1 153
Подписчики
-124 часа
+37 дней
-1730 день
Архив постов
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت شصتوهشتم)
🏷️اصلاحات زمان خلافت عبدالملک بن مروان
از مهمترین اصلاحاتی که عبدالملک بن مروان در خلال زمان خلافت خویش (۸۶-۶۵ هجری) انجام داد، موارد ذیل را میتوان برشمرد:
۱. تبدیل زبان دیوانها و محاسبات دولتی از فارسی و یونانی و قبطی به زبان عربی؛
۲. اساسی برای پول در ولایتهای اسلامی تعیین نمود؛ طوریکه معاملات به نقدینههای عربی (دینار و درهم و فلس) انجام میشد. دینار از طلا و در زمان عبدالملک ضرب شد؛ اما درهم از نقره و فلس از مس بود؛
۳. بنای مسجد قبةالصخره در بیتالمقدس. این بنا در سال ۷۳ هجری به دست معماران ماهری که از ولایتهای اسلامی گزینش گردیده بودند، پایان یافت. رجاء بن حیوه و یزید بن سلام مسؤول اشراف بر این کار بودند که حدود هفت سال به طول انجامید. قبةالصخره از بهترین و جالبترین بناهای عصر خود قرار گرفت. سپس سقف و دیوارهایش با مینیاتوری و رنگ، زینت یافت و لوحههایی طلاکوب نیز بر گنبد و دروازههای مسجد به کار رفت. در داخل مسجد ستونهایی از چوب قماری منسوب به شهر قماره، با غلافی مسکی نهاده شد. درین زمان از این بنا، بنایی شگفتتر و زیباتر در جهان وجود نداشت. مسجد قبةالصخره از قدیمیترین بناهای اسلامی است که تاکنون وجود دارد.
همچنین عبدالملک بن مروان کارکردها و اصلاحات دیگری نیز در ولایتهای قلمرو مسلمانان انجام داد؛ همانند اصلاح نظام نامهرسانی و تنظیم دیوانها و...
عبدالملک بن مروان در فرجامین روزگار خلافت خویش، برای فرزندش ولید و در پی او، برادرش سلیمان، بیعت گرفت و ایشان را به ولیعهدی خویش، تعیین نمود. و سرانجام در سال ۸۶ هجری برابر با ۷۰۵ میلادی در شهر دمشق دیده از جهان فروبست و راهی دیار ابدی گردید.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from انواروِب
🔹 کتابها و مقالات:
1- قطوف دانیة من الکتاب و السنة: در سال 1951 تألیف شده است.
2- الحلال و الحرام فی الاسلام: در سال 1960 به دستور رؤسای الأزهر تألیف و به زبانهای ترکی، فارسی و اردو ترجمه شده است.
3- العبادة فی الاسلام: در سال 1961 تألیف شده است و به زبان فارسی ترجمه شده است..
4- الناس و الحق: در سال 1966 تألیف و به زبانهای ترکی و فارسی ترجمه شده است.
5- مشکلة الفقر و کیف عالجها فی الاسلام: در سال 1967 تألیف و به زبانهای فارسی و اردو ترجمه شده است.
6- الایمان و الحیاة: در سال 1969 تألیف و به زبان فارسی ترجمه شده است.
7- فقه الزکات: در سال 1969 در دو مجلد منتشر گردیده و اثر مهمی در فقه مقارن و حقوق تطبیقی است که به شایستهترین وجهی به بررسی همه جانبهی زکات در اسلام در پرتو قرآن و حدیث و با مراجعهی دقیق به منابع معتبر فقهی هر یک از مذاهب مشهور اسلامی، پرداخته است.
8- شریعة الاسلام خلودها و صلاحها للتطبیق فی کل زمان و مکان: در سال 1972 تألیف شده است.
9- الخصائص العامة للاسلام: در سال 1977 تألیف شده است.
10- الصبر فی القرآن: نمونهای از تحقیق موضوعی در قرآن است و به زبان فارسی ترجمه شده است.
11- عالم و طاغیة: یک نمایشنامهی تاریخی است در سال 1966 نوشته وبه ترکی و فارسی ترجمه شده است.
