﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Открыть в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Больше2 545
Подписчики
+11724 часа
+1277 дней
+11530 дней
Архив постов
2 515
2 515
.
بال گشوده ایم و بر دیوار خورده ایم
بر گشته ایم خسته در آغوش هیچ کس!(:
_🖤🕊_
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
دوستايكه گفتين از خيمه هاي بكراباد عكس بگير
معذرت كه دير شد ♥️🙏🏼
عاشوراي 1402
بكراباد
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
#پارت: 118✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تینا......
مادر اینا هم بیامدن نون هم خورده شد و من اصلأ طرف سامان نمیدیدم واییییی دمیکه اوته گفت خیلی ترسیدم که ظربان قلب مه بشنوه آیی ای چی حسیه لعنتی که مه به اولین بار از یک مرد خجالت کشیدم و هر وخت میبینم ایر ظربان قلب مه بالا میره دست پاچه میشم و خوشدارم خودیو کل کل کنم ایی خداا رحم کن
برفیتم خودی دخترا گاز هم بخوردیم نمازدگر شده کمی دیر شده بود چون سامان فردوس بیامدن برد ما گفتن حرکت میکنم مه که اصلاً طرفیو نمی دیدم
هموته که گفتم شد موتر مه میترا طیلا بودیم هوری هم بیامد و لی هانا ماری کردم که میایه به موتر سامان بیایع اگه نه مهرسام نمیداد موتره بابا مادر هو خودی بیبی خودی موتر خودخو آمدن خاله هام که موتر خودخو
همگی حرکت کردیم
که ای کاش دست موتر نمیدادم دست طیلا
تقریباً نزدیک بودیم از پلیس راه هم تیر شدیم نزدیکا خونه بودیم موتر هم دست طیلا بود امشو همگی به خانه ما میامدن
تا فعلآ کو خوب پیشرفته بود یاد دیشت داخل جاده دیگه میشدم صدا آهنگ هم کمی بالا بود هی به طیلا میگفتم وختی اشترنگ دور میدی پا خو به بریک بگیر که یکدفعه کله خو پایین کرد که بریک سیل کنه ازیبر هم یک مرتکه اندازه بابا مه بود ازو طرف جاده تیر میشد
جیغ کشیدم طیلاااااابریک بگیر دستپاچه شد و بریک گرفته نتونست بزدم به مرتکه مرتکه هم بفتاد
یک دقیقه کو همیته شیشته بودیم یک دفعه طیلا گفت
طیلا٫ بزدم به جون مرتکه مه بزدم به جونیو
یک دفعه فکر مه کار کرد پایین شدم طیلا هم پایین کردم خودم به جایو شیشتم اور ببردم به جا خودخو ازیبر هم دیگرا رسیدن پایین شدن
به طیلا گفتم تو نبودی اوکی مه بودم چون تو گواهی نداری مه دارم اگه تو ندیشته باشی بدتر میشه اوکی مه بودم میترا هوری شما هم همینه بگین اوکی مه بودم
هر دوتا سر تکون دادن ولی طیلا به شوک بود جیغ کشیدم گفتم طیلاااااا مه بودم خوبه بنظرم بهوش آمد سر خو تکون داد بیرون سیل کردم یک پسر جوانی پیش همو مرتکه که زده بود طیلا شیشته هست تکون میده ایشتع آشنایه فک میکنم یکجایی بدیدم اور همگی برفتم پیش مرتکه بعد متوجه مه شدن بابا بیامدن پیش من از موتر پایین شدم
آشنا٫ وقتی که موتر یاد نداری چری رانندگی میکنی آقای میرویس ستاااااار هه ای از دختر شما مهرسام فگت فرزاد گپ دهن خو بفهم فعلآ گپ نزن بابا خو بالا کن که ببریم شفا خونه معلوم تو هم اوقدر ناراحت نشدیم که بابا تصادف کردن
خووو حالی فهمیدم ای همو پسره هست که به بام هرات بود
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
#پارت: 117✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
سامان........
