ru
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Открыть в Telegram
1 154
Подписчики
-124 часа
-57 дней
-1830 день
Архив постов
ادامه مقاله همچنان که قضیه فلسطین تمام کسانی را که حتی دستگاه مبایل ساده ای در اختیار دارند در گوشه و کنار جهان به خود مشغول کرده است و تصویر مقاومت برای ستمدیدگان جهان و انسان‌های تحت فشار تبدیل به رمز و الهام بخش شده است. عاشراً: حماس تاکنون هم سلاح و اعمال غیر منتظره خود را نشان نداده است و عهد بسته است که نتنیاهو را به زانو در آورد و چنین هم خواهد کرد و میدان نبرد را از ابعاد نظامی، سیاسی و رسانه ای با موفقیت شگفت انگیز و کشنده ای برای کیان صهیونیستی اداره می کند. اگرچه یک ماه است که إسرائيل شب و روز غزه را با بمب‌های بزرگ و موشکهای ویرانگر و پیشرفته امریکا میکوبد، بیش از ۱۰۰ هزار سرباز با تانک و زره پوش هنوز هم نتوانسته اند یک وجب پیشرفت داشته باشند، پس منتظرند در رویارویی با این مقاومت سخت با این خسارتهای انسانی و مادی کی وارد قلب غزه شوند؟ یازدهم: حماس بر این اساس معامله می کند که پیروزی در گرو لحظات صبر است و دستاوردهای بزرگی در میدان تحقق خواهند بخشید و جنگ عبارت است از نبرد اراده ها و صبر اسراییلی ها عملا رو به اتمام است و آنان گرفتار بحران داخلی عمیقی هستند. نتنیاهو با وزرایش در حال کشمکش و در صراع است، ملت خواستار استعفایش هستند، وزیر داراییش از خسارت های بی سابقه خبر می‌دهد و سپاه اسرائیل در حاشیه غزه خسته و وحشتزده در حال فرار، ملت اسرائیل یک ماه است که در پناهگاه ها زندگی می کنند، زندگی مردم مختل و ملل دنیا در خیابان ها علیه اسرائیل شعار می دهند و نه تنها از اسرائیل بلکه از یهود هم اظهار انزجار دارند و مسله فلسطین و حماس هر روز موقعیت بیشتری در دل اقشار جامعه کسب می کنند و رسوایی منافقان عرب هر روز بیشتر می‌شود و همه چیز در حال تغییر است. نهایتا: حماس چگونگی جنگ در شهر را خوب فرا گرفته است. جنگ فلوجه امریکا را با آن همه قدرت و تجهیزات ۸ ماه و جنگ موصل ۹ ماه مشغول کرد. جنگ شهرهای دیگر سال ها به طول انجامیده است، اما اسرائیل در غزه با شبح ها می جنگد و نمی داند جنگاوران حماس از کجا سر بر می آورند و چگونه با آنان رو به رو می‌شوند. تونیل های حماس در غزه افزون بر ۵۰۰ کیلومتر است و به گونه ای که انتظار نمی رود در کمین سپاه اسرائیل نشسته اند و چنانچه اسرائیل مصمم بر ادامه جنگ باشد حماس آماده است و اسرائیل زیانمند خواهد بود. بی تردید این جنگ دردناک و آزار دهنده و نابرابر و خسارت ها سخت و رنج آور است، اما زمانی که قلب مملو از ایمان باشد و یقین وجود را فرا گیرد آتش برای براهیمیان خنک و آسوده میگردد و این حس را در صورت و سخن اهل غزه می بینیم. قراءة قرآن در این روزهای مشخص و تأمل در آیات آن انتقال احساس این روحیه زیبا را برای ما تضمین می کند که جنگاوران و ‌پیکارجویان و امتحان شدگان اهل غزه در آن زندگی می کنند. نبرد هنوز هم ادامه دارد و پیروزی در گوشه و کنار نبرد می درخشد و مطمئن باشید خداوند سرنوشت مسلمانان را در اختیار کافران قرار نمی دهد.

💓نقشه‌ی حماس جهت اتمام پیروزی بر اسرائيل ✍احمد منصور، تحلیلگر الجزیرة مترجم: عمر قادری- سنندج در مقاله سابق پرده از نقشه إسرائيل در غزه برداشتم. اکنون هم پرده از نقشه حماس جهت اتمام پیروزی بر إسرائيل بر می دارم: أولاً: پیروزی حماس بر إسرائيل في ٧ أكتبر ٢٠٢٣ در صفحات تاریخ برای همیشه ثبت شد، تمام جهان به آن اعتراف ورزید و کسی نمی تواند این صفحه از تاریخ را پاک کند. حماس در اولین روز نبرد و عملیات طوفان پیروز شد، اما اکنون در حال تکمیل نبردی است که بر آن تحمیل شده است. ثانيا: حماس بدون توجه به فرمان خداوند ”وأعدوا ” وارد معرکه نشد، پس مردان جنگاوران، تسلیحات و اخذ اسباب پیروزی را به این اطمینان که خداوند پشتش را خالی نمیکند به کار برد. در سال ٢٠١٤ پنجاه روز با دشمن به رویارویی ادامه داد و خود را برای این جنگ به مدت بیشتر آماده کرده است. ثالثاً: إيمان حماس به مبنای عقیده در پیکار و رویارویی نظامی. باور نظامی حماس بر مبنای تعالیم الهی است. حماس میداند که پیروزی نزد خداست و فراموش نکرده است که دسته‌های اندک زیادی به اذن خدا بر دسته‌های بیشتر پیروز شده اند و خداوند قبلا در سال‌های ٢٠٠٩ ـ ٢٠١٤ آنان را بر اسرائیل پیروز کرده است و إسرائيل در این سال‌ها نتوانست بر غزه پیروز شود و این هم پیروزی است. اما باور جنگی سربازان اسرائیلی فاسد است و بر مبنای دزدی، ستم، سرقت، متکی بودن بر قدرت سلاح و مخفی شدن در کنار آلات زرهی و تجهیزات جنگی و نیروی غربی است و آنان میخواهند نمیرند در حالی که جنگاوران حماس دنبال شهاتند. رابعاً: حركت حماس دارای مراكز دراسات و دستگاه اطلاعات پیشرفته است که جنگ ۷ اکتبر گواهی آن است. حماس میداند که إسرائيل حدود ۵ سال است دچار از هم گسیختگی داخلی شده است و آنچه که در ٧ أكتبر روی داد عملا تبدیل به درگیری می شود و پشت اسرائیل را خم می‌کند و چه بسا در دوران جنگ هم این از هم گسیختگی و درگیری جرقه بزند. به ویژه تظاهرات هایی مبنی بر برکناری و محاکمه نتنياهو در جریان است. از هم گسیختگی حقیقی در مجتمع اسرائیل بلا فاصله بعد از جنگی که نتنياهو نمیخواد تمام شود رقم خواهد خورد چون پایان جنگ هم پایان نتنیاهو است. خامساً: حماس بر روی خاک خود میجنگد و از دین خود و شرف تمام امتش و مقدسات مسلمانان دفاع می‌کند در حالی که گروههای صهیونیستی بر روی خاک اشغال شده میجنگند و خواستگاه جنگ سرشت و سرنوشت سرباز را تعیین می کند. اشغالگر همیشه سرافکنده و شکست خورده است هرچند از تجهیزات جنگی کشنده و برتر مثل اسرائیل و پشتیبانانش برخوردار باشد. سادساً: أهل غزه در این جنگ به شکل بی سابقه ای خود را پیرامون نیروهای مقاوم پیچیده اند. همه رو به خدایند و رحمت و آرامش و رضامندی به قضای الهی آنان را در آغوش گرفته است و بردباری و یقین و خشنودی آنان غیر مسلمانان دنیا را دچار شگفت زدگی کرده است که بر روحیه مقاومت و عملیات و پایداری در میدان تاثیر گذاشته و مقاومت را در آغوش ملت با قدرت و همبستگی و پایداری قرار داده است در حالی که صهیونیستها بدترین روزهای را در تاریخ إسرائيل تجربه می‌کنند و در انتظار نفرین عقد هشتم هستند که به زودی دامنگیرشان می گردد. سابعا : أهل غزة دریافته اند که هدف دشمنان آواره کردن آنان است و تصمیم گرفته اند که زیر آوارها با عزت و کرامت شهید شوند نه اینکه با ذلت در اردوگاها و در چادرها منتظر کمک دیگران باشند و این هم پشتیبان محکمی برای مقاومت و پایداری در میدان و رویارویی است که اسراییل را دچار جنون کرده است که عاجز از تهجیر و بیرون راندن مردم غزه هستند. ثامناً: این جنگ به شکل بی سابقه ای عاطفه و احساسات مردم را در رابطه با قضیه‌ی فلسطين و أهل غزه برانگبخته است و اسرائیل را بجز از سوی صهیونیست های جهان حتی از عاطفه و احساسات یهودیان جهان و اسرائیل هم محروم کرده است و تظاهرات بدون واهمه مردم جهان به ویژه در امریکا و اوروپا گواهی بر این حقیقت است که این نیز پشتیبانی و تایید مقاومت است چون از خاک غصب شده دفاع می‌کند. تاسعا: سقوط رسانه های غربی در منجلاب تبلیغات صهیونی برای فلسطین و مقاومت تبدیل به پشتیبان خوبی شده است که باعث تولید محتوا در رسانه های اجتماعی در گوشه و کنار جهان شده است و تولید کنندگان محتوا در این زمینه نقش عالی ایفا می نمایند و احساسات جهان را متوجه فلسطین و رسوایی صهیونیست ها و فروپاشی منظومه رسانه غربی یک جانبه و هویتگرا شده است که اعتماد را برای کسی نگذاشته است و عاطفه و احساسات بین المللی را بدون هزینه متوجه اهل غزه و اهل مقاومت نموده است، در حالی که صهیونیستها ده ها بلکه صدها میلیارد دلار در راه رسانه های فاسد خود که در منحلاب دروغ ‌پراکنی دست و پا می زند خرج می کنند. ادامه دارد:

