ru
Feedback
طلوع کرمل

طلوع کرمل

Открыть в Telegram

@Tolo_E_Carmel کانال «طلوع کرمل » کانالی متفاوت با برنامه هایی شامل: الواح و اثار الهی حکایت های صوتی ویس های نونهالان عزیز سرود و موسیقی و دکلمه برنامه های انگلیسی و عربی ویس و ویدیو های امری برنامه های ایام مخصوصه @Carmel1919 @sofi999

Больше
4 686
Подписчики
+124 часа
Нет данных7 дней
-1230 дней
Архив постов
AUD-20260922-WA0026.m4a1.37 MB

به یاد⁠ شهید امیر حسین نادری در سالروز شهادتش تاریخ تولد: اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۳ شمسی محل تولد: شهرستان یزد نام پدر: سید محمود نادری ، فرزند سید حسین قالیباف نام مادر: بانو قدسیه ملکوتیان ازدواج : سال ۱۳۴۸ شمسی با دوشیزه پری گلزاری از اعضای سومین محفل مقدس ملی ایران تاریخ شهادت: صبح روز دوشنبه ششم مهر ماه ۱۳۶۶ (بیست و هشت سپتامبر ۱۹۸۷) ‍ ‍ شهید امیر نادری از طرف پدر به سیّد یحیی دارابی (جناب وحید) و از طرف مادر به حاج ملّا عبدالغنی اردکانی نسبت داشت. هنگام تولد نامش را امیرحسین خان نهادند ولی او همیشه خود را امیر معرّفی می کرد. تحصیلات ابتدایی و متوّسطه را در یزد به پایان رساند و در دوران تحصیل همیشه شاگرد اوّل بود. همزمان با دروس مدرسه معلومات امری خود را نیز در کلاس های درس اخلاق آن زمان ادامه می داد. سپس در حضور مبلّغینی چون جناب فاضل یزدی، جناب عبّاس محمودی، آقای سعید رضوی و جناب اشراق خاوری به کسب معلومات پرداخت. در فعالیت های امری جوانی بسیار کوشا بود. در زمانی که به علّت تضییقات شدید کسی حاضر نبود حظیرة القدس بزرگ یزد را نگهداری کند، بنا به دستور محفل مقدّس روحانی یزد، والدینش مأمور شدند که در آنجا سکونت کنند او همراه پدر و مادر در نگهداری، باغبانی، گل کاری و سایر امور مربوطه در حظیرة القدس و مسافرخانه امری یزد خدمت می کرد. پس از پایان تحصیلات متوسّطه برای ادامه ی تحصیل به طهران آمد و سپس برای دوره ی عالی عازم بیروت گردید. پس از اخذ درجه ی مهندسی بهداشت به طهران بازگشت و در وزارت بهداری مشغول خدمت شد. چون سکونت در طهران را موافق با مصالح امری نمی دانست تقاضای انتقال نمود و محلّ خدمت کرمانشاه تعیین شد و روانه ی آن دیار گردید. در آنجا نیز لحظه ای از خدمت باز نمی ایستاد. مجدّداً به طهران و اداره ی بهداشت منتقل گردید. همزمان در مؤسّسه ی عالی حسابداری ثبت نام کرد و پس از چهار سال به اخذ لیسانس در رشته ی حسابداری صنعتی موفّق شد. بلافاصله به سمت استادی استخدام گردید و به تدریس حسابداری پرداخت. سپس در وزارت فرهنگ و هنر به سمت کارشناس بودجه استخدام شد و انجام وظیفه نمود و به علّت لیاقت و صداقت شغل معاونت وزیر را به او پیشنهاد نمودند، ولی چون به اعتقاد خود آن را مخالف با مصالح امری می دانست قبول ننمود و در ردیف یکی از صدیق ترین کارمندان عالی رتبه ی آن وزارت باقی ماند. چون به رشته ی کامپیوتر علاقه داشت، آن را تحصیل نمود و متخصّص گردید. در ایّام انقلاب ایشان نیز مثل سایر بهائیان از کار بر کنار شد و از آن تاریخ به بعد تمام وقت خود را صرف تشکیلات امری نمود. به همین جهت تحت تعقیب مأمورین دولتی قرار گرفت اما در آن شرایط همچنان به ادامه خدمات خود مشغول بود. بالاخره در روز ۲۱ شهریور ماه ۱۳۶۳ (دوازدهم سپتامبر ۱۹۸۴) در یکی از پارک های شهر، در حالی که با یکی از دوستان مشغول مشاوره در امور امری بود ، دستگیر شد و مدّت سه سال و شانزده روز در زندان های اوین و گوهردشت شکنجه های بی رحمانه ای را مانند سایر دوستان خود تحمّل کرد. غروب روز یکشنبه پنجم مهر ماه ۱۳۶۶ (بیست و هفتم سپتامبر۱۹۸۷) پس از مدّت مدیدی بی خبری، امیر به منزل خود تلفن نمود و از حال همگی جویا شد. در وهله ی اوّل اهل منزل باور نکردند که این صدای خود امیر است. با همه فرد فرد صحبت کرد و خوشحالی و سلامتی خود را ابراز داشت. به همه گفت حالم خوب است، از طبقه ی پائین به بالا آمده ام و لباس های نوی خود را پوشیده ام. همسرش به گریه افتاد، امیر وی را تسلّی داد و گفت نگران من نباشید، در محبّت یکدیگر استقامت نمایید. خدا یار و مددکار شما باشد. بالاخره پس از ۱۱۱۱ روز تحمّل همه نوع عذاب و شکنجه در ششم مهر ماه سال ۱۳۶۶ او را شهید نمودند. متن فوق: تلخیصی از نوشته بانو ناطقه دبستانی مندرج در عندلیب شماره ی ۲۷ تصویر شهید نادری:⬇️ https://t.me/AlbomeTasavireAmri/895 https://t.me/Tolo_E_Carmel

