ru
Feedback
Why am I so crazy

Why am I so crazy

Открыть в Telegram

[تا صفحه هفتصد خواندم فقط گفت زندگی ارزش زنده‌ماندن ندارد.] http://t.me/HidenChat_Bot?start=6486677222

Больше
386
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+430 дней
Архив постов
لب پر خنده می‌خوای بیا لب‌هام مال تو چشم پر گریه می‌خوای هر دو چشمام مال تو آشیون گرم دل همیشه جای تو بیا تا فدات بشم من وجودم مال توست...🩷 02/12/23 Suicideticket

بیمار شدم، از فکر کردن های بعد اتفاق ها، از تنهایی های بعد از دورهمی ها، از گریه کردن های بعد از خنده ها، از سکوت کردن های بعد از شنیدن ها و هنوز روشن و تاریک میشن روز ها و من هنوز بیمارم.

A dead start in my head and the day's been laid The things I really want, always torn from my heart Suicideticket

I grew in different normality Meet me flashing when winter cries Suicideticket

دوباره شب‌هایِ نخوابیدن و تا بوقِ سگ بیدار ماندنم شروع شده و می‌خواهم به رویِ خودم نیاورم که ضمیرِ ناخودآگاه و خود‌آگاهم مشغولِ فکرکردن هستند، برایِ همین می‌خواهم بگویم که نمی‌دانم چرا بیدارم و دلیلی هم ندارد ولی جنگ با افکارم و سرکوبشان دیگر دارد عاصی‌ام می‌کند. مدتی بود دست از مُشتی قرص‌خوردن برداشته بودم و حالا امشب احساس می‌کنم باید بخورم بلکه افاقه کند و مغزِ وامانده‌ام آرام بگیرد و بگذارد بخوابم تا به امتحان‌هایِ کوفتی و زندگی‌ِ لعنتی‌ام برسم؛ یک نفر هم نیست بگوید مگر متّه رویِ سرت گذاشته‌اند مغزِ خراب‌شده‌یِ من؟ خب قدری آرام بگیر عزیزم، من هم تحملی دارم...

I swear, I didn't want this It was my only option I'll do better, I promise I can't dig any deeper, I already hit rock bottom And I can't make excuses, I know I'm the problem I know I'm the problem Suicideticket

من و هجوم گریه از یاد تو فراموش تو بال و پر گرفتی به چیدن ستاره دادی منو به خاک این غربت دوباره دقیقه‌های بی‌تو پرنده‌های خسته‌ان اگه نرفته بودی، گریه منو نمی‌برد پرنده پر نمی‌سوخت آینه چین نمی‌خورد شبانه‌های بی‌تو یعنی حضور گریه با من نبودن تو یعنی وفور گریه از تو به آینه گفتم از تو به شب رسیدم... Suicideticket

دوست داشتنت مرا پیر کرد پیر که می‌گویم منظورم سفید شدن موهایم نیست، چین و چروک کنار چشمان و دستانم نیست، پاهای ناتوان و به‌دس
+1
دوست داشتنت مرا پیر کرد پیر که می‌گویم منظورم سفید شدن موهایم نیست، چین و چروک کنار چشمان و دستانم نیست، پاهای ناتوان و به‌دست گرفتن عصا نیست، اتفاقا باید بگو ظاهرم هنوزم جوان است چرا که نمی‌خواهم اگر برگشتی بهانه دوباره رفتنت چروک صورت و ظواهر پیری باشد... من دلم پیر شده است دلی که هنوز که هنوزه هر لحظه از تپیدنش به خاطر شوق دیدن توست اما چند وقتی هست که ضعیف می‌زند درست مثل کسی که آخرای عمرش است چون دیگر امیدی به دیدن تو ندارد... احساس می‌کنم هر یک سال را که جسمم می‌گذراند روحم چند سال پشت سر می‌گذارد.‌‌ دقیقا مثل پیری که از درد بدنش هر لحظه‌اش چند ساعت می‌گذرد. دقیقا مثل پیری که دیگر امیدی به زندگی و نشاط و بهبود ندارد. دقیقا مثل پیری که انتظار مرگش را می‌کشد تا خلاص شود از بند‌های درد. کاش حداقل می‌آمدی و تکلیف دلم را روشن می‌کردی... چه کند؟ بتپد یا با اطمینان از این که تو نخواهی آمد بخوابد؟ |زهرا روحانی|

مرا به خاطر دل شکسته‌ام ببخش مرا که از ندیدن تو خسته‌ام ببخش اگر به انتظار تو نشسته‌ام هنوز به دیگری اگر که دل نبسته‌ام ببخش ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده‌ام اگر تو را نبردم از یاد ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته‌ام به آرزوی رفته بر باد...

دیگه چه تعریفی کنم از این پست‌راک...

Linkin Park Crawling (Official One More Light Live)

سلام، سلام ساکن قلب کوچک من... اکنون، با حالی زار و چشمانی گریان، در دقیقه‌ای نفرت انگیز و قلبی فشرده شده و نیمه جان، برایت قلم را به رقص در آورده‌ام... امروز ، روز تلخی است، روز روشنی که تاریکی قلبم در حال تصرف آن است، تاریکی که از گره‌های اخم پیله کرده بر پیشانی‌ات نشات میگیرد. حال، غم و اندوه بر قلبم رخنه کرده است و پاره پاره‌ی وجودم را به بند خود کشیده است، زیرا... زیرا که چشم رنگین من در غم به سر می‌برد. غمی که خود، با دستان خود به او هدیه کردم... آخ نازنین من، در ذهنم نیستی و نمیدانی درد کل وجودم را اسارت کرده و تنها مسکن‌ آن دیدن لبخند بر روی لبان توست که در دور دست ها زندگی می‌کنی... کاش می‌توانستم؛ کاش می‌توانستم غم و اندوه وجودت را برای خود بردارم تا مبادا با اندوه ریشه زده بر قلب سرخت، سر بر بالین بگذاری... در آخر، دوستت دارم دوستت دارم مخاطب نوشته های ننگینم... |تارا برزیده|

من آه شدم، ابر شدم، باریدم تو ولی با خبر از حال بدم، خندیدی...

غم ز هرکس رویگردان شد، به من آورد روی. Suicideticket