قرآن از هيچ قومي اين همه زشتي و بدي بيان نکرده به اندازه‌اي که از يهود بيان نموده‌است. سوال45: يهوديان تا چه حد پيامبر خدا حضرت موسي علیه السلام را آزردند؟ جواب45: ايشان تا آن‌جا حضرت موسي علیه السلام را آزردند که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم با وجود آن همه اذيتي که از مشرکين قريش ديدند، فرمودند: «خداوند بر برادرم موسي رحم کند که بيش از من مورد اذيت قومش قرار گرفت و صبر اختيار نمود». [روایت از مسند احمد] سوال46: قرآن مجيد سرسخت‌ترين دشمنان اسلام را چه کساني معرفي مي‌کند؟ جواب46: قرآن مجيد يهود را –در کنار مشرکين- سر سخت ترين دشمن امت اسلامي مي‌خواند، به آيت زير دقت کنيد: {لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا} [مائده/82] (بدون شک، يهود و مشرکان را سرسخت ترين انسان ها در دشمني با مسلمان‌ها خواهي يافت). سوال47: آيا قرآن مجيد دوستي با يهوديان را براي مسلمان‌ها اجازه مي‌دهد؟ جواب47: قرآن مجيد دوستي با ايشان را مساوي با پيوستن در صف ايشان مي‌داند، چنانچه خداوند متعال درسوره مائده مي فرمايد: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ} [مائده/51] (اى كسانى‌كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد، بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود، آرى خدا گروه ستمگران را هدايت نمي‌کند). سوال48: آيا براي مسلمانان رواست تا يهود و نصارا را براي خود محرم راز بگيرند؟ جواب48: قرآن مجيد تأکيد مي‌کندکه مسلمانان نبايد آن‌ها را براي خود محرم راز بگيرند: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتْ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ} (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد غير از خودتان [از يهود و نصارا و .. را] محرم راز نگيريد [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمى‏ورزند، آرزو دارند كه در رنج بيفتيد، دشمنى از لحن و سخنانشان آشكار است و آنچه سينه‏هاي‌شان[از کينه و نفرت] پنهان مى‏دارد بزرگتر است، در حقيقت ما نشانه‏ها[ى دشمنى آنان] را براى شما بيان كرديم اگر تعقل كنيد) [آل عمران/118]. سوال49: از نظر قرآن، يهود و نصارا چه وقت از مسلمان‌ها راضي مي‌شوند؟ جواب49: قرآن مجيد تصريح مي‌کند که يهود و نصارا هرگز از مسلمان‌ها خوشنود نمي‌گردند، مگر در صورتي‌که مسلمان‌ها از ملت ايشان پيروي کرده و از اسلام بگذرند، چنانچه خداوند متعال مي فرمايد: {وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنْ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنْ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنْ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ} [بقره/120] (و هرگز يهوديان و مسيحيان از تو راضى نمى‏شوند مگر آنكه از كيش آنان پيروى كنى. بگو در حقيقت تنها هدايت‏[واقعى] هدايت خدا است، و چنانچه پس از آن علمى كه تو را حاصل شد باز از هوس‌هاى آنان پيروى كنى از جانب خدا هيچ سرور و ياورى نخواهى داشت). ادامه دارد... #قدس _را_بشناسیم! #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سلسله نوشته‌های قدس‌شناسی قسمت ششم سوال41: آيا قرآن نيز عقيده‌ی يهوديان در روا بودن کشتار و تجاوز بر ملت‌هاي ديگر را نقل کرده‌است؟ جواب41: بلي، قرآن نيز از اين عقيده‌ی ضد انساني شان پرده برداشته‌است، خداوند متعال مي‌فرمايد: {..وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ} (..و از آنان كسى است كه اگر او را بر دينارى امين شمرى آن را به تو نمى‏پردازد مگر آنكه دايماً بر [سر] وى به پا ايستى، اين بدان سبب است كه آنان [به پندار خود] گفتند در قبال نا خوانان (غير اهل کتاب) ما هرچه کنيم بر ما گناهي نيست، و دانسته بر خدا دروغ مي بندند) [آل‌عمران/75]. سوال42: يهوديان که تا کنون- به ويژه در تهاجم وحشيانة اخير شان- بر فلسطينيان اين همه ظلم کردند، آيا وجدان شان آنان را عذاب نمي‌کند؟ جواب42: نه خير؛ زيرا کتاب ضد انساني «تلمود» شان اين همه جنايات آنان را توجيه مي‌کند، چنانچه در آن آمده‌است: «دزدي از يهودي حرام است و از غير يهودي جايز مي‌باشد، زيرا اموال ديگران مانند شن‌هاي درياست.. غير يهوديان دشمن خداوند و مثل خنزير (خوك) قتل شان مباح است. غير يهوديان در اصل حيواناتي بوده‌اند که براي خدمت كردن به يهود، به صورت انسان خلق شده‌اند».. «غير يهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.. حرام است غير يهودي را نجات بدهيد، اگر يكي از بيگانه‌گان را بكشيم مثل اين‌است كه در راه خدا قرباني تقديم کرده باشيم. اگر يك نفر يهودي كمكي به غير يهودي بكند، گناهي نابخشودني مرتكب شده‌است و اگر غير يهود در دريا در حال غرق شدن است نبايد نجاتش بدهي». در جايي آمده است که: «که سگ از غير يهودي بهتر است». پس با وجود اين همه ياوه سرائي‏ها، چگونه وجداني باقي بماند، و چرا تشنة خون مسلماناني که آنان را به حيث آقا و بادار به رسميت نمي‌شناسند، نباشند. سوال43: آيا در دنياي مدرن امروز اخلاق و رفتار يهوديان، نسبت به گذشته‌گانِ شان بهتر نشده‌است؟ جواب43: اغلب يهوديان جهان- به ويژه آنان که رژيم صهيونيستي را پذيرفته‌اند- تفاوتي که ميان امروز شان نسبت به ديروز مشاهده مي‌شود، اينست که جنايت شان در ادوار گذشته در سطح افراد و به گونهاي محدودي بوده اما حالا در سطح ملت‌ها و جهاني صورت مي‌گيرد. آن زمان ناتوان‏ترين ملت‌ها بودند؛ اما حالا قوي‌ترين امکانات جهاني را به چنگ دارند، آن زمان تنها بودند، اما حالا ستمگران دنيا هم از ايشان حمايت مي‌کنند، آن‌زمان مفلس بودند، اما حالا اقتصاد جهان را در قبضة خويش دارند، آن‌زمان در حکومت سهمي نداشتند، اما حالا به آن جا رسيده‌اند که نه تنها در خاور ميانه که بلکه در غرب نيز ايشان حرف اول را مي‌زنند. آن‌زمان حضرت موسي، حضرت محمد، حضرت عمر فاروق و.. حريف شان بودند، اما حالا حکام بزدل و خود باختة کشورهاي اسلامي را در برابر خويش دارند.. با اين همه پس چرا همواره خون فرزندان فلسطيني از چنگ‌شان نچکد، و بي‌باکانه و با خيال راحت اين‌همه جنايت نکنند؟ و اين‌است تفاوتي که ميان امروز و ديروزشان مشاهده مي‌کنيد. سوال44: قرآن يهوديان را چگونه مردمي معرفي مي‌کند؟ جواب44: قرآن هرگز به خاطر نژاد و نسب با يهود – و با هيچ نژاد ديگري – دشمني نمي‌ورزد، به همين سبب آن يهودياني که از خيانت و شرارت دست برداشته و خود را به طريق هدايت عيار نمايند، تقدير و ستايش مي‌کند، قرآن مي‌فرمايد: {لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ} ([همة اهل کتاب] يكسان نيستند،[بلکه] از ميان اهل كتاب گروهى درست كردارند كه آيات الهى را در دل شب مى‏خوانند و سر به سجده مى‏نهند، به خدا و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان مى‏دهند و از كار ناپسند باز مى‏دارند و در كارهاى نيك شتاب مى‏كنند و آنان از شايسته‌گانند). [آل عمران/113-114]. اما با تأسف اکثريت قاطع قوم يهود از همان بدو تاريخ شان تا کنون از بدترين و مضرترين اقوام بشر بوده‌اند، و اين چيزي است که تاريخ و کتاب‌هاي آسماني -که شمه‌اي از آن را شما در اين برگ‌ها مي‌خوانيد – و حالت کنوني شان گواه بر آنست. قرآن مجيد، يهود را قومي معرفي مي‌کند که خوبان شان بسيار اندک اند، و اکثر شان را مردمي مي‌داند که تمرد، سرکشي، عهد شکني، پيامبر آزاري، تحريف کتاب خدا، سود خواري، دين فروشي، مظلوم آزاري، دروغ‌گويي، دنيا پرستي و دورنگي خوي و عادت شان بوده‌است، و گويي هيچ صفت زشتي نبوده جز اين که ايشان بدان مصاب بوده‌اند.