12- هدی الاسلام: مجموعهای از فتاوی استاد و راهحلهای اصیل اسلامی برای مشکلات مسلمانان معاصر است.
13- غیر المسلمین فی المجتمع الاسلامی: در سال 1977 منتشر یافته است.
14- الحلول المستوردة و کیف جنت علی امتنا: در سال 1971 تألیف و به ترکی ترجمه شده است.
15- الحل الاسلامی فریضة و ضرورة: در سال 1974 منتشر شده است.
16- از تاریخ فوق به بعد دههها کتاب ومقاله نوشتهاند که با زبانهای مختلف از جمله فارسی و کردی ترجمه گردیدهاند و در لیست فوق موجود نمیباشند.
17- دارای سایت اینترنتی بوده و کلیهی فعالیتهای ایشان در سایت موجود میباشند.
همچنین استاد در تألیف بیش از ٢٠ جلد کتاب درسی در رابطه با توحید، فقه، تفسیر، حدیث، جامعهشناسی اسلامی، فلسفه، اخلاق و غیره، طبق برنامهی وزارت آموزش و پرورش قطر همکاری مؤثری داشت.
همچنین برای سمینارها و کنفرانسهای مختلف علمی و اسلامی نیز مقالات تحقیقی متعددی تهیه کرده است و به صورتهای گوناگونی انتشار یافتهاند و همچنین روزنامهها و مجلات متعددی مستمراً نشر مقالات استاد را بر عهده داشته و دارند که «الأزهر»، «نورالاسلام»، «منبر الاسلام»، «الدعوة» در مصر و «حضارة الاسلام» در دمشق و «الشهاب و المسلم المعاصر» در لبنان و «البعث الاسلامی» در هند و «المجتمع» و «الوعی الاسلامی» در کویت و «الدوحة» در قطر، از آن جملهاند.
خداوند اجر و پاداشش را زیاد گرداند.
سرانجام شيخ یوسف قرضاوی پس از عمری مجاهدت در راه اعلای کلمة الله امروز دوشنبه ٤ مهرماه جاری برابر با ٢٦ سپتامبر ٢٠٢٢ بر اثر کهولت سن در دوحه پایتخت قطر جان به جانآفرین تسلیم کرد.
انا لله وانا الیه راجعون
به نقل از سایت اصلاحوب
Repost from انواروِب
🔹 فعالیتهای سیاسی و اجتماعی:
استاد در کنار همهی این اشتغالات علمی و اداری، هیچگاه از مسایل اجتماعی نیز بر کنار نبوده و از همان سنین نوجوانی که به دبستان میرفت، با قلب و اعصاب و عقل و زبان و نظم و نثر خویش در صحنهی فعالیتهای اجتماعی حضور داشت و با سرودن قصیدههای شیوا و ایراد خطابههای مؤثر، دانشجویان را به تظاهرات بر علیه ستم دیکتاتوری تشویق میکرد وی مسؤل انجمن دانشجویان نهضت اسلامی در دانشکدهی اصول دین و سایر دانشکدههای دانشگاه الأزهر بود و در نبرد کانال سوئز بر علیه استعمار انگلیس در کادر فرماندهی اکیپهای دانشجویی الأزهر عضویت داشت. استاد در این مسیر دعوت و مبارزه انواع اذیت و آزار را متحمل شد. در سال ١٩٤٩ در روزگار حکومت فاروق زندانی شد. همچنین در دوران حکومت جمال عبدالناصر دوباره در سالهای ١٩٥٤ و ١٩٦٢ به زندان رفت شاید تنها عامل پیوند عمیق، آگاهانه، زنده و مستقیم او با واقعیات و حوادث کشور و میهن گسترده و اسلامیاش، ارتباط دیرینهی او با جمعیت اخوانالمسلمین بوده باشد که وی را از فضای شعر و ادب که سخت به آن گرایش داشت به فضای دعوت و حرکتی فراگیر در جهت تکوین و تربیت نسل اسلامی که اسلام را درست بفهمد و به درستی به آن معتقد باشد و درراه آن جهاد کند، انتقال داد وی در نوجوانی تحت تأثیر مکتب اخوانالمسلمین و شخصیتهای بارز آن قرار گرفت و بزرگترین شخصیتی که در زندگی فکری و روحی تحت تأثیر او قرار میگرفت، شهید، امام حسن البنا مؤسس بزرگترین نهضتهای اسلامی در قرن بیستم بود وقتی که استاد در سال ١٩٦٥ آزاد شد. حکومت نظامی وقت او را از ارتباط گرفتن با مردم از طریق سخنرانی و تدریس ممنوع گردانید و ابزار دیگری بهجز قلم برای او باقی نماند. ناگزیر افکار خود را در قالب سلسله مقالات و کتابها و رسالهها در اختیار مردم گذاشت.
