ru
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Открыть в Telegram
1 169
Подписчики
+224 часа
+97 дней
+430 день
Архив постов
❇️ دعای طلب باران🔻 🤲 اللَّهُمَّ أَسْقِنَا غَیْثاً مُغِیْثاً مَرِیْئاً مَرِیْعاً، نَافِعاً غَیْرَ ضَارٍّ، عَاجِلاً غَیْرَ آجِلٍ ✳️ الهى! به ما بارانى عطا فرما که باعث نجات گردد، گوارا و با خیر و برکت باشد، مفید و بدون ضرر باشد، زود ببارد و دیر نکند 🤲 «اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا ✳️ بارالها! بر ما باران ببار، بر ما باران ببار، بر ما باران ببار» 🤲 «اللَّهُمَّ أَسْقِ عِبَادَکَ، وَبَهِيمَتَكَ، وَانْشُرْ رَحْمَتَکَ، وَأَحْیِ بَلَدَکَ الْمَیِّتَ ✳️ الهى! بندگانت و حیواناتت را سیراب بگردان، پروردگارا! رحمت خود را بگستران و زمینِ مرده‌ات را زنده بگردان . 🔴 یکی از اسباب خشکسالی 💟 از حضرت ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: ✳ گروهی در میزان و ترازو كم نمی‌كنند، مگر اینكه خشكسالی و سختی در كسب رزق و روزی دامنگیر آنها شده و حاكم ظالم بر آنها مسلط می‌شود وزكات اموالشان را نمی‌پردازند، مگر اینكه باران از آنها قطع می‌شود و اگر چهارپایان نبودند باران نمی‌بارید منبع: رواه ابن ماجه

💓پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: 🔶«[در هنگام ورود به بهشت] به قاري و کسي که [در علم و عمل] ملازم قرآن بوده است گفته مي شو
💓پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: 🔶«[در هنگام ورود به بهشت] به قاري و کسي که [در علم و عمل] ملازم قرآن بوده است گفته مي شود: قرآن بخوان و [به درجات بلند بهشت]ارتقا نما و با تأني و تجويد بخوان، چنان که در دنيا با ترتيل مي خواندي، زيرا منزلت تو در [حد] آخرين آيه اي است که مي خواني. [يعني به قدر آيات قرآن که بيش از شش هزار آيه است، براي وي درجه و مقام داده مي شود].». 💓 پیامبر(ص) فرمودند: از من برسانید. ✍️تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاء العلوم هرات.

🎤 تقدیم: ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم 🎧

یادداشتی بر قیام خونین ۲۴ حوت نوشته: عبدالرحمن عزام افغانستان سرزمینی است باستانی و در تاریخ پر خم و پیچ خویش، فراز و نشیب‌های بس فراوانی را تجربه نموده است که مرور برگ‌های پیروزی و ظفرمندی آن، خوشایند و نگاه و نگرش به پاره ای از یاددار های آن، با تلخی‌ها و تلخ‌کامی‌ها همراه است. موقعیت جغرافیایی و برخورداری از ویژگی‌های منطقه ای و استراتژیک، این کشور را در معرض طمع و چشم‌داشت بیگانگان قرار داده بود که با طعمه دانستن آن، دست از آستین بدر کشیده و در بلعیدنِ آن، به رقابتِ هم می‌پرداخته اند؛ لذا این سرزمین، بارها مورد تاخت و تاز اجانب و بیگانگان قرار گرفته است. اما واکنش مردم سلحشور و دلیر این خطه باستانی، همواره جواب رد و شعار "نه" بوده است که همراه با مشت‌های گره کرده‌ی خویش، با اتحاد و انسجام، مشتی کوبنده بر دهن تجاوز پیشگان زده اند و ایشان را خوار و خفیف، از حیطه‌ی جغرافیایی میهن خویش، بیرون رانده اند. تاریخ این میهن، همواره شاهد حماسه‌ها و دلیرمردی‌های مردان این سرزمین است. که مردم دلیر هر نقطه‌ی آن، در راه دفاع از مرز و بوم، و خانه و کاشانه‌ی