ru
Feedback
اِغما

اِغما

Открыть в Telegram
1 556
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-830 день
Архив постов
"مثلِ آهنگای قدیمی.."

"وقتی خدا می‌خواست تو را بسازد، چه حالِ خوشی داشت! چه حوصله‌ای! اين موها، اين چشم‌ها.. خودت می‌فهمی؟! من همه‌ی اين‌ها را دوست دارم.." عباس معروفی

"چقدر و چند ببینم و هیچگاه سیر نشوم؟! "

"از گوشه‌های شرقیِ چشمانش خورشید روییده‌ست.."

"گلاویژ. من بسیار خسته‌ام. باید بروم. دوست ندارم به سرنوشت یا آینده فکر کنم. کجا بروم جز زیرِ سبزترین درختانِ بلوطِ چشم‌های تو؟ ای کاش می‌شد، ای کاش.." آخرین‌ نامه‌های حسین دریابندی به گلاویژ

"گلوگاهت را به من بسپار و دهانت را.."

4_850946344049706312.mp31.78 MB

"می‌خواست همه‌ی غصه‌هایش را در یک جمله خلاصه کند، اما نمی‌شد.." عباس معروفی

photo content

از دوست داشتن و عشق بگید؛ تجربه، خاطره، حستون.. https://telegram.me/TeleCommentsBot?start=sc-341842-tbYevt7

"داشتم آهنگی گوش می‌دادم که شبیهِ موهای تو بود.."

‏"پنجشنبه ساعتِ چهار بیا برویم با هم قدم بزنیم. برویم «باغِ ارم». گاهی فقط می‌آیم بغل دستت، زود رد می‌شوم، کسی نمی‌فهمد. دو سه متر دورترت می‌آیم. می‌خواهم هرچی تو می‌بینی ببینم.." شهریار مندنی‌پور

"این لحظه، این حس، این سکوتِ مشترک.."
"این لحظه، این حس، این سکوتِ مشترک.."

"تو پیشینه‌ی تمامِ عطرهایی.."

"گفت چنان دوستت می‌دارم که من و شب، هر لحظه تو را در خیالِ بوسه هایِ سبکِ باد رویِ تنِ نحیفِ نهالِ کوچکِ زردآلویِ داخلِ باغچه پرسه می‌زنیم.."

"هیچ چیزِ این جهان که پیشِ روی ماست به ظرافتِ شگفت تو نمی‌رسد.."

"بگو سیب تا بشکفم.."

"هرچه نگاهت می‌کردم سیر نمی.شدم.."

"- آخ تو با رختِ سرخ که می خوابی؛ تاریخ به صفویه می رود و من خنده‌ی آن مردِ مست می شوم در نقاشیِ رضاعباسی بر سقفِِ چهلستون.." م پورگردی

"-و بی هوا که مرا می بوسی؛ آخ.. شوقِ کندنِ سنگی داغ می شوم از تنِ یک سنگک به دستِ زنی در صبح.."