استاد در کنفرانسها و سمینارهای علمی- اسلامی در کشورهای اسلامی و غربی نیز شرکت فعال داشته و دارد ازجمله، سمینار تشریع اسلامی در لیبی، اولین کنگرهی تاریخ در بیروت، جشنوارهی تعلیماتی جامعهی دانشمندان هند و کنفرانس جهانی اقتصاد اسلامی در مکّهی مکرمه و کنفرانس فقه اسلامی در ریاض، کنفرانس دعوت اسلامی در مدینهی منّوره و کنفرانس سالانهی اتحادیهی دانشجویان مسلمان در آمریکا را میتوان نام برد.
🔹 کارهای هنری و شعری:
نخستین نوشتهی استاد، یک نمایشنامهی منظوم به نام یوسف صدیق بود که به تقلید از نمایشنامههای لیلی و مجنون و کلئوپاترای احمد شوقی نگاشته، در آن هنگام دانشآموز اول متوسطه بود. دکتر قرضاوی را همهی مردم بهعنوان خطیب، نویسنده و دانشمند میشناسند اما کمتر کسی او را بهعنوان شاعر میشناسد در حالیکه وی زندگی را از نوجوانی با شعر آغاز کرده و در بینِ دوستان و همدورههایش بهعنوان قرضاوی شاعر معروف بود.
استاد در همهی زمینههای شعری، بهجز مدیحهسرایی که نوعاً با تملق و چاپلوسی و شخصپرستی سروکار دارد سرودههایی دارد. اگر او شاعری را ترک نمیگفت شاعری کمنظیر و زبانزد خاص و عام میگردید ولی او شاعری و شعر را ترک گفته و یکسره به نویسندگی در موضوعات گوناگون اسلامی روی آورده و گنجینههای پرارزشی را از فراوردههای دانش و اندیشهی اسلامی تقدیم کرده و راه رهایی و خوشبختی را برای نسلهای حال و آیندهی مسلمانان جهان روشن گردانیده است. استاد قرضاوی بانی و رئیس پیشین اتحادیهی جهانی علمای مسلمان بود.
Repost from انواروِب
🔸 علامه دکتر یوسف قرضاوی دار فانی را وداع گفت
علامه دکتر یوسف قرضاوی مؤسس و رییس پیشین اتحادیهی جهانی علمای مسلمان در سن ٩٦ سالگی دار فانی را وداع گفت.
دکتر قرضاوی یکی از برجستهترین علمای شریعت اسلامی در جهان و دانشمند مصریتبار دارای تابعیت قطر بود.
وی در یکی از روستاهای حومهی محلهی الکبرای استان غربی مصر در سال ١٩٢٦ چشم به جهان گشود.
در سال ٢٠٠٨ در نظرسنجی مجلهی فارین پالیسی(Foreign Policy)، رتبهی سوم از ٢٠ شخصیت اندیشمند مؤثر در سطح جهان را حائز شد.
مجلهی فارین پالیسی در هنگام نظرسنجی، علت محبوبیت شیخ قرضاوی را مشارکت شیخ قرضاوی در برنامهی زندهی «شریعت و حیات» که در شبکه الجزیره بهصورت هفتگی پخش میشد عنوان کرد. در این برنامه، شیخ به استفتائات و پرسشهای مخاطبان عمدتاً جوان پاسخ میداد.
