﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Открыть в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Больше2 647
Подписчики
+21024 часа
+3377 дней
+32730 дней
Архив постов
2 686
2 686
2 686
-
﮼کنونکهصاحبمژگانشوخوچشمسیاهی
﮼نگاهداردلیراکهبردهایبهنگاهی...♥️🫠
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 686
-
《 حتى في أسوأ الظروف أیضاً، ابق قوياً 》
حتی در بدترین شرایط هم، قوی بمون..!(:♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 686
🩶
„ميگم دلبر ؟
„كي داره تورو اسراف ميكنه …
„درحالی که من…🚶🏻♂️
„ذره به ذره ت متحاجم!
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 686
•
این تنهآے و گوشہ نشینے مآ از غرور نیست 🙃🙌🏻
دآنستیم ڪہ اینجآ همہ مطلب آشنآیے میڪنند 😅✋🏻
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 686
2 686
-
《-اِلٰهی ما اَقْرَبَک مِنّی و اَبْعَدنی عَنک 》
خدایا..
تو چه اندازه به من نزدیکی ومن تا
چه حد از تو دورم..!🙂♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 686
#پارت: 88 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
دم برفتم سوار شدم کمی ریز دادم بم یکدم به دنبال ورگشتم بم ضرب به موتریو که پوز موتریو قلور قلور شد 😈😂
باید زودتر بروم که پوهنتون دیر شد
پایین شدم او هم پایین شد
سامان٫ دختره روانی معلوم هست چیکار میکنی
توجه نکردم برفتم پولایو به باله موتریو گذاشتم پس بیامادم پیش روی بستادم
تینا٫ اووووه چی شد خیر مهم نیه بیا ای هم تاوانیو 😈هر کس خودی تینا در افتاد ور افتاد بایrude😏
سامان٫اههههههه لعنت بهت دختره روانی
تینا٫ آه آه rude
دیگه منتظر نموندو چی میگه لچبلا شدم برفتم به طرف پوهنتون
ای هم از صبح مه عجب صبحی لعنتی ایشتع خوشتیپی شده بود خودی رختا افغانی سفید بریو بود ولی دل مایه اور بکوشوم عوضی از خدا مام تور دیگع بسر راه مه قرار نده مردک عوضی فقط مه کشته مرده ازینم که به سر راه آزی قرار بده آییییییی اعصاب مر به گند کشید
هه ولی خوب حقیو به کف دستیو گذاشتم
خودی آزی موتر چیکار کنم بسته غلور غولر شده مکری بعد از پوهنتون ببرم مستری خونه
برفتم داخل پوهنتون موتر پارک کردم برفتم به صنف پوووووف خدایا شکر هنوز استاد نیامده
تینا٫ اوووووف عجب خر شانسیم ببینین هنوز استاد نیامده
بلند گفتم که همگی بخنده شدن که فرهاد هم می ه طرف مه سیل میکنه یک لبخندی هم داره
انالی حوصله ازیر کی داره توجه نکردم بریو برفتم پیش هوری میترا هم برفتم یک بیخ کلگی هوری به جون که زد
هوری٫ تو توله به بچها مزه میریزی😡
همیته جدی گفت اگه نمیشناختم باور میکردم که جدیه
تینا٫آخ آخ دستا تو بشکنه الهی خودی آزی غیرتی شدن تو درد کرد 😒
میترا هم از خنده ریسه میرفت که هر دوتا ما یک بیخ کلگی نوش جانیو کردیم
هر دوتا همزمان٫ دیگع تو باشی بخندی
که هرسه تا ما بخنده شدیم صنف هم به مسخره بازی ها ازینا خلاص شد بیرون شدیم که میترا گفت
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
