پاکسازی در سه بعد (رازققنوس)
Закрытый канал
کانا پاکسازی رازققنوس بر اساس هواپونوپونو ادمین :https://t.me/salamatib_ad کپی بدون منبع ممنوع میباشد.استاد بابک مربی مهارت زندگی رازققنوس https://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
Больше369
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
✅️تکنیک تنفسی ۴-۴-۴-۴
به این تکنیک تنفسی، تنفس مربعی گفته میشود که :
-ضربان قلب شما را کاهش می دهد
-ذهن شما را آرام می کند
-باعث قدرت خلاقیت و تمرکز می شود
(دم و بازدم هر دو از بینی)
Ho'oponopono (هُواوپونوپونو) به فارسی! .استاد بابک مربی مهارت زندگی رازققنوسhttps://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
Repost from راز اعداد سمبل ها و رسالت زندگی
پنج روز مهم ماه کامل هر ماه
ماه کامل 2024
https://t.me/erteshadad با آگاهی از راز اعدادو سمبل ها پی به رسالتت ببر
Repost from پاکسازی در سه بعد (رازققنوس)
خداوندا تو را دوست دارم و می خواهم تو را بیشتر و بیشتر دوست داشته باشم
می خواهم تو را تا سرحد سرمستی و شوریدگی دوست بدارم
عشق و ایمانی ناب در خور درگاه نیلوفرینت به من عطا کن
خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست
هر روز در افکار و آرزوهایم به سوی من بیا
در رویاهایم
در خنده نشسته بر لبانم
و در اشک چشمانم به سوی من بیا
در عبادت و کارم
در زندگی و مرگم به سوی من بیا
تو با من باش با رحمت و عشقت.
خدایا ذهنم پریشان است قلبم بی قرار است
و افکارم شوریده اند و درمانده ام
پس رشته زندگیم را
به دست های امن تومی سپارم
آنگاه طوفان می خوابد و آرامش تو حکمفرما می شود .
خدایا نوای سحرانگیز تو را شنیده ام
همه چیز را رها می کنم و به سوی تو می آیم هر چه را که دارم و هستم به تو تسلیم می کنم مرا به درگاهت بپذیر
و نگذار که از تو دور باشم
خدایا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم.
https://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
در س گفتار انلاین: بررسی موانع قانون جذب و عدم تحقق خواسته ها و رشد مادی معنوی امروز پنجشنبه ساعت 14/14 دقیقه این جلسه رایگان و ازاد است . و تمام منافع مادی ان صرف امور خیریه رازققنوس میگردد. https://meet.google.com/fcp-qawj-tex
Repost from (مهارتهای سلامتی و توانمندی)
🌹🌷عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…
عید فطر و جشن طاعت بر ره یافتگان ضیافت الهی مبارک باد
#استاد بابک راز ققنوس مهارتهای سلامتی و توانمندی @salamatib @salamatib1
Repost from (مهارتهای سلامتی و توانمندی)
خدايا
دراین واپسین لحظات ماه رمضان
از تو میخواهم
حاجت تمام مردم دنیا را برآورده
ونیز شفای عاجل به بیماران عطا فرما
عباداتتون قبول درگاه احدیت
عید فطر پیشاپیش بر همگی مبارک
@salamatib
خوذشیدگرفتگی 8 آوریل 2024 https://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
ظالم و مظلوم به یک اندازه گناهکارند
شاید برای انسان های عادی، این جمله نادرست به نظر برسد و یا اینکه در بهترین حالت، درکش بسیار سخت باشد. چرا؟ چون همیشه به ما گفته شده که حق با مظلوم است و مقصر، ظالم است، ولی اگر بخواهیم حقیقت را بگوییم، ظالم و مظلوم به یک اندازه مقصرند. ولی چرا؟!
