انسانشناس ایرانی
Открыть в Telegram
1 365
Подписчики
-424 часа
-27 дней
-830 дней
Архив постов
1 365
Repost from دکتر عباس قنبری عدیوی
#پورسینا
گفت و گوی #دکتر_عباس_قنبری_عدیوی
با مردم شریف #تاجیکستان برای اختصاص جایزه ویژه پورسینا و روز پزشک را از نشانی زیر ببینید:
https://drive.google.com/file/d/1IhmJGYxS1lfAO-mnQPao-RqA2efkqIf5/view?usp=drive_link
پخش این مصاحبه به فیلترشکن نیاز ندارد.
#تاریخ_فرهنگ_و_تمدن_ایران
#ایران_باستان
#شاهنامه_فردوسی
#ایران_شناسی
1 365
مارادونا محاکمه میشود رویا زنجیر شدنی نیست
اثر علیرضا حسنزاده نشر روزنه ۱۴۰۴
صحنه ای از رمان که دختر آبی با قهرمان نوجوان قصه سخن میگوید
1 365
عشق و اراده معطوف به زندگی
علیرضا حسنزاده، انسانشناس و رماننویس
عشق، در بنیادیترین معنای خود، اراده معطوف به زندگی است؛ در برابر اراده معطوف به مرگ. عشق نه صرفاً احساسی شخصی و خصوصی، بلکه شکلی از عاملیت انسانی است؛ لحظهای که انسان میخواهد دیگری را انتخاب کند و دیگری را نه ابژه لذت یا منبع ترس، که خود دیگر خود (دگرخود) بداند. از این منظر، عشق میتواند نظم کهنه را بازتعریف کند. عاشق و معشوق، با انتخاب یکدیگر، بسیاری از مرزهایی را که پیشاپیش برای آنان تعریف شده است به پرسش میگیرند: طبقه، ثروت، نژاد، قومیت و دیگر دکساهایی که جامعه آنها را طبیعی، بدیهی و تغییرناپذیر جلوه میدهد. عشق ظرفیت بهپرسشکشیدن مرزهایی را دارد که فرهنگ رسمی (نظامهای اخلاقی و رسمیِ متصلب) بنیان نهاده است. بر این اساس، عشق در سرشت و منطق انتخاب آزادانه خود با برابری همسو است؛ زیرا انتخاب عشق، در معنای عمیق خود، انتخابی است که باید برای همه انسانها امکانپذیر باشد. عشق نمیپرسد انسان از کدام طبقه آمده است، چه میزان ثروت دارد، به کدام قوم تعلق دارد یا چه جایگاهی در سلسلهمراتب اجتماعی دارد. عشق میپرسد: آیا میتوانی دیگری را انتخاب کنی و آیا دیگری میتواند تو را انتخاب کند؟ از همینجا عشق با آزادی و عاملیت پیوند میخورد. عشق همچنین با شادی و لذت وصال گره خورده است. اما فرهنگ رسمی، در صورت متصلب خود، با نفی عشق، اراده معطوف به زندگی را به سمت مضمون مرگ (مرگ خوب و...) سوق دهد. در این وضعیت، عشق نه بهعنوان امکان زندگی، بلکه بهعنوان خطری که باید سرکوب، قربانی یا از میان برداشته شود بازنمایی میشود. عاشق و معشوق به جای آنکه به سوی زندگی مشترک رانده شوند، در روایتهای فرهنگ رسمی به سوی فراق، قربانیشدن، خودویرانگری یا مرگ سوق داده میشوند. با قربانی شدن عشق، سور وصل به سوگ مرگ و هجران بدل میشود.
اکتاویو پاز در هزارتوی تنهایی و شعله دوگانه: عشق و اروتیسم (1995) عشق را در نسبت با اخلاق و صداقت اجتماعی قرار میدهد. از این منظر، عشق میتواند معیاری برای فهم رابطه انسانها با یکدیگر باشد. این وضعیت با ازدواجی که صرفاً بر اساس ارزشهایی چون طبقه، ثروت، منزلت و مصلحت اجتماعی شکل میگیرد تفاوت بنیادی دارد. از این منظر میتوان پرسشی حتی فراتر از میزان ثروت یا تولید ناخالص داخلی یک جامعه مطرح کرد: چه تعداد از انسانها در آن جامعه امکان ازدواج و زندگی مشترک بر اساس عشق و انتخاب آزادانه دارند؟ شاید بتوان گفت یکی از معیارهای مهم شادمانی یک جامعه، نه صرفاً تعداد ازدواجها، بلکه میزان ازدواجها و پیوندهای عاشقانهای است که بر انتخاب آزادانه انسانها استوارند. جامعهای که در آن انسانها بتوانند آزادانه دوست بدارند، انتخاب کنند و با معشوق خود زندگی کنند، جامعهای است که هنوز اراده معطوف به زندگی در آن نیرومند است. شاخص امکان عشق (Love Possibility Index) (و ظرفیت اجتماعی برای انتخاب عاشقانه (Social Capacity for Amorous Choice) (میتواند معیاری برای درک زندگی شاد و خوب در یک جامعه باشد. از این منظر، عشق فقط یک احساس نیست. عشق، گفتمان زندگی است؛ عاملیت در برابر تقدیر؛ انتخاب در برابر دکسا؛ برابری در برابر سلسلهمراتب؛ و اراده معطوف به زندگی در برابر اراده معطوف به مرگ. عشق نه انکار دیگری و ابژه سازی آن (ابژه هراس، لذت و...) بلکه اراده به زیستن با دیگری است. در اینجا عشق نوعی فروریختن تقابل سخت «خود/دیگری» است، بیآنکه تفاوت دیگری را نابود کند. یعنی معشوق «من» نمیشود؛ دیگری باقی میماند، اما دیگریای که بودن او در افق بودن من اهمیت ذاتی پیدا کرده است و شاید بنیادیترین پرسش هر جامعه این باشد: آیا فرهنگ آن جامعه عاشقان را به سوی زندگی میراند یا به سوی مرگ؟
1 365
معرفی رمان پریکشان
تاریخ نفرت و عشق به روایت پریان شمال
مرداد ۱۴۰۵ نشر چتر فیروزه
معرفی ۱
