﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Открыть в Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Больше2 977
Подписчики
+25824 часа
+5947 дней
+58530 дней
Архив постов
2 988
شده عاشق بشوی روح دهی جان دهی بغض شوی 💔
آه شوی یار در اغوش دیگر باشد و بی قلب شوی ؟
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 988
2 988
خب دوستا ايم دوقسمت از رمان بخونن
و ها نويسنده اي رمان خانم سلطاني گفتن كه مه بيشتر دگه نميتونم تايپ كنم
و تا بعد از عيد بخير
2 988
#پارت: 61 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تینا٫ مهرسام بد کرده که بد فک کنه
ببین ایشتع پشیمون میشه میایه پیش تو اور ببخشی
و تو هم نباید به ای آسونیا ببخشی
بفهمیدی درزن مه چند روز بردیو میگردم بعد میگی اونار فراموش کنم😐😒😂
هانا٫ برد چی😳تو چی خبر بودی
تینا بابا سه روز میشه آمدین
و مه سه روز میشه مشکوکم به شما میگشتم ببینم چی گپه😁و موفق شدم
هانا٫ هه مشکوک ها دیگع از بس تابلو هستم دیگه
معلومه مشکوک میشی ازو چی خاطر مشکوک میشی او فقط دنبال خبر بود
تینا٫ یک چیز بگم حالی همو که چهار ساله پیام بازی گپ میزدی خودیو به شماره دیگه تونی ای خیلی خوبه
چون مهرسام شاید علاقمند شده باشه
به او یک ماه به او دختر
ولی اوقدر نه
مطمعنم او زیاد تر عاشق کسی شده که او گپا میزد به اوشماره خودیو
هانا٫ هه بمی خیال باش
حالی خیر یله کن فراموش میکنم ازی بعد مهرسام به چشم پسر خاله خو میبینم اووووهی فراموش شد وخی که بریم بموردم از گوشنگی😊😁
تینا٫ اوکی هرقم راحتی فراموش بریم
😂
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 988
#پارت: 60 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
اینار بگفت واز موتر پایین شد اینجی مهرسام خو ی غم بزرگی داخل موتره
مهرسام٫ یعنی چی یعنی او دختر آرتینا مر بازی داده یعنی مر دوست نداشته و ای مدت ای حرفایی که از شماره دیگه بزو روان میشد او شعرا او متنا اونا چی بود او راه حلاییکه او شماره درباره مشکلایو میداد او چی او کی بوده
لعنتی مه چری ایرقم گپ زدم خودیو یعنی او صدا هاییکه به او شماره ری میکردم مه عاشق صاحب او شماره شدم او شماره کینه صاحبیو اگه آرتینا نیه کیه
چری اوقدر ناراحت نیم ازی که از آرتینا خبر شدم بیشتر ازی ناراحتم که احساس میکنم با صاحب شماره به تماس نباشم لعنتیییی
یعنی امکان داره نه او نیه هانا نیه اگه باشه خیلی دلیو شکستم اوووووف
#تینا
تینا٫ اووووف هانا خفه کردی مر پر از آو بینی کدی حبا مقبول مر
به یک پارکی رفته بودن خودی هم و به هوری زنگ زده بود که نمیاین
هانا٫ ای خاک ایقدر گوش کشیدی آخرم ایته جمله ای 😒
تینا٫ جمله ها بیتریم میگم حالی وخی بریم که از گوشنگی بخداااا بمرگم
هانا٫ ببخش خاطری مه گوشته موندی 😔
تینا٫ وخی گمشو بابا وظیفه مه بود اگه مه به زن برار خو کمک نکنم کی کمک کنه
هانا کله بم ضرب بالا کرد که صدا شکستن داد
هانا٫ تینا میشه لطفاً دیگه درباره ازینا گپ نزنی
کلن همو چیزایی که شنیدی فراموش
کن
دیگه هم ازی کلمه بکار نبر که اگه مهرسام بشنوه
بدیو میایه بد فک میکنه درباره مه
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