وقتی شخصی ما را فریب می دهد، انگشت اتهام را به سوی آن فرد، نشانه می گیرم، با گفتن این جملات که: من ساده بودم، به او اعتماد کرده بودم، به او ایمان و باور داشتم، فکر می کردم انسان خوبی است، خیال می کردم او یک استاد است، قدرت های روحانی و ماورا الطبیعه داشت و سخنانی از این قبیل، که همه آنها از ناحیه ایگوی ترحم به خود صادر می شوند.
یک چیزی در درون ما وجود دارد که ما را به آن شخص وصل می کند. در واقع، بنا به گفته مولوی، هم جنس، هم جنس خود را پیدا و جذب می کند. چیزی در وجود فرد فریب خورده هست که او را به طرف فرد فریب کار می برد. چیزی شبیه آنچه که آن فرد دارد. منتهی جای فاعل و مفعول انگار عوض شده است، جای فعال و منفعل تغییر کرده است، در حالیکه هر دو یک چیزند، ولی نقش ها در یک زندگی می تواند به نفع یکی باشد و به ضرر دیگری و در زندگی بعدی به ضرر یکی باشد و به نفع دیگری. این چرخه تا زمانیکه طرفین از قانون عدالت (چشم در برابر چشم) استفاده می کنند، وجود دارد. زمانیکه یکی از طرفین از قانون رحمت استفاده کند و آن فرد مقابل را با تمام بدی هایی که درحق اش مرتکب شده، ببخشد، این زنجیره کارمایی، که بر حسب قانون تکرار و بازگشت عمل می کند، خواهد شکست و خود را رها خواهد کرد.
تا زمانیکه مریدان کاذب وجود دارند، اساتید کاذب نیز وجود خواهند داشت.
وقتی فریب استاد کاذبی را می خوریم، اگر به درستی خودمان را مشاهده کنیم، لحظه ای وجود دارد که در آن، به ندای قلب مان گوش نکرده ایم، صدای وجدان مان را نشنیده ایم، به مادر الهی مان پشت کرده ایم، پدر آسمانی مان را از یاد برده ایم، عقل مان را سخره و مسخره امیال و آرزوهایمان کرده ایم و ... و هر آنچه بعد از آن اتفاق می افتد، نتیجه پشت کردن به همه اینهاست، ولی جای بد قضیه اینجاست که ما خود را هیچ وقت مقصر نمی دانیم، خود را معصوم و ساده تصور می کنیم و آن شخص را فریب کار و دغلباز. هیچ وقت خودمان را مقصر نمی بینیم، در حالیکه در این اتفاق، دو طرف به یک اندازه مقصرند.
چه باید کرد؟
اول اینکه در آن اتفاق، خودمان را نیز مقصر بدانیم. آن فرد را ببخشیم و به قلبش نور و عشق و صلح بفرستیم تا از تاریکی بیرون بیاید. آن فرد را ببخشیم و آن اتفاق را فراموش کنیم، ولی خرد و تجربه مرتبط با آن واقعه و رویداد را درک کنیم و همیشه در ذهن داشته باشیم. چرا؟ چون ممکن است دوباره، همان اتفاق با دُزی کمتر یا بیشتر برایمان رخ دهد. باید هوشیار باشیم و فریب نخوریم. ساده بودن، فضیلت نیست. زودباوری، فضیلت نیست. باید در کنار ساده و بی آزار بودن، خرد و زیرکی هم داشته باشیم. (چون کبوتر بی آزار باش و چون مار، زیرک) ما باید به دنبال ایگویی بگردیم که در درون مان، باعث و بانی این اتفاق بوده است. به دنبال آمال و امیال و آرزوهایی بگردیم که ما را به طرف آن شخص برده است. به قول مولوی "دانه جو را، دانه اش، دامی شود." یک چیز مشترک در ما و آن شخص وجود دارد. بگردیم و آن را پیدا کنیم. در واقع چیزی که ما را به طرف آن شخص می برد، دقیقا همانند آن شخص است و همان ویژگی ها را دارد، منتها ما فعلا ابزار و امکانات و محیط اجرا کردن همان اعمال را نداریم، ولی اگر اوضاع مساعد باشد، مطمئنا همانند آن فرد رفتار خواهیم کرد. ظالم، ظلم می کند و مظلوم در اولین فرصت، اگر شرایط مهیا شود، همانند خود او، بلکه بدتر، انتقام خودش را خواهد گرفت. پس لازم و ضروری است که او را ببخشیم و رها شویم، تا اینکه خشم و نفرت و انتقام را همانند ذغالی آتشین در قلبمان به هر سویی حمل کنیم و منتظر فرصتی باشیم تا آن فرد را به جزای اعمالش برسانیم. ببخشید و فراموش کنید و این چرخه ظالم و مظلوم بودن را بشکنید تا چرخه از کار بیفتد و همه چیز تمام شود.