قرضاوی بیش از ١٧٠ اثر ماندگار را در کارنامهی فکری خود دارد و در سیمنارها و کنفرانسهای علمی فراوانی مشارکت کرد و دعوت و اندیشهی میانهروانهی خود را از طریق کانالهای تلویزیونی به سمع و نظر مسلمانان میرساند.
🔹 شمهای از زندگینامهی علمی و دینی دکتر یوسف قرضاوی
دکتر یوسف عبدالله قرضاوی یکی از شخصیتهای بسیار بزرگ، اندیشمند، متفکر، فقیه، مُصلح اسلامی که آثار با ارزشش امروزه تأثیر شگرفی در دنیای اسلام داشته است است. وی در سال ١٩٢٦ در یکی از روستاهای حومهی محلهی الکبرای استان غربی مصر، در خانوادهای متدّین و بیآلایش به دنیا آمد.
🔹 کودکی:
دو سال بیشتر نداشت که پدرش از دنیا رفت و عمویش سرپرستی او را بر عهده گرفت. در سن پنج سالگی به منظور حفظ قرآن کریم به مکتبخانهاش فرستادند و در سن هفت سالگی برای تحصیلات جدید وارد دبستان شد. صبحها به دبستان میرفت و عصرها به مکتبخانه. پیش از آن که به سن ده سالگی برسد حافظ کل قرآن کریم شد. وی کودکی بسیار تیزهوش بود، چنانکه هر چیزی را که یک بار میخواند به حافظهاش میسپرد. در همان دوران کودکی به خاطر آن که قرآن را خوب تلاوت میکرد، اهالی روستا استاد یوسف صدایش میکردند.
🔹 تحصیلات:
در سن دوازده سالگی دورهی ابتدایی را به پایان رسانید. بیصبرانه در انتظار روزی بود که وارد دانشگاه الأزهر شود و دانشمندی بزرگ گردد. در شهر طنطا دورههای دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی دینی را گذرانید و برای ادامهی تحصیل به قاهره رفت و به دانشکدهی اصول دین راه یافت و در سال 3-1952 به اخذ دانشنامهی لیسانس با درجهی ممتاز موفق شد سپس در رشتهی دبیری دانشکدهی زبان عربی ثبت نام کرد و از آن جا نیز به دریافت لیسانس با درجهی ممتاز نایل گردید در سال 1957 به مؤسسهی تحقیقات و مطالعات زبان عربی وابسته به جامعهی کشورهای عربی وارد شد و دیپلم عالی زبان و ادبیات عربی را دریافت نمود و در همین سالها دورهی سه سالهی دکترای دانشکدهی اصول دین را نیز با موفقیت در سال 1960 به پایان رسانید و به آماده ساختن رسالهاش پیرامون زکات در اسلام پرداخت، ولی پیشآمدهایی چند باعث تأخیر آن شد و اوضاع مصر رو به وخامت گذاشت تا بالاخره 13 سال بعد یعنی در سال 1973 دکترای خود را با رتبه عالی گرفت.
🔹 مسؤولیتهای اداری:
در سال 1951 سرپرستی امور دینی وزارت اوقاف مصر در رابطه با خطابه و تدریس و سرپرستی مساجد و سردبیری انجمن ائمه جماعات را عهدهدار گردید و در سال ١٩۶۵ در ادارهی فرهنگ اسلامی الأزهر مشغول به کار شد و مطبوعات و انتشارات را زیر نظر گرفت و به پاسخگویی سؤالات و شبهاتی که از طریق جراید و غیره که پیرامون اسلام مطرح میگردید، پرداخت و در برنامهریزی دفتر هنری ادارهی دعوت و ارشاد شرکت جست. در سال ١٩۶١ برای مدیریت یک مدرسه علوم دینی نوبنیاد به کشور قطر دعوت شد و این مدرسه را طبق اصولیترین و جدیدترین مبانی علمی و تربیتی پایهگذاری کرد و بهصورت یک مدرسهی نمونه در منطقه خلیج فارس درآورد و طلاب علوم دینی از اطراف و اکناف کشورهای عربی و اسلامی به این مدرسه روی آوردند تا اینکه دانشکدهی علوم تربیتی قطر تأسیس شد و به عنوان استاد و رئیس گروه مطالعات اسلامی به آن دانشکده منتقل گردید و تا به امروز، جهاد و رسالتش را در همین دانشکده پی گرفته و میگیرد. استاد قرضاوی به همهی علوم اسلامی و نیز به همهی دانشهایی که بتوانند در تحقیقات علوم اسلامی بهکار آیند علاقهمند بود. به همین جهت دانشکدهی اصول دین را بر دیگر دانشکدهها ترجیح میداد که دانشکدهی تفسیر، حدیث، عقاید و فلسفه و تاریخ اسلامی بود. اما دانشپژوهی او در محدودهی علوم اسلامی متوقف نمانده و همواره اصرار داشته است که در ادبیات، تاریخ، فلسفه، علوم تربیتی، روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد و مکتبهای فکری معاصر نیز صاحبنظر باشد و کتابخانهی شخصی وی کتابهای مرجع همهی علوم را در بر دارد.
