آیههای تاریکی
Открыть в Telegram
453
Подписчики
-224 часа
-77 дней
-1930 дней
Архив постов
آیا از دکلمه ها رضایت دارید؟
public poll
بله کاملا، لذت میبریم – 35
👍👍👍👍👍👍👍 92%
ای بمیری از دستت راحت شیم – 3
👍 8%
👥 38 people voted so far.
☕️ درد شبانه
از سر شب با یکی از دوستان حرف میزدم، اول برای کف بینی آمده بود و زمانی که تا ریز زندگیش را برایش گفتم مشتاق دوستی شد، بعد هم که مشکلاتش مشخص شد نم نم تبدیل شد به یکی از دوستانم. حالا هر شب چند ساعتی با هم حرف میزنیم. حرف هم را میفهمیم چون جفتمان مثل هم از دنیا زخم خوردهایم.
اما اصل ماجرا؛ سر شب که شام حاضر بود بشقابم را آوردم تا همچنان که حرف میزنیم شامم را بخورم بعد کانال لعنتیم ریزش شد حواسم پرت شد. بشقاب را هل دادم زیر تخت، فشارم افتاد، سردم شد، خوابم گرفت انگار سرما خوردم گفتم گور پدر کانال؛ فاطی هست که ببیند خیلی اوضاع خراب است تب میزند یکهو اس ال خانم از راه رسید و گفت تب، گفتم بنر بشوت... خیالم راحت شد چون اس ال و معصومه ازم جذب دارند به زیر دو ساعت تبادل هم راضی نمیشوند.
خلاصه به رفیقم گفتم عزیز جان من یه چرت بزنم پاشم...
یکهو نسرین آمد. سرش شلوغ بود از صبح نبود. منم که سرماخورده و بیحال... خوابم برد فقط خیالم راحت بود با ستار دعوایش نمیشود چون گفتم حق ندارید با هم حرف بزنید. خب امپراتور تلگرام منم گروه هم یکی از ایالتهایم است.
خوابیدم بیدار شدم اما نسرین رفته بود. با یاسمن هم که روی دنده لج چهار روز است اعصاب ندارم ازش چون وقتی احسان را بستم به فحش، حرفهام را از گروه نبادل پاک کرد، بد نامردی کرد نمیبخشمش تا ابد اسمش را هم عوض کردم گذاشتم یاسمنگولا! رئیس کل خنگولا! طفلی لیلا تا الان فقط خلیل خره رئیسش بود حالا که یاسمنگولا شده رئیس کل خنگولا این بداخلاق هم شده رئیسش؛ به قول مهدیه "ای بدبختی"
چی میگفتم؟
ها.. وقتی حرفهامان تمام شد یک تشر به این رهای خنگ زدم که چرا با این هفتیرکش بی خیر شبانه چیدی از آنطرف هم سوگل تب اولش را برای امشب با همان احسان زده بود که فحشش دادم و یاسمن پاک کرد.. ای نامرد نمیبخشمت زن!
حرفمان که تمام شد این رفیقمان گفت شب بخیر و رفت خواب شیرین مرا ببیند. من هم فهمیدم بدجور گرسنهام است.
زیر تخت را نگاه کردم سوسک دیدم اجداد همسایه بغلی را فحش دادم که سوسک ژاپنی آورد تو محله آخر قبلا فقط سوسک آمریکایی داشیم کلاس هم داشت له کردنشان هم کیف میداد. اما از وقتی این سوسک ژاپنیها آمدند نه ما روزگار داریم نه محل سوسک آمریکاییها هم از ترس چپیدند تو چاه حمام البته منم توری سبزه را زدم سر چاه که نیایند بیرون.
خلاصه ظرف غذا را خالی کردم سطل آشغال فقط یک نان لواش داشتم. پنیر کشیدم روش یادم افتاد هاضم است و نیم ساعت بعد گرسنه میشوم نصف کنسرو ماهی تن داشتم ریختم رو وسط نان پنیرمال شده که چشمم افتاد به گوشت کوبیده دیشبی انداختمش وسط نان بعد طبقه پایین یک چهارم بشقاب برنج سفید بود که روغن زیتون زده بودم بهش نمیدانم مال کی بود آنرا هم ریختم روی نان بعد هم لواش را لوله کردم و بلعیدم
به کانال نگاه کردم دیدم ریزشم، همه نوامیس مسئولین و مسببین امدند جلوی چشمم با لباس حریر عربی رقصیدند.