خویش، از همه چیز گذشتند؛ جان و مال و هست و بود شان را در طبق اخلاص گذاشته، برای حفاظت از کیان دینی و ملی خود، نثار این راه نموده اند. در این میان هرات؛ نگین خراسان که از ولایات و شهرهای عمده‌ی افغانستان به شمار می‌رود نیز در تاریخ چندین هزار ساله‌ی خویش، دارای برگ‌های زرینی است که قابل نگرش و تعمق، و در خور تأمل و تدبر است. برگ زرین ۲۴ حوت ۱۳۵۷ خورشیدی، یکی از برجسته‌ترین برگ‌هایی است که یادگار روزهای تاریخی رشادت‌‏ها، قهرمانی‏‌ها، حماسه آفرینی‌ها، جانبازی‌ها و سلحشوری‌های ملت مسلمان این نقطه از میهن عزیز ما افغانستان است. ۲۴ حوت، روزی است که مردم مسلمان ما توانستند با بستن عهد و پیمان با الله، و استحکام میثاق بندگی با خداوند مبنی بر پاسبانی از ناموس دین و وطن و تقدیم خون در راه حراست و دفاع از آن، عزتمندانه پای در میدان گذاشته و جوانمردانه با بیل و کلنگ، و چوب و چماق، به جنگ تانگ و تیر و تفنگ بروند. آری ایشان با ایمانی قوی، به مصاف دشمنی متجاوز و هموطنی خاین رفتند تا دوباره وطن خویش را از چنگال خون آلود جانورانِ هارِ سگ‌صفت، و خودباختگان خودفروش، که با انجام کودتای شوم ۷ ثور سبب این همه بدبختی برای مردم و ملت و میهن خویش شدند، رهانیده و جام آزادی و آزادگی سر کشند تا باشد با بهره از این آزادی و در سایه‌ی دین اسلام، برادرانه و برابرانه زندگی سر کنند. ایشان با همت و استقامت عالی، وارد میدان این کارزار نابرابر شده و با معیت الله متعال، و چشم‌داشت به نصرت و یاری او، با دستان خالی در مصاف دشمن تا دندان مسلح قرار گرفته و با تقدیم هزاران شهید، و با ندای الله اکبر، توانستند قوای روسیه‌ی رو سیه را به زانو در آورده و پرچم سرخ شوروی را در زیر پای خویش قرار داده و برای هم‌رهان و هم‌فکران کمونیست و نوکران اجیرشان درس عبرتی دهند تا باشد دیگر کسی جرأت ساخت و باخت با اجانب و بیگانگان را به خود نبیند و هوای کاخ‌ها و مقام و منصب‌ها را در سر نپروراند. آری! مردم مؤمن و مجاهد ما، بعد از تحمل رنج‌های فراوان، روزی، با سرور، فریاد آزادی از یوغ و زنجیر فریب‌خوردگان وطن‌فروش و چکمه‌پوشان سرخ متجاوز ارتش شوروی، سر داده و با ندای الله اکبر، به تجلیل و تبجیل این افتخار سبز، نشستند و تا امروز که در چهل و دومین سالگرد این روز پر افتخار و ایام پر میمنت، قرار داریم، ملت مسلمان ما، همواره فرارسیدن ۲۴ حوت، یاد دار این دلیرمردی‌ها و سلحشوری‌های جانبازانه را گرامی داشته و یاد شهدای گرانقدر تاریخ جهاد مقدس کشور خویش را زنده نگه می‌دارند. و اینک نیز ان شاءالله به یاری خداوند توانا و همت مردم مؤمن و مجاهد خویش، شاهد روزی خواهیم بود که دوباره ندای آزادی سر داده و لوای آزادگی بر هر کوی و برزن میهن خویش، به اهتزاز در آوریم و به پاس آرمان‌های شهدای در خون خفته‌ی خویش، راه شان را دنبال و آرزوهای شان را به عالم تحقق، در آوریم. به امید صلح و سازش و درود بر روح شهدای میهن

اوقات شرعی به افق شهر هرات - یک‌شنبه @EslahTVNews
اوقات شرعی به افق شهر هرات - یک‌شنبه @EslahTVNews

