی اشاره شده است که بر اساس آن، ازدواج با اختلاف سنی زیاد بین زوجین مورد انتقاد قرار میگیرد. این اندرزنامه به ویژگیها و رفتارهای ناپسند انسانهای بداندیش و بدمَنش (دُژآگاه) پرداخته و چهار مورد از آنها را به صورتِ مخصوص و ویژه نکوهش کرده است:
از میانِ ویژگی ها و حالتهایی که مردِ بداندیش و بدمنش( دُژآگاه)، انجام میدهد و بهخود میپذیرد، چهار چیز نسبت به دیگر چیزها،در وجودِ انسانها،بدتر از دیگر موارد است.
یکی قدرتنماییِ دروغین و پوچ است. یکی اینکه مردی ناتوان و فقیر،مغرور و خودبزرگبین باشد و به ستیز و دشمنی با افراد توانگر و نیرومند بپردازد. یکی پیرمردی که شخصیتش همچون کودکان است و زنیجوان به زنی میگیرد. یکی مردِ جوانی که با زنی پیر و سالمند، ازدواج میکند.
بهروشنی مشخص است که این نوع از ازدواجها، به ویژه ازدواج پیرمردان با زنان جوان و بالعکس، در این متن مورد نکوهش قرار گرفته است. با توجه به این الگو، میتوان نتیجه گرفت که اختلاف سنی بالا در ازدواج، و به طور خاص و ویژه، کودک همسری و موارد مشابه، در دین زرتشتی پذیرفته نیست و ناپسند شمرده میشود.
با اینکه در متونِ پهلوی، متنی به دستِ ما نرسیده است که با کودک همسری به صورتِ صریح مخالفت کند، اما از مخالفت های شدیدی که دربارهی ازدواجِ پیرمردان با زنان جوانِ به دستِ ما رسیده است،می توان دریافت که دینِ زرتشتی و فرهنگِ ایرانی با کودک همسری به هر شکل و نوعی مخالف بوده است و اساساً چنین پدیده هایی در جامعهی ایرانیان باستان به شدت نکوهش میشده است به حدی که پیرمردانی که با زنانِ جوان ازدواج می کردند را انسان هایی پلید و بدمنش در نظر میگرفتند.
شایان ذکر است که سن ازدواج برای دختران در متون زرتشتی، از جمله وندیداد و دادستان دینی، حداقل ۱۵ سال تعیین شده است. ازدواج در سنی کمتر از این نه تنها مورد قبول نیست، بلکه به عنوان یک گناه نیز تلقی میشود.
این نکته نمایانگر تأکید دینِ زرتشتی بر اهمیت سن و بلوغ ذهنی و جسمی در فرآیند ازدواج است و نشاندهندهی ارزشهای انسانی و اخلاقی در این فرهنگ دیرینه میباشد.
بنابراین، آموزههای زرتشتی به روشنی بر بایستگیِ احترام به سن و سنجش مناسب در روابط زناشویی تأکید دارند و به هر گونه رابطهای که نابرابریهای فاحشِ سنی ایجاد کند، انتقاد میکنند.
این رویکرد میتواند الگویی برای جوامع مدرنِ امروزی باشد تا از تکرار ناپسندی هایی که در تاریخ بشری وجود داشته، جلوگیری کنند و بر پایهی اصول اخلاقی و انسانی، روابط سالمتر و متعادلتری را برقرار سازند.
😀بهدین ماهداد مهرانی
🌕اردیبهشت (اوستایی: 𐬀𐬴𐬀 𐬬𐬀𐬵𐬌𐬱𐬙𐬀 = اَشَ وَهیشتَ) دومین اَمِشاسْپَند از شش امشاسپندی است که اهورامزدا را در اداره جهان یاری میکنند. امروزه امشاسپند به نامیرای مقدس (ورجاوند جاودانه) تعریف میشوند که در ادبیات زرتشتی لقب هر یک از فروزههای اهورامزدا است.
👑مشهور است که زرتشت پیامبر به برکت قوهٔ ابتکار خویش این موجودات روحانی و غیرعادی را بر جای ایزدان قدیم اقوام آریایی برنشاند. برای اولین بار در گاهان هفت هات نام امشاسپندان آورده شده است. اردیبهشت (ارت ویهشت /اشا ویهشت) به معنای بهترین راستی، حق و حقیقت، دادگری و نظم و ترتیب است.