وقتی می خواهید دعا کنید، برای هر دو طرف دعا کنید، هم برای مظلوم و هم برای ظالم. برای مظلوم، تا از شرایطی که در آن قرار دارد، رهایی یابد و برای ظالم، تا شاید نوری بر دلش بتابد و خود را از تاریکی که در آن قرار گرفته، برهاند. برای اینکه به رهایی و رستگاری برسم، لازم است که از نسبیت و دوگانگی خارج شویم، لازم است که در خیر، شرّ را ببینیم و در شرّ، خیر را. خودمان را معطوف به یک طرف پاندول نکنیم. خورشیدی باشیم که بر همه می تابد، بدون اینکه تفاوتی بین افراد قائل شویم.
Ho'oponopono (هُواوپونوپونو) به فارسی! .استاد بابک مربی مهارت زندگی رازققنوسhttps://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
Ho'oponopono (هُواوپونوپونو) به فارسی! .استاد بابک مربی مهارت زندگی رازققنوسhttps://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
درود بر همراهان 🙏
در این کانال بیش از پنج سال است که بصورت گروهی رایگان پاکسازی میکنیم و در فضای اینترنت
بیش از ده سال است .
که در خدمتت هموطنان و فارسی زبانان هستیم .
این خدمتگزاری افتخاری برای ما محسوب میشود .
و قدران خداوند متعال برای فرصت پاکسازی هستیم .
برای همگی شما حضور خداوند را در هر لحظه طلب میکنیم .
گروه رازققنوس
استاد بابک.
🙏
اغلب این طور توضیح میدهم که آن چهار تا جمله شروع کننده چیز طولانی تری هستند.
🔰 مثالا وقتی میگویم: "متاسفم"
در واقع توی فکرم این است که
"به خاطر هر برنامه ای که در من بوده و باعث این واقعه شده متاسفم".
🔰 وقتی میگویم: "لطفاً منو ببخش"
در واقع منظورم این است که "لطفاً منو ببخش که حواسم به افکارم نبوده".
🔰 وقتی میگویم: "متشکرم"
منظورم این است که "متشکرم که این برنامه رو از وجود من خارج میکنی".
🔰 وقتی هم که میگویم: "دوستت دارم"
به سمت مبدا (الوهیت) بر میگردم و وایتبورد درونیم رو دوباره تمیز می کنم.
https://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
محدودیت ها
دانشمندا تو حوزه فیزیک کوانتوم معتقدن که هیچکس نمیتونه زندگی تورو بر اساس گذشتت پیش بینی کنه. که حرف درستی هم هست.
مگر اینکه برای مدت های طولانی تو همون فرکانس قبلی گیر افتاده باشی و رشد آگاهی نداشته باشی.
تمام کسانی گذشته تورا مدام به رخ تومیکشن .
وقتی چراغ قرمز را به هر دلیلی رد کنی
یک بار جریمه میشی ...
نه هر روز و هر ماه ....
وقتی قدرت میگیری و نیروی درونی تو تغییر میکنه رفتارها عوض میشه ..
به همین واسطه فالگیرا و پیشگوها تله هستن. تله ای که تورو از تبدیل شدن به اونچه که قابلیت حقیقیش رو داری باز دارن.
حتی ادیانی که تورو به پذیرفتن «خواست پروردگار» محکوم میکنن هم در جهت کمال و رشد حقیقی تو عمل نمیکنن.
