honbook
Открыть в Telegram
5 267
Подписчики
-524 часа
+137 дней
+9430 день
Архив постов
5 271
منهای این که از خستگی داشتم میمردم) ولی چون اخرهفته بود یا چرت میزدم یا میرفتم هی چشمامو میبستم ۵ دقیقه و برمیگشتم درس
5 271
صبح حالم بد شد و با بدبختی و زور خودمو رسوندم دانشگاه. همزمان که حس میکردم صد تا چاقو تو بدنمه سه تا کار تحویل دادم. یکیشو افرین گرفتم( به همراه لبخند استاد موقع چک کردنش)
برگشتم خونه سریع یه چیزی خوردم رفتم امتحان دادم بعدشم یه کلاس داشتیم از طرف یه شرکت که خمیردندون parodontax میزنه و با سنسوداین و کلی برند دیگه هم کار میکنن.
(یک جعبه اندازه کلی زندگیم خمیردندون دادن بهمون)
بعدشم آشپزخونهم که به حالت دیفالت دانشجوی تنها در دوران سختش در اومده بود رو تمیز کردم.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
