آیههای تاریکی
Открыть в Telegram
456
Подписчики
-324 часа
-77 дней
-1430 дней
Архив постов
▪️فرق خطاکار و فریبکار
خطاکار برای اصلاح خطایش میکوشد اما فریبکار در صدد توجیه آن است. شخص خطاکار را میشود بخشید اما کسی که فریبکاری میکند لیاقت بخشش ندارد. خودت بهتر از هر کسی میدانی که خطاکاری یا فریبکار...
#یاور_م
@ehsas2ro
کدام یک از مطالب کانال را مفید و تاثیرگذار میدانید؟
anonymous poll
همه موارد – 19
👍👍👍👍👍👍👍 44%
نوشته ها – 15
👍👍👍👍👍👍 35%
آهنگها – 7
👍👍👍 16%
عکس نوشته ها – 2
👍 5%
👥 43 people voted so far.
▪️ پایان
دفتری که از تو گشودم به آخرین صفحهاش رسید. هرچند که تو از اواسط این قصه نبودی؛ مرده بودی و من با اصرار و پافشاری نجیبانه و با تنفس مصنوعی نگهت داشته بودم.
در پایان سرد این قصه مینویسم "پایان" اما اینبار این داستان دیگر ادامه ندارد.
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️ آزرده خاطر
وقتی عمیقا آزرده خاطر میشوی، عشق و نفرت پارالل میشوند و به موازات هم حرکت میکنند.
این هنر شخص خطا کار است که بتواند تشیص دهد چطور رفتار کند و کدام خط را انتخاب کند تا زخمت التیام بیابد. با بهبودی دوباره پارادوکس شکل میگیرد و قابل تشخیص میشود.
اگر کسی را عمیقا رنجاندهاید و میدانید که مقصرید و میخواهید بخشش او را به دست بیاورید. به رفتار و گفتارتان به خوبی دقت کنید.
اسم این را میگذارم هنر آشتی یا راه بازگشت.
#یاور_م
@ehsas2ro
"عشق من عاشقم باش"
با صدای "داریوش اقبالی"
ارسالی از خانم کتایون
که تقدیم کردن به یاور.م
@ehsas2ro
▪️ گفت میروم...
شرح مختصری از یک واقعه به قلم: یاور.م
داشتم میرفتم بیرون، چند ساعتی کار داشتم. کمی به خودم رسیدم؛ از دعوای شب قبل هنوز عصبانی بودم اما مثل بقیه دعواها بود. چیز جدیدی نداشت، بهانه جدیدی نبود. همان بحثهای احمقانه همیشگی...
تاپ صورتی روشن پوشیده بود با حاشیه های خاکستری ملایم و یک شلوارک صورتی با راه های سفید در کناره ها؛ موهاش را جمع کرده بود پشت سرش، هر وقت عصبی بود اینطوری موهایش را جمع میکرد و این چند هفته اخیر همیشه موهایش به همین شکل بودند.
داشتم از در خارج میشدم که گفت: کجا میروی
ـ دنبال کارم
وقتی استرس داشت بالای لبش را میخاراند و تا سمت راست دماغش را دست میکشد. دوباره همان کار را تکرار کرد، بی تفاوت نگاهش کردم؛ تمام رفتارش قابل پیش بینی بودند.
گفت: دیگر نمیتوانم این زندگی را تحمل کنم
با بی تفاوتی گفتم «من حتی تحمل هم نمیکنم، نسبت به این چیز یا هر چی که تو اسمش را میگذاری زندگی هیچ حسی ندارم»
سعی کرد با خونسردی جواب بدهد و گفت: به نظرم باید این ماجرا تمام بشود
تلاش داشت از کلمه زندگی استفاده نکند، زن باهوشی بود اما نه به اندازه من؛ شاید واکنشهایش برای دیگران غافلگیر کننده بودند نمیدانم اما هرگز مرا متعجب نمیکرد.
گفتم: چقدر طول میکشد که جمعش کنی؟
تا حد زیادی با ادبیاتم آشنا بود. گفت: نهایت سه ساعت؛ البته اصلیها را بیشتر طول میکشد
گفتم: چهار ساعت دیگر بر میگردم، خودت و وسایلت را نبینم
دیگر نتوانست تظاهر به خونسردی کند. گفت: به همین راحتی!؟
گفتم: من خیلی وقت است ترکت کرده ام، حتی تحملت هم نمیکردم برایم هیچ معنایی نداشتی. میخواهم این تظاهر مسخره تمام شود. وقتی برگشتم نمیخواهم ببینمت.
و تمام... پادرمیانیها و التماسها و خواهشهای بعدی هیچ معنی نداشت. وقتی مردی به غرورش لطمه میخورد تمام احساساتش را نسبت به همسرش از دست میدهد.
فاصله بین عشق و نفرت یک مرد مرز باریکی به اندازه خراش روی سطح صیقلی و براق غرور اوست. فقط یک قدم است؛ مراقب آن یک قدم باش...
