﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Открыть в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Больше2 276
Подписчики
+124 часа
+37 дней
-330 дней
Архив постов
2 276
اونجا که سعدی میگه:
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام
با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
🥺🫀
2 276
به همي عكس شما يك شعري ري كنن ببينم از كي مقبول تره هموميذارم !🙂
https://t.me/HarfinoBot?start=ab1bd6cd3201cb6
2 276
✨♥️••﷽••♥️✨
بهترین کانال های ناب تلگرام تقدیم شما
روی هر اسم که خوش تون آمد کلیک کنید♥️✨
بهترین ها را مشاهده کنید😻✨
❗️👨💻 جـهـت شـرڪـت در لـیـسـت 👨💻❗️
•| ⊱💎⊰ |• @ListRoz4K•| ⊱💎⊰ |•
2 276
قسمت اول سریال كلبه 🛖
با بازیگری #سپیده_مانی
اگه ادامه سریال هم خوش دارین كه بگزارم باید واکنش بدين به پستا🤷🏻😑
#سريالي
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 276
-
《 وَنَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقاتِ الغَفْلَةِ 》
خدایا در اوقات غفلت مرا
متوجّه ياد خود گردان..!(:♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 276
#پارت: 155✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تا ماستم بروم آشپزخونه گفت
ارسلان٫ اممممم راستی کجایه سامان باید باهم میبودین😏
تینا٫ شما سر شما به کارا خود شما باشه زندگی شخصی ما به شما مربوط نیه
بعد برفتم به آشپزخونه خاله داخل آشپزخونه بودن
یک لبخند مصنوعی بزدم که چهره غم گین مه معلوم نشه
تینا٫ سلااام خاله جووو
خاله٫ سلام خاله بشین صبحانه تیار کنم بخور مم تاحالک نخوردم کلن هیچکس نخورده از بس حلاک بودیم هموته بفتادم باله تخت دیگه آگاه نیم تا بابا سامان مر بیدار کردن فقط دیشو عروسی مه بود 😂
به لحن شاد خاله حال حوا مم عوض شد بشیشتم هانا هم بیامد خاله تخم مرغ پخته کردن به هانا هم پنیر آوردن او پنیر میخورد
نون نصفه شده بود که سر کله سورج پر خاو هم پیدا شد ازوبر هم سامان آمد شیک تیار کرده هه
نقاب بیتفاوتی زدم به چهره خو طرفیو سیل نکردم جواب سلامیو هم ندادم کله خو تنداختم نون خو خوردم ای هم با کمال تعجب بیامد پیش مه شیشت و شروع کرد از تخم مرغ مه خوردن
مم اول با تعجب طرفیو دیدم که آقا اصلأ بروخو نمیاردن طرف مه سیل نمیکردم مم اعصاب مه خراب شد وخیستم
سامان٫ عنه چری وخیستی البد سیر شدی
لحنیو پر از شیطنت بود
طرفیو چپ چپ سیل کردم که خنده گرفت ولی خنده غورط داد مم برفتم یک تخم مرغ دیگه ایی پخته کردم تا پخته کردم خاله هانا سورج نون بخوردیم برفتن بیرون
بشیشتم که تخم مرغ خو بخورم دو لقمه بخوردم که ماری آمد
دقیقاً به پیش مه ایستاده یعنی بین مه و سامان
هیچی نگفتم یک لقمه دیگم بخوردم که ای هنوز ایستاده هست کله خو بالا کردم گفتم
تینا٫ بلی کدام کاری دیشتی
در کمال تعجب خودخو ناراحت گرفته بود و خیلی مضلوم شروع کرد به گپ زدن
ماری٫ خیلی خیلی ببخشید آبجی جوون ببین من قسط بدی نداشتم که به سامان نزدیک میشدم نمیدونستم که تو ناراحت میشی خب من قبلاً سامانه دوست داشتم حالا هم دوست دارم ولی الان دیگع کنار اومدم که اون مال توعه از حرف های اونشب هم معذرت میخام منو ببخش میبخشی
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 276
#پارت: 154✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تینا٫ چری جواب نمیدی
سامان٫ تو عین آدم صدا کن چری جواب ندم
تینا٫ پووف حوصله ندارم پاهامه بدرد آمده بریم بشینیم کی خلاص میشه ای بابا
سامان٫ بریم حالی خلاص میشه صبر کن
برفتیم بشیشتم پیر زالا قوم بیامدن بما تبریکی دادن
سامان٫ خوب چیکار میشه همو مغبولا بیاین تبریکی بدن
بمه خیلی بر خورد عوضی😒
تینا٫ تا وختی مه هستم حداقل تا ای شیش ماه کسی نمیتونه نزدیک تو بشه توهم توقع نداشته باش😒
سامان طرف مه خیره شد و چیزی نگفت
بعد از چند دقیقه گفت فقط ای شیش ماهم خلاص بشه حیرونوم وقتی شیشی ماه بیشتر نیه ای عروسی چی بود
تینا٫ اوهوم موافقم
دیگع تا أخر عروسی گپ نزدم ساکت بودیم تا کیک قطع کردیم مادر یک گردن بند بمه دادن مهرسام دست بندی مهرداد چوری خاله هم گردن بند گوشواره خلاصه خلاص شد
و همه بیامدیم به خونه البته کمی تح شهر بگیشتم مه که زد حال خورد ه بودم اصلأ خوش نگذشت و خلی خسته شده بودم
بیامدیم به اتاق خو سامان بیرون موند گفت لباسا خو عوض کن باز مه میایم
برفتم لباسا خو عوض کردم موها خو هم وا کردم از بس حلاک بودم حموم نکردم آرایش ها خو هم پاک نکردم بفتادم رو تخت به سه نرسیده مر خاو بردصبح تقریباً دوازده از خاو بیدار شدم جا سامان هم خالی دست نخورده هه مثلی برفته بوده دیشو بعد از همو گپا خیلی خودیمه سر سنگین بود یک حمومی بکردم بیرون شدم برفتم پایین که ارسلان هم نو آمده بود به دهلیز
ارسلان٫ سلام عروس خانم صبح بخیر
با لحن سردی گفتم
تینا٫ صبح بخیر
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 276
#پارت: 153✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
خر تعریف نکرد از مه ای بود تعرفیو
حالی هم لباس سفید برخو کردم نظر نشم مثل فرشته ها شدم خخخخخ فقط دوتا بال کم دارم مهرسام و مهرداد بیامدن اول خوب خیره سیل کردن مم طبق عادت چند دفعه چشما خو تیز تیز وابسته کردم که اینار خنده گرفت
تینا٫ چیه فرشته ندیدین تابحالی😌
مهرسام٫ نه ندیدم ولی حالی فعلأ شیشک رخت سفید بدیدیم🤣
طرفیو چشم غره رفتم دست مهرداد بگرفتم گفتم مه خودی تو نمیرم خودی مهرداد جو میروم بریم
مهرسام٫ باشه باشه عروس خانم مه تسلیم بیا که بریم که دیگع طاقت ندام
تینا٫ ایییی خاک حداقل از مه خجالت بکش از مهرداد نمیکشی
مهرداد فقط تماشا کرد بود و میخندید
تینا٫ چیه تو هر هر میخندی فقط دلقک تماشا میکنه😒
مهرداد٫ ههههههه دست کمی هم نداریم بیاین بریم که حالی سامان تالار بهم میریزه خیلی حلاک شده بیچاره
یک دست مه مهرداد یک دست مم مهرسام گرفتم برفتم یک پله ازونا بالاتر بودم اونا هم دستا خو بالا گرفته بودن واییییی که چقدر خوش دیشتم پایین سیل کردم سامان پیش هوری و هانا ایستاده هوری وهانا لباسایونا عروسکی بود بلند که خیلی مغبول شده بودن طرف مهرسام سیل کردم که غرق شده بود خخخ مهرداد ازو بدتر مر خنده گرفته
مم هر دو دست خو یک تکون محکمی دادم
مهرسام٫ چیکار تور
تینا٫ عه فک کردم غرق شدیم گفتم نجات بدم شمار😒
هردوتا بخندیدن و پایین شدیم آهسته آهسته یک آهنگ خارجی هم بیاوردم معنیو نمیفهمیدم ولی خوب بود
برفتم
برفتیم سامان اول خیره شده بود بمه باز حرکت قبلیه تکرار کردم که بخنده شد دست مه بگرفت و اونا هم پیشت سر ما آمدن
رقص خو هم بکردیم او شیشی نفر هم رقص کردن که باز بابا مه اینا آمدن ماری هم بیامد مثلاً که تبریک بگه مر بغل خورد دم گوش مه گفت از سامان دست نمیشم ایقدر سال منتظر بودم که تو دختره احمق بیایی اور بگیری از مه نه پس منتظر او روز باشه بعد چشمکی زد بمه و رفت
هه برو گمشو عوضی حالی مم خیلی ترسیدم ولی اصلأ به قصه یو هم نشدم
فقط حرصی رفتنیو تماشا میکردم سامان گفت
سامان٫ چی گفت
تینا٫ هیچی فقط ویز ویز کرد
دیگع چیزی نگفتم پووووف ایشتع حلاک شدم خداااا پاها مه
تینا٫ وسایل
جواب نداد
تینا٫ هییی وسایل جاان
تینا٫ ساماااان
سامان٫ جانم
هیییین جانم آخ قربان تو نمیگه ایته جانم میگه دلم هى ميره
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 276
من پولدارترین آدمای شهرو دیدم که یه ماشین خیلی معمولی داشتن!
عاشق ترین آدم هارو دیدم که یه استوری از عشقشون نمیزاشتن!
من با معرفت ترین آدم هارو دیدم که هیچوقت دم از معرفت و رفاقت نزدن!
من خیرترین آدم هارو دیدم که هیچکسی اون هارو نمیشناخت!
چیزای واقعی نمایشی نیستن...!
خواهشن ريا كارى نكنن
♥️🙌🏼
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 276
عکس خودتو نزار پروفایلت🙄😄
بیا اینجا یه عکسایی داریم که همه فک میکنن خودتی و کلی ژست و ایده عکاسی برات آوردیم دیگه دست از ژست های تکراری بردار و خودتو به ژست های امروزی عیار کن که هم مات بمونن🙂
@The_girls_of_sky1401
2 276
شهریارا من به قربانت چی کرد آن دلبرت
كه اینقدر پر سوز شعر گفتی که ما هم سوختیم 🥺
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
