ru
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Открыть в Telegram
1 149
Подписчики
-624 часа
-127 дней
-1530 день
Архив постов
♦️پاسخ به چند سوال: خواهری چند سوال به شکل ززر مطرح کرده اند: اول: وقت نماز دعا از ساعت چند شروع میشه؟ بعضی میگن بعد نماز شام بعضی هم میگن صبح خوانده میشه ؟ دوم: طفلی که در خانواده کافر متولد میشه و به طفولیت میمیره آیا او هم محاسبه داره در قیامت آیا خودی فامیل خو محاسبه میشه ؟ سوم: طفلی‌که که مرده به دنیا بیایه میگن دست مادر نمیگیره آیا این درسته ؟ الجواب: اول: نماز مخصوصی برای دعا نداریم، دعا در عقب هر نمازی از فرایض و نوافل مطلوب است. دوم: طبق نظر راجح بین اهل علم کودک غیر مسلمان که در کودکی بمیرد سرنوشت والدین غیر مسلمانش را نداشته بلکه از اهل نجات و محفوظ از عذاب است. سوم: طفلی که خلقت او کامل شده اما مرده تولد می‌شود از مادر ش -اگر مسلمان و اهل صبر باشد- شفاعت می کند. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ برگی از کتاب تاریخ اسلام فلسطین و صهیونیزم از اواخر قرن نوزدهم میلادی حرکت صهیونیزم تلاش‎های خویش را برای تحقق اهداف و اطماع‎شان مبنی بر قیام دولتی یهودی در فلسطین آغاز کرد. در سال ۱۸۹۷ میلادی کنفرانسی به سرکردگی تئودور هرتزل در شهر بال کشور سویس به این هدف برگزار گردید و دران، خط مشی و برنامه‎ای برای ایجاد دولت نژادی یهود در فلسطین وضع گردید. در پیوند به این امر، صهیونیست‎ها تلاش کردند سلطان دولت عثمانی را قانع سازند تا اجازه‎ی هجرت به این قسمت از سرزمین باستانی را صادر نماید که هماره ریشه در عربیت داشت؛ اما سلطان این پیشنهاد را نپذیرفت و بر خلاف آن قانونی وضع کرد که مانع هر نوع هجرت یهود و برپایی مستعمره‎هایی در فلسطین بود. بعد از زوال دولت عثمانی، یهودیان تلاش و توجه‎شان را نزد متفقین بر حصول وعده‎ای که آرزوی ایجاد دولتی نژادی برای یهود در فلسطین را تحقق بخشد، متمرکز ساختند و لیولیتل روچیلد رئیس جمعیت یهودیان توانست در دوم نوامبر ۱۹۱۷ میلادی نامه‎ای از بلفور وزیر خارجه‎ی انگلستان به دست آورد که دران به تأسیس دولت نژادی یهود در فلسطین وعده داده بود، مشروط بر این‎که ایجاد این دولت، حقوق ملت‎های غیریهودی ساکن در فلسطین را آسیب نزند. سپس یهودیان به اجرای این خواسته‎ی خویش پرداخته و به موافقت انگلیس که مهاجرت یهود به سرزمین فلسطین را تسهیل نموده و زبان عبری را در کنار عربی و انگلیسی به عنوان زبان رسمی این دیار به رسمیت شناخته بود، «کمیسیون تنظیم امور و نظارت بر مدارس یهود» را تشکیل دادند. عرب‎های فلسطینی به خطر مهاجرت روز افزون یهود به فلسطین و طمع‎ورزی‎های‎شان پی بردند، لذا در مقابل این سیاست انگلیس به‎پا خاستند. سخت‎ترین قیام علیه این خواسته، در سال ۱۹۳۶ میلادی به اشتراک مجاهدین مسلمان از مناطق مختلف سرزمین عربی انجام یافت. انگلیس از خاموش نمودن شعله‎ی این انقلاب، عاجز ماند؛ لذا به گفت‎وگو پناه برد و هیأتی به ریاست لورد بیل در ۱۹۳۷ میلادی برای بررسی اوضاع فرستاد. این کمیته بعد از بررسی اوضاع و محیط، پیشنهاد نمود فلسطین به سه قسمت تقسیم شود؛ قسمتی عربی، قسمتی یهودی و قسمتی هم که شامل اماکن مقدسه بود، تحت مراقبت‎های بین‎المللی قرار داشته باشد. عرب‎ها این پیشنهاد را نپذیرفتند و ادامه‏‌ی مبارزه‎ی خویش را اعلان کردند. انگلستان دوباره به میز مذاکره برگشت و رهبران کشورهای عربی را برای گفت‎وگو و بررسی قضیه‎ی فلسطین فراخواند. در سال ۱۹۳۹ میلادی کنفرانسی به این هدف منعقد گردید که با رد پیشنهادات انگلیس توسط عرب‎ها پایان یافت. در سال ۱۹۴۷ میلادی موضوع فلسطین در سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار گرفت و تصمیم اتخاذ شد تا فلسطین به دو دولت عربی و یهودی تقسیم گردیده و اماکن مقدسه تحت نظارت‎های بین‎المللی قرار داشته باشد. عرب‎ها این فیصله را نیز نپذیرفته و ملت فلسطین برای دفاع از سرزمین خویش با یهود وارد نبرد گردید. در ۱۴ می ۱۹۴۸ میلادی دولت اسرائیل به حمایت انگلیس تأسیس شد. در پیوند به این موضوع، ارتش‎های کشورهای عربی برای نجات فلسطین دست به سلاح برده و حملات خویش را آغاز کردند و تا بلندی‎های نزدیک به تل‎آویو که از جانب یهود به عنوان پایتخت برگزیده شده بود، رسیدند؛ درین هنگام سازمان ملل به موضوع دخالت نموده و شورای امنیت فیصله‎ی آتش‎بس فوری بر هر دو جناح صادر نمود. مطامع یهود با به دست آوردن بیشتر از %۷۷ از سرزمین فلسطین در ۱۹۴۸ میلادی بسنده نکرده در ۱۹۶۷ میلادی دامنه‎ی تصرفات ستم‎گرانه‎ی خویش را برای به چنگ آوردن سرزمین فلسطین به شکل کامل و بلندی‎های جولان سوریه و صحرای سینای مصر و کرانه‎ی باختری کانال سویز گسترش دادند. این بود مطامع یهود و خطرهایش بر سرزمین عربی که همیشه در زمان‎های مختلف با لشکریان دشمن درگیر گردیده و به برکت وحدت و هم‎گرایی‎شان در زیر بیرق اسلام، به پیروزی و ظفرمندی‎هایی رسیده بودند. #برگی_از_کتاب #تاریخ_اسلام @Alefba99 | الفباء