🦁شمار امشاسپندان معمولاً در دین زرتشت هفت بوده است که با تقدس عظیم عدد هفت در آسیای مرکزی و گروههای هفتگانه خدایان و دیوان همسانی دارد. (بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندار مذ، خرداد، امرداد و سپندمینو)🦁
👑نشریه پارس نامه تأسیس شد
✅ معرفینامه رسمی نشریه ملیگرای «سپهر پارس»
نشریه سپهر پارس بهعنوان بازوی رسانهای و فرهنگیِ انجمن جبهه پارسی، با هدف پاسداشت ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی ایرانزمین شکل گرفته است. این نشریه در بستر اندیشهی ملیگرایانه، استقلال فرهنگی و اعتلای زبان پارسی فعالیت میکند و خود را وارث مسئولیت بزرگِ شناخت، بیداری و پالایش فرهنگی ملت ایران میداند.
سپهر پارس رسانهای است اندیشهمحور، فاقد وابستگی حزبی و سیاسی، و متکی بر اصول اخلاقی، معرفتی و هویت ایرانی. مأموریت آن ترویج خرد، نشر آگاهی و حفظ پیوند میان سنتهای دیرینهی ایرانی و نگاه نوگرای میهنی در روزگار حاضر است.
---
🔴آثار و تولیدات نشریه سپهر پارس
نشریه سپهر پارس مجموعهای چندرسانهای است که در قالبهای گوناگون انتشار مییابد:
📰 روزنامه
بازتاب روزانه و تحلیلی رویدادهای فرهنگی، اجتماعی و ملی از دیدگاه استقلال ایرانی و باور ملیگرایی.
📖 هفتهنامه
بررسی فکری و تحلیلی موضوعات کلان میهنی، فرهنگی و تمدنی؛ همراه با مقالهها، گفتوگوها و گزارشهای ویژه.
🤩 سالنامه
اثر جامعِ سال، شامل مرور رخدادهای فرهنگی، دستاوردهای فکری، و برگزیدهی آثار اندیشهای در قالبی ماندگار.
📜 مناسبتنامه
ویژهنامههایی به مناسبتهای تاریخ ملی، آیینهای ایرانی و رویدادهای فرهنگی برجسته با رویکرد پاسداشت میراث ایران.
✍️ مقاله
پژوهشها و یادداشتهای فکری در زمینهی اندیشهی ملی، تاریخ، اخلاق، هنر، سیاست و فلسفهی زندگی ایرانی.
---
👑 چشمانداز:
سپهر پارس میکوشد نماد رسانهای تفکر ملی، صدای آزاد و خردمندانهی نسلهای ایرانی باشد و پرچم آگاهی، فرهنگ و میهندوستی را در سپهر رسانه پارسی برافرازد.
---
صادرکننده:
نشریه مرکزی انجمن جبهه پارسی
تهران – شاهنشاهی ایران
تاریخ تاسیس: بهمن ۲۵۸۴ شاهنشاهی
@Parsnameh_IS
چرا انقلاب کوبا، کوبا را نابود کرد؟
## از وعده رهایی تا واقعیت فقر، سرکوب و انزوا
انقلاب ۱۹۵۹ کوبا با شعارهای آزادی، عدالت اجتماعی و رهایی از دیکتاتوری باتیستا به پیروزی رسید. اما آنچه در دهههای بعد رخ داد، نه شکوفایی و استقلال، بلکه فقر ساختاری، سرکوب سیاسی، وابستگی خارجی و فروپاشی ظرفیتهای اقتصادی بود. انقلاب کوبا نمونهای کلاسیک از شکاف عمیق میان شعار انقلابی و نتیجه واقعی حکمرانی ایدئولوژیک است.
---
## ۱. جایگزینی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری ایدئولوژیک
انقلاب با وعده آزادی آغاز شد، اما خیلی زود:
- انتخابات آزاد لغو شد
- نظام تکحزبی مستقر گردید
- مخالفان سیاسی زندانی، تبعید یا اعدام شدند
قدرت بهجای مردم، در دست حزب کمونیست متمرکز شد. رسانهها، اتحادیهها و نهادهای مدنی همگی دولتی یا وابسته به حزب شدند. نتیجه روشن بود:
آزادی سیاسی قربانی «حفظ انقلاب» شد.