سیزدهم مارچ در چنین روزی در سال ۶۲۴ میلادی غزوۀ سرنوشت‌سازِ بدر، روی داد که این روز در تاریخ ما، موافق است با هفدهم رمضان سال دوم هجری. بدر، فقط یک غزوه نبود؛ بلکه نخستین باری بود که اسلام در آن شمشیر خویش را از نیام برکشید و اعلان نمود که بعد از این روز، دیگر این دین سرفرو و بال‌شکسته نخواهد بود؛ به درستی که خداوند متعال اجازۀ دفاع را برای مسلمانان داده است؛ «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ/ اجازه (دفاع از خود) به كساني داده مي‌شود كه به آنان جنگ (تحميل) مي‌گردد، چرا كه بديشان ستم رفته است (و آنان مدّت‌هاي طولاني در برابر ظلم ظالمان شكيبائي ورزيده اند و خون دل خورده اند) و خداوند توانا است بر اين كه ايشان را پيروز كند.» [حج: ۳۹] آنچه از غزوۀ بدر دانسته می‌شود، قرار زیر است: ◾اینکه ارادۀ خداوند متعال بالای خواست همه است؛ مسلمانان در پی قافله بودند؛ قریش قصد نجات قافله را داشت؛ اما خداوند متعال خواست نبردی روی دهد که چنان نیز شد. ◾تکبر مردم را به کشتن‌گاه شان می‌کشاند؛ ابوجهل بران بود تا تعداد اندک مردم مؤمن را از بین ببرد و در منطقۀ بدر، همایش بزرگی بر پا نماید؛ اما این سرزمین، محل ماتم و سرنگونی وی شد. ◾جز خداوند متعال، کسی از غیب آگاهی ندارد؛ حتی پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز فکرش را هم نمی‌کرد که نبردی رخ دهد. ◾عقیده و اندیشه، از قبیله با بهاتر و از وطن، گران‌ارج‌تر و از خانواده، گرامی‌تر است. ◾یک رهبر هیچ‌گاه اقارب خویش را پنهان نمی‌سازد؛ پیامبر صلی الله علیه و سلم پیش از نبرد، اقارب خویش را به میدان مبارزه فرستاد؛ کاکایش [حمزه]، پسر کاکا و دامادش [علی] و پسرکاکای دیگرش [عبیده بن حارث] رضی الله عنهم. ◾انسانِ اصیل و نیک‌نژاد، خدمتی که به وی شده باشد را فراموش نمی‌کند؛ پیامبر صلی الله علیه و سلم که اسیران بدر را می‌بیند، عملکرد مطعم بن عدی به یادشان می‌آید؛ روزی که به پیامبر پناه داد و پیامبر در حمایت او، بعد از سفر طایف، به مکه وارد شدند، لذا فرمودند: اگر مطعم بن عدی زنده بود و دربارۀ ایشان با من سخن می‌گفت، آن‌ها را به او وا می‌گذاشتم. ◾جهاد نیز مانند نماز و روزه، عبادت است؛ همان خدایی که فرموده است، «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ/ بر شما روزه واجب شده است.» او نیز فرموده است: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ/ جنگ بر شما فرض گشته است.» ◾دعا سلاح مؤمن است هر اندازه شمشیرش بر دشمن چیره هم باشد. پیامبر صلی الله علیه و سلم پش از غزوۀ بدر، به گوشه ای رفتند و دور از لشکر خویش، به خداوند خویش پناه بردند و از سویدای دل، او را فریاد زده و فرمودند: «پروردگارا! نصرتی که وعده نموده بودی، محقق فرما. خداوندا، اگر اين جماعت امروز از بین بروند، ديگر کسي تو را نخواهد پرستيد. ◾اگر کسی از شوری بی نیاز می‌بود، او پیامبر صلی الله علیه و سلم می‌بود؛ چون ایشان با وحی مورد تایید قرار می‌گرفتند؛ اما ایشان خواستند به ما بفهمانند که دست و تایید خداوند متعال همراه جماعت است. ◾غزوۀ بدر به ما آموخت کسی که خواهان آخرت باشد، دنیا به شکل مطیع و فرمانبردار به نزد وی خواهد آمد، و کسی که فقط دنیا را بخواهد، هر دو را از دست می‌دهد. نوشتۀ ادهم شرقاوی ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات #و_تلک_الایام @Aehyaa

🔶جمعه - مسجدجامع بزرگ هرات. 🔶سخنران: ضیاءاحمد فاضلی.