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ «ومرگ در هر لحظه برای من می‌رقصد.» 👤 شهید قائد اسماعیل هنیه مرگ ما را نمی‏‌هراساند و از مرگ نمی‌‏هراسیم، که بر مرگ، بیعت کرده‌‏ایم و مرگ در راه خدا را، والاترین خواسته و برازنده‏‌ترین آرزوی داریم. به پیش می‌‏رویم و تا پای جان، به راه خود پشت نمی‏‌کنیم و از تلاش خویش، خسته نمی‏‌شویم. فشارها ما را می‌‏سازد و تهدیدها، جسورمان می‌‏کند؛ ما رَه‏روانِ راهِ جهادیم و جد و جهد و جهاد و جدیت، راه ماست؛ راه ما به ترکستان نه، به کعبه می‏‌انجامد و راهنمایِ ما درین راه، رسولِ رَه‏‌بَلدی است که در روشنی وحی و تلنگرِ آسمان، به پیش، گام بر می‏‌دارد و ما، پای بر جای پای او می‏‌گذاریم و رَه، می‏‌پیماییم. آیین‏‌نامه‏‌ی کردار و دستور کار ما، خط‏‌های طلانوشت آسمانی‌‏ای است که هرگز به زرق و برق روز، رنگ نمی‌‏بازد و روی‏‌زرد، نمی‏‌گردد؛ و این همه، آن اویی است که بزرگ‏‌آفریدگار ما و هستی و دو گیتی است و برای اوست حیات و ممات و نُسُک و صلات مان؛ ما نهالانِ باغ سبز یثرب‌‏ایم و آب‏‌یاری‌‏های خونین‏‌آبِ بدر و احد و خیبر و احزاب، ما را بال و برگ می‏‌دهد و سرفراز میادین حنین و تبوک و طائف و یرموک می‏‌کند. مرگ، پشت‏‌مان برزمین نمی‌‏زند که برپای‌مان می‏‌دارد؛ مرگِ زید و جعفر و ابن‌رواحه در موته، خالد و مثنی و حارثه و عکرمه و عمرو و سعد و قعقاع‏ی بلند کرد که رعدِ غرش و برق شمشیرشان تا کنون، برگ‌برگ تاریخ را می‏‌لرزاند؛ و مرگ‏‌های کنون نیز، ایستاتر و استوارترِمان، خواهد ساخت! الموت فی‌سبیل الله أسمی أمانینا 🖋عبدالرحمن عزام #یادداشت_های_آزاد @Alefba99 | الفباء

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍️ محمد قاسم میرزایی اگر کتابخوان هستید و یا علاقه به کتاب دارید، شدیدا توصیه می‌‌کنم متن ذیل را تا آخر بخوانید. در هزارتوی اندیشه‌ها، باورهایی چون ستون‌های استوار ایستاده‌اند که گویی از ازل بوده‌اند و تا ابد خواهند ماند. اما آیا نباید گاه با تیشه‌ی تردید به جان این ستون‌ها افتاد و استحکام‌شان را آزمود؟ یکی از این ستون‌های به ظاهر ناگسستنی، تقدس کتاب است؛ گویی واژه‌های مقدس تنها بر صفحات کاغذ جان می‌گیرند و جز از روزن کتاب، پرتوی به قلمرو معرفت نمی‌تابد. اما بیایید پرده از رازی برداریم که شاید نگاه شما را دگرگون سازد. مطالعات اخیر در زمینه‌ی علوم شناختی نشان می‌دهند که اکتساب دانش می‌تواند از طریق منابع متنوعی صورت پذیرد. این منابع شامل یادگیری شنیداری (از طریق سخنرانی‌ها و پادکست‌ها)، یادگیری دیداری (از طریق رسانه‌های تصویری و نمودارهای تعاملی)، و یادگیری تجربی (از طریق مشارکت مستقیم در فعالیت‌ها) می‌شوند و کتاب لزوما نسبت به منابع فوق برتری مطلق ندارد. در عرصه‌ی پرهیاهوی دانش‌اندوزی معاصر، بسیاری با شور فراوان به ترویج مطالعه می‌پردازند، اما کمتر به کیفیت و روش‌شناسی آن توجه می‌کنند. سوال‌های کلیدی "چه بخوانیم؟" و "چگونه بخوانیم؟" اغلب مغفول می‌مانند. این تصور نادرست که صرف خواندن، بدون توجه به محتوا و شیوه‌ی مطالعه، می‌تواند به افزایش دانش منجر شود، کاملا اشتباه و قابل نقد است. باید اذعان داشت که در میان انبوه آثار منتشر شده، تعداد قابل توجهی از کتاب‌ها فاقد ارزش مطالعاتی قابل ملاحظه هستند و شاید حتی صرف زمان اندک برای مطالعه‌ی آن‌ها توجیه‌پذیر نباشد. بنابراین، پیش از غوطه‌ور شدن در اقیانوس بی‌کران منابع مکتوب، توصیه می‌کنم از راهنمایی و بینش افرادی که پیش‌تر این مسیر را طی کرده‌اند، بهره‌مند شوید. بگذارید تجربیات ارزشمند آنان، چراغ راه شما در انتخاب منابع مطالعاتی مناسب و ارزشمند باشد. این رویکرد نه تنها در بهینه‌سازی فرآیند یادگیری موثر است، بلکه می‌تواند از اتلاف وقت و انرژی در مطالعه‌ی منابع کم‌ارزش جلوگیری کند. هنگامی که اثری ادبی یا علمی با کیفیت قابل توجه را شناسایی می‌کنید، آن را به مثابه منبعی ارزشمند تلقی کنید. مطالعه باید با دقت و تأمل صورت پذیرد، نه با عجله و سطحی‌نگری. هر صفحه را می‌توان به منزله‌ی دریچه‌ای به سوی افق‌های جدید دانش و بینش در نظر گرفت. فرآیند خواندن باید توأم با درک عمیق و تفکر انتقادی باشد، نه صرفاً جذب اطلاعات سطحی. اتمام کتاب را نباید پایان فرآیند یادگیری تلقی کرد، بلکه باید آن را آغازی برای تعمق و کاوش بیشتر دانست. ثبت یادداشت‌های دقیق و منسجم برای کشف مفاهیم عمیق‌تر، ضروری است. تبادل نظر و بحث پیرامون محتوای مطالعه شده با سایرین، زمینه‌ساز شکل‌گیری و پرورش ایده‌های نو خواهد بود. مطالعه نقدها و تفاسیر مرتبط نیز اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا گاه از طریق بررسی دیدگاه‌های متفاوت، می‌توان به درک عمیق‌تری از موضوع و همچنین بینش جدیدی نسبت به خود دست یافت. در نهایت، باید خاطرنشان کنم که هدف از کسب دانش، صرفاً انباشت اطلاعات نیست، بلکه تبدیل آن به خرد و بینشی است که بتواند در زندگی ما تأثیرگذار باشد. پس، مهم نیست که دانش را از چه منبعی کسب می‌کنیم - چه از کتاب، چه از تجربه، و چه از هر منبع دیگری - آنچه اهمیت دارد، توانایی ما در درک عمیق، تحلیل انتقادی و به‌کارگیری آن دانش در زندگی روزمره است. اسکاتلند، بریتانیا ۲۶ جولای ۲۰۲۴ #کتاب_و_کتاب‌خوانی #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء

Repost from الفباء
برگی از کتاب ــــــــــــــــــــــــــــــــ درس یکم/سی‌درس از سی‌سال زندگی زندگی جهد است و استحقاق نیست زندگی جهد است. زندگی تپیدن است. زندگی نیاسودن است. زندگی خزیدن و دویدن و رفتن و از پای نایستادن است. زندگی منتظر ننشستن است. زندگی کوشیدن و تلاش کردن است. زندگی رفتن ممتد است؛ چه که، اگر رفتیم، رستیم، اگر ماندیم، مُردیم. باید برویم. باید به پیش برانیم. منتظر کسی نمانیم؛ منتظر همکاری‌ها، وعده‌ها، بشارت‌ها و باغ‌های سرخ‌وسبز دیگران. قرار نیست کسی آستین برزند و ما را به آرمان‌های‌مان برساند. نه کسی وقت این کار را دارد و نه هم حوصلۀ آن را. باید حرکت کنیم. برویم تا به جایی برسیم؛ به نشانی و به نشانه‌ای. شاید فردا دیر باشد. شاید دل‌بستن به افق‌های ناپیدا کرانه، خیلی عاقلانه نباشد. آدمی چه می‌داند. شاید فقط همین لحظه باشد و لحظه‌ای دیگر در کار نباشد. نگذاریم یک لحظه بدون حرکت بگذرد. برنامه‌ریزی کنیم، تا راه‌های نزدیک‌تر در چشم ما بیاید و بتوانیم در میان بسیار راه‌های کور و کناره، به راهی نزدیک‌تر و مستقیم‌تر و بی‌خطرتر و بی‌ضررتر دست بیابیم. انتظار، نورِ دیدۀ آدمی را کم می‌کند. برای بالنده و داننده شدن، منتظر هیچ‌کس نمانیم. این قاعده و قانون خداوند در روی زمین است که از آسمان چیزی را به پیش پای کسی نمی‌اندازد. او باید تلاش کند، خون دل بخورد و رنج بی‌حساب ببرد تا به آن مقام و منزلت برسد.... این سنت ثابت خداوند است. نه کسی را مُفت مستفیض می‌کند و نه هم رایگان صاحب گنج شایگان و دانش و بینش و فهم و فراست و آگاهی فراوان.» چونکه زندگی جهد است و استحقاق نیست. #برگی_از_کتاب #سی‌درس‌زندگی @Alefba99 | الفباء

🦠در باره بخت بسته‌شدن ♦️پرسیده اند: آیا بخت بسته کردن امکان داره؟گفتن بخت تو را به پنجاه سال بسته وبدهن سگ داده اند، اوایل بفکرش نبوده اما میگوید حالی بتشویش شدم. من که باور ندارم چون به این عقیده ام که همه چیز بدست خداست! جواب: بخت بستن از طریق جادو ممکن است، اما آنچه شما گفتید یک ادعای محض است و نباید پریشان شوید و احتیاطا آنچه برای باطل کردن جادو است انجام دهید که عبارت است از: ۱، تقویه ارتباط با الله از طریق دعا، عبادت و عمل نیک. ۲، خواندن سوره های معوذتین (ناس و فلق) در صبح و شام به نیت بطلان جادو و دمیدن بر کف دست و کشیدن بر بدن، به ویژه دم خواب سه بار خواندن و هربار به کف دستها دمیدن و بجان کشیدن و یا برآب دمیدن و نوشیدن آن. ۳- سوره بقره را زیاد در خانه خواندن. حدیث است که در خانه ای که سوره بقره خوانده شود جادوگر در آن تسلط یافته نمی تواند. ۴، اگر کدام محموله سحری دیده شد از قبیل تعویذها و چیزهای مشکوک آنها را از بین بردن. ۵، به الله توکل نمودن و خود را بدو سپردن. اگر جادویی در کار باشد، حتما از بین خواهد رفت. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم

بیست‌وپنجم جولای در چنین روزی از سال ۱۹۷۴ میلادی، «مهاتیر محمد» نخست‌وزیر سابق مالزی مهمان افتخاری جشن فارغ‌التحصیلی مدارس/مکاتب کوبانگ پاسو در مالزی بود. آن روز در آن جشن، مهاتیر محمد به عنوان مهمان سخنرانی کرد و در خلال سخنان خویش گفت:
می‌دانم که امروز روز فارغ‌التحصیلی دانش‌آموزان است؛ اما من مسابقه‌ای میان معلمان و آموزگاران برگزار می‌کنم و برندۀ این مسابقه، جایزۀ ارشمندی دریافت خواهد کرد.
 حاضران همایش در عالمی از احساس و هیجان، در هاله‌ای از حیرت و اشتیاق قرار گرفته بودند و منتظر اجرای این مسابقه بودند که مهاتیر محمد با بیان قواعد مسابقه، آنان را از این عالم بیرون کشید. او در حالی که به همه معلمان حاضر یک‌یک بادکنک توزیع می‌کرد، گفت:
هر اشتراک‌کننده باید بادکنک خود را باد کند و سپس آن را به پای خود ببندد و تا پایان مسابقه آن را سالم نگه دارد. هر کس بادکنکش نترقید و توانست تا آخر مسابقه آن را نگه دارد، او برندۀ این مسابقه شناخته می‌شود؛ شما فقط یک دقیقه وقت دارید؛ ۳، ۲، ۱ شرووووع!
 آموزگاران مسابقه را شروع کرده و به یکدیگر حمله کردند؛ هرکدام در حالی که سعی می‌کرد بادکنک خود را حفاظت کند، در پی آن بود تا بادکنک همکار خود را منفجر کند؛ اما شگفتی این امر آنجا بود که بعد از یک دقیقه، همۀ بادکنک‌ها ترقیده بودند و برنده‌ای در این میان وجود نداشت. شگفت‌تر از آن، هنگامی بود که مهاتیر محمد در پیوند به این امر گفت:
من از کسی نخواستم که بادکنک دیگری را منفجر کند؛ من فقط از شما خواستم هر یک بادکنک خود را حفاظت کرده و سالم نگه دارید. اگر هر یک از شما بدون تصمیم و اقدام منفی علیه دیگری می‌ایستاد و فقط بادکنک خود را نگه می‌داشت، همه بادکنک‌ها سالم می‌ماندند و شما نیز همه برنده شده و جایزه به دست می‌آوردید؛ اما تفکر منفی بر همه چیره شد و هر یک از شما خواستید به قیمت شکست دیگری، خود به موفقیت برسید؛ در حالی که بدون کدام اقدامی علیه دیگران، همه می‌توانستید برنده شوید. اما متأسفانه برخی افراد برای رسیدن به موفقیت، تمایل دارند دیگران را تخریب کنند و تأسف بزرگ‌تر برای این است که این ذهنیت، نه تنها در این بازی و مسابقه، که در همه امور و شؤون زندگی ما جاری است.
در پیوند به این امر گفته‌اند:
🔸 شکستنِ پاروهای دیگران، سرعت قایق شما را افزایش نمی‌دهد.
🔸 یک گل به رقابت با گلی دیگر فکر نمی‌کند، او فقط شکوفه می‌دهد؛ اما سرانجام همۀ باغ زیبا می‌شود. 🔸 در دنیا، برای همه جایی برای بودن وجود دارد. ♥️ اما زیباتر از این‌همه در پیوند به این امر، فرمودۀ پیامبر محبوب‌مان است که فرمودند:
«ایمان ندارد یکی از شما تا هنگامی‌که آنچه به خود می‌پسندد، به برادرش نیز بپسندد.»
#تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

پیام اصلاحی قبل از این‌که زندگی‌ات را با زندگی ثروتمندان مقایسه کنی، عبادت‌ خود را با عبادت پرهیزگاران مقایسه کن؛ زیرا دنیا سرای فنا و نابودی، و آخرت سرای بقا و ماندگاری است. ♥️ #پیام_اصلاحی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

♦️فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک: در این حدیثِ مبارک که منظره ای از نمایش امت ها با پیامبران¬شان در خواب به پیامبر ما (ص) نشان داده شد بر فواید آتی دلالت دارد: 1- نمایان شدن چنین منظره ای بس مهم برای پیامبر(ص) دلالت بر منزلت و شأن بزرگ آن حضرت(ص) نزد الله(ج) دارد؛ هم چنان که بیانگر لطف عظیم الله(ج) برای این امت نیز هست. 2- تأثیر دعوت انبیای الهی بر امت¬های شان یک سان نبوده است؛ چنان چه برخی پیامبران، افراد زیادی بدیاشن ایمان آوردند و برخی، افراد کمی و برخی حتی یک نفر هم امتی نیافتند؛ از این، چندین نکته دانسته می شود: ـ این که هدایت تنها در اختیار الله(ج) است؛ به دست هیچ¬کسِ دیگر، حتی نبی مرسَل و ملک مقرَّب نیست. ـ این که مسوولیت دعوتگر، تنها ابلاغ پیام است؛ و اگر او با اخلاص و اتقان، کارش را انجام داد؛ اما کسی دعوت او را نپذیرفت از منزلت و پاداش او کاسته نمی¬شود؛ چنان¬که در سورة اعراف، آیت:164 بدین مسأله تصریح شده است: «قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ..». ـ این¬که کثرت امت، لطف و منزلت عظیمی است که الله متعال به طور خاص نصیب برخی پیامبران خویش ساخته و مایه افتخار و مباهات برای ایشان است؛ چنان چه نبی علیه السلام فرمودند: «تَزَوَّجُوا الْوَدُودَ الْوَلُودَ، فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ». [حاکم: 2/ 176، حدیث 2685 با تصحیح ذهبی] (با همسراني بسيار زايا و پر مهر ازدواج کنيد؛ زيرا من بر زيادي شما نسبت به ساير امتها افتخار مي کنم). 3- امت محمدی به لحاظ تعداد بیشترین همه امت¬ها اند و این –بی شک- از افتخارات پیامبر و امت ما بر بقیة پیامبران و امت ها است. 4- محاسبة مجموع مومنان در فردای قیامت قبل از ورود به بهشت، امری حتمی است؛ به جز این هفتاد هزار نفر یاده شده در این حدیث که از سایرین مستثنی شده اند. 5- محاسبه –حتی در حق مومنی که در آن نجات یابد- هم امری مشکل و هیبت آسا هست. 6- صحابة کرام با همه فضیلت و جایگاه شان، متواضع ترین این امت بوده اند؛ از همین رو، گفتند: ما از آن زبندگان نیستیم. 7- توکل، از صفات مهم بهشتیان و از صمیم توحید و لبّ ایمان آنان به باری تعالی محسوب می شود. 8- بدفالی و شگون بد زدن، متوسل شدن به دَم و افسونهای جاهلی، تداوی با آتش به انگیزه تقدس قایل شدن به آن؛ هر یک از گناهان کبیره محسوب شده و منافی توکل به الله تعالی است. 9- الله متعال، نبی(ص) را از برخی امور غیب که دیگران از ادراک آن عاجز بودند آگاه می ساخت؛ مثل آن چه بیان فرمودند که عکاشة از زمرة آن بندگان ویژة الله تعالی است. 10- دلیل آن که عکاشه(رض) از زمره آن عباد الله قرار گرفت، از یک سو برخورداری او از صفت توکل در حد اعلا و اجتناب از منافیات آن است؛ و از جانب دیگر دعای نبی(ص) که بر تقویت آن افزود. 11- پیامبر(ص)، از اخلاقی عالی که داشتند آن فرد سوال کننده را که از این جمع نخبه نیافتند با پاسخ صریح که تو از ایشان نیستی؛ او را دل شکسته نساخته؛ بلکه پاسخ را با تعریض به او رساندند؛ آن هم تعریضی سازنده و توجیه گر. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

