honbook
Открыть в Telegram
5 269
Подписчики
+924 часа
+207 дней
+9530 день
Архив постов
5 269
منهای این که از خستگی داشتم میمردم) ولی چون اخرهفته بود یا چرت میزدم یا میرفتم هی چشمامو میبستم ۵ دقیقه و برمیگشتم درس
5 269
صبح حالم بد شد و با بدبختی و زور خودمو رسوندم دانشگاه. همزمان که حس میکردم صد تا چاقو تو بدنمه سه تا کار تحویل دادم. یکیشو افرین گرفتم( به همراه لبخند استاد موقع چک کردنش)
برگشتم خونه سریع یه چیزی خوردم رفتم امتحان دادم بعدشم یه کلاس داشتیم از طرف یه شرکت که خمیردندون parodontax میزنه و با سنسوداین و کلی برند دیگه هم کار میکنن.
(یک جعبه اندازه کلی زندگیم خمیردندون دادن بهمون)
بعدشم آشپزخونهم که به حالت دیفالت دانشجوی تنها در دوران سختش در اومده بود رو تمیز کردم.
5 269
۲۲ عزیز واقعا که happy free confused and lonely at the same time بودی.
Miserable and magical.
جالب بود ولی ممنون بعدی لطفا!
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