جواب36: پيامبران الهي که مظهر رحمت خداوند برای بندگان او هستند، همواره خير خواه شان بودند، آن‌ها را نصيحت مي‌کردند، و راه را از چاه براي شان نشان مي‌دادند، و با تمام وجود در هدايت شان حرص مي‌ورزيدند، در برابر آزار و اذيت شان صبر مي‌کردند، اما سرانجام تمرد و سرکشي‌هاي بي‌حد و حصر شان صبر پيامبران را لبريز کرد تا جايي که در حق ايشان بد دعايي کرده و خواستار هلاکت شان شدند، چنانچه قرآن مجيد مي‌گويد: {لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ} (کافران بنی‌اسرائيل بر زبان داود و عيسی بن مريم لعنت و نفرين شدند. اين بدان خاطر بود که آنان پيوسته سرکشی مي‌کردند و از حد مي‌گذشتند. آنان از اعمال زشتی که انجام ميدادند دست نمي‌کشيدند و همديگر را از زشت‌کاری نهی نمی‌کردند و پند نمی‌دادند، و چه کار بدی مي‌کردند) [مائده/79-78]. در کتب مقدس شان آمده‌است که حضرت عيسي علیه السلام به خاطر آن همه گمراهي‌ها و تحريف‌گري‌هاي که در برابر کتب دين شان داشتند، خطاب به ايشان فرمود: «وای بر شما ای کاتبان رياکار! ای ماران! و اي اژدها زاده‌ها! و اي فرزندان قاتلان پيامبران! چگونه می‌توانيد از عذاب جهنم بگريزيد؟» سوال37: يهوديان در بارة خود چه نظري دارند؟ جواب37: آنان خود را ملت برگزيده و بلکه فرزندان خدا به شمار مي‌آورند، و همان‌گونه که در «تلمود» شان آمده‌است، عقيده دارند که: «يهود؛ جزء خداوند هستند! همچنان كه فرزند جزء پدرش مي‌باشد، و چون يهود با عزّت الهيّه مساوي هستند، بنا بر اين تمام دنيا و هر چه در اوست، ملك آنها مي‌باشد و حق دارند كه بر آن تسلّط كامل يابند..». و قرآن مجيد نيز اين خودستايي و خود برتربيني شان نسبت به ديگر ابناي بشر را ذکر کرده‌است: {وَقَالَتْ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ السموات وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ} [مائده/18] (و يهوديان و مسیحیان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستيم، بگو پس چرا شما را به [كيفر] گناهان‌تان عذاب مى‏كند؟ بلكه شما [هم] انسان‌هاي از آفريده‌هاي خدا هستيد، [و خدا] هر كه را بخواهد مى‏آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند، و فرمانروايى آسمان‌ها و زمين و آنچه ميان آن دو است، از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى اوست). سوال38: يهوديان در بارة ملت هاي ديگر چه نظري دارند؟ جواب38: يهوديان ملت‌هاي ديگر را – همان‏گونه که در کتب تحريف شدة شان آمده‌است – در اصل حيواناتي مي‌دانند که جهت خدمت‌گزاري يهود به ايشان چهرة انساني داده شده‌است، به همين سبب خود را مالک جان و مال و همه چيز ملت‌هاي روي زمين مي‌دانند، و مثلي که يک انسان خود را در تملک، سواري و کشتن حيوانات، ذي حق ميداند، ايشان نيز خود را در استعمار، کشتن ملت‌هاي ديگر و غارت اموال و سرزمين شان ذي حق مي‌دانند؛ چنانچه عملکرد شان با مردم بي‌گناه فلسطين نشان مي‌دهد که چقدر اين عقايد خطرناک در وجود شان ريشه دوانيده‌است. سوال39: آيا يهوديان زناء ولواط را حرام مي‌دانند؟ جواب39: هر چند يهوديان زناء و لواط را در ميان يکديگر خود حرام مي‌دانند، اما با کمال بي‌شرمي، يکديگر را در ارتکاب اين جنايات با غير يهودي تشويق مي‌کنند؛ زيرا در تلمود شان آمده‌است: «تعدي كردن به ناموس غير يهودي مانعي ندارد؛ زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشويي نيست. يهودي حق دارد زن‌هاي غير يهودي را به غصب بربايد و زنا و لواط با غير يهودي، عقاب و كيفري ندارد». سوال40: در کتب مقدس يهوديان در مورد کشتار و تجاوز بر ملت‌هاي ديگر چه آمده‌است؟ جواب40: در «سفر صموئيل اول» [از کتاب مقدس شان] آمده‌است: من آن کسی هستم که پروردگار مرا فرستاد تا تو را پادشاه بنی اسرائيل نمايم... پس اينک براه بيفت.. و به عمالقه حمله کن.. هيچ کس از آنها را زنده مگذار... همه را بکش. مردان و زنان و کودکان و شير خواران.. گاوان و گوسفندان و خران.. همه را بکش! و در جای ديگر از همين سفر آمده‌است: پادشاه يهوديان (شاول)، مهر دخترش را پوست صد تن از فلسطينيان قرار داد و به داؤود گفت که آن مهر را حاضر نمايد... داؤود به دنبال اين کار رفت.. او دوصد تن از فلسطنيان را کشت.. و پوست آنها را کند و نزد پادشاه آورد.. و به اين ترتيب مهر دختر پادشاه را پرداخت کرد». [و اين گونه بر پيامبر خدا- داؤود علیه السلام تهمتي به اين بزرگي نسبت مي‌دهند]. ادامه دارد... #قدس_را_بشناسیم! #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سلسله نوشته‌های قدس شناسی قسمت پنجم سوال31: آيا تورات امروزي همان توراتي است که براي حضرت موسي نازل شده بود؟ جواب31: نه خير، توراتي که براي حضرت موسي علیه السلام نازل شده بود، بني اسرائيل با گذشت زمان در آن تحريف و تغييراتي آوردند که به يک کتاب خرافه تبديل شده، و حتي زبان اصلي آن هم باقي نمانده است. سوال32: آيا قرآن مجيد به تحريف تورات به دست يهوديان گواهي مي‌دهد؟ جواب32: بلي، چنانچه خداوند متعال در چندين جا در قرآن مجيد گفته است که آن‌ها کتاب آسماني شان را تحريف کرده‌اند، از جمله در جايی در مورد يهود مي‌گويد: {فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ} [بقره:79] (...پس واى بر كسانى كه كتاب[تورات] را با دست‌هاى خود مى‏نويسند سپس مى‏گويند اين از جانب خداست تا بدان بهاى ناچيزى به دست آورند پس واى بر ايشان از آنچه دست‌هاي شان نوشته و واى بر ايشان از آنچه [از اين راه] به دست مى‏آورند) سوال33: آيا غير از بدي‌هاي که قرآن مجيد از قوم بني‌اسرائيل بيان نموده ديگرهم بدي‌هایي دارند؟ جواب33: بلي، اگر کفرياتي که يهوديان تا کنون وارد کتاب‌هاي شان ساخته اند، را مطالعه کنيد حتماً خواهيد گفت که خداوند متعال در قرآن مجيد از بدي‌هاي شان کم گفته و آبروي شان را حفظ نموده‌است. آنان بر اساس کتاب‌هاي تحريف شدة خود عقيده دارند که گويا «خداوند پاک –معاذالله- همانند انسان است، گيسو و لباس دارد، دو پا دارد، و مانند انسان راه مي‌رود،.. بدون نشانه نمي‌تواند خانة مؤمنان را از خانه‌ي كفار تشخيص دهد، و در مورد خيلي چيز ها جاهل است، پيمان خود را مي‌شكند، از كردة خويش پشيمان مي‌شود، گاهي غصه مي‌خورد و بر كاري كه كرده‌است اندوهگين مي‌شود، با بنده اش (يعقوب) كشتي گرفته و از او مغلوب مي‌شود، و تا به وي باج نمي‌دهد خود را از وي خلاص کرده نمي‌تواند..». [البته اين‌ها و کفريات بسياري ديگر، در کتب مقدس شان جا داده شده‌است، و در اينجا از نوشتن آدرس اين گفته‌ها به خاطر اختصار پرهيز شد. سوال34: تلمود چگونه کتابي است؟ جواب34: تلمود يکي از کتاب‌هاي مقدس يهوديان است، آنان در اين کتاب آن چنان عقايد انحرافي و افکار ضد بشري جاي داده‌اند که انسان را به حيرت مي‌اندازد، مثلاً آن‌ها از روي «تلمود» شان عقيده دارند «که روز دوازده ساعت است: در سه ساعت اول آن، خداوند شريعت را مطالعه مي‌كند، در سه ساعت دوم احكام را صادر مي‌كند، در سه ساعت سوم جهان را روزي مي‌دهد، در سه ساعت آخر با پادشاه ماهي‌هاي دريا، بازي مي‌كند. و خداوند به اشتباه امر كرد «هيكل» [کعبة يهوديان] را خراب كنند، بعداً به خطاي خويش اعتراف كرده و به گريه درآمد و گفت: «واي بر من كه امر كردم خانه‌ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند..» {سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا} [اسراء: 43] (او پاك و منزه است و از آنچه مى‏گويند و بسى والاتر است). سوال35: يهوديان در بارة پيامبران خدا چگونه باوري دارند؟ جواب35: قرآن مجيد تصريح مي‌کند که آن‌ها پيامبران خدا را سخت آزردند، وتعدادي از ايشان را به شهادت رساندند، چنانچه خداوند مي‌فرمايد: {أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنفُسُكُمْ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ} [بقره:87] (آيا [چنين نيست که] هر زمان پيغمبری بر خلاف ميل و آرزوی شما چيزی آورد، [در برابر آن] تکبر ورزيديد، پس به تکذيب عده ای از آنان پرداختيد و دروغگويشان خوانديد وجمعی را کشتيد»). ايشان حضرت زکرياي پيامبر را با اره از ميان دو نيم کردند، و به پيامبران الهي نسبت‌هاي ناروا دادند، مثلاً: حضرت سليمان علیه السلام را جادوگري خواندند که به زور جادو حکومتش را به پيش مي‌برده است. آن‌ها در کتاب‌هاي تحريف شده‌ی شان اتهامات وحشت‌انگيزي به پيامبران الهي نسبت مي‌دهند، در حالي‌که ساحت شان از آن پاک و مبرا است. مثلاً آنان بعضي از پيامبران خدا را -به تعدادي يا به يکي- از نسبت‌هاي سنگين زير متهم مي نمايند که گويا - معاذالله- زناکرده‌اند- حتي با دختران خود- .. مردم را فريب مي‌داده‌اند.. با خداوند کشتي گرفته و او را بر زمين زده‌اند.. بت را دوست داشتند... بتخانه ساخته‌اند.. به کشتن بي‌گناهان دستور داده‌اند.. نجاست خورده‌اند.. از زناء متولد شده‌اند.. شراب نوشيده‌اند.. دروغگو بوده‌اند و...[اين‌ها همه در کتب نامقدس شان درج است] سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ([خداوندا! از آنچه آن نا بخردان مي‌گويند] تو منزهى، اين بهتانى است بزرگ) (سوره نور/16). سوال36: پيامبران الهي چگونه نظري به ايشان دارند؟

Repost from الفباء
این روز سیاه بر ما می‌گذرد؛ تاریکی سیاه‌اندود این روز را با پرتوِ انوار آفتاب عالم‌تابی به نبرد خواهیم خاست و با به چنگ‌آوری نور، تیرگی را پشت سر خواهیم گذاشت و از این گذر، برای باری دگر و از این پیچ برای دگر بار، خواهیم گذشت. ما موسی‌زادگانی هستیم که زبونی فرعون‌های فراوانی را به یاد داریم؛ فرعونی که پشهٔ لنگی کارش کفایت ساخت، و آنی که آب حیات، حیاتش ربود، و دیگری که در بدر، به چاه کندهٔ خویش، افتاد، و فرعونی هم که تنی چند از سپاهیان ضعیف خداوند، او و هم‌راهان فیل‌سوارش را نابود کرد و خیال خام تخریب کعبه را با خود به گور حسرت برد. درد امروز خویش را، بهایی برای غفلت چندین ساله‌ای می‌چشیم که به عظمت خویش پشت نمودیم، به اقتدار خویش خندیدیم، از شُکوه خویش شِکوه نمودیم، و...؛ با آن‌هم، چشمه‌سارِ امید خویش از دست ندادیم/نمی‌دهیم؛ ایمان داریم؛ ایمانی محکم، ایمان به روزی که تنِ تنومندِ ناتوان ما، توانایی خواهد یافت و این روز سیاه بر ما خواهد گذشت؛ چنانی که آن هشتاد و هشت سالِ سیاه گذشت؛ سالیانِ درد فراق و مرگ انتظار؛ سالیانی که پیران مردند و جوانان پیر شدند، روزگاری که کودکان، طفولیت و جوانی و کهن‌سالی و پیری را پشت سر گذاشتند و شادمانی و شادکامی آن روز را ندیدند؛ روزی که دوباره عظمت و اقتدار خویش را جشن گرفتیم؛ روزی که دشمن، زبونانه کلید فتح به دستان ما داد و ما فاتحانه برای دومین بار بعد از امیرمان فاروق اعظم در و دروازۀ قبلهٔ نخستین خویش گشودیم؛ اینک نیز چنان خواهد شد و نیز چنان خواهیم کرد؛ فرعون‌های بیدادگرِ امروز نیز، زبان سرخ، سرِ سبزشان بر باد خواهد داد و فاتحِ میدانِ این نبرد نیز ما خواهیم بود؛ گر چه فاتحِ فتح امروز ما "عمر" و "صلاح‌الدین" نباشد و فراق این‌بار‌مان به هشتاد و هشت نرسد. ✍️عبدالرحمن عزام 🏷️ماهنامه‌ی معرفت؛ ۲۴۹ @Alefba99

سال ۱۹۶۷ اسرائیل با تمامی این کشورها جنگید و تنها در ۶ روز آن‌ها را شکست داد. و زمین‌های بسیاری از مصر، اردن، فلسطین و سوریه
سال ۱۹۶۷ اسرائیل با تمامی این کشورها جنگید و تنها در ۶ روز آن‌ها را شکست داد. و زمین‌های بسیاری از مصر، اردن، فلسطین و سوریه را اشغال نمود. اما حدود یک ماه است که با یک تشکیلات مسلمان کوچک و مسلح به سلاح سبک که قریب به ۱۷ سال تحت محاصره‌ست، می‌جنگد! اما همانند یک چهارپا در باتلاق این نبرد گرفتار گشته است! و نه راه پس دارد و نه راه پیش...

🔶زلزله بهانه‌ای بود تا بدانیم... به گمانم زلزله، بهانه ای بود تا همه ما: 🔸بدانیم که زندگی چقدر کوتاه است. 🔸بدانیم که به یک لحظه ممکن تمام فامیل ، دوستان، خانه و دارایی خود را از دست بدهیم. 🔸بدانیم که دنیا فانی و ما فانی تر از آنیم. 🔸بدانیم که شاید امروز سالم باشیم و همه چیزمونو داشته باشیم اما لحظه ای دیگر ممکن در دست ما هیچ چیز نباشد . 🔸به گمانم زنده بودن ما بعد از چندین زلزله هولناک ‌که جان خیلی ها از هم شهریان مارا گرفت ،واقعا یک فرصت مناسب است تا تغییر کنیم، و از جمله: دست بر دست هم داده و از نیازمندان حمایت کنیم.

نشده و براي هميشه در ابهام باقي ماندند- نجاتش بخشيد، و به آسمان‌ها عروجش داد. سوال25: در حالي‌که اين بد اعمالي‌ها کار اقوام گذشتة يهود بوده‌است پس چرا قرآن مجيد آن‌ها را به يهوديان زمان حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نسبت مي‌دهد و ايشان را بدان ملامت مي‌کند؟ جواب25: پاسخش اين است که همان خوي و عاداتي که منشأ اعمال بد پدران شان بود، در وجود ايشان هم وجود داشت، و نيز ايشان از کار بد پدران شان دفاع مي‌کردند؛ فلذا از ديدگاه قرآن مجيد مثل اين است که خود شان آن اعمال بد را انجام داده باشند، به همين سبب است که آن اعمال بد پدران، بديشان نسبت داده مي‌شود. سوال26: آيا يهوديان زمان ما آن خوي و اعمال بد را از پدران شان به ارث نبرده اند؟ جواب26: جوابش اينست که عملکرد شان نشان مي‌دهد ايشان به مراتب از پدران شان، شرورتر و خيانت پيشه‌تر اند؛ لذا وقتي از آدرس قرآن بدي‌هاي يهوديان زمان حضرت موسي علیه السلام را مي خوانيد، بدانيد که آن بدي‌ها را يهوديان امروز نيز– و بلکه بدتر از آن را – دارا مي‌باشند، پس اگر از روي اين آيات در حق يهوديان امروز قضاوت کنيد، خواهيد دانست که ايشان چگونه طايفه و مردمي اند. سوال27: اسلام –با آمدنش– چگونه رفتاري با يهود اختيار کرد؟ جواب27: هر چند اسلام آنان را به لقب زيباي: «اهل کتاب= دارنده‌گان کتاب آسماني» خواند، و فراوان از مشترکاتي که بين اسلام و ايشان است ياد نمود، و ذبيحة دست‌شان را حلال، و نکاح زنان شان را بر مسلمانان روا ساخت، و خواهان تعامل نيک از مسلمانان با ايشان شد، و ايشان را به ايمان و تقوا تشويق کرد، و پيامبر اسلام با ورود شان به مدينه دست ترحم بر سرايشان کشيدند، و پيمان صلح و همکاري با ايشان بستند، اما اين‌ها، هرگز آنان را وا نداشت که رفتار خود با اسلام و مسلمانان را انساني بسازند، و از خيانت و شرارت دست بردارند، و بر تعهدات خود پايدار بمانند، بلکه همواره عليه اسلام و مسلمانان توطئه چيدند و عهد شکني کردند. سوال28: يهوديان، عليه حضرت محمد صلی الله علیه وسلم چه کردند؟ جواب28: آنان چند بار به جان پيامبر صلی الله علیه وسلم سوء قصد کردند، با دشمنان اسلام بر نابودي مسلمانان همدست شدند، و به تعبير قرآن «بار بار آتش جنگ را بر افروختند»، لذا پيامبر اسلام هم با قاطعيت ايشان را در برابر خيانت‌هاي شان جزا دادند، آنان را از مدينه تبعيد کردند، جنگجويان عهدشکن «بني قريظه» را که با دشمنان اسلام در جنگ بامسلمانان همدست شده بودند و در پي نابودي کامل مسلمانان برآمده بودند، به جوخه‌هاي دار سپرده و تمام دارايي‌هاي شان را مصادره کردند، و اين‌گونه به امت شان ياد دادند که با يهوديان – اگر رفتار انساني از خود نشان دادند– دست ترحم دراز کنند، و اگر خيانت ورزيدند، هر گز در انتقام گرفتن از ايشان کوتاه نيايند. سوال29: آيا در دوران طلايي خلفاي راشدين هم يهوديان به مسلمانان خيانت نمودند؟ جواب29: بلي، آن‌ها در شهادت دو خليفة راشده (حضرات: عثمان ذي النورين و علي مرتضي) دست داشتند، چنانچه اين عبدالله ابن سباي يهودي بود که توطئه‌هاي مرموزش زمينة شهادت حضرت عثمان علیه السلام را فراهم کرد، و از آن ضربتي به بدنة وحدت امت اسلامي وارد ساخت که تا کنون هرگز جبران نشده است، و باب مصيبتي را بر روي امت اسلامي گشود که هيچگاه بسته نشد، و نخواهد شد، و نه تنها آن، بلکه تا کنون کمتر حادثهیی در تاريخ اسلام رخ دادهاست که دست يهود –مستقيماً يا به گونة غير مستقيم– در آن دخيل نبوده باشد. سوال30: تورات چگونه کتابي است؟ و بر چه کسي نازل شده‌است؟ جواب30: تورات، در اصل کتاب خداوند متعال بوده که جهت هدايت بني‌اسرائيل براي حضرت موسي نازل شده بود. ادامه دارد... #قدس_را_بشناسیم! #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سلسله نوشته‌های قدس شناسی قسمت چهارم سوال21: چگونه شکرانه‌اي از يهود در نجات شان از صحراء و ورود به فلسطين خواسته شد؟ جواب21: خداوند متعال در برابر اين احسان بزرگ– که به سرگرداني‌هاي چهل سالة شان در بيابان پايان مي‌داد– چيز سنگيني از ايشان نخواست که توان انجامش را نداشته باشند، و يا به زيان شان باشد، خداوند متعال در سورة «بقره- آيه 58» خواسته اش از ايشان را چنين بيان مي‌کند:{وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ} (و [به يادآريد] هنگامى را كه گفتيم بدين شهر درآييد و از [نعمت‌هاى] آن هر گونه خواستيد فراوان بخوريد و با خشوع و تواضع از دروازة آن درآييد و بگوييد [خداوندا] گناهان مان را بريز! تا خطاهاى شما را ببخشم و به نيکو کاران پاداشي افزون خواهيم داد). سوال22: آيا يهود به شکرانة اين نعمت، گفتة خداوند را به جا کردند؟ جواب22: نه خير؛ از آنجا که کفران نعمت‌هاي خدا و نافرماني از وي خوي و عادت شان شده بود، دستور خداوند متعال را به تمسخر گرفتند؛ چنانچه خداوند در ادامة آية قبل اين گونه از آن خبر مي‌دهد:{فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنْ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ} [سورةبقره/59] (اما ستمگران [آن سخن را] به سخن ديگرى غير از آنچه به ايشان گفته شده بود تبديل كردند و ما [نيز] بر آنان كه ستم كردند- به سزاى اينكه نافرمانى پيشه كرده بودند- عذابى از آسمان فرو فرستاديم) [در تفاسير آمده که خداوند مرتکبين اين اهانت را- که شمار شان به هزاران تن مي رسيد - به طاعون هلاک ساخت]. سوال23: سرنوشت بني‌اسرائيل بعد از پناهنده شدن در فلسطين چه شد؟ جواب23: مدتي بعد از درگذشت حضرت يوشع، حضرت داود و فرزندش سليمان روي کار آمدند، خداوند متعال تحت فرماندهي اين دو پيامبر، ايشان را از پراکنده‌گي و ذلت رهايي بخشيد، و بر دشمنان پيروز شان ساخت و سرزمين مقدس را در اختيار آنان گذاشت، و پيامبران زيادي براي هدايت شان فرستاد. اما از آنجا که تمرد و سرکشي در برابر خدا و پيامبرانش، خوي و عادت شان شده بود، ديري نگذشت که به سرکشي بر خاستند، حتي تعدادي از پيامبران خويش را مظلومانه به شهادت رساندند [چيزي که کتاب‌هاي خود شان هم بدان گواهي مي‌دهد و قرآن مجيد هم بارها به آن اشاره کرده‌است]، و اين گونه نعمت هاي الهي را کفران کردند. خداوند متعال هم ايشان را به سزاي اعمال شان رسانيد، طوري که بعد از در گذشت حضرت سليمان، دو پسرش که ملک پدر را در ميان خود تقسيم کرده بودند، به جان هم افتادند، و در همين گير و دار بودند که بابليان بر ايشان يورش آوردند، معبد شان را ويران کرده و تورات را از بين بردند، عدهای از ايشان را کشتند، و بقيه را با خود به حيث برده به اسارت بردند، و برموجوديت يهود در سر زمين مقدس پايان دادند. سوال24: يهوديان با پيامبر اولوا العزم خدا – حضرت عيسي علیه السلام– چگونه رفتار کردند؟ جواب24: حضرت عيسي علیه السلام که معجزه و رحمت خدا براي يهوديان بود، نه تنها که از جانب ايشان استقبال نشد، که بلکه با زشت‌ترين رفتار ممکن با ايشان برخورد کردند؛ طوري‏که مادرش (مريم طاهره) را– هنگامي که وي را به دنيا آورد– متهم به زناء کرده و حضرت عيسي را-نعوذُ باالله- ولد الزنا خواندند، قرآن مجيد ازين ماجرا در آية 27و28 سورة مريم خبر مي دهد: {فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَامَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا يَاأُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا} (پس [مريم] در حالى‌كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد،[قومش به او] گفتند اى مريم به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‏اى، اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] فاحشه نبود). در سورة نساء [نساء/155-157] می‌فرماید: (پس به [سزاى] پيمان‏شكنى‏شان، و انكارشان نسبت به آيات خدا، و كشتن به ناحق پيامبران، و گفتارشان كه دل‌هاى ما در غلاف است [لعنت شان كرديم] بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دل‌هاي آنان مهر زده و در نتيجه جز شمارى اندك [از ايشان] ايمان نمى‏آورند، و [نيز] به سزاى كفرشان، و آن تهمت بزرگى كه بر مريم [مادر عيسي] زدند، و گفته ايشان كه ما مسيح عيسى بن مريم پيامبر خدا را كشتيم.. [به لعنت خويش گرفتار شان ساختيم]). و هنگامي که حضرت عيسي به دعوتش شروع کرد، نيز اينان بودند که او را مرتد از دين خوانده و سد راهش شدند، تا آن‌جا که براي وي توطئه چيده و حاکم وقت را وادار کردند که دستور به صليب کشيدن آن پيامبر پاک را صادر کند، همان بود که ديگر خداوند متعال وجود آن نور آسماني را در ميان شان حيف دانسته و به شکل مرموزي- که خود آن قوم متوجه

پس ميان ما و ميان اين قوم فاسق جدايى بينداز! [خداوند به موسى] فرمود [ورود به] آن [سرزمين] چهل سال بر ايشان حرام شد [درين مدت] در بيابان سرگردان خواهند بود پس تو بر اين گروه فاسق اندوه مخور). سوال17: آب و نان بني‌اسرائيل در آن صحرا از چه راهي تأمين مي‌شد؟ جواب17: خداوند متعال که بر بنده‌گان خويش مهربان است، آنان را دران صحراي سوزان تنها نگذاشت؛ بلکه ابرها را فرمان داد تا بر سر ايشان سايه اندازند، و از غيب براي ایشان غذا مي‌فرستاد، و دوازده چشمة آب به دوازه قبيلة شان –که بر يکي اتفاق کرده نمي‌توانستند– از سنگي روان ساخت. چنانچه در آية 57 سورة بقره خداوند متعال مي‌فرمايد: {وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمْ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ} (و ابر را بر شما سايه‏ انداختيم، و «مَـنّ» (شيره ايست شبيه عسل) و «سلوا» (پرندة خوش گوشتي است به نام: بلدرچين) بر شما فرو فرستاديم [و گفتيم] از خوراكي‌هاى پاكيزه‏اىكه براي شما روزى داده‏ايم بخوريد، و[لى آنان اين نعمت ها را کفران نمودند، و روشن است که با کفران خويش] بر ما ستم نكردند بلكه بر خويشتن ستم روا مى‏داشتند). سوال18: ديگر از بني‌اسرائيل چه سر زد و تورات چه زماني براي شان نازل شد؟ جواب18: در پي نجات شان از فرعون و جابجا شدن در اين صحرا خداوند متعال اراده نمود تا براي هدايت شان تورات را نازل نمايد، حضرت موسي علیه السلام براي دريافت تورات از خداوند متعال به کوه طور رفت، اما وقتي برگشت و الواح تورات را با خود آورد، ديد که قومش به يک گمراهي بيسابقهیی رو آورده‌اند، آنان گوسالة دست ساختة سامري را به پرستش گرفته و در توجيه کار شان– همان‏گونه که در قرآن کريم آمده‌است - با کمال پر رويي گفته بوند: {..فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ} [سورة طه/88]. (..خداي شما و خداي موسي همين است،[موسي اين معبودش را[ فراموش کرده[و به کوه طور رفته است]). خداوند متعال آناني‌که گوساله را پرستش نموده بودند، محکوم به مرگ نمود، تا به دست پاکان کشته شوند، و اين گونه به جزاي اعمال شان رسيدند. سوال19: بني اسرائيل چگونه از اين اشتباه کسان شان عذر خواهي کردند؟ جواب19: حضرت موسي علیه السلام هفتاد تن از فهميده‌هاي قوم را به کوه طور برد، تا از آنچه جاهلان قوم انجام داده بودند عذر خواهي کنند، اما آنان از نوع قوز بالاي قوز عمل کرده و به موسي علیه السلام هشدار دادند که تا خدا را به ما نشان ندهي ما به تو ايمان نمي‌آوريم، به آيات زير توجه کنيد: {وَإِذْ قُلْتُمْ يَامُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمْ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنظُرُون ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون}[بقره/55و56] (و[به خاطر آريد زماني را که] چون گفتيد اى موسى تا خدا را آشكارا نبينيم هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد پس صاعقه شما را در حالى كه مى‏نگريستيد فرو گرفت سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا باشد كه شكرگزارى كنيد). سوال20: بعد از گذشت چهل سال سرگرداني، سرنوشت بنياسرائيل چه شد؟ جواب20: در طي اين مدت حضرت موسي علیه السلام وفات نمود، و بعد از گذشت آن مدت حضرت يوشع علیه السلام با بني اسرائيل وارد فلسطين شد و بني‌اسرائيل را در آن اسکان داد. ادامه دارد... #قدس_را_بشناسیم! #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سلسله نوشته‌های قدس شناسی قسمت سوم سوال11: يهوديان بعد از رحلت حضرت يعقوب علیه السلام کجا بودند و چگونه حالتي داشتند؟ جواب11: حضرت يعقوب علیه السلام در آغاز در کنعان (فلسطين امروز) زنده‌گي مي‌کرد، زيرا جد امجدش حضرت ابراهيم علیه السلام بعد از آنکه از آتش نمرود رهايي يافت به سرزمين فلسطين مهاجر شد، تا آن‌که فرزندان يعقوب علیه السلام با برادر شان يوسف علیه السلام حسادت ورزيده و او را در چاه انداختند و تاجر مصري وي را به حيث برده اي به مصر برده و براي عزيز مصر به فروش رساند. بالآخره سال‌ها بعد که حضرت يوسف علیه السلام به فرمانروايي مصر رسيد، پدر و براداران را به مصر انتقال داد. سوال12: بني‌اسرائيل بعد از انتقال شان به مصر چه حال و وضعي داشتند؟ جواب12: از برکت يوسف علیه السلام، مردم مصر ايشان را به ديدة احترام مي‌نگريستند، اما هنوز از در گذشت حضرت يوسف علیه السلام و پدرش ديري نگذشته بود که بر اثر ناروايي‌هايی که از ايشان سر مي‌زد، از جانب مردم مصر –به ويژه هنگامي‌که پادشاه ظالمي چون فرعون روي کار آمد– مورد اهانت قرار گرفتند، تا جایي‌که - به شهادت قرآن – مصري‌ها پسران شان را به قتل مي‏رساندند، و دختران شان را به خدمت خويش مي‌گماشتند، تا آن که خداوند متعال براي نجات شان حضرت موسي علیه السلام را به پيامبري برگزيد، چنانچه در آية 141 سورة اعراف مي فرمايد: {وَإِذْ أَنجَيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ} (و [ياد كن] هنگامى را كه شما را از فرعونيان نجات داديم [آن‏هايي که] شما را سخت ‏شكنجه مى‏كردند؛ پسران تان را مى‏كشتند و زنان تان را زنده باقى مى‏گذاشتند و در اين براى شما آزمايش بزرگى از جانب پروردگارتان بود). سوال13: حضرت موسي علیه السلام براي نجات بني اسرائيل از چنگ فرعون، چه کرد؟ جواب13: حضرت موسي علیه السلام چاره را در آن ديد که بني اسرائيل را از اين سر زمين بيرون کند، و هنگامي که با ايشان مخفيانه از مصر خارج مي‌شد، مورد پيگرد فرعون و سپاهيانش قرار گرفت، همان بود که به اثر معجزة حضرت موسي علیه السلام، بني اسرائيل از دريا گذشتند؛ اما فرعون و سپاهيانش در آن غرق شدند، قرآن مجيد درين باره خطاب به بني اسرائيل مي فرمايد: {وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمْ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنظُرُونَ} [سوره بقره/50] (و[اين نعمت خدا را به ياد آريد] هنگامی‏كه دريا را براى شما شگافتيم و شما را نجات بخشيديم و فرعونيان را در حالى كه شما نظاره مى‏كرديد غرق نموديم). سوال14: بني اسرائيل به شکرانة نجات خود و هلاکت فرعون چه کردند؟ جواب14: بني اسرائيل –بعد از گذشتن از دريا- به جاي شکران اين نعمت بزرگ‌الهي، از حضرت موسي علیه السلام خواستند که براي شان بتي براي پرستش بسازد، چنانچه ازين موضوع در آية 138 سورة اعراف ذکر شده‌است: {وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَامُوسَى اجْعَل لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ} (و بني‌اسرائيل را از دريا گذرانديم تا به قومى رسيدند كه به [پرستش] بت‌هاى خويش مي‌پرداختند، گفتند اى موسى همان گونه كه براى آنان خدايانى است براى ما [نيز] معبودي قرار ده! [موسي] گفت شما سخت مردمي جهالت پيشه‌اي هستيد). سوال15: سرانجام بني اسرائيل در کجا سکنا گزيدند؟ جواب15: به دنبال آن خداوند متعال جهاد را براي شان فرض ساخت تا شهر بيت‌المقدس را از دست کفار آزاد ساخته و در آن زنده‌گي کنند؛ اما آن‌ها که مردمي ترسو و دلباختة زنده‌گي بودند، به جاي خويش نشسته و از حضرت موسي علیه السلام خواستة توهين آميزي نمودند، چنانچه خداوند در آية 24 سورة مائده از آن ياد مي‌کند: {قَالُوا يَامُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ} (گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر] اند ما هرگز پاى در آن ننهيم تو و پروردگارت برويد و جنگ كنيد كه ما همين جا ‏نشسته‌ايم). سوال16: بعد از اين اهانت، بر سرِ بني اسرائيل چه آمد؟ جواب16: حضرت موسي علیه السلام سخت از آن‏ها رنجيد، و به خداوند متعال از آن‌ها شکايت کرد، و به جرم اين گستاخي شان چهل سال تمام ايشان را در صحراي سينا سرگردان نگهداشت؛ چنانچه در سورة مائده آمده است: {قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ، قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ} [آيات:25و26] ([موسى] گفت پروردگارا من جز اختيار شخص خود و برادرم را ندارم

Repost from الفباء
📚قدس آرمان هر مسلمان ✍️مولف: دکتور یوسف قرضاوی 👤مترجم: دکتور محمد ابراهیم ساعدی رودی «در اعتقاد اسلامی قدس از جایگاه دینی والا و رفیعی برخوردار است. مسلمانان، با تمام گروه‌ها و مذاهب و گرایش‌ها بر این موضوع اتفاق نظر دارند، پس تمام امت از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، در این مورد متفق‌اند و عجیب نیست که تمام مسلمانان به لزوم دفاع از قدس و تحریک احساسات و عواطف به خاطر آن و حمایت از حریم و مقدسات‌اش و فدا کردن جان و مال در راه حمایت و طرد متجاوزان از آن، پایبند باشند... زیرا قدس دارای قدسیت اسلامی می‌باشد و در بینش اسلامی عبارت است از قبلۀ نخستین، سرزمین اسراء و معراج، سومین شهر بزرگ و مهد رسالت‌ها و مکان برکت‌ها و خاک رباط و جهاد.» «فلسطین زادگاه پیامبران، منزل‌گاه دانشمندان، جولان‌گاه مجاهدان و آرام‌گاه شهیدان» است. این خطه در درازای زمان و امتداد تاریخ، تاریخ پر فراز و فرودی دارد که در خود، اماکن مقدس متعددی نهفته دارد که مسجدالاقصی قبلۀ نخستین مسلمانان، یکی از این امکنۀ مقدس است. «قدس؛ آرمان هر مسلمان» کتابی است که ضمن سلسله کتاب‌هایی در باب بیداری اسلامی به رشتۀ تحریر در آمده است که مسئلۀ بسیار مهمی را در ارتباط با اعراب و مسلمانان، در هر نقطه از زمین خدا که باشند، مورد بررسی قرار می‌دهد و آن مسئلۀ قدس است.» «قدس فقط از فلسطینیان نیست و تنها به اعراب تعلق ندارد، قدس متعلق به تمام مسلمانان است، در هر کجا که باشند و هر موقعیت یا نقش یا جنسی که داشته باشند، هر کس به اندازۀ توان و استطاعتش باید از قدس دفاع کند.» نویسنده در فرازی از مقدمه‌اش بر کتاب نوشته است: «در این صفحات قصد داریم بی‌خبران را آگاه، خفته‌گان را بیدار، بزدلان را تشویق، فراموش‌کاران را متذکر، دودلان را قانع و خائنان را رسوا سازیم و دست مجاهدانی که سازش‌کار نبوده و از سستی و زبونی رستند و تصمیم گرفتند که شرافت‌مندانه زنده‌گی کنند و یا شهید شوند، بفشاریم.» اینک که اقدام به معرفی این کتاب نموده‌ایم، اوضاع در غزه بسی نامساعد است و طی چند روز، حملات اسرائیل و یهودیان آدم‌کش، بیش از هفت هزار شهید از مردم این سرزمین گرفته است و می‌رود تا با خون این همه شهید، نهال مقاومت تنومندتر شود و با استقامت در مسیر بادهای وزندۀ تجاوز، روزی فرزندان اصیل این مرز و بوم را پناه امنی شود و دشمن ددمنش‌اش را به نیستی و نابودی برساند و دوباره قدس و اقصی، مأمنِ امن مردم متدین‌اش شود. نویسنده در برگ‌های این کتاب، به موضوعات مختلفی اعم از «قدس در اعتقاد مسلمانان»، «حقیقت جنگ میان ما و اسرائیل»، «بطلان ادعاهای یهود در مورد قدس و فلسطین» و... می‌پردازد و به درستی جایگاه این خطۀ مقدس را در آیین اسلام به بحث می‌گیرد و به نمونه‌هایی از دشمنی یهود با امت مسلمان می‌پردازد و ادعاهای باطل یهود مبنی بر مالکیت این سرزمین را با اتکا به دلایل تاریخی رد نموده و سرانجام به خطر صهیونیزم برای تمام جهان می‌پردازد و با رهنمودهایی برای امت مسلمان، کتاب خویش را به پایان می‌برد. ✍️عبدالرحمن عزام 🏷️ماهنامه‌ی معرفت؛ ۲۴۹ #کتاب_بخوانیم #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99