دودیگر اینکه معنای «جاریتان= دو کنیز و خدمتگار» است و احکام مربوط به کنیزان خدمتگار، در فقه اسلامی، مانند زنان آزاد و دختران جوان نیست؛ بلکه متفاوت است و در مواردی مثل عورت، حجاب، آوازخوانی و سرود، همانند به مردان‌اند؛ همچنان که در این حدیث نبوی آمده است. ملاعلی قاری در شرح این حدیث، این هردو معنا را ذکر کرده می‌گوید: «(وَعِنْدَهَا جَارِيَتَانِ) أَيْ: بِنْتَانِ صَغِيرَتَانِ، أَوْ خَادِمَتَانِ مَمْلُوكَتَانِ»[مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح 3/ 1064] بدین اساس، استدلال به این حدیث نبوی، بر جواز سرودخوانی دختران جوان در نزد مردان نادرست و نامعقول است و با اصول استنباط احکام از نصوص برابری ندارد. ششم: این دوستان به حدیث شماره (5236) صحیح البخاری، استدلال کرده‌اند که عائشه رضی الله عنه، نیزه بازی حبشیان در مسجد را تماشا کرده است. یعنی که خواستند بگویند، با قیاس به این موضوع، سرودخوانی دختران نوجوان در حضور مردان، نیز جواز دارد. این دوستان باید بدانند که سرودخوانی دختران نوجوان از نیزه بازی حبشیان تفاوت دارد و قیاس مع الفارق است. بدین گونه که: - حبشیان مردانی سیاه و ناخوش صورت و دارای لباس خشن در هوای گرم مدینه بودند که فقط بازی شان تماشا می‌شد و وجود و سیمای شان جاذبیتی نداشت؛ ولی دختران نوجوان سرودخوان امروز، آراسته و پیراسته‌اند و با لباس‌های بسیار زیبا حضور می‌یابند که هم سرود شان برای جوانان جنس مخالف، دل انگیز است و هم وجود شان! - حبشیان آن وقت، نیزه بازی می‌کردند که کاری هولناک و خشن و هراس‌انگیز بود و پیدایش لذت جنسی از تماشای آنها متصور نبود؛ اما سرودخوانی دختران نوجوان مورد بحث ما در نزد مردان جوان، دل‌انگیز و لذت بخش است که انگیزۀ مسائل جنسی در آن حتمًا متصور است. بنابراین این دو موضوع از هم متفاوت اند و گرفتن حکم سرودخواندن دختران جوان در حضور مردان امروز، از تماشای نیزه‌بازی حبشیان، با موازین استنباط احکام از نصوص، برابری ندارد و نادرست است. با توجه به نکاتی که در فوق بیان شد، استدلال دوستان به نصوص مذکور، برای اثبات جواز سرودخوانی دختران نوجوان دانش آموز مکاتب و دختران جوان دانشجوی دانشگاه‌ها در حضور مردان جوان، بی‌اساس است. دلایل آنان، مدعای شان را نمی‌تواند اثبات کند و حتی بسی از این دلایل به موضوع پیوند درست ندارند و حرفی جدا از این موضوع‌اند. حالا باید اندیشید؛ سرودخوانی دختران نوجوان دانش‌آموز مکاتب و نیز سرودخوانی دختران جوان دانشجوی دانشگاه‌ها را که این دوستان بدون مشکل می‌دانند، چه گونه می‌توان تصور کرد؟ آیا وقتی سرودخوانی این دختران در حضور مردان جوان صورت گیرد، ممکن است مردان جوان و نوجوان، از آواز خوش سرودخوانی این دختران نوجوان و جوان و از سیما و قامت آراستۀ شان، لذت نبرند؟ هرکس اندک شناختی از اوضاع کنونی جامعۀ ما داشته باشد، خوب می‌داند که لذت‌جویی نفسانی از شنیدن سرودهای دختران جوان و نوجوان، از طرف مردان جوان، به حدی متصور است که نزدیک به یقین است. بهتر است این دوستان در بارۀ این موضوع به نصوص دیگری، توجه کنند که به حکم این موضوع، بیشتر دلالت دارد و حکم آن را بیان می‌دارد. احادیثی از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که بیانگر حکم این موضوع به گونۀ واضح و آشکار می‌تواند باشد؛ نصوصی که هرگونه لذت‌یابی مردان از زنان بیگانه را حرام گردانیده و آن را در دایرۀ زنا معرفی کرده است. از ابی‌هریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لِكُلِّ بَنِي آدَمَ حَظٌّ مِنَ الزِّنَا، فَالْعَيْنَانِ تَزْنِيَانِ وَزِنَاهُمَا النَّظَرُ، وَالْيَدَانِ تَزْنِيَانِ وَزِنَاهُمَا الْبَطْشُ، وَالرِّجْلَانِ تَزْنِيَانِ وَزِنَاهُمَا الْمَشْيُ، وَالْفَمُ يَزْنِي وَزِنَاهُ الْقُبَلُ، وَالْقَلْبُ يَهْوَى وَيَتَمَنَّى، وَالْفَرْجُ يُصَدِّقُ ذَلِكَ، أَوْ يُكَذِّبُهُ»(مسند امام احمد؛ حدیث: 8526) (قال المحقق شعيب الأرنؤوط: إسناده صحيح على شرط مسلم). (هر کدام از فرزندان آدم بهره‌یی از زناکاری دارد؛ دو چشم زنا می‌کنند و زنای شان نگاه کردن[شهوانی] است؛ دو دست زنا می‌کنند و زنای شان مساس کردن[نامحرم] است؛ و دو پا زنا می‌کنند و زنای شان گام زدن [شهوانی با نامحرم] است؛ و دهن زنا می‌کند و زنایش بوسیدن است و دل خواهش می‌کند و آرزو می‌برد و فرج آن را تصدیق می‌کند یا تکذیبش می‌کند). این حدیث نبوی، بیانگر حرمت هرنوع لذت‌جویی مردان و زنان بیگانه از یکدیگر است و ناروایی سرودخوانی دختران نوجوان در حضور مردان جوان و نوجوان را شامل می‌شود. بنابراین سرودخوانی دختران دانش‌آموز نوجوان مکاتب و نیز دختران جوان دانشجوی دانشگاه‌ها در حضور مردان، هیچ توجیه شرعی و عقلانی برای جواز آن وجود ندارد و در نادرستی و عدم جواز آن هیچ عقل منصفی که از احکام شرعی آگاه باشد، شک نمی‌ورزد.

🔶بی‌راهه‌روی در حکم سرودخوانیِ دخترانِ نوجوان در حضور مردان نوشتۀ پوهاند فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات در صفحات اجتماعی، کاپی مکتوبی نشر شده، که گویا معارف کابل، سرودخوانیِ دختران بالاتر از دوازده سال در حضور مردان را، منع قرار داده است. این مکتوب واکنش‌هایی را به دنبال داشته است. برخی دوستان این موضوع را به اینکه «آیا صدای زنان، عورت است؟» یا خیر پیوند دادند و موضوع را به بی‌راهه برده‌اند. همچنان که نصوص شرعی غیر مرتبط به موضوع، و نیز دیدگاه‌های نامرتبط به موضوع را از برخی فقها نقل کرده‌اند. لذا نگارنده در بارۀ این ابرازنظرها، چند مورد را لازم به نقد می‌دانم: نخست: برخی استدلال کرده‌اند که چون صدای زن عورت نیست، لذا منع دختران نوجوان نیز از سرودخوانی موجّه نیست. این استدلال بی‌راهه روی از محور اصل موضوع است؛ زیرا در مکتوب معارف کابل، اصلًا استدلال نشده که صدای زن عورت است یا خیر؛ بلکه بحث اصلی، جلوگیری از استلذاد از سیما و صدای دختران جوان است. لذا طرح این عنوان که «آیا صدای زن عورت است؟» در این موضوع، بسی نادرست است و چنین برداشتی، کمال کج بحثی و وارونه‌سازی مقصد مکتوب مذکور است. دوم: دوستان استدلال کردند که چون آیۀ «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا» [الأحزاب: 32] گویا ویژۀ زنان پیامبر اسلام است، لذا حکم