---
## ۲. نابودی اقتصاد با سوسیالیسم دستوری
پیش از انقلاب، کوبا یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود:
- درآمد سرانه بالا
- طبقه متوسط گسترده
- ارتباط فعال با اقتصاد جهانی
اما پس از انقلاب:
- مالکیت خصوصی تقریباً حذف شد
- صنایع ملیسازی و به دولت ناکارآمد سپرده شدند
- انگیزه تولید از بین رفت
- برنامهریزی متمرکز جای تخصص و بازار را گرفت
نتیجه:
- کاهش شدید بهرهوری
- کمبود مزمن کالاهای اساسی
- اقتصاد کوپنی و صفهای دائمی
- فرار گسترده نیروی انسانی
انقلاب، اقتصاد را از جامعه گرفت و به بوروکراسی ایدئولوژیک سپرد.
---
## ۳. وابستگی تحقیرآمیز به قدرتهای خارجی
انقلاب کوبا با شعار «استقلال» پیروز شد، اما در عمل:
- کوبا بهشدت به اتحاد شوروی وابسته شد
- یارانهها، نفت ارزان و خرید تضمینی شکر، ستون بقای رژیم بودند
با فروپاشی شوروی:
- اقتصاد کوبا وارد «دوره ویژه» شد
- قحطی، خاموشی، سوءتغذیه و فقر گسترده جامعه را فرا گرفت
این نشان داد که انقلاب، بهجای استقلال پایدار، وابستگی تکمنبعی ایجاد کرده بود.
---
## ۴. صدور ایدئولوژی بهجای توسعه ملی
دولت انقلابی، منابع محدود کشور را صرف:
- صدور انقلاب
- مداخله نظامی در آفریقا
- حمایت از جنبشهای چریکی خارجی
کرد؛ در حالی که:
- زیرساختهای داخلی فرسوده میشد
- مسکن، حملونقل و تولید داخلی فرو میریخت
اولویت، نه رفاه مردم کوبا، بلکه اعتبار ایدئولوژیک در جهان سوم بود.
---
## ۵. فرار مردم؛ رأی واقعی علیه انقلاب
یکی از قویترین داوریهای تاریخی علیه انقلاب کوبا، رفتار خود مردم است:
- موجهای عظیم مهاجرت
- فرار با قایقهای دستساز
- ریسک مرگ برای ترک «بهشت انقلابی»
اگر انقلابی موفق باشد، مردم از آن فرار نمیکنند.
فرار گسترده کوباییها، همهپرسی خاموش علیه نظام انقلابی بود.
---
## ۶. اسطورهسازی بهجای پاسخگویی
حاکمیت کوبا بهجای اصلاح:
- شکستها را به «محاصره» نسبت داد
- فقر را فضیلت انقلابی معرفی کرد
- ناکارآمدی را با شعار پوشاند
اسطورهسازی از انقلاب و رهبرانش، مانع هرگونه اصلاح واقعی شد و جامعه را در چرخهای بسته از فقر و سرکوب نگه داشت.
---
## جمعبندی
انقلاب کوبا نشان داد که:
- آزادی با ایدئولوژی نجاتبخش جایگزین نمیشود
- عدالت بدون اقتصاد کارآمد، توهم است
- استقلال بدون نهادسازی، به وابستگی بدتر منتهی میشود
انقلاب ۱۹۵۹ کوبا، نهتنها مشکلات کشور را حل نکرد، بلکه:
- آزادی را نابود کرد
- اقتصاد را فلج ساخت
- جامعه را به فقر و مهاجرت سوق داد
و کوبا را از کشوری با ظرفیت رشد، به نماد شکست انقلاب ایدئولوژیک تبدیل کرد.
👑خورشید یا خور یا هور یا هور خشهئته یکی از ایزدهای آیینهای ایرانی و مزدیسنا است با توجّه به نقشی که خورشید در زندگی بشر، چه اقوام متمدّن و چه بدوی، از روزگاران کهن دارا بوده، این عنصر مفید مورد ستایش و بزرگداشت همهٔ این اقوام بوده است. خورشید در اندیشه اسطورهای ایرانیان باستان جایگاه ویژهای داشته است. چنانچه از آغاز به صورت ایزدی نیرومند مورد ستایش قرار گرفت و پس از زرتشت نیز خود آفریدهای شد در میان هزاران آفریده و مخلوق خداوند.
.