لعنتی مر چی مرگ زده دیگع اگه چشما خو بسته میکرد معلوم نبود چی میشد پووووف نمیفهمم چری هروخت ای دختر میبینم ایرقم میشم لعنتی پووووف شاید حوث باشه نه بابا او که فکر میکنم نه نه امکان نداره پوووف
دکه موتر وا کردم ذغالا وردیشتم روخو دور دادم که تینا هم بیامد او هم گوشتان گفتم وردار طرف مه سیل نمیکرد خوبه خوب شد هه باید یک دفعه آدم میکردم ای خیلی زبونیو دراز شده بود کسی تاحالک ایرقم خودی مه گپ نزده بود
برفت مثل دخترا خوب گوشتا وردیشت ایشتع آدم شده
درا قفل کردیم اول او بالا شد گفت گوشتا ذغالا بدیم بمه
جااان ایشتع شما شما میگه اممم مثلی خیلی تاثیر کرده ولی احساس میکنم هییی نه بابا خوب معلومه ترسیده یا شاید هم خجالت به ای فکر خنده رو لب مه آمد که زود جمع کردم بالا شدم باله دیوار که یپرم به پایین یکدم تینا دست مه کش کرد که محکم بفتادم به پایین
سامان٫ آییییییییکار میکنی لعنتی روانی وحشیی دختره احمق مثلی آدم نشدی هنوووز
یک دردی به کمر پیچید
تینا٫ ای کار کردم که همیشه یاد تو باشه جناب وسایل که دیگه به تینا بی احترامی نکنی و تحدید نکنی چون مه از هیچکس نمیترسم چی برسه به تو اوکی پسر خاله جان🙂
وخیستم ایستاد شدم لعنتی بدرقم افتادم چون کمی کمر درد میکرد او قدر نه که قابل تحمل نباشه ای خداا ای دیگه کینه هر کس جا آزی بودی حالی به هزار باب قایم شد دیگع نزدیک مه نمیامد واقعاً فرق داره ولی ای نه بستادو تلافی کرد مه میگم ای مشکوک میزد دختره احمق خوشم آمد به ای فکرا لبخندی رو لب من آمد که تینا گفت
تینا٫ هن بابا بمه میگه روانی خودتو تعادل روحی نداری😂
بازویو بگریفتم به طرف خودخو کش کردم دقیقاً روبرومه سه سانت از هم فاصله دیشتیم
سامان٫ ببین یک گپی دوبار تکرار نمیکنم دیگه ایرقم گپ نزن خودمه اوکییییی
اگه نه از یکی راه دیگه ای استفاده میکنم
بعد اشاره کردم طرف لبایو 😂
دستپاچه شد صدایو هم میلرزید
تینا٫ هن چی چیمگی تو برو او طرف مه هر چ چی خش دیشته باشم میگم حالیم پس کو که دیر شده بعد حرکت کرد برفت
مر خنده گرفت درسته خیلی لجبازه ولی خجالتیه
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
#پارت: 116✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
فردوس٫ میگم تا اینا میاین دو نفر بزنی ذغالا از م.تر بیارین که تا زه کنیم کسی که بتونه راحتر بالا بشه
تینا٫ اولکا اولکا 😁
فردوس٫ ای خاک باشه تو برو سامان تو هم برو دیگه خاطری داخل موتر تو هست ذغالا
ایییی نمیفهمم چری تنها شدن خودی سامان ظربان قلب مه بالا میبره ای خدااا ای هم یک مشکل دیگه چیکار کنم
سامان٫ اوکی بریم
خودیو همراه شدم لعنتی ایشتع جزاییه اخما خو پیش کشیده بیشتر مغبول میگه بریو 🤤
وجدان٫ لیل ها خو جم کن بچه مرتیکه بخوردی
تینا٫ گمشو باز تو پیدا شدی هر وخت خودی ازینم تو هم پیدا میشی نخوردم خدا به صاحبیو ببخشه چیکار دارم مه عنه
یکدم طرف سامان سیل کردم که ایستاد شده طرف مه میبینه هم تعجب کرده هم خنده گرفته چون سرخ شده بود کمی
تینا٫ چیکاره چری ایستاد شدی
سامان٫ تو خودی کی گپ میزدی کی خدا به صاحبیو ببخشه کی پیدا شده😂
ایییییی بلند فکر میکردم ایییی خدااا الهی تینا قلور قلور بشی😭
یکدم صدا خنده سامان بلند شد
سامان٫ ههههههههههه یک پا دلقکی بخو مشکل روانی داری چی 😂
تینا٫ اول ایکه کلمه دلقک برازنده تو هست اوکی دوم روانی مه نه به تو بیتر میایه😒
بوضوح معلوم میشد که از کله یو دود بیرون میشه یاا خدا ایشتع اعصابیو خراب شد
همینجی مر نکوشه هیچکس هم خبر نمیشه
یکدم محکم بخوردم به درخت چون پشت سر مه درختی بود ایش کمر ایشتع دردی کرد
تینا٫ چیکار میکنی وحشی ی
تا ماستم ادامه بدم سامان گفت
سامان٫ ایشششش خیلی گپ میزنی دختر تو ببین تاحالک کسی جرعت نکرده خودی مه ایرقم گپ بزنه اوکی پس متوجه گپ زدن خو باش اگه نه
خیلی نزدیک مه یک دستیو به درخت باله سر مه بود یک دستیو نشون تحدید تکون میدان خیلی نزدیک که صدا نفسایو میشنویدم و ظربان قلب پسمرگ مم خیلی بالا رفته بود که صدایو میشنویدم
یکدم چوپ کرد هر دوتا ما طرف همدیگه سیل میکردیم خیلی دست پاچه شده بود یا خداا ای دیگه چی حسیه دقیقاً قرق شده بودم باااا خدا ای چیکار میکنه کله خو پیش آورد دیگه کاری نتونستم انجام بدم چشما خو بسته کردن محکم که صدا پوزخندیو بالا شد
سامان٫ هه چی فک کردی هه متعصفم او فکر تو نشد😏درزن بار آخر تو باشه ایرقم گپ میزنی خودی مه
بگفت و برفت از باله دیوار بپرید او طرف من اول شوکه شدم بعد انگار آتش زدن اعصاب مه
ایییییی سامان سامان تلافی نکنم تینا نباشم😣
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
#پارت: 115✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
میترا٫ اییی مرض مه گفتم ای چی میگه ایته هی هعی کرد😒
هوری٫ هییییییی خدااا ای هم خواهرزاده هست که مه دارم روز تا به شام کل کل میکنن فقط میدان سگ جنگی هست🤣
به ای گپیو مه هانا میترا طیلا طرف هم سیل کردم بردیو شدیم بنظرم بفهمید که چی قسط داریم فرار کرد مام بردیو
هوری٫ یاااااا خداااا کمک مهری جوووو فریبی سامان کمک سوری😂هییی ای وحشیار دور کنین از مه عه حالی یکجایی میفتکم نداوین که میترسم مههه
هوری یک عادتی داره که هر کس بردیو بشه خیلی میترسه جابجا به زمین میخوره😂
مهرسام اینا بما میخندیدن
هوری ٫ آییییی مررض بخندیم شمااااا ای وحشیار بگریم فردوس باور کن دیگع نمیتونوم بدوم آیییییی
رو خو دور داد که رنگیو بکنده
مهرداد٫ بسه بسه دیگه گناه داره طفلک بکشتین هوری ایستاد شد مام چهار قدمی ازو دور بودیم ماست بفتکه که مهرداد دستیو بگرفت
مهرداد٫ خوبین
وااا ای نگرانی ها آزی یعنی چی😈
باید کشف کنم میترا که چهره مر بدید گفت
میترا٫ هوی شیشی باز چهره کشافار بخو گرفتی همو چیزی که مه فک میکنم تو هم عاا😈😂
تینا٫ اییی آفرین زدی به حدف 😉
تینا٫ میگم یک چیز دیگه ای هم کشف کردم
میترا٫ چی چیه کجایی
تینا٫ اوطرف سیل کن و طرف خودخو سیل کن میفهمی چی میگم😂
همو کار که گفتم بکرد یک دست پاچه شد
تینا٫ حالی دیگه مطمعن شدم آزی کشف خو😂
میترا٫ بوررو گمشو ای کشف تو مزخرفه چون اصلأ هیچی گپی نیه
تینا٫ وییی مه کی گفتم گپیه خودتو میگی😂
بعد دیگه نستادم چی میگه برفتم پیش هوری
تینا٫ خو احمق وختیکه عین سگ میترسی چری باز پاچه میگری😂
هوری ماخکم بزد پشت کله مه گفت
هوری٫ تو تکه تکه میکنم این دفعه برد مه بشی ای چیرقم گپ زدن خر😒
تینا٫ انگلیسه😌😂
هوری٫😂گمشوو
تینا٫ خوبه🥲
هوری٫😂
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
سلام به همه عزيزان معذرت كه اي دو روز نبودم
بخير از ١٢ به بعد فعاليت ها شروع مشه ♥️😎😍
2 515
امام حسین شب عاشورا به یارانش گفت: هرکس از شما حق الناسی دارد، برود.
و عجب از آنان که هزاران گناه درحق مردم میکنند و معتقدند قطره اشکی برحسین ضامن بهشت آنهاست...
عاشوراى حسینی تسلیت🖤
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 515
بهترین لحظه زندگی
زمانیست که خدا آرزوی
محال و نشدنیات را
برایت برآورده میکند...
این لحظه را برای همگی آرزو میکنم...
🙏♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