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت شصتوهفتم)
🏷️سرکوب بربرها و از سرگیری فتوحات
عبدالملک بن مروان دوباره به فتوحات ادامه داد. سیر فتوحات از زمان وفات عقبه بن نافع هنگام خلافت یزید بن معاویه که در حال برگشت از طنجه در سال ۶۳ هجری برابر با ۶۸۳ م. در کمین بربرها در کوههای اوراس کشته شد، متوقف گردیده بود. بعد از مرگ وی، بربرها بر قیروان که در سال ۵۰ هجری توسط وی تاسیس و به عنوان مرکز فتوحات خویش اتخاد نموده بود، دست یافتند.
عبدالملک بن مروان سپاهی به قیادت حسان بن نعمان برای مبارزه با روم و باز پسگرفتنِ مناطقیکه عقبه به دست آورده بود، و همچنان سرکوب بربرها، به روم فرستاد. این سپاه از مرکزش در برقه حرکت نمود تا اینکه به قرطاجنه رسید و آن را بعد از نبرد با نیروهای تحت اشراف روم، در سال ۶۹۵ میلادی در سیطرهی خویش در آورد. روم دوباره برگشت و به کمک کشتیهای خویش توانست آن را دوباره بگیرد، سپس حسان بن نعمان توانست در سال ۶۹۸ میلادی رومیها را از آن، بیرون نماید.
حسان با سپاه خویش به مسیر ادامه داد، از کوههای اطلس گذشت و در آنجا سپاهیانش با قبایل بربر در چندین معرکه، به نبرد پرداخت که سختترین نبرد با قبایلی بود که توسط زنی کاهن و جادوگر رهبری میشد. کاهن گفته بود: کشتزارها را بسوزانید و زمین را خشک و بیآب و علف گردانید تا عربها چیزی برای استفاده در آن نیابند.
در سال ۸۷ هجری برابر با ۷۰۲ میلادی در طبرقه (طبجه) در ۱۲۸ کیلومتری قرطاجنه نبرد بزرگ و سختی میان سپاه حسان و قبایل آن جادوگر رخ داد که در آن جنگ بربر شکست خورد و سرکردهی شان کشته شد. بعد از این پیروزی بزرگِ مسلمانان، بربرها به اسلام در آمدند و به فضل اسلام به عبادت الله متعال پرداختند. اوضاع و احوال شان به خوبی گرایید و سرزمین شان به امنیت در آمد.