♦️تمهید 1- مشاهدة این منظرة شگفت انگیز برای پیامبر(ص) در عالَم خواب بوده است. [شرح قسطلانی بر صحيح البخاري8/ 396] 2- در حقیقت این رویا که منظره ای است از آن چه روز قیامت از حشر امت ها با پیامبران شان رخ می دهد؛ بدان سبب برای پیامبر ما عرضه شد تا آن حضرت(ص) ببینند و برای ما امتیان شان خبر دهند و ما از آن، فواید ایمانی و تربیتی فراوان را حاصل کنیم. 3- در نصوص شرعی، لفظ "امت" به معنای عام و خاصش به کار رفته است؛ به معنای عامش، که به آن امت دعوت می گویند به مجموع انسان¬های بعد از بعثت محمدی (ص) اعم از مسلمان و غیر مسلمان در روی زمین گفته می شود که مأمور به ایمان به آن حضرت (ص) و پیروی از شریعت ایشان اند؛ و امت اجابت تنها به آنانی اطلاق می شود که ایمان آوردند. در این حدیث، معنای خاص آن مراد است. 4- توکل که محور حدیث بالا است در لغت به معنای: تکیه و اعتماد است و به لحاظ شرعی عبارت است از رسیدن ایمان و یقینِ قلب به الله متعال به درجه ای که در نتیجه اش، برای صاحب آن قلب، یقین پیدا می شود که او در برابر مشکلات و چالش های زندگی تنها نیست؛ چه آن چه جان او را تهدید می کند، یا روزی و سایر منافع او را؛ بلکه یقین دارد که الله تعالی با او است؛ و او را به خودش رها نمی کند؛ در نتیجة چنین باوری، قلب او آرام می گیرد؛ از روزی و مرگش نمی ترسد و خود را نمی بازد؛ ذلت را قبول نمی کند و با باور بر این که خدا با او است صلابت و استواری اش را حفظ می کند؛ برای نجات از مشکلات و تهدیدها، به کارهای خلاف شرع متوصل نمی شود؛ به اسباب جایز بسنده کرده و باور دارد که الله متعال کارساز حقیقی است. پس هر گاه بنده به این درجه از ایمان و یقین به الله رسید آن زمان است که به صفت "توکل" دست یافته است. البته آن چه ایمان را به این درجه می رساند عبارت است از: شناخت صحیح از الله و صفات او؛ احیای یاد آخرت در دل، پایبندی به فرایض؛ اجتناب از محرمات؛ بهره گیری زیاد از نوافل –به ویژه تدبر به آیات قرآن-؛ تزکیة نفس و پرهیز از هواپرستی؛ مجالست صالحان و سایر اعمال صالح. توکل درجاتی دارد و همه اهل ایمان در آن یکسان نیستند. 4- ذکر عدد "هفتاد هزار" در این حدیث نزد برخی از اهل علم، برای بیان کثرت است؛ یعنی تعداد بسیاری.. و حتمی نیست که محدود به عین عدد باشند؛ زيرا در عربي، بسا از عدد "هفتاد" و نيز "هفت"، براي کثرت، استعاره ميشود؛ مانند: {إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم} [التوبة: 80]. {والبحر يمده من بعده سبعة أبحر} [لقمان: 27]؛ اما بهتر آن است که عدد مذکور بر ظاهرش حمل شود.[فتح المنعم شرح صحيح مسلم 2/ 64]

🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین(15) ♦️عنوان: صفات آنان که بی حساب وارد بهشت می شوند 🔸عبدالله بن عباس(رض) می گوید: روزی پیامبر(ص) نزد ما برآمده فرمودند: «عُرِضَتْ عَلَيَّ الأُمَمُ فَجَعَلَ يَمُرُّ النَّبِيُّ مَعَهُ الرَّجُلُ، وَالنَّبِيُّ مَعَهُ الرَّجُلاَنِ، وَالنَّبِيُّ مَعَهُ الرَّهْطُ، وَالنَّبِيُّ لَيْسَ مَعَهُ أَحَدٌ، وَرَأَيْتُ سَوَادًا كَثِيرًا سَدَّ الأُفُقَ، فَرَجَوْتُ أَنْ تَكُونَ أُمَّتِي، فَقِيلَ هذَا مُوسى وَقَوْمُهُ؛ ثُمَّ قِيلَ لي انْظُرْ، فَرَأَيْتُ سَوَادًا كَثِيرًا سَدَّ الأُفُقَ، فَقِيلَ لِي انْظُرْ هكَذَا وَهكَذَا، فَرَأَيْتُ سَوَادًا كَثِيرًا سَدَّ الأُفُقَ، فَقِيلَ هؤُلاَءِ أُمَّتُكَ، وَمَعَ هؤُلاَءِ سَبْعُونَ أَلْفًا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بَغَيْرِ حِسَابٍ فَتَفَرَّقَ النَّاسُ وَلَمْ يُبَيِّنْ لَهُمْ؛ فَتَذَاكَرَ أَصْحَابُ النَّبِيِّ (ص) فَقَالُوا: أَمَّا نَحْنُ فَوُلِدْنا فِي الشِّرْكِ، وَلكِنَّا آمَنَّا بِاللهِ وَرَسُولِهِ، وَلكِنَّ هؤُلاَءِ هُمْ أَبْنَاؤُنَا فَبَلَغَ النَّبِيَّ - صلى الله عليه وسلم -، فَقَالَ: هُمُ الَّذِينَ لاَ يَتَطَيَّرُونَ وَلاَ يَسْتَرْقُونَ وَلاَ يَكْتَوُونَ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ فَقَامَ عُكَّاشَةُ بْنُ مِحْصَنٍ، فَقَالَ أَمِنْهُمْ أَنَا يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ: نَعَمْ فَقَامَ آخَرُ فَقَالَ: أَمِنْهُمْ أَنَا فَقَالَ: سَبَقَكَ بِهَا عُكَّاشَةُ». [صحیح البخاری: 5752] ♦️ترجمه: [در عالم خواب چنین دیدم که] تمام ملتها به من عرضه شدند. پيغمبرى را ديدم كه تنها يك نفر [امتی] با او بود و پيغمبرى هم دو نفر همراه داشت و پيغمبرى دیگری جماعتى كمتر از ده نفر با او بود و پيغمبرى هم كسى با او همراه نبود. ناگهان جماعت فراوانى را ديدم كه فضا را پر كرده بودند، آرزو نمودم كه اين جماعتِ فراوان، امّت من باشند؛ ولى گفته شد كه اين موسى و قوم او است. سپس گفته شد: نگاه كنيد [نگاه كردم] جماعت خيلى زيادى را ديدم كه فضا را پر كرده بودند، باز به من گفته شد آنجا را نگاه كن جماعت عظيم ديگرى را ديدم كه همه جا را پوشانده بودند گفته شد: اين امّت تو است و هفتاد هزار نفر در ميان آنان بدون سؤال و حساب داخل بهشت مى شوند. [بعد از اين سخنان پیامبر(ص)] مردم متفرق شدند و پيغمبر هم براى آنها مشخص نكرد كه اين هفتاد هزار نفر چه كسانى هستند، مردم با هم به بحث و گفتگو پرداختند، گفتند: [ما جزو اين هفتاد هزار نفر نيستيم] زیرا ما در زمان شرك به دنيا آمده ايم و بعد از شرك به خدا و پيغمبر (ص) ايمان آورده ايم، امّا اين دسته اولادهاى ما هستند [كه از اوّل خداپرست خواهند بود] اين گفته هاى مردم به پيغمبر رسيد، پيغمبر(ص) فرمود: اين هفتاد هزار نفر كسانى هستند كه فال بد نمی زنند و به بدشگونی اشیاء معتقد نیستند، و [برای شفای بیمار] به دنبال دم و دعا نمی روند، و [نیز] به آتش داغ نمی کنند [و در عوض این همه] بر پروردگار خویش توكل بسته اند. [دراین حین] عكاشه بن محصن بلند شد و گفت: اى رسول خدا! آيا من جزو اين جماعتم؟ پيغمبر فرمود: بلى. سپس يك نفر ديگر بلند شد و گفت: آيا من هم جزو اين جماعتم؟ پيامبر (ص) فرمود: عكاشه در اين امر از تو سبقت گرفت. ♦️کلمات کلیدی الرَّهْطُ: جمعیت زیر ده نفر. سَوَاد: سیاهی (انبوه جمعیت). لاَ يَتَطَيَّرُونَ: بدفالی نمی زنند. لاَ يَسْتَرْقُونَ: رقیه انجام نمی دهند (دَم نمی کنند) لاَ يَكْتَوُون: داغ نمی کنند.