آن، سایر زنان را شامل نمی‌شود. با چنین استدلالی نتیجه می‌برآید که گویا سایر زنان، از جمله دختران نوجوان بالای سن 12 سال، می‌توانند با آواز خوش و قامت و سیمای آراسته در حضور مردان سرود بخوانند و هیچ مشکلی ندارد. این دوستان فراموش کردند که از نگاه فقها و اصولیون، هرگاه آیه خاص هم باشد، حکمش عام است و تمام پیروان شریعت را شامل می‌شود و مکلف‌اند بدان عمل کنند؛ جز در مواردی که نصوص، تخصیصی را در نظر گرفته باشد. بنابراین وقتی زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم از صحبت با آواز خوشایند با مردان منع شدند، این حکم دیگر زنان نیز شامل می‌شود و شنیدن و خوانش ارائۀ آوازی که دیگران از آن لذت ببرند، ممنوع است. سوم: استدلال کرده‌اند که در آیۀ مذکور، آمده که «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ= صدای خود را پست و بلند نکنند که بیماردلان طمع نورزند». یعنی که چون شنیدن صدای عادی زنان مشکلی ندارد، پس شنیدن صدای سرود دختران بالای 12سال هم مشکلی ندارد. این استدلال نیز برخلاف مدلول آیۀ مذکور و برخلاف واقعیت سرودخوانی و قیاس مع الفارق است. این دوستان فراموش کرده‌اند که گروه دختران نوجوان سرودخوان، سخن نمی‌زنند تا مصداق این آیه واقع شوند و شنیدن صدای شان برای مردان روا باشد؛ بلکه سرود و ترانه می‌خوانند تا بینندگان و شنوندگان را از آواز خود لذت ببخشند و خوشوقت سازند. لذا سرودخوانی دختران کلان و مشتهاته، نه تنها آواز عادی نیست، بلکه تخلُّف‌ورزی از مدلول آیۀ ««فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» است. چهارم: این دوستان به قسمت آخر آیه، یعنی «وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً= سخن شایسته بگویند» استدلال نموده‌اند که چون حرف زدن عادی زنان با مردان مشکلی ندارد، لذا سرودخواندن دختران نوجوان نیز مشکلی ندارد. این نیز یک نوعی بردن موضوع به بیراهه است. اینان توجه نکردند که سخن زدن عادی زنان با مردان- بدون عوارض دیگر- مشکلی ندارد؛ امام سرودخواندن دختران نوجوان بالای سن 12 سال سخن زدن عادی نیست! بلکه سرودخوانی لذت‌بخشی است که مردان جوان را وا می‌دارد تا از صدا و قیافۀ آراستۀ آنان لذت ببرند. بنابراین استدلال آن دوستان نادرست است و سرودخوانی دختران نوجوان در نزد مردان، نمی‌تواند روا باشد؛ همچنان که شنیدن همراه لذت بردن از آن که امری حتمی است ناروا می‌باشد. پنجم: این دوستان به حدیث (5236) صحیح البخاری به روایت ام المؤمنین عائشه رضی الله عنها، استدلال کردند، مبنی بر اینکه در روز عید کنیزانی در حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم، آوازخوانی کردند. لذا سرودخوانی دختران نوجوان اعم از دانش‌آموزان مکاتب و دانشجویان دانشگاه، اکنون نیز مشکلی ندارد. این نیز قیاس مع الفارق است و موضوع فرق دارد. نخست اینکه از دیدگاه اهل تحقیق، یک معنای «جاریتان= دو دخترخورد سن» است نه کنیزان؛ لذا شنیدن سرود دختران بسیار خورد سن، رواست؛ ولی سرودخوانی دختران نوجوان مشتهاته در حضور مردان، نارواست و بر مبنای این حدیث، در تحت جواز، داخل شده نمی‌تواند.