• قرطاجنه: شهری تاریخی است که در ده میلی غرب تونس قرار دارد؛ و توسط فینیقیها در سال ۸۱۴ قبل از میلاد، تاسیس گردیده است.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
مختصری از تاریخ اسلام
(قسمت شصتوششم)
🏷️قیام عبدالرحمن بن اشعث
مدتی از خاموشی قیامها و انقلابهای خوارج در عراق توسط حجاج بن یوسف نگذشته بود که با قیام عبدالرحمن بن اشعث روبرو شد؛ او کسی بود که حجاج او را در رأس سپاهی برای تسلیمی کابل و حاکم آن «رَتبِیل» به آن دیار فرستاده بود؛ چون حاکم کابل از اعطای جزیه برای دارالخلافه سر باز زده بود. از آنچه طبری و دیگر مؤرخین عرب نوشتهاند، دانسته میشود که ابن اشعث به سرزمین رتبیل جهت به کرنش در آوردن وی، وارد نشد؛ بلکه به حصول پارهای از غنایم اکتفا نمود. حجاج این عملکردش را ضعف و سستی تلقی نموده و در صورت عدم اجرای دستور، او را به عزل از مقامش تهدید کرد؛ بنابرهمین امر بود که ابن اشعث از دستور حجاج سرپیچی نمود و با سپاه خویش برگشت و بصره و سپس کوفه را اشغال نمود. مردم با او بیعت نمودند و حجاج را که نتوانست در مقابل انقلابیان ایستادگی کند، از مقام خلع کردند و او نیز مجبور به عقبنشینی شد و تا منطقهی «دیرتری» رفت و در آنجا منتظر کمک و یاری از جانب شام شد. خلیفه در حال سپاهی به کمک وی فرستاد که در ماه جمادیالثانی سال ۸۳ هجری برابر با ۷۰۲ م. در «دیرالجماجم» با ارتش عبدالرحمن بن اشعث درگیر شد. جنگ صد روز دوام کرد و در نتیجه نیروهای اموی پیروز و عبدالرحمن بن اشعث بعد از شکست، جهت کمکخواهی از رتبیل به سوی کابل فرار نمود. در پیوند به این امر، حجاج نامهای به رتبیل فرستاد و از وی خواست تا عبدالرحمن را دست بسته به نزدش بفرستد، رتبیل از ترس حجاج، دستور وی را پذیرفت؛ عبدالرحمن را کشت و سرش را برای حجاج فرستاد.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
پیام اصلاحی
پرهیزگاران در آنجا (آخرت) در باغها و ناز و نعمتاند. از آنچه پروردگارشان بهآنان داده، لذت میبرند و شادماناند و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ محفوظ داشته است.
(قرآنکریم)
♥️
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
پیام اصلاحی
صبح جمعهی شما بهخیر!
همراه گرامی،
یک درود من و شما به پیامبرمان، سبب ده درود
خداوند متعال برای ما میگردد؛ چه زیباست امروز درود بیشتری به محبوبمان بفرستیم.
اللهم صل علی محمد و علی آله و اصحابه اجمعین
❤
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
🪧سرود عربی در وصف پیامبر اسلام
🎙️گروه سرود مدرسه احیاءالعلوم هرات
🎥گروه رسانهای احیاء
💿کیفیت متوسط
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from نشر کتاب حریر
امروز ۱۰۰ زوج به حمایت مالی یکتن از تاجران ملی کشور مراسم عروسی شان را در ولایت #سرپل جشن گرفتند.
گفتنی است که در کنار مصارف عروسی برای هر زوج ۲۰ هزار افغانی پول نقد و دو تخته قالین شش متره نیز تحفه داده شد.
@YAK_SADA
خصوصيات مداد
✍ دکتر محمود ویسی
ما میتوانیم کارهای بزرگی انجام دهیم و بدانیم دستی که حرکـت ما را هدایت میکند دست خداست. گاهی باید از مـدادتراش اسـتفاده کنیم و این باعث رنج مداد میشود، اما نوک آن را تیز میکند. پـس بدانیم رنجی که میبریم از ما انسان بهتری میسازد. مـداد همـیشه اجازه میدهد برای پاک کردن اشتباه از پاک کن اسـتفاده کنیم پـس بدانیم تصحیح خطا نیکوست. چوب مداد در نوشتن مهم نیست مهم مغز مـداد است که درون چـوب است، پس مراقـب درونمان باشـیم. مداد همیشه از خود اثری باقی میگذارد و هر کاری در زندگیمان اثری به جا میگذارد پس در انتخاب اعمالمان دقت کنیم.
💢اصلاحوب
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
😊چند راز روحیهی قوی و حال خوب...
_موهبتها و موفقیتهای خود را شمارش کنید نه مشکلات و شکست هایتان را
_در لحظه زندگی کنید و از زمان بهره ببرید
_به عزیزانتان بگویید دوستت دارم
_بخشنده باشید نه گیرنده.