#یاور_م
@ehsas2ro
آهنگ درخواست شده توسط خانم کتایون با نام "شب رویایی"
با صدای "آرون افشار"
تقدیم کردند به بنده و شما
@ehsas2ro
▪️صبح بخیر
چند دقیقه ای بود که داشتم نگاهش میکردم، موهایش را نوازش کردم و به صورتش و پلکهایی که بر هم نهاده بود دقت کردم. انگشتم را به آرامی روی گونهاش کشیدم؛ و به سالهایی که با هم گذرانده بودیم فکر کردم. یک مرور کوتاه و خاطرات تلخ و شیرینی که داشتیم.
به آرامی به لبهایش رسیدم و زیر لب زمزمه کردم «نمیدونی چقدر دوستت دارم عوضی» و سرانگشتم با احتیاط روی لبانش لغزید. یکهو انگشتم را گاز گرفت و چشمانش را باز کرد. یک "آخ" گفتم و به عقب جستم.
بر او نهیب زدم «چته دیوونه!؟» همچنان که انگشتم میان دندانهایش بود مچ دستم را گرفت و انگشتم را از دهانش بیرون کشید و گفت «صبح بخیر عشقم»
گفتم «صبح بخیر و درد، قلبم ریخت»
گفت «تکرار کن چی گفتی عوضی وگرنه انگشتتو میکنم»
گفتم «صبح بخیر و درد...»
گفت «اینو نمیگم خنگ، قبلش ...»
پرسیدم «تو مگه خواب نبودی قلفشه!؟»
گفت «من کی گفتم خوابم دخو!؟»
عتاب کردم «معمولا کسی نمیگه که خوابم!»
گفت «خواب بودم، بعد از ماچ اول که گفتی قربونت برم بیدار شدم»
گفتم «خب پس خودت شنیدی چیا گفتم»
چشمکی زد و گفت «نه آخری رو نشنیدم»
با تظاهر به دلخوری گفتم «چیز خاصی نگفتم فقط با خودم گفتم این سلیته عجب لعبتیه»
انگشتم را بوسید و گفت «آره اروا خیکت» بعد هم از تخت بیرون پرید و در حالی که میخندید شروع به دویدن کرد...
#یاور_م
@ehsas2ro
▪️عشق و انتظار
درد عشق و انتظار
دارم زان شب یادگار
در آن شب سرد پاییزی
آهنگ سفر میکردی
تو رفتی و دلم غمین شد
قرین آه آتشین شد
از آن شبی که بر نگشتی
از آن شب سرد خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
چو نقش آرزو بر آبم
شبیه چشمه سرابم
از آن شبی که بر نگشتی
جهان که شادی آفرین بود
به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که برنگشتی
@ehsas2ro
☕️ بدرود ای آنکه هوای احساسم را نداشتی
کنارم نبودی، تو نبودی و غبار اندوه بار رفتتت بر روی بلور سرد شیشه عمرم هم برایم آینهای جانکاه بود.
ندانستی چه بر من گذشت؛ با توام آری با خود تو؛ ملامتم نکن که راز با تندباد گفتم و درد با درههای ژرف؛ ملامتم نکن که همنشین گرگ و کغتار شدم.
آری خود تو، تویی که باید کنارم میبودی و نبودی؛ تویی که نه احترام غرورم را داشتی و نه هوای احساسم..
تو نبودی، سر بزنگاه جوری تنهایم گذاشتی که انگار هرگز نبودی...
آری اینها را برای تو نوشتم؛ برای خود تو...
خدانگهدار ای مهرآبان، ای تلخ آذر، ای دیریافته و زود رفته، ای درد و درمان...
خدا نگهدارت ای سکوت، ای رویا، بدرود ای سایه سکانس رنگی زندگی کم رمق من، ای خوش نشین هزار خانه و صاحب خانه قلب ویران من...
بدرود ای مشتاقی نجیبانه؛ خدا نگهدار ای خطای ناگزیر من، ای شرمساری شریفانه؛ ای یادگار واپسین روزهای جوانی من...
خدانگهدار ای خواب معصومانه من
#یاور_م
@ehsas2ro
🎥 ببینید
ویدئو موزیک "الکامینو"
اجرای "جیپسی کینگز"
راه
خود را تنها و غمگین می بینم
و در خیابان در جستجوی راهم هستم
چون من یك آواره ام
در سرزمین مادریم
و در دنیا
خود را تنها و غمگین می بینم
و در خیابان در جستجوی راهم هستم
راه من
راه تابستان
ومن یك خانه به دوشم
كه از این جهان می گذرد
سازم در دست
برای برادرانم می نوازد
راه را....
راه من
راه تابستان
ومن یك خانه به دوشم
كه از این جهان می گذرم
من او را خیلی زیاد دوست دارم
و برای او می خوانم. می خوانم
راه را
راه من
راه تابستان
ومن یك خانه به دوشم
كه از این جهان می گذرد..
@ehsas2ro