Repost from الفباء
photo content

پس اين هر شش دليل به دون ذره‌اي ترديد ثابت مي‌کنند که فلسطين بعد از مکه مکرمه و مدينة منوره، مهمترين و با ارزش‌ترين سرزمين مسلمان‌ها است، و به همان اندازه بايد براي شان مهم و دوست داشتني باشد. سوال6: تعيين نقطه معين به عنوان قبله براي بندگان خدا چه فوایدي دارد؟ جواب6: تا بندگان خدا در هنگام عبادت به طرف آن رو کنند، و از پراکنده‌گي نجات يابند، و وحدت و همدلي در ميان شان به وجود آيد. و تا مرکزي باشد براي امت اسلامي که هم آن‌ها را به عبادت خداوند متعال فراخواند، و هم نقطة تجمعي باشد تا ايشان را- که در گوشه و کنار زمين پراکنده اند– هر از چندگاهي به دور هم جمع کند، و ايشان را با هم آشنا و نزديک سازد. سوال7: کعبه‌ی مشرفه و مسجدالاقصی را چه کسي ساخته است، و کدام يک زود تر ساخته شده‌است؟ جواب7: حضرت ابراهيم خليل علیه السلام بر اساس دستور خداوند متعال با فرزندش اسماعيل ذبيح کعبه را ساخت، و چهل سال بعد از آن با فرزند ديگرش اسحق مسجد الاقصی را در بيت المقدس بناء نمود، بدين ترتيب باني هر دو کعبه امام پيامبران و جد امجد حضرت محمد صلی الله علیه وسلم (ابرهيم بت شکن) است. سوال8: مسجد الاقصی از زمان ساخته شدنش تا بعثت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم چه حالتي داشته‌است؟ جواب8: از زماني‌که آن را حضرت ابراهيم علیه السلام بناء نمودند، همواره مرکز توحيد، توجه به خداوند متعال و يک پارچگي بندگان خدا بود، پيامبران زيادي پيرامون آن ظهور مي‌کردند، و از تريبون آن، نور حق را به بندگان خدا مي‌رساندند، و همواره چون خورشيدي در روي زمين براي بندگان خدا تابيدن داشت، تا آن‌که يهوديان با ارتکاب گناهان و جنايات زيادي حرمت آن را شکستند، و با پيامبران الهي ساکن در آن ديار جفاها کردند، و اين حال همچنان تا بعثت حضرت عيسي علیه السلام، بلکه تا بعثت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم ادامه داشت. سوال9: يهود، متعلق به کدام قوم اند؟ جواب9: يهودي‌ها همان بني اسرائيل هستند که سلسلة نسب شان به حضرت يعقوب علیه السلام مي‌‏رسد. سوال10: چرا به آن ها «بني اسرائيل» مي‌گويند؟ جواب10: زيرا «اسرائيل» لقب حضرت يعقوب، و کلمة عبري و به معناي «بندة خدا» است، پس بني اسرائيل يعني ذرية حضرت يعقوب علیه السلام. ادامه دارد... #قدس_را_بشناسیم! #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سلسله نوشته‌های قدس شناسی قسمت دوم سوال1: کشور فلسطين متعلق به کدام امت است و در کجا و با چقدر مساحت موقعيت دارد؟ جواب1: فلسطين با مساحت20700 كيلومتر مربع- نام کشوري است متعلق به مسلمان‌ها که سه قارة بزرگ جهان (آسيا، افريقا و اروپا) را با هم وصل مي‌گرداند، در ميان کشورهاي اسلامي: مصر، عربستان سعودي، اردن، سوريه و لبنان موقعيت دارد، و تقريباً نيمي از سمت غربي آن به درياي مديترانه متصل است. سوال2: دين، مذهب و نژاد مردم آن چيست؟ جواب2: نژاد مردم آن عرب، و اکثريت قاطع شان مسلمان، و از اهل سنت و جماعت مي‌باشند. سوال3: از چندسال بدين‌سو در اشغال صهيونيست‌ها در آمده‌است، و مردم آن چه شده‌اند؟ جواب3: تقريباً صد سال مي‌شود که صهيونيست‌ها به تدريج آن‌را در اشغال خويش در آورده‌اند، و نيمي از مردمش به کشورهاي ديگر آواره شده‌اند. و بقيه با وجود ستم وحشيانه‌ی رژيم اشغالگر اسرائيل هرگز خاک شان را رها نکرده و در راه آزاد سازي آن جهاد و مبارزه مي‌کنند. سوال4: قدس يا بيت‌المقدس، نام چگونه شهري است؟ جواب4: قدس يا بيت‌المقدس نام شهر کليدي فلسطين است که مسجد مبارک «اقصي» -قبلة اول مسلمان‌ها- را در خود جاي داده‌است. سوال5: قدس و فلسطين براي مسلمان‌ها چقدر اهميت دارد؟ جواب5: قدس، در ايمان و عقيدة مسلمان‌ها پيوند ناگسستني دارد، و از شهرهاي مقدس مسلمانان -بعد از مکه مکرمه و مدينة منوره- اولين و آخرين شهر مقدس در جهان اسلام است، به شش دليل زير: دليل اول: فلسطين، سر زمين مبارک و پيامبرخيزي است که هزاران تن از پيامبران خدا -همچون حضرات: ابراهيم، داود، سليمان، يحيي، زکريا علیهم السلام و..- دران بود و باش داشته و نور هدايت را از آن به جهان تاباندند، و اکنون نيز بسياري از پيامبران الهي را در آغوش پرمهر خويش خفته مي‌دارد. دليل دوم: فلسطين، سر زمين خير و برکت است، و توصيف آن در بسياري آيات و سوره هاي قرآن کريم و احاديث نبوي آمده است، به همين جهت اصحاب پيامبر رضی الله عنهم و بزرگان دين بدان محبت خاصي داشته و بار بار به زيارت و ديدار قدس و مسجدالاقصاي آن مي‌شتافتند. دليل سوم: فلسطين سرزمين اسراء و معراج حضرت محمد صلی الله علیه وسلم است: خداوند متعال درست همان شبي که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم را بر فراز آسمان‌ها عروج مي‌داد، نخست چشمان آن محبوبش را به زيارت آن روشن ساخت، طوري‌که به همراهي حضرت جبرئيل امين، وارد آن شدند، و براي ديگر پيامبران خدا- که خداوند ارواح شان را به استقبال آنحضرت حاضر ساخته بود- پيش‌‌نمازي داده و در آن نماز گزاردند، و از همانجا راهي آسمان‌ها شده و واپس به همان جا فرود آمده و به مکه مکرمه بر گشتند، خداوند متعال در آغازين آيت سوره ای که آن را به نام همين موضوع (اسراء) مسمي نموده فرموده‌است: {سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنْ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ} [الإسراء:1] (منزه است آن [خدايى] كه شبانه بنده‏اش[حضرت محمد] را از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصی - كه پيرامون آن را بركت داده‏ايم - سير داد، تا از نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم، همانا خداوند شنوا و بيناست). دليل چهارم: فلسطين مسجد الاقصی را در شهر مبارکش (بيت المقدس) جاي داده است، مسجدي که هزاران سال قبل به دست پيشواي مسلمانان و جدّ امجد حضرت محمد صلی الله علیه وسلم يعني حضرت ابراهيم علیه السلام بناء شد، و همواره تا سال دوم هجرت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم، قبلة اول مسلمان‏ها بود و پيامبر اسلام دو سوم دوران رسالت شان را به معيت اصحاب خويش به طرف آن نماز مي‌خواندند، تا آن که با نزول آيت 144 سورة بقره، قبله از آن، به سمت کعبه تغيير يافت؛ اما افتخار اولين قبله بودن را براي هميشه براي خود حفظ نمود. دليل پنجم: حضرت محمد صلی الله علیه وسلم امت شان را تشويق کردند تا به خاطر مسجدالاقصی و نماز گزاردن در آن بار سفر بر بسته و از گوشه و کنار دنيا به زيارت آن روي آورند و در آن نماز بخوانند؛ چنانچه آن را يکي از سه مسجدي معرفي کردند که بار سفر بستن به زيارت مکان مقدسي جز به خاطر بازديد از آن‏ها را روا نخواندند، و يک نماز در آن را بهتر از پنجصد نمازي دانستند که در ديگر جاي روي زمين- غير از حرمين شريفين- خوانده شود. دليل ششم: فلسطين؛ تنها نقطة خشکي روي زمين است که سه قارة بزرگ جهان را به هم پيوند مي‌دهد. و به دليل اين که در قلب جهان اسلام واقع شده‌است، به شدت اوضاع و حالاتش جهان اسلام را تحت تأثير قرار مي‌دهد؛ چنانچه امروز از نابساماني‌اش جهان اسلام دچار نابساماني است، و وجود غاصبانة اسرائيل در آن، به ماري مي‌ماند که در آستين امت اسلامي جاي گرفته باشد.

