ru
Feedback
🥛خاطرات یک دوغ آشام🇮🇷

🥛خاطرات یک دوغ آشام🇮🇷

Открыть в Telegram

یک واقعا در جهل علامه🤝 چرت‌نوشته‌های دختری که در دوراهی زندگی، دوغش را می‌نوشد🥛 خیر سرم نویسنده مملکت🔮 https://t.me/HarfChatBot?start=57e887eabab1

Больше
279
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-230 дней
Архив постов
میگفت آدمیزاد به اندازه ی لطافت قلبش درد میکشد.

تو کوله‌ی اضطراری می‌بندی من سه ساعته دارم با لذت به این نجاه می‌کنم و می‌خندم؛ ما مثل هم نیستیم🚶‍♀

این چه سمی بود دیدم این وقت شب
این چه سمی بود دیدم این وقت شب

بابا مردم بس که دعا کردم 😂

‌ دعا کن به راه راست هدایت بشه چرا نفرین می‌کنی خواهر؟😂😂😂

چرا تو کوله‌ی اضطراری کنسرو و خوراکی می‌ذارین؟ مگه ماه رمضون نیست؟

می‌خندی؟ امیدوارم این دعا برات برعکس عمل کنه 😌

به حق بزرگ‌ترین مادر تاریخ که ثروت مالی و معنوی زمان رو داشت (حضرت خدیجه‌ی کبری سلام‌الله علیها) هیچ زنی شرمنده‌ی خودش نشه!

به عنوان یه زن هم باید بابت اینکه چرا کار می‌کنی پاسخ بدم هم اینکه چرا قسط داری! برای حفظ سلامتی روح و جسم سر کار هم نرم تا ناموس باید اعصاب خردی بکشم! #واگویه

اگه دارین، تشریف بیارین نسخه‌ی آدم حسابی من رو باهاش مراوده داشته باشین

https://virasty.com/Hoda_ghasemi بالاخره همت کردم و توی ویراستی نمایه ساختم 🚶‍♀

هرکس مرا ندارد، جز بی کسی چه دارد؟ پ.ن: بیش از حد هنرمندم، باید برای من مرد.🙈
هرکس مرا ندارد، جز بی کسی چه دارد؟ پ.ن: بیش از حد هنرمندم، باید برای من مرد.🙈

اثر پروانه‌ای مذاکرات توی دنیای نوشتن خیلی مشهوده؛ ما تا اومدیم راجع به جنگ ۱۲ روزه بنویسیم دوباره اغتشاش شد، تا اومدیم راجع به اون بنویسیم دوباره دانشجوها شر شدن، اومدیم بنویسیم یهو ... به نظر من فعلا دنیای نشر یه گوشه وایسه نون و ماستش رو بخوره بهتره! سوژه زیاده و فرصت کم! فلذا گزینه رو کلا حذف کنیم

اینقدر سرعت رخداد اتفاق‌ها زیاده که متوجه نمی‌شیم دقیقا کدومش شروع شده کدومش تموم!

می‌کُشی مرا حسین ...

عجیب‌ترین بخشِ بزرگ‌شدن اینجاست؛ این‌که می‌آموزی چگونه با آدم‌هایی که دیگر نیستند، در ذهنِ خود زندگی کنی؛ هم‌زیستی‌ای مسالمت‌آمیز با نبودن‌ها.

الانم نگفتم فرصت دارم .. ولی توی طول روز ندارم شب دارم ... شب خوبه ... خیلی خوب و زیبا و باشکوهه ..

‌ خودت گفتی فرصت نداری و نه

بعد از مدت‌ها برای دقایقی چند لحظه‌ی غیر کاری رو از خونه بیرون رفتم؛ انگار که بعد از چند روز گوشی از حالت بهینه‌ی مصرف تونست خارج بشه. این لحظه‌ها چقد به من نمیاد ... چقد هیچکس نیست باهم بریم بیرون .. چقد طفلکی‌ام ...

اینایی که این روزا هی عکس جاویدنام‌هاشون رو استوری می‌کنن و روش می‌نویسن:«چه جوانانی اسماعیل» عمرا بدونن این جمله رو کی نوشته، چرا نوشته، برای کی نوشته! شماها می‌دونین؟