♦️فواید علمی و تربیتی این حدیث مبارک: در این حدیثِ مبارک که منظره ای از نمایش امت ها با پیامبران¬شان در خواب به پیامبر ما (ص) نشان داده شد بر فواید آتی دلالت دارد: 1- نمایان شدن چنین منظره ای بس مهم برای پیامبر(ص) دلالت بر منزلت و شأن بزرگ آن حضرت(ص) نزد الله(ج) دارد؛ هم چنان که بیانگر لطف عظیم الله(ج) برای این امت نیز هست. 2- تأثیر دعوت انبیای الهی بر امت¬های شان یک سان نبوده است؛ چنان چه برخی پیامبران، افراد زیادی بدیاشن ایمان آوردند و برخی، افراد کمی و برخی حتی یک نفر هم امتی نیافتند؛ از این، چندین نکته دانسته می شود: ـ این که هدایت تنها در اختیار الله(ج) است؛ به دست هیچ¬کسِ دیگر، حتی نبی مرسَل و ملک مقرَّب نیست. ـ این که مسوولیت دعوتگر، تنها ابلاغ پیام است؛ و اگر او با اخلاص و اتقان، کارش را انجام داد؛ اما کسی دعوت او را نپذیرفت از منزلت و پاداش او کاسته نمی¬شود؛ چنان¬که در سورة اعراف، آیت:164 بدین مسأله تصریح شده است: «قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ..». ـ این¬که کثرت امت، لطف و منزلت عظیمی است که الله متعال به طور خاص نصیب برخی پیامبران خویش ساخته و مایه افتخار و مباهات برای ایشان است؛ چنان چه نبی علیه السلام فرمودند: «تَزَوَّجُوا الْوَدُودَ الْوَلُودَ، فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ». [حاکم: 2/ 176، حدیث 2685 با تصحیح ذهبی] (با همسراني بسيار زايا و پر مهر ازدواج کنيد؛ زيرا من بر زيادي شما نسبت به ساير امتها افتخار مي کنم). 3- امت محمدی به لحاظ تعداد بیشترین همه امت¬ها اند و این –بی شک- از افتخارات پیامبر و امت ما بر بقیة پیامبران و امت ها است. 4- محاسبة مجموع مومنان در فردای قیامت قبل از ورود به بهشت، امری حتمی است؛ به جز این هفتاد هزار نفر یاده شده در این حدیث که از سایرین مستثنی شده اند. 5- محاسبه –حتی در حق مومنی که در آن نجات یابد- هم امری مشکل و هیبت آسا هست. 6- صحابة کرام با همه فضیلت و جایگاه شان، متواضع ترین این امت بوده اند؛ از همین رو، گفتند: ما از آن زبندگان نیستیم. 7- توکل، از صفات مهم بهشتیان و از صمیم توحید و لبّ ایمان آنان به باری تعالی محسوب می شود. 8- بدفالی و شگون بد زدن، متوسل شدن به دَم و افسونهای جاهلی، تداوی با آتش به انگیزه تقدس قایل شدن به آن؛ هر یک از گناهان کبیره محسوب شده و منافی توکل به الله تعالی است. 9- الله متعال، نبی(ص) را از برخی امور غیب که دیگران از ادراک آن عاجز بودند آگاه می ساخت؛ مثل آن چه بیان فرمودند که عکاشة از زمرة آن بندگان ویژة الله تعالی است. 10- دلیل آن که عکاشه(رض) از زمره آن عباد الله قرار گرفت، از یک سو برخورداری او از صفت توکل در حد اعلا و اجتناب از منافیات آن است؛ و از جانب دیگر دعای نبی(ص) که بر تقویت آن افزود. 11- پیامبر(ص)، از اخلاقی عالی که داشتند آن فرد سوال کننده را که از این جمع نخبه نیافتند با پاسخ صریح که تو از ایشان نیستی؛ او را دل شکسته نساخته؛ بلکه پاسخ را با تعریض به او رساندند؛ آن هم تعریضی سازنده و توجیه گر. ✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

♦️تمهید 1- مشاهدة این منظرة شگفت انگیز برای پیامبر(ص) در عالَم خواب بوده است. [شرح قسطلانی بر صحيح البخاري8/ 396] 2- در حقیقت این رویا که منظره ای است از آن چه روز قیامت از حشر امت ها با پیامبران شان رخ می دهد؛ بدان سبب برای پیامبر ما عرضه شد تا آن حضرت(ص) ببینند و برای ما امتیان شان خبر دهند و ما از آن، فواید ایمانی و تربیتی فراوان را حاصل کنیم. 3- در نصوص شرعی، لفظ "امت" به معنای عام و خاصش به کار رفته است؛ به معنای عامش، که به آن امت دعوت می گویند به مجموع انسان¬های بعد از بعثت محمدی (ص) اعم از مسلمان و غیر مسلمان در روی زمین گفته می شود که مأمور به ایمان به آن حضرت (ص) و پیروی از شریعت ایشان اند؛ و امت اجابت تنها به آنانی اطلاق می شود که ایمان آوردند. در این حدیث، معنای خاص آن مراد است. 4- توکل که محور حدیث بالا است در لغت به معنای: تکیه و اعتماد است و به لحاظ شرعی عبارت است از رسیدن ایمان و یقینِ قلب به الله متعال به درجه ای که در نتیجه اش، برای صاحب آن قلب، یقین پیدا می شود که او در برابر مشکلات و چالش های زندگی تنها نیست؛ چه آن چه جان او را تهدید می کند، یا روزی و سایر منافع او را؛ بلکه یقین دارد که الله تعالی با او است؛ و او را به خودش رها نمی کند؛ در نتیجة چنین باوری، قلب او آرام می گیرد؛ از روزی و مرگش نمی ترسد و خود را نمی بازد؛ ذلت را قبول نمی کند و با باور بر این که خدا با او است صلابت و استواری اش را حفظ می کند؛ برای نجات از مشکلات و تهدیدها، به کارهای خلاف شرع متوصل نمی شود؛ به اسباب جایز بسنده کرده و باور دارد که الله متعال کارساز حقیقی است. پس هر گاه بنده به این درجه از ایمان و یقین به الله رسید آن زمان است که به صفت "توکل" دست یافته است. البته آن چه ایمان را به این درجه می رساند عبارت است از: شناخت صحیح از الله و صفات او؛ احیای یاد آخرت در دل، پایبندی به فرایض؛ اجتناب از محرمات؛ بهره گیری زیاد از نوافل –به ویژه تدبر به آیات قرآن-؛ تزکیة نفس و پرهیز از هواپرستی؛ مجالست صالحان و سایر اعمال صالح. توکل درجاتی دارد و همه اهل ایمان در آن یکسان نیستند. 4- ذکر عدد "هفتاد هزار" در این حدیث نزد برخی از اهل علم، برای بیان کثرت است؛ یعنی تعداد بسیاری.. و حتمی نیست که محدود به عین عدد باشند؛ زيرا در عربي، بسا از عدد "هفتاد" و نيز "هفت"، براي کثرت، استعاره ميشود؛ مانند: {إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر الله لهم} [التوبة: 80]. {والبحر يمده من بعده سبعة أبحر} [لقمان: 27]؛ اما بهتر آن است که عدد مذکور بر ظاهرش حمل شود.[فتح المنعم شرح صحيح مسلم 2/ 64]

پیام اصلاحی هرگاه برای صدقه دادن یا طاعت و احسان و یا کاری نیک تصمیم گرفتی، در انجامش عجله کن و فرصت را غنیمت بشمار؛ قبل از اینکه شیطان بین تو و آن کار قرار بگیرد و مانع انجامش شود. (سفیان ثوری) ♥️ #نکته‌های_ناب ‌‌ #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