🎤 تقدیم: ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم 🎧

💓پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: 🔶«نباید مرد مومن از [همسر] مومنه اش نفرت گیرد؛ چرا که اگر خویی از وی مورد علاقه اش نباشد
💓پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: 🔶«نباید مرد مومن از [همسر] مومنه اش نفرت گیرد؛ چرا که اگر خویی از وی مورد علاقه اش نباشد، [حتماً] خوی دیگرش مورد رضایت اوست». 💓 پیامبر(ص) فرمودند: از من برسانید. ✍️تقدیم: بخش فرهنگی مدرسه احیاء العلوم هرات.

به‌نام الله که رحمت‌اش بی‌کران است و به همه می‌رسد امروز جمعه 22/ حوت / 1399 هجری خورشیدی 28/ رجب / 1442 هجری قمری 12/ مارچ /
به‌نام الله که رحمت‌اش بی‌کران است و به همه می‌رسد امروز جمعه 22/ حوت / 1399 هجری خورشیدی 28/ رجب / 1442 هجری قمری 12/ مارچ / 2021 میلادی همراه ما باشید @EslahTV

یازدهم مارچ در چنین روزی در سال ۱۹۵۵ میلادی کاشف پنی‌سلین «الکساندر فلیمنگ» [اسکاتلندی پزشک، کاشف پنی‌سینلین و برندۀ جایزۀ نوبل فیزیولوژی و پزشکی] در گذشت. فلیمنگ دریافته بود که باکتری از کپک نان، متاثر می‌شود و این ملاحظۀ وی به شکل تصادفی اتفاق افتاده بود؛ اما امور اتفاقی را جز انسان‌های خردمند و عقل‌های مستعد، کسی در نمی‌یابد؛ چنانچه پیش از «نیوتن»، سیب‌های فراوانی افتاده بود؛ اما یک سیب به شکل اتفاقی نزد نیوتن به زمین افتاد که وی در آن به تفکر افتاد و به اساس آن، قانون جاذبه را کشف کرد. بر می‌گردیم به فلیمنگ، گفته شده است وی تکه نان غیرقابل استفاده ای را در آزمایشگاه باکتری‌های موجود در لابراتوار خویش به‌جا گذاشته بود که روز دوم با مراجعه به آزمایشگاه آن را آنجا دید و متوجه شد که کپک نان، منجر به از بین رفتن باکتری‌های زیادی گردیده و از رشد باکتری‌های باقی مانده نیز، جلوگیری نموده بود؛ ولی وی نتوانست پنی‌سلین را به شکل حرفه ای آن کشف کند؛ اما دروازۀ تفکر درین باب را به روی مردم گشود. «هوارد فلوری» و «ارنست چاین» کسانی بودند که پنی‌سلین را با تجربۀ پیشین، ساختند. تا اینجای قصۀ ما، عادی است؛ اما آنچه درین میان غیرعادی است، چیزی است که اینک به بیانش می‌پردازیم؛ فرعون‌های مصر نان کپک زده را بر روی زخم مجروحین می‌گذاشتند و زخم را می‌بستند که بعد از مدتی، زخم التیام می‌یافت. ایشان در نوشته‌های طبی خویش که بعد از باز شدن رمز نوشته‌های «هیروگلیف» توسط «ژان فرانسوا شامپولیون» در یافت شد، آورده بودند، هر اندازه مقدار کپک و تعفن نان بیشتر باشد، زخم به شکل سریعتری شفا خواهد یافت. کشف پنی‌سلین بعد از هزاران سال از معالجۀ زخم‌ها توسط نان کپک زده در زمان فراعنه، به دلیل قاطع ثابت می‌سازد که بسیاری از علوم و دانش امت‌های پیشین، از بین رفته و در خم و پیچ زمان، نابود گردیده است و مردم زمان زیادی را گذرانده اند تا دوباره اکتشافات گذشتگان را کشف نمایند. وقتی که وضعیت امروز با همه پیشرفت موجود چنین است، چه می‌شد اگر همه دانش بشریت تاکنون باقی می‌ماند؟! شما فکر کنید «ابن نفیس» صدها سال پیشتر از آمدن «ویلیام هاروی» از جریان خون سخن گفته بود تا بشریت باگذر از نام کاشف نخستین، آن را به نام کاشف بعدی ثبت نمایند. نوشتۀ ادهم شرقاوی ترجمۀ عبدالرحمن عزام استاد مدرسه احیاءالعلوم هرات #و_تلک_الایام