_در هر چیزی و هر کسی خوبیها و نکات مثبت را جستوجو کنید.
_هر روز دعا کنید. ـ البته بهترین حالت دعا نماز است. ـ
_هر روز حداقل یک کار خوب انجام دهید.
_در زندگی اولویت داشته باشید.
_اجازه ندهید مسائل کوچک، حاشیهای و خیالی شما را آزار دهد.
_عادت "همین الآن انجامش بده" را تمرین کن.
_زندگیتان را با افرادی که انرژی و افکار مثبت دارند پر کنید.
_لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند.
_از هیچ چیز یا هیچ کس غیراز خدا حساب نبرید.
_در سختیها به خدا توکل کنید.
💢کانال نوگرا
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
إنا لله و إنا إليه راجعون.
مدرسه احیاءالعلوم هرات، شهادت مولوی مجیبالرحمن انصاری، خطیب شجاع و توانای هریزمین، و همراهان شان را، یک ضایعه بزرگ و جبران ناپذیر دانسته، از الله متعال درجات رفیع برای آن شهید و سایر شهداء، و صبر جمیل برای بازماندگان و ملت غمدیده، و شفایابی کامل برای مجروحین و روسیاهی برای عاملین این جنایت هولناک استدعا دارد.
اللهم لا تحرمنا أجرهم ولا تفتنا بعدهم.
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
إنا لله وإنا إليه راجعون.
مدرسه احیاءالعلوم هرات، شهادت مولوی مجیب الرحمن انصاری، و نمازگزاران بی گناه حین ادای نماز جمعه را، یک ضایعه بزرگ و جبران ناپذیر دانسته، از الله متعال درجات رفیع برای آن شهید و سایر شهداء، و صبر جمیل برای بازماندگان و شفایابی کامل برای مجروحین و روسیاهی برای عاملین این جنایت هولناک را استدعا دارد.
اللهم لا تحرمنا أجرهم ولا تفتنا بعدهم.
پیام اصلاحی
به کسی توکل کنید که مالک آسمان و زمین است.
❤
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
مزهٔ ایمان
«ذاقَ طَعْمَ الإيمانِ مَن رَضِيَ باللَّهِ رَبًّا، وبالإسْلامِ دِينًا، وبِمُحَمَّدٍ رَسولًا» (صحیح مسلم)
«کسی كه به خداوندی خدا و دين اسلام و پيامبرى محمّد خشنود باشد، طعم ايمان را چشيده است.»
هر ایمانی مزه و شیرینی ندارد. بسیاری از ایمانها تازگی و طعم ندارند. ایمان، ایمان حقیقی، چشیدنی است. دانستی نیست، بلکه چشیدنی و ذوق کردنی است. پیامبر اسلام میگوید کسی ایمان را میچشد و ذوق میکند که به «رضایت» برسد. به خرسندی. خشنودی میوهی درخت اعتماد است. اعتماد به خدا، به نقشهی او و به کارسازی و بندهنوازی او. چنان که حافظ گفت: «چه شکر گویمت ای کارساز بندهنواز». اعتماد به کارسازی و بندهنوازی او.
جهان طبیعی که جهان ضرورتهاست مدام اعتماد ما را به چالش میکشد. مرگ، رنج، تباهی و شرّ، دست در دست هم میدهند تا ما را از اعتماد کردن که میوهی آن رضایت است بازدارند.
دشواری و عظمت کار در همین موقعیت است. جهانی که ظاهر آن در بسیاری مواقع ما را از حضور حقیقتی کارساز و اعتمادانگیز نومید میکند. برای رسیدن به این اعتماد، هر لحظه باید کوشید تا به غیبِ جهان، دل بست. به آنچه از ما پوشیده است. در قرآن آمده است:
«يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»(روم،۷)
«از زندگى دنيا، ظاهرى را مىشناسند، و حال آنكه از آخرت غافلند.»
گذر کردن به باطن دنیا و چشم دوختن به جهانی که غیب است، کار آسانی نیست. اما برای نیل به آن اعتماد و رضایت، ضروری است:
«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ» (سجده،۱۷)
«هیچكس نمىداند چه چيز از آنچه روشنىبخش ديدگان است، براى آنان پنهان كردهام.»