☑️خواهری پرسیده اند: ♦️آیا رفتن نزد آقا که سحر و جادو را باطل کند و عمل کردن به حرف هایش شرعاً درست هست؟ ♦️الجواب: آقا و دعاخوان، اگر اهل علم و تقوا و التزام به سنت باشد مراجعه به وی درست است، ورنه هر دو گنهکار خواهند شد. 🔸البته، چرا خود، اقدام به باطل کردن سحر نمی‌کند؟ که این ممکن و بلکه موثرتر است، ♦️با امور زیر: -از بین بردن محموله‌ی سحری، اگر چیزی از آن گونه امور، یافت شد، -خواندن معوذتین به نیت بطلان سحر ودمیدن بر کف دستها و کشیدن به جان خود، سه سه بار در صبح، وشام و دم خواب و نیز دمیدن بر آب و نوشیدنش، (دوام این عمل در روزها و حتی هفته ها مطلوب است) -خواندنِ بار بار سوره بقره در آن خانه، نبی(ص) فرمدند: در خانه‌ای که سوره بقره خوانده شود جادوگر در آن تاثیرگذاشته نمی‌تواند. - خواندن اول و اخیر سوره بقره، آیةالکرسی، اخیر سوره حشر و دمیدن بر خود، 🔸علاوه بر امور یاد شده، موارد زیر نیز مهم است: - تقویت توکل و ارتباط با الله، - التزام به فرایض واجتناب از مناهی، -پای‌بندی به اذکار صبح وشام، -دعا و التجا نزد الله، و صدقه - اگر در توان دارد-. 🔸تذکر: این‌ها همه در صورتی است که واقعاً سحر و جادویی صورت گرفته باشد، ورنه، درست نیست ما هر مشکل را به جادو نسبت کرده و خود را پریشان سازیم. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم.

🎯الحمد لله دوم نمره کانکور از میان صدها مدرسه در سطح افغانستان به نام مدرسه احیاء العلوم هرات رقم خورد و بقیه شاملین کانکور
🎯الحمد لله دوم نمره کانکور از میان صدها مدرسه در سطح افغانستان به نام مدرسه احیاء العلوم هرات رقم خورد و بقیه شاملین کانکور از این مدرسه نیز درانتخاب اول شان [ در فاکولته‌های: شرعیات و حقوق وعلوم سیاسی ] راه‌یافتند. 💚این موفقیت را به تمام آنان‌که در حمایت، رشد و تداوم مدرسه احیاءالعلوم هرات - به ویژه برادران خیّری که با صدقات شان- سهم داشته و دارند تبریک عرض نموده از الله متعال، رجامندم آن را به حیث باقیات الصالحاتی بزرگ، برای نجات آخرت شان در صحیفه حسنات آنان، ذخیره گرداند- آمین. 🌹با التماس دعا- مهتمم مدرسه: ضیاءاحمد فاضلی.

پیام اصلاحی برادر و خواهرم! همانا افراد با حق شناخته می‌شوند، نه حق با افراد؛ پس اگر برادر یا خواهرت با حق به ستیز برخاست، تو با حق باش؛ زیرا حق شایسته‌تر است که همراهی شود. ♥️ #نکته‌های_ناب #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from الفباء
دهمین راز شادزیستن ما همه ثروت‌مندیم! «بسیاری از مردم دنبال پول‌دار شدن هستند و آن را خوش‌بختی می‌دانند و در این مسیر همیشه افراد بالاتر از خود را نگاه می‌کنند و احساس کمبود و جاماندن از قافله بر آنان غلبه کرده و آرامش را از آنان سلب می‌کند؛ اما تعریف و بینش آنان از ثروتمندی کاملا اشتباه است. مطمئن باش تو ثروتمندی! به شرطی که ذهن و بینش خود را تغییر دهی. ثروتمند بودن، ساختۀ ذهن و افکار ماست.» در حقیقت کسی که به اندازۀ استفادۀ متعادلِ به دور از افراط و تفریط از امکانات زندگی برخوردار باشد، ثروتمند است؛ زیرا به دست آمدنِ رضایت زندگی، هرگز به مقدار مال و ثروت بستگی ندارد؛ چه بسا افرادی با مال و منالی کم و اندک، در زندگی خویش احساس رضایت می‌کنند و عده‌ای هم با ثروت فراوان و مال بسیار، از زندگی ناراضی هستند و همیشه در پی برآورده کردنِ غریزۀ افزون‌طلبی بوده و ذهن و ضمیرشان را حرص و آز گرفته است و هرگز احساس سیری و قناعت نمی‌کنند. به راستی چشم تنگ دنیا دوست را، یا قناعت پر می‌کند یا خاک گور. 📖اقتباس‌ایده‌ازکتاب‌ِصدرازِشادزیستن #صد_راز_شادزیستن @Alefba99 | الفباء

🤲پروردگارا••🕋♥️ *🤍همه بیماران را شفا••* *💖همه زندانیان را رها••* *♥️همه مردان را غیرت••* *🩶همه زنان را عفت••* *💚همه قلب هارا آرامش••* *🩷همه مشکلات را آسان••* *💜همه دل ها را با ایمان••* *🤎همه قرض داران را خلاصی••* *💙همه گمراهان را هدایت••* *💓همه بیچاره گان را لطفی••* *💛همه درد مندان را دوایی••* *💕همه بی کسان را پناهی••* *🩵همه خانه ها را صفا••* *💞همه توبه هارا قبول••* *💓همه آرزوهای خیر را برآورده••* *💝همه دعوتگران را قدرتی••* *🧡همه عالمان را عملی••* *🩶همه مسلمانان را هدایتی••* *💚همه عبادات را قبول••* *💜همه مؤمنان را پیروزی••* *🩷همه مشرکان را هدایتی••* *❣️همه فرزندان اسلام را توفیق عمل صالح نصیب بگردان الهی آمین یارب••🤲* *شب وروز تان پرازخیر وبرکت 😘*