ru
Feedback
اِغما

اِغما

Открыть в Telegram
1 557
Подписчики
+124 часа
-17 дней
-1030 день
Архив постов
سلام بهتون. پیجِ اینستاگرامِ کانال قراره فعالیت‌ش رو شروع کنه.. همینطور که همیشه با "اِغما" همراه بودید، خوشحال میشم پیجِ اینستاگرام رو هم دنبال کنید و به افرادی که میدونید این فضا رو دوست دارن معرفی کنید..🌱♥️ https://www.instagram.com/cafune_eghma?igsh=MWdtMGlhMXFpcW1rNQ==

"نگاهش اندوهگین و بلورین بود، مثلِ شعر.."

"زیرِ نورِ ماه نشستم از دستانت بوسیدم تو را برخاستیم از زمین از لبانت بوسیدم تو را در چارچوبِ در ایستادی از نفس‌هایت بوسیدم تو را کودکانی بودند در حیاط از کودک‌ات بوسیدم تو را به خانه‌ام بردم به تخت‌ِخوابم از ظرافتِ پاهایت بوسیدم تو را.." جمال ثریا

"بر پنجره‌هایِ نرمِ تو لب می‌نهم به شوق.."
"بر پنجره‌هایِ نرمِ تو لب می‌نهم به شوق.."

"حالا دست‌هایم را بردار و بپیچ دورِ تنت.."

"تمامِ زن‌هایِ زیبا فکر کرده بودند که هر شعرِ عاشقانه‌ای که نوشته‌ام برای آن‌ها نوشته شده و من دائما اذیت می‌شدم؛ از این که نوشته‌هایم آن‌ها را بیهوده به خود مشغول کرده.." اورهان ولی

"آیا ممکن نیست خانه یک شخص باشد و نه یک مکان؟!"
"آیا ممکن نیست خانه یک شخص باشد و نه یک مکان؟!"

"زان شرمِ دخترانه که در دیدگانِ توست.."

"آسمان و هر چه آبیِ دیگر اگر چشمانِ تو نیست؛ رنگ هدر رفته است بر بومِ روزهایِ حرام شده چه رنگ‌ها که هدر رفتند و تو نشدند.." عباس صفاری

"تا حالا بینی‌ت رو داخلِ خرمنِ موهایِ یه زن فرو بردی؟!"
"تا حالا بینی‌ت رو داخلِ خرمنِ موهایِ یه زن فرو بردی؟!"

همین یه تیکه..

"آن‌قدر زیبا بود که از او می‌ترسیدم. وقتی دستش را می‌گرفتم انگار زیبایی‌اش از زیرِ شیار‌هایِ نازکِ پوستش مثل جریان برق به رگ‌هایِ آبیِ دست من می‌ریخت. می‌توانستم به راحتی حضور مخفی هیولاگونه‌اش را از پشتِ لباسش، پوستش و قلبش احساس کنم. بعدِ او دیگر کسی نتوانست آن نوع ویژه از زیبایی را داشته باشد؛ آن زیبایی هراسناک را.." نامِِ نویسنده رو نمیدونم متاسفانه..

"چطور بگويم دوستت دارم؛ تا آرايشت به هم نخورد؟"

"تو چشمات خوابِ مَخمل.."

"و آدم باز هم هر طور شده سر می‌رسد می‌بیند خودش در اتاق‌خوابی غریب دارد بندِ لباسهای زن را باز می‌کند حس می‌کند پاییز دارد برگهای کتانی و ابریشمینش را به دور ساقهای زن می‌ریزد آن تنِ پُر رَگِ جلف آشکار می‌شود به خود پیچیده مثل باد زمستانی.." ویلیام کارلوس

"عریان‌ شو زیرِ آبشار‌هایِ خورشید.."
"عریان‌ شو زیرِ آبشار‌هایِ خورشید.."

"درست مثلِ لب‌های تو.."

"تمامِ روز بوی عطرش در نفسم می‌آمیخت. بویِ او جایی رویِ صورتم جا مانده بود، برای همین می‌ترسیدم یادش را از صورتم بشورم. بویِ گل می‌داد، بوی گلی که از سال‌هایِ کودکی می‌شناختم.." تماماً مخصوص عباس معروفی

"که با هر بوسه، هزار تازیانه می‌نویسند.."

اِغما - Статистика и аналитика Telegram-канала @eghmay