649
Подписчики
-124 часа
-57 дней
-1730 дней
Архив постов
649
https://t.me/erfanpaydartelegram
بچه ها چنل عرفان پروکسی و کانفیگهای خیلی خوبی میزاره حتما داشته باشید
649
“به بیداد بدخواه امروز سرکن
که روز دگر دادخواهی برآید.
برون آید از آستین دست قدرت
طبیعت هم از اشتباهی برآید”
649
«درین تیرگی صبر کن شام غم را, که از دامن شرق ماهی برآید» «بمان تا درین ژرف یخزار تیره به نیروی خورشید راهی برآید» @moonshellw
649
میدانم در این شب تیره بخواب نمیرویعشق من.
و کنار بالین طفل در نهان اشکهایت را پاک میکنی.
آن قدر دوست دارم ژرفای چشمان مهربانت را.
آن قدر میخواهم با لبهایم لمسشان کنم.
شب تیره ما را از هم جدا کرد، عشق من.
دشت تاریک و پرتلاطم میان ما آمد و جای گرفت.
من به تو باور دارم عزیز.
در شب تیره باور یاریم میکند از گلولهها…!
•من خرسند و آسودهام در این جنگ مرگبار.
•میدانم که تو با عشق مرا خواهی دید، مهم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد.
•مرگ ترسناک نیست، ما بارها باید با آن در دشت روبرو شویم و الان هم باز اطراف مرا احاطه کرده.
•تو چشم براه منی و بیخواب کنار بالین طفل نشستهای.«و بنابراین میدانم که هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد!»
649
میدانم در این شب تیره بخواب نمیرویعشق من.
و کنار بالین طفل در نهان اشکهایت را پاک میکنی.
آن قدر دوست دارم ژرفای چشمان مهربانت را.
آن قدر میخواهم با لبهایم لمسشان کنم.
شب تیره ما را از هم جدا کرد، عشق من.
دشت تاریک و پرتلاطم میان ما آمد و جای گرفت.
من به تو باور دارم عزیز.
در شب تیره باور یاریم میکند از گلولهها…!
•من خرسند و آسودهام در این جنگ مرگبار.
•میدانم که تو با عشق مرا خواهی دید، مهم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد.
•مرگ ترسناک نیست، ما بارها باید با آن در دشت روبرو شویم و الان هم باز اطراف مرا احاطه کرده.
•تو چشم براه منی و بیخواب کنار بالین طفل نشستهای.«و بنابراین میدانم که هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد!»
649
میدانم در این شب تیره بخواب نمیروی، عشق من
و کنار بالین طفل در نهان اشکهایت را پاک میکنی.
آن قدر دوست دارم ژرفای چشمان مهربانت را.
آن قدر میخواهم با لبهایم لمسشان کنم.
شب تیره ما را از هم جدا کرد، عشق من.
دشت تاریک و پرتلاطم میان ما آمد و جای گرفت.
من به تو باور دارم عزیز
در شب تیره باور یاریم میکند از گلولهها…!
•من خرسند و آسودهام در این جنگ مرگبار.
•میدانم که تو با عشق مرا خواهی دید، مهم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد.
•مرگ ترسناک نیست، ما بارها باید با آن در دشت روبرو شویم
و الان هم باز اطراف مرا احاطه کرده.
•تو چشم براه منی و بیخواب کنار بالین طفل نشستهای
و بنابراین میدانم که هیچ اتفاقی برای من نخواهد افتاد!
649
تازه فهمیدم خودم اخرین کسیم که واسم مهمه کاش میشد بتونم از کسایی که دوسشون دارم مراقبت کنم
649
شما تا صدهاسال آینده هم نمیتونستید با اعتراضاینهمه سپاهی رو بکشید و چیزی که الان دارید میبینید چیزیه که آرزوشو داشتید،حاضرم همین الان عین بمیرم ولی بعدش این رژیم عوض شده باشه
649
تا قبل اینکه اسرائیل حمله کنه همه از جمهوریاسلامیمینالیدن،الان وااااقعا چیشده که همه فنش شدن:/ ؟
مگه شماها همینو نمیخواستید؟ مگه آرزوشو نداشتید؟
649
«این که همه این روزا گرفتارن با تو خندهها از ته دله واقعا، اره این شادیا فعل بداهن و به خاطر خودته اتفاقا.»
@moonshellw