همه چیز در حالت تغییره و هیچ چیز ثابت نیست.
در واقع آینده ما طبق عملکرد ما تغییر میکنه.
و تنها راه همسو شدن با منبع سعادت و تغییر آینده ، نداشتن نشخوار ذهنی، حضور کامل و آگاهانه در لحظه حاله.
که البته و متاسفانه تعداد کمی آدم مارو به این سمت و سو تشویق میکنن.
راه همسویی با منبع اینه که چرا و چگونه از ذهن محو بشه.
وقتی که از خودت میپرسی کی قراره زندگیم بهتر شه؟
آخه چطور به آرزوم میرسم؟
چطور قراره از این وضعیت خلاص شم؟
اینجور سوالات و افکار بیشتر تورو تو شرایطی در الان درش هستی غرق میکنه.
یادگیری قوانین هستی و استفاده ازش تو زندگی فیزیکی، راه استفاده از منبع نامحدود عشق، آرامش، ثروت و سلامتیه.
https://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
خداوندا تو را دوست دارم و می خواهم تو را بیشتر و بیشتر دوست داشته باشم
می خواهم تو را تا سرحد سرمستی و شوریدگی دوست بدارم
عشق و ایمانی ناب در خور درگاه نیلوفرینت به من عطا کن
خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست
هر روز در افکار و آرزوهایم به سوی من بیا
در رویاهایم
در خنده نشسته بر لبانم
و در اشک چشمانم به سوی من بیا
در عبادت و کارم
در زندگی و مرگم به سوی من بیا
تو با من باش با رحمت و عشقت.
خدایا ذهنم پریشان است قلبم بی قرار است
و افکارم شوریده اند و درمانده ام
پس رشته زندگیم را
به دست های امن تومی سپارم
آنگاه طوفان می خوابد و آرامش تو حکمفرما می شود .
خدایا نوای سحرانگیز تو را شنیده ام
همه چیز را رها می کنم و به سوی تو می آیم هر چه را که دارم و هستم به تو تسلیم می کنم مرا به درگاهت بپذیر
و نگذار که از تو دور باشم
خدایا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم.
https://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
ظالم و مظلوم به یک اندازه گناهکارند
شاید برای انسان های عادی، این جمله نادرست به نظر برسد و یا اینکه در بهترین حالت، درکش بسیار سخت باشد. چرا؟ چون همیشه به ما گفته شده که حق با مظلوم است و مقصر، ظالم است، ولی اگر بخواهیم حقیقت را بگوییم، ظالم و مظلوم به یک اندازه مقصرند. ولی چرا؟!
وقتی شخصی ما را فریب می دهد، انگشت اتهام را به سوی آن فرد، نشانه می گیرم، با گفتن این جملات که: من ساده بودم، به او اعتماد کرده بودم، به او ایمان و باور داشتم، فکر می کردم انسان خوبی است، خیال می کردم او یک استاد است، قدرت های روحانی و ماورا الطبیعه داشت و سخنانی از این قبیل، که همه آنها از ناحیه ایگوی ترحم به خود صادر می شوند.
یک چیزی در درون ما وجود دارد که ما را به آن شخص وصل می کند. در واقع، بنا به گفته مولوی، هم جنس، هم جنس خود را پیدا و جذب می کند. چیزی در وجود فرد فریب خورده هست که او را به طرف فرد فریب کار می برد. چیزی شبیه آنچه که آن فرد دارد. منتهی جای فاعل و مفعول انگار عوض شده است، جای فعال و منفعل تغییر کرده است، در حالیکه هر دو یک چیزند، ولی نقش ها در یک زندگی می تواند به نفع یکی باشد و به ضرر دیگری و در زندگی بعدی به ضرر یکی باشد و به نفع دیگری. این چرخه تا زمانیکه طرفین از قانون عدالت (چشم در برابر چشم) استفاده می کنند، وجود دارد. زمانیکه یکی از طرفین از قانون رحمت استفاده کند و آن فرد مقابل را با تمام بدی هایی که درحق اش مرتکب شده، ببخشد، این زنجیره کارمایی، که بر حسب قانون تکرار و بازگشت عمل می کند، خواهد شکست و خود را رها خواهد کرد.