🔸آخرین نکته این که باید دانست: هدف اصلیِ مشروعیت دعا در اسلام، حل مشکلاتِ دنیوی انسان از طریق دعا نه؛ بلکه هدف اساسی همانا برقرارسازی رابطة خالص و بی آلایشِ بندگی با الله متعال است؛ زیرا دعا همه اش: ابراز خشوع، تضرع و عاجزی برای معبود و جوششِ یقین به عظمت الله، غنا، کرم و مهربانی او، و و تمثیل: ضعف، شکستگی، فقر و کوتاهی خود است. و این -به یقین- مغز و روح عبادت است؛ از همین جهت نبی(ص) فرمودند: «دعا، عین عبادت است». (ابوداود، حدیث:1479) و فرمودند: «هر کس درِ دعا بر وی گشوده شد، در حقیقت درهای رحمت بر وی گشوده شده است». (ترمذی، حدیث:3548).

🔶پاسخ به سوالی در بارة تأثیر سحر و جادو تا دعا🍀 ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات 📩خواهری، چنین سوالی را مطرح کردند: ♦️چرا آن که تعویذ و جادو می کند کارش درست و انجام می شود؟ من کسی را می شناسم که نزد آقا می رود و با همان تعویذ و جادو به مرادش می رسد؟ پس چرا می گویند این کارها آخری ندارد ودورغ است؟ وی افزود: همین چند روز پیش کسی کاری کرد که اصلا گمان ما فامیل نمی شد؛ درحالی که می دانیم با جادو و تعویذ آن کار را کرده است. منظورم این است: چرا الله دعا را قبول نمی کند؛ اما یک نفر با جادو به کار خود موفق می شود؟ ☑️در پاسخ به این خواهر نکات زیر را نوشتم [امید که برای همه مفید واقع شود]: 🔸اول، مناسب است، توضیحاتی در باره انواع سحر داشته باشم. باید گفت که نوعی از جادو چشم بندی است؛ یعنی به کاربستنِ زیرکی هایی جهت حق جلوه دادنِ آنچه حقیقت ندارد؛ که امروزه به چنین کاری، تردستی، چشم بندی و شعبده بازی می-گویند:‌ مثلا: حین اجرای نمایشِ آن، از میان قوطی یی که آن را قبلاً خالی نشان داده پرنده ای را بیرون می آورد... این گونه کارها را هم در عرف اهل علم، جادو می گویند؛ چون با پنهان کاری ها و فریب بازی ها همراه است. نوع دیگر از سحر توسل به جنیات و شیاطین، و به کارگیری افسونهای و اعمال ناروایی است که سبب اثرگذاشتن روی کس یا چیزی می¬شود که مورد نظر ساحر است؛ و آثاری، مانند: بیماری، تغییر خوی، تغییر تصمیم و اراده، و حتی گاه مرگ شود، و اگر روی اشیاء باشد، سبب: مشکل، آفت و حتی نابودی قرار بگیرد. از این توضیح معلوم شد که سحر، عین ظلم، فساد و ضرر است و هم می تواند به صورت مؤقت، اموری را بر خلاف آنچه روال عادی دارند تغییر دهد و از همین جهت بعد از رفع سحر، [فی المثل]، تصامیم و اجراءاتی که تحت تأثیر سحر انجام یافته، به زودی نادرستی آن آشکار شده و پشیمانی و مشکلاتی را برای اهل خود به بار می آورد. ازاین رو، سحر همواره سبب به وجودآمدن مشکلات و مفاسد خانوادگی و اجتماعی می گردد. الله متعال آنجا که یهود سخن دارد، در باره این گونه پیامدِ سحر، بر آنها که بدان مبتلا بودند، گفته است: «يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ» (به وسیلة سحر، میان مرد و همسرش جدایی می افکندند) در ادامه فرموده است: «وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ» (و[سحر]ی را که جز ضرر، هیچ فایده ای بدیشان نداشت، می آموختند) و فرموده است: «وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» [بقره: 102] (و خوب می دانستند: هرکس خريدار آن باشد، هیچ بهره ای در آخرت نخواهد داشت و [چنین کسانی] چيز بدي را به جان خريده اند؛ اگر می دانستند). پس سحر، ناشی از فسادِ عقیده و خبث نیت ساحر است و جز فساد و خرابی به بار نمی آورد. و از همین جهت در اسلام سحر از اکبر کبائر معرفی شده است (نگاه: صحيح البخاری، حدیث شماره2766) و گونه هایی از آن، حتی سبب کفر ساحر می گردد: [نگاه: بقره:102]. لذا، اسلام ساحر را تحمل نمی کند؛ و او باید یا توبه کند و یا باید از جامعه حذف شود. حال با این توضیح، باید دانسته باشید: فردی که شما از او یاد کردید که با مراجعه به سحر، گویا مشکلاتش حل شده است، حقیقت حال او از چه قرار است؟ ♦️اما این که گفتید چرا دعا اجابت نمی شود؟ باید گفت که این اشتباه دیگر است؛ زیرا اگر دعا، دعای واقعی و دعاکننده، دعاکنندة واقعی باشد و نیز اگر معنی اجابت دعا و هدف از دعا درست شناخته شود، آن گونه قضاوت نخواهد شد. توضیح این که:‌ دعا اگر به چیز مشروعی و به شیوة شرعی و بدور از بدعت انجام یابد.. و نیز، اگر دعاکننده، زبانش مترجم قلبش باشد -نه این که قلبش غافل و دعا از لغ لغ زبان بر آید-.. و نیز اگر حالتِ دعاکننده، حالتِ: اخلاص، خشوع، عاجزی و همزمان یقین بر اجابت دعا باشد، هرگز دعا رد نشده و بی اثر باقی بماند. پیامبر(ص) از اعتماد و یقین بر قبولی این گونه دعا چنین تعبیر کردند: "هنگامي که بنده دستش را به دعا به سوي پروردگارش بلند کند، او تعالي شرم مي کند دستانش را خالي برگرداند. (ابوداود، حدیث: 1488) در بارة قبولی دعا نیز باید گفت که این کوته فکری ما است که دعا را به آنچه خواسته ایم -و آن هم به عاجل- محدود می کنیم! در حالی پیامبر(ص) رسیدن به یکی از سه چیز را نتیجة دعا عنوان کردند: 1-رسیدن به عین مطلوب در دنیا؛ 2-دفع شدن آفت و بلایی از سر دعاکننده ؛ 3-ذخیره شدن به آخرتش. (ترمذی، حدیث: 3573) 🔸البته رسیدن به عین مطلوب که حرص دعاکننده غالباً معطوف بر آن است، گاهی -و یا شاید بسا- به تأخیر حاصل شود؛ رازش این است که شاید الله می خواهد این بنده به دعا و عاجزی اش دوام بخشیده و با رسیدن به مراد، زود دست از دعا نکشد و از قرب و پاداش هایی که از آن برایش حاصل می شود محروم نگردد.

♦️آیا می‌توان این دختر را کشت؟ سوال شده است که: شخصی دختری دارد سخت از اعمال ناپسند اش به رنج است، از زبان و بد خلقی اش. مادر و پدرش را لت وکوب میکند ، به نصایح دینی واخلاقی  اعتنا ندارد،نهایت غرور ونادانی دارد. آیا قتل چنین  فرزندی  از نظر دین روا است؟ الجواب: اسلام، کشتن را به جرایمی مشخص اجازه داده، آن‌هم توسط محکمه شرعی، نه به هر تقصیری و توسط افراد جامعه. پس کشتن این دختر توسط والدین او یا کس دیگر، به هیچ وجه روا نیست، مگر این‌که او حمله کرده و قصد کشتن آن‌۶ا را داشته باشد که در دفاع از خود اگر او از پا در آمد، آن زمان عذری در میان هست. در چنین صورتی، باید والدین تلاش‌های لازم را برای اصلاح او انجام دهند و از افراد آگاه و با تجربه، مشوره‌های لازم اخد کنند و اگر مشکل روانی دارد، به درمان او نزد داکتران متخصص مراجعه کنند و اگر دگر هیچ چاره‌ای برای شان نمانده باشد، می‌توانند به دولت عارض شوند تا محکمه در باره او تصمیم گرفته و والدین‌اش را از لت و کوب او رها سازد. محمکه، شاید او را اخطار دهد و در صورت تکرار ظلم، شاید او را بندی کند و یا... شاید یک راه علاج هم شوهردادان او باشد، البته اگر برای والدین میسر باشد و در این صورت، باید اشکال او را به خواستگار مطرح کرده و از او نپوشانند. شاید با ازدواج، برخی خلاهای روانی او درمان شود و یا لا اقل، انتقال او از نزد والدین ناتوان نزد شوهر که مردی قوی و توانمند هست سبب شود که از او حساب برده و رام شود. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات