﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Открыть в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Больше3 355
Подписчики
+11724 часа
+1 0997 дней
+1 10230 дней
Архив постов
3 422
#پارت: 14✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
هوری از کوخ حشره خیلی میترسه
ایکه ویخستاد رقص عربی میرفت مه مهری فری خودیم میخندیم چون اونا هم بفهمیدن هیچی نیه از دروغ گفتم بزو
یکدم هوری چشمیو بفتاد که ما میخندیم بفهمید از دروغ گفتم
هوری٫ ای شیشک مه یک ساعت بالا پایین میپردیم تو سگاز دروغ گفتی😠😫
فردوس٫ خخخخخخ بری اولین بار یک کار خوبی کرد شیشک تور برقص کرد اوهم رقص عربی مار کمی سرگرم کرد🤣
فردوس که ایر گفت همه خودیهو بخندیدم هوری هم شروع کرد به خنده همیته میخندیدم که بابا مادر خاله وپسرخاله ها ودختر خاله مه آمدن
اونام آمدن خودی همه احوالپرسی کردن
تینا٫ بح بح دوقلوهای افسانه ای ایشتنیم😍
دوقلوها٫ همزمان تو ایشتنی خانم خرابکار بزرگ🤣😍
تینا٫ فیکسه فیکسم چون خرابکاری در نظر دارم🤣
خودی خاله و شو خاله احوالپرسی کرم نوبت به میترا رسید
میترا٫ ایشتنی شیشکمه خوبی بخیر دختر بچه هاتو خوبن نواسه هاتو نبیره هاتو شوتو همه خوبن🧐😂
تینا٫ خوبن شکر مترو سانت همه خوبن😂
همگی بای احوال پرسی ما شروع به خنده کردن
هوری٫ تیاره تیاره مزه نپرونین بیاین که گوشتا اختهکنین که دیر میشه
مه و میترا باهم عه عه حسود کی بودی تووو😂
هرسه ازی همانگی مار خنده گرفت بزدیم زیر خنده 🤣
هوری٫ مه کار ندارم تصمیم مه همینه مار مگری به سه برار بدن😂چون مه دوری شما دو احمقه تحمل نمیتونوم😂
میترا٫ بااااا از کجا پیدا کنیم سه تااااا هنو دوتا بودی یک چیزی مه و تیناگگ خودی هم تو دیگه نمایع😂
هوری٫ ای تو بد کردی 😂مه چیکار دارم تا یکی بمم پیدا نکنین مه نمیگذارم شما دوتا عروس بشین😂
تینا٫ 😐حالی کو او دوبرار احمق که بیایع مه و ای سانت خره بستونه که تو از عروس کردن گپ میزنی😐🤣
میترا٫ خر خوتو ایشتع پیدا نمیشه باشه کمی فک کنم
تینا٫ باشه پیدا کن ولی به خودخوای غوری پیدا کن مه مث شماها ترش نکدم قصد شو هم ندارم 😌🤣
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 422
#پارت: 13 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
فردوس٫ عنه چیمیگن مادر ای دروغ میگه مه کلی ندارم اصلأ اودوتا هم همیته رفتن داخل
مه که دیدم به لو رفتم گفتم
تینا٫ خخخخخ مادر جووو از مزاغ گفتم خاطری سیل کنم شما مرمایین 😊😂
ماما کلون و زنیو که از کارامه خنده گرفته بود گفتن
ماما٫ مه فک کردم بفتادی ایته چشما خو طرف مادر مضلوم کردی😂
دیدم بدرقم گند زدم چون بیبی مم هیچی نگفتم برفتم دره وا کردن گفتن تح شو دختره خیره سر مر بازیمیدا تو ترس از یاد مه رفته
بود
مم بپریدم برفتم رو بیبی خو بوس کردم اونام رومه بوس کردن
بعد رفتم پیش ماما خو ریونا بوس کردم اونام تح سر مه بوس کردن گفتم ماما چری خجالت کشیدین رومه بوس میکردیم دیگع😂😜
یانه از زن خو ترسیدین😂
همه بخندیدن
ماما٫ ای دختر تو هنوز هم کلون نشدی🥴🤣
بیا رومه بوس کردن بعد گفتن یاری کمی ازی زنکه میترسم میفهمی به تو خیلی حسودی میکنه خیلی بد تو. میگه به پیش مه
تینا٫ هومممممم مه حالی فهمیدم به کی رفتم ایته بهم اندازی ایکه نگی به ماما خو رفتم😫🤣
تینا٫ مایین مه و زن ماما مر بهم بندازین
روخو طرف زن ماما کردم گفتم سیل کنیم بعداً خودی شما حساب ازی ماماخور میرسیم ایشته🧐😜😂
زن ماما٫ بیخی فکسه خودی ازینا کار داریم😈
هوری٫ وییی شرم حیا بکن زن برار اینجی مجرد هم هست ایته گپا میگی چشماما سفید میشه
روخوردور دادم طرف بیبی مه گفت سیل کنین یک ذره شرم و حیا ندارن عروس هم عروسا قدیم😌😂
ثنا٫ وی مغز تو منحرفه مه کی اوته گپا گفتم😑😒
بیبی٫ بسه بسه مادر بریم اگه بستکم به گپا شماگوش صبح میشه
تینا٫ خخخخخخ ایشتع دل مه به شما بوسوخت
ایر بگفتم همه حرکت کردین طرف باغ
باغ خیلی باغ کلونه ومغبوله ویک تخت کلونی داره فرش کرده هست نلینچه بالشت داره چهار طرفیو هم درختایی هست که سایه انداخته خیلی مغبوله
همگی برفتم برو تخت که هوری آن به پهلومه بشیشت گفت
هوری٫ دود هم دیشت🧐😂
تینا٫ چی 🧐یکدم دوهزاری مه بفتاد که ایچیکفت😳روخو درو دادم طرفیو گفتم
تینا٫ وی اونی سرشونه تو کوخی وییی😱
هوری٫ جغغغغغغغغ 😩😱مادر وی انی کوووووووخ
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 422
3 422
3 422
-
« قَد تسعِدنَا أشيَاء لا قيمَة لهَا عنْد البعْض »
چهبسا از چیزهایی خوشحال شویم
که نزد برخی آدمها بیارزشند..!(:♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 422
من بالای آسمان این شهر
خدایی را دیده ام
که هر ناممکنی را ممکن میسازد
فقط کافیست زمانش برسد....🤍🌱
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 422
انقدر امشب دلم طالب سر مستيه
همه ي فكر من جايي كه تو هستيه
تو كه ساقي بشي گريه مستي خوشه ..
پيك اول منو مطمئنم مُيكشه
هي بريز واسم سربره احسام 🖤😔
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 422
#پارت: 12 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
مهری٫ خوب تحشین که سر مه
بخوردین شما از بس شعر اضافی گفتین زودی بکن که باد بیایع
تینا٫ که گردن مهری خان کجبیایع🤣
هوری ٫ یانی سلام است به تو تینا ایشتع برابر کردی 😳👍😂
تینا٫ وی ای خوتونی ایشتع یک دفعه آدم شدی اسممر صدا کردی 😳😂
که به ایگپ مه هرسه ما بزدیم زیر خنده
مهری٫ خالهجو دیگم تعریف کن😂
هوری٫ ای سیا سوخته بلااا تعریف نیامده بزو بیا خودیم بریم خواهر زاده گگ مه 😒
اودوتا خودیهم رفتن طرف باغ مه و فردوس هم خودیم میرفتیم که فردوس گفت
فردوس٫ یاری تو حقه شاعر باشی جوجه فردوس
تینا٫ یاری نیاز به نظر فردوس خانم دیشتم خانم زیبایی مثل فردوسخانم🤣
برسیدیم دم باغ که قفل بود معلومه اونا تابحالی نرسیدن
اودوتا هم استاده بودن مار بدیدن
مهری٫ چیکاره تو چری میخندی و فری سرخ و پکره🤣
به ای گپ شدت خنده مه بیشتر شد و فری هم سرخ تر هیچی نگفت برفت طرف در گفت از همینجی مگری بالاشین
چون در خورد بود دیوار هم کوتاه میشد بالا شد هوری بالا شد
مهری هم بالاشد نوبت فری رسید گفت تو بیا بالا شو طرفیو سیل کردم گفتم
تینا٫ خانما مقدمترن🤣
به ایگپ مه اودتا به خنده شدن فردوسهم بخندید گفت بالا شو تاتور نزدم 😐😂
بالا شدم باله دیوار ماستم بپرم به تع باغ که دیدم ماما مه و زنیو دختریو خودی بیبی مه بیامدم
بیبی٫ وی دختر مغبول مه اونجی چی میکنی حالی میفتی تحشو هوشکده
تینا٫ مادر جووو 🥺همی ماما جان مه فری مربالا کردن اول دره واکردم اودوتا داخل شدن برومه دره قفل کردن 🥺
چون بیبی مه مرخلی ماستم هر چی ماستم بنه میدادن خیلی به قصه مه بودن
روخو طرف فردوسکه دهنیو وا مونده بود از گپ مه کردن گفتن
بیبی٫ وی مااادر فردوستو نمیشرمی دختر بیچاره مراز دیوار بالا میکنی زدگی بفتادمااادر
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 422
#پارت: 11 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
مهری و هوری مه به یک صدا خودیهم به خنده شدیم که فردوس هم خودخو کنترل نتونست او هم شروع کرد به خنده 😐😂
داشتین همیته میخندیدیم تقریباً به پلیس راه رسیده بودیم که یک موتور پر از پسر که چهار الی پنجتا بودن طرفا ما میدیدن چشم همو که به جلو شیشته بود بفتاد بمه شیشه خو پایین کرد مم بفهمیم از همو مزاحمایه بیکاره تا ماست چیزی بگه مم شیشه پایین کردم گفتم
تینا٫ محترم پنج صدی تو بفتاد چون دم پولیس راه کمی شلوغ بود همه موترا استاده شده بودن همه بفهمیدن چی گفتم ای هم که واقعاً فک کرد راست میگم چون مه به حالت جدی گفتم
پسره٫ کوکو کجایه چی شد
هم ای ایته گفت خودخو کنترل نتونستم بزدم زیر خنده که حالی سیل میکنم مهرسام فردوسوهوری هم هی میخندن🤣
پسره که بفهمید چی گپه چپ چپ طرف مه سیل میکرد تاماست چیزی بگه
هوری٫ هه دیگه تو باشی که به دیگرا مزاحمت کنی 😏
پسره که از خجالت سرخ شده بود شیشه خو پایین کرد دیگه سیل نکرد که یکدفعه موترا همه به آرنگ افتاد عنه چی شد
یک دخترکی بیامد به پایین تر موتر ازو استاد شد صدا خو بالا کرد
دختره٫ یانی شیر مادر تو خشکله آفرین خوب درس دادی اور👍💋
مه هم که از تعریفیو خوش مه آمد همگی هم سیل میکردن کم نیاوردم گفتم
تینا٫ تشکر چاکریم قابل ندیشت
هم همیر گفتم همه کسایی که داخل موتوراخو بودم صدا مر بشنودین شروع به خنده کردن را هم واشد همه حرکت کردیم 😌😂
حالی اینجی سیل میکنم اینا از خنده ریسه میرم هی خودمم خنده گرفت 🤣
مهرسام ٫ زیبای خفته کمنیار هیچی به حالت خنده گفت
تینا٫ نه دیگه تعارف نکنین آمریکایی نمیشه زیاد میارم کم نمیشه😌🤣😜
ایر که بگفتم یکباره همه بخنده شدن
مهری هم ایندفعه هیچی نگفت که بزو گفتم آمریکایی چون هم سفیدی بود هم از وختی از آلمان آمده بود مه اور آمریکایی میگفتم.....
همه ساکت بودیم آهنگ هم در حال پخش بود که مرخاو هم بگیرفته بود
فردوس٫ عشق ماما چری آروم شدی شیشکبلا
هی میخندیدم 😅
نه به کلمه عشق ماما نه به کلمه شیشک بلا😐😒
تینا٫ مثلی مه دلقکیم که شمار بخندونوم😒
هوری٫ یاری کم از دلقک نیی خواهر زاده گنده مه
همیته باهم جروبس دیشتم که برسیدم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 422
#پارت: 10 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
همگی ما بعد از گپ فردوس خودی هم بخندیدم به صدا بلند😂😂
تینا٫ وی مهری چی میگی حمالی که ای خورده بابا بزی طفلک ماما میگی جا شرمه به تو😒😂😂
بعد از گپ مه دیگع این دفعه فردوس یک جیغی کشید که همگی خفه خون گرفتم 🤐🥴
فردوس٫ شیشککککککککککک
بعد ازی که جیغ کشید روخودور داد طرف مه و هوریو مهری
بعد با صدا بلند شروع کرد به خنده 😳
ما همه هنگ کردیم وی ای دویونه شد چی بلا 😳😒
فردوس٫ هههههههههههههه ایشتنه ترس شما جوجه ها یعنی ایقدر از مه میترسیم تخخخخخخ
یکدم مهری یک چپات مخكمي بمبیخ کلی فردوس زد که دست از خنده وردشت 😂😂
مهری٫ ایته جیقی توکشیدی فک کردیم مرمی خوردی ترس کجا بود بیا آنی ای هم ترس بخوردی😂
تینا٫ خخخخخخخ وای وای مه همیته بیخ کله کی بخوردی او آدم از زمین محو میکردم😒😎
هوری٫ باز ای شیشک شورع کرد بهم اندازی خور حمالی ماستی فدا سر مه شی از ترس ههههه🤣
مم یکبیخکله گیبمپشت گردنیو زدم که خفه خون گرفت 😂😝
پس گردن خو بمالید گفت چری میزنی🥺چشما خورم مضلوم کرد
تینا٫ چون تو به فردوس میگی ترسناک
به فردوس خانم
بابا ای کجا ازی ترساناکه خانم به ای نازی به ای خشکلی هااااا کجا ازی هاااااا
ای هاا آخری یکرقمی کشیده و بلند گفتم که مهری و هوری خودخو کنترل نتونستن به زدن به زیر خنده از خنده ریسه میرفتن که فردوس گفت
فردوس٫ آخه دختره یه خیره سر چی از جونم میخای من کجام شبع ضعیفه هاست هااان😒🥴
مه مهری هوری طرف همدیگه سیل کردین ای چی گفت 😳💔
تینا٫ غششششش چری کانال عوض کردی ماما جو حالی شدی یک دختر خوشكل ایرانی😂🙊
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 422
#رماننهم
#مرزایرانوهرات🫀🖇️
#نویسنده_مرسل_بارکزی
#پارتاول♥️👇🏻
https://t.me/MorsalBarekzay330/4047