خلاصه شام را خوردم یک چای و یک سیگار خواب از سرم پرید؛ چون معدهام پیچید بعد سرم یک جوری شد. برای سلامت خودم نگران شدم بعد گفتم که خیلی مهم نیست آخرش مرگ است. برای ملت بنویسم که تجربهام را تکرار نکنند.
الان واقعا حالم بد است؛ نوشتهام را خواندم دیدم پر ایراد دستوریست، گفتم به تخم شتر مرغ دیگر کی اهمیت میدهد جای ویرایش این همه روده درازی همین پاراگراف آخری را اضافه کردم.
🆑 @ehsas2ro
از اولش هم فکر موندن نبودی
از همان لحظه اول با دروغ آمدی
آهنگی با صدای "سینا"
🆑 @ehsas2ro
☕️ بنوش
اشک حرمت دارد نازنینم، حرمت اشکت را نگاه دار و برای نامردی کسی که درکی از مهربانی قلب دریایی ات نداشت نبار؛ در این دنیا مردمانی هستند که هوسهایشان را بر نیزه توجیهاتشان کرده اند و برای هر زشتی و پلشتی رفتار و گفتارشان برهان میسازند و منطق میسرایند.
این جهان پر از مردان و زنان هوسرانی ست که ریسمان هوسشان به هزار ترفند در هم میپیچد و چون افسارشان ایشان را از پی هم میکشاند.
حرمت اشکت را نگاه دار مهربانم، اشک نه بر ظلمی که بر تو میرود که بر حق ناشناسی ایشان سزاست. آنکه نتوانست روح شفاف و احساس آهاری مهتاب گونت را لمس کند کور است.
بدان کور احساس های هوسران بوی اشک را استشمام میکنند و چون شیطان از طعم آن سرشار و مست میشوند. شوره زار شهوت رنجاندن و آزار دیگران را با سرشک پاک چشمت سیراب نکن.
بخند مهربانم، بر جهل مرکب مردمانی که شکم به شکم میزایند و در کورس قهرمانی سورچرانی هوسبارگان از یکدیگر پیشی میگیرند.
بر پاکی احساس خویش ببال و پر بگشای و از این غمکده و این خراب آباد پرواز کن.. و در آنجا از شعر هفت ساله شراب احساس من بنوش... بنوش.. بنوش و سیراب شو..
🆑 @ehsas2ro
به تو میگم که نشو دیونه ای دل
به تو میگم که نگیر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمیشم...
دیگه بازیچه نمیشم ...
میدونم تو دیگه عاقل نمیشی
تو دیگه برای من دل نمیشی
این آهنگ را دو ماه پیش هم در کانال گذاشته بودم
اما از آنجا که حال و هوای خودم است دوباره ارسال میکنم.
امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید
🆑 @ehsas2ro
تقدیم به همان مهربانی که برایم فرستادش
خیلی دوستت دارم
فدای آن قلب مهربانت و آن همت و معرفت مردانه ات
🆑 @ehsas2ro
قراره پای خاطرات تو چقد بمیرم
برم سراغ زندگیمو از کجا
آهنگ زیبایی با نام "
🆑 @ehsas2ro
هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی
کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی
ای هستی من و مستی تو، افسانهای غم افزا
کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟
ز هستی، نصیبم بود درد بی نهایت
چنان نی، ندارم سر شکوه و شکایت
چرایی غمین، اقامت گزین به درگاه میفروشان
گریز از محن*، چو من ساغری بزن، ساغری بنوشان!
هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی
کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی
ای دل، چه ز جانم خواهی؟، ای غم ، ز چه جانم کاهی؟
ترسم که جهانی سوزد، از دل چو بر آرم آهی
به دلم نه هوس، نه تمنا باشد، چه کنم که جهان همه رویا باشد!
بگذر ز جهان همچون من، افشان به جهانی دامن
بزمم سیه اما سازم جمع دگران را روشن
هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی
کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی
ای هستی من و مستی تو، افسانهای غم افزا
کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟
* محن در اینجا به معنای "بلا، سختی" است
تصنیفی جاودانه و زیبا با نام "رویای هستی"
با صدای دلنشین، عزیز، گیرا، ناب، نوازشگر، روحبخش، مخملین، مهتابی، شور انگیز و بی همتای "زنده یاد استاد بنان"
این یکی را میگذارم برای قلب زخم خورده خودم
@ehsas2ro