در آیهی دیگری آمده است برای یافتن این رضایتِ شیرین باید صبور باشی و با او در ارتباط و راز و نیاز:
«فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ»(طه،۱۳۰)
«پس بر آنچه مىگويند شكيبا باش، و پيش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن، با ستايش خداوندگارت [او را] تسبيح گوى، و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نيايش پرداز، باشد كه خشنود گردى.»
تعبیر «لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ: باشد كه خشنود گردى» خیلی قند است. آیه میگوید برای دستیابی به چنین کیفیت مبارکی باید کوشش کنی و این اعتماد و رضایت میوهی ارتباط مستمرّ با من است.
آمده است که پیامبر اسلام بعد از مصایبی که در سفر طائف بر او رفت زیر درختی نشست و با خدای خویش چنین راز و نیاز کرد:
«اللّهُمّ إلَيْك أَشْكُو ضَعْفَ قُوّتِي، وَقِلّةَ حِيلَتِي، وَهَوَانِي عَلَى النّاسِ، يَا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ! أَنْتَ رَبّ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَأَنْتَ رَبّي، إلَى مَنْ تَكِلُنِي؟ إلَى بَعِيدٍ يَتَجَهّمُنِي؟ أَمْ إلَى عَدُوّ مَلّكْتَهُ أَمْرِي؟ إنْ لَمْ يَكُنْ بِك عَلَيّ غَضَبٌ فَلَا أُبَالِي، وَلَكِنّ عَافِيَتَك هِيَ أَوْسَعُ لِي، أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِك الّذِي أَشْرَقَتْ لَهُ الظّلُمَاتُ وَصَلُحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الدّنْيَا وَالْآخِرَةِ مِنْ أَنْ تُنْزِلَ بِي غَضَبَك، أَوْ يَحِلّ عَلَيّ سُخْطُكَ، لَك الْعُتْبَى حَتّى تَرْضَى، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوّةَ إلّا بِك»(ابن هشام، ۱/ ۴۲۰)
«خداوندا! من شكوه و گلايۀ خودم را به سوى تو آوردم از ضعف و ناتوانيم، و از كمىِ تدبير و چاره انديشيم، و ذلّت و خواريم در نزد مردمان؛ اى بهترين رحمتآورندگان!
خداوندا توئى پروردگار مستضعفان! و توئى پروردگار من! تو مرا به كه وامىگذارى؟! آيا به دورى كه با من روى ترش كند و ابرو درهم كشد؟! يا به دشمنى كه كار مرا به او سپردهاى؟!
اگر غضب تو بر من نباشد، باكى ندارم. امّا عافيت تو براى من وسعتش از همه چيز بيشتر است. پناه مىبرم به نور روى تو كه تاريكیها بدان روشن شد، و كار دنيا و آخرت به آن صلاح پذيرفت؛ مبادا كه غضب تو بر من نازل شود، و يا خشم تو در آستان من داخل گردد. چندان که خواهی با من عتاب کن تا راضی شوی. و هيچ دگرگونى و تغييرى، و هيچ قدرت و قوّتى نيست مگر به تو.»
در این دعا، پیامبر خود را به آغوش خدا میافکند. با اعتماد و محبتی سرشار. و تو گویی این کیمیایی است که غم و رنج را به چیزی باشکوه مبدل میکند. و تو گویی مولانا این کیمیاگری را از پیامبر آموخته است:
رسول غم اگر آید بر تو
کنارش گیر همچون آشنایی
جفایی کز برِ معشوق آید
نثارش کن به شادی مرحبایی
که تا آن غم برون آید ز چادر
شکرباری، لطیفی، دلربایی
به گوشهیْ چادرِ غم دست درزن
که بس خوب است و کردهست او دغایی
مبارکتر ز غم چیزی نباشد
که پاداشش ندارد منتهایی
✍️ صدیق قطبی
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
پیام اصلاحی
پیام دین خویش را به عرصههایی که تا کنون نرسیده برسانید، و حتّی یک دقیقه را برای کار و تلاش، بیهوده از دست ندهید.
❤
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