تا زمانیکه مریدان کاذب وجود دارند، اساتید کاذب نیز وجود خواهند داشت.
وقتی فریب استاد کاذبی را می خوریم، اگر به درستی خودمان را مشاهده کنیم، لحظه ای وجود دارد که در آن، به ندای قلب مان گوش نکرده ایم، صدای وجدان مان را نشنیده ایم، به مادر الهی مان پشت کرده ایم، پدر آسمانی مان را از یاد برده ایم، عقل مان را سخره و مسخره امیال و آرزوهایمان کرده ایم و ... و هر آنچه بعد از آن اتفاق می افتد، نتیجه پشت کردن به همه اینهاست، ولی جای بد قضیه اینجاست که ما خود را هیچ وقت مقصر نمی دانیم، خود را معصوم و ساده تصور می کنیم و آن شخص را فریب کار و دغلباز. هیچ وقت خودمان را مقصر نمی بینیم، در حالیکه در این اتفاق، دو طرف به یک اندازه مقصرند.
چه باید کرد؟
اول اینکه در آن اتفاق، خودمان را نیز مقصر بدانیم. آن فرد را ببخشیم و به قلبش نور و عشق و صلح بفرستیم تا از تاریکی بیرون بیاید. آن فرد را ببخشیم و آن اتفاق را فراموش کنیم، ولی خرد و تجربه مرتبط با آن واقعه و رویداد را درک کنیم و همیشه در ذهن داشته باشیم. چرا؟ چون ممکن است دوباره، همان اتفاق با دُزی کمتر یا بیشتر برایمان رخ دهد. باید هوشیار باشیم و فریب نخوریم. ساده بودن، فضیلت نیست. زودباوری، فضیلت نیست. باید در کنار ساده و بی آزار بودن، خرد و زیرکی هم داشته باشیم. (چون کبوتر بی آزار باش و چون مار، زیرک) ما باید به دنبال ایگویی بگردیم که در درون مان، باعث و بانی این اتفاق بوده است. به دنبال آمال و امیال و آرزوهایی بگردیم که ما را به طرف آن شخص برده است. به قول مولوی "دانه جو را، دانه اش، دامی شود." یک چیز مشترک در ما و آن شخص وجود دارد. بگردیم و آن را پیدا کنیم. در واقع چیزی که ما را به طرف آن شخص می برد، دقیقا همانند آن شخص است و همان ویژگی ها را دارد، منتها ما فعلا ابزار و امکانات و محیط اجرا کردن همان اعمال را نداریم، ولی اگر اوضاع مساعد باشد، مطمئنا همانند آن فرد رفتار خواهیم کرد. ظالم، ظلم می کند و مظلوم در اولین فرصت، اگر شرایط مهیا شود، همانند خود او، بلکه بدتر، انتقام خودش را خواهد گرفت. پس لازم و ضروری است که او را ببخشیم و رها شویم، تا اینکه خشم و نفرت و انتقام را همانند ذغالی آتشین در قلبمان به هر سویی حمل کنیم و منتظر فرصتی باشیم تا آن فرد را به جزای اعمالش برسانیم. ببخشید و فراموش کنید و این چرخه ظالم و مظلوم بودن را بشکنید تا چرخه از کار بیفتد و همه چیز تمام شود.
وقتی می خواهید دعا کنید، برای هر دو طرف دعا کنید، هم برای مظلوم و هم برای ظالم. برای مظلوم، تا از شرایطی که در آن قرار دارد، رهایی یابد و برای ظالم، تا شاید نوری بر دلش بتابد و خود را از تاریکی که در آن قرار گرفته، برهاند. برای اینکه به رهایی و رستگاری برسم، لازم است که از نسبیت و دوگانگی خارج شویم، لازم است که در خیر، شرّ را ببینیم و در شرّ، خیر را. خودمان را معطوف به یک طرف پاندول نکنیم. خورشیدی باشیم که بر همه می تابد، بدون اینکه تفاوتی بین افراد قائل شویم.
چرا بايد ديگران را ببخشيم؟
يكي از بهترين قوانيني كه انسان مي تواند در دنياي فيزيكي در زمانيكه در آن حضور دارد، به سادگي آن را انجام دهد، قانون بخشش است. در همه اديان، بر لزوم بخشش انسان هاي ديگر توصيه شده است. لازم و ضروري است كه ما همه افرادي را كه به نوعي به ما بدي كرده اند، را ببخشيم.
با اين حال، سوالي كه به ذهن مان مي رسد، اين است، كه چرا ما بايد ديگران را ببخشيم؟ چرا كساني را بايد ببخشيم كه به ما ظلم و ستم كرده اند؟ در واقع، در جهان هاي انرژي، زنجيره اي از انرژي، بين ظالم و مظلوم در جريان است و در اين زنجير، ما نفرت و كينه را به صورت يكطرفه، به كسي كه به ما ظلم كرده، مي فرستيم. اين زنجيره مي تواند شامل افراد بي شماري در طول زندگي مان باشد. بخشي از انرژي دروني و حياتي ما، تبديل به انرژي منفي و سياه تنفر و كينه مي شود و به شخص مورد نظري كه به ما ظلم كرده، فرستاده مي شود. اين زنجيره بين ما و فرد ظالم، همواره وجود دارد تا زمانيكه ما شخص مورد را ببخشيم.
در واقع لازم و ضروري است كه ما در همان ابتداي امر شخص ظالم را ببخشيم تا از ايجاد زنجيره بين خودمان و شخص ظالم خودداري كنيم. از ياد نبريم كه عيساي بزرگ، در هنگاميكه در بالاي صليب بود، از خداوند خواست تا افرادي كه وي را بر صليب مي كشند، ببخشد، زيرا آنها نمي دانند كه چكاري مي كنند و آگاه نيستند به كاري كه انجام مي دهند. بنابراين، لازم است در همان زمانيكه ظلمي بر ما واقع مي شود كه احساس مي كنيم ناحق بوده، مي توانيم فورا طرف مقابل را ببخشيم تا هم از ايجاد زنجيره نفرت بين خودمان و طرف مقابل جلوگيري كنيم و هم با بخشيدن فردي كه به ما ظلم كرده، عنصر عشق را در درون خودمان پرورش دهيم.
قانون بخشش را ياد بگيريم و آن را در زندگي خود اجرا كنيم. لازم نيست در برابر هر سخني و يا هر حرفي كه به ما گفته مي شود، جبهه گيري كنيم و حرفي با همان جنس و با اكتاوي بالاتر به شخص مقابل بگوئيم. در مقياسي كوچكتر، ديگران را ببخشيم تا خود را براي بخشش هاي بزرگتر آماده كنيم. بخشش، باعث رشد و تقويت عنصر عشق در درون مي شود. شيطان مي تواند همه چيز را به شما بدهد از مال و ثروت گرفته تا جاودانگي و ناميرايي، تنها چيزي كه او نمي تواند به شما بدهد، عشق است. عشق عنصر خدايي در درون شماست كه احتياج به رشد و پرورش دارد كه اين عنصر خدايي، با بخشش پرورش و گسترش مي يابد.
ديگران را ببخشيم تا عنصر عشق در درون مان، فرصتي براي رشد و توسعه داشته باشد.
Ho'oponopono (هُواوپونوپونو) به فارسی! .استاد بابک مربی مهارت زندگی رازققنوسhttps://t.me/joinchat/AAAAAFTd8sVlZ7VWW-feJA
بیداری با بیدار ماندن متفاوت است.
شب قدر را قدر بدانیم .
ساعت 22/22
https://meet.google.com/fcp-qawj-tex