✨✨✨✨ اسم اعظم اجرایی دلنشین با صدای هنرمند گرامی آقای شوقی طبیانی شاعر: حافظ نوازنده کلارینت‌: ایمان جعفری_ پویان میکس و مستر مسرور_شیدایی مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم https://www.youtube.com/watch?v=_gQWY7B_UKg https://t.me/NourMusic  https://t.me/tolo_e_carmel

⁠ ⁠ آخرین روز از آخرین ماه فصل تابستان سال ۱۴۰۵ بیایید با هم به استقبال 🍁پاییز🍁 رویم. آخرین روز از آخرین ماه فصل تابستان (در بسیاری از کشورها) را در حالی سپری می کنیم که همچنان دست ها را به سوی پروردگار بلند کرده و برای شفای بیماران در سراسر عالم بخصوص در کشور عزیزمان ایران، آزادی مسجونین بی گناه از زندان و آسایش و صلح برای دنیای پرآشوبمان دعا کرده و امیدوار باشیم که نیمه دوم سال را با روزهای بهتر آغاز کنیم. 🍁پاییز آمد🍁سروده‌: سعید سلطانپور 🍂پاییز آمد 🍁در میان درختان 🍂لانه کرده کبوتر 🍁از تراوش باران می‌گریزد 🍂خورشید از غم 🍁با تمام غرورش پشت ابر سیاهی 🍂عاشقانه به گریه می‌نشیند 🍁من با قلبی به سپیدی صبح 🍂با امید بهاران 🍁می‌روم به گلستان 🍂همچو عطر اقاقی 🍁لابلای درختان می‌نشینم 🍂باشد روزی به امید بهاران 🍁روی دامن صحرا لاله روید 🍂شعر هستی بر لبانم جاری 🍁پر توانم آری 🍂می‌روم در کوه و دشت و صحرا 🍁ره‌پیمای قله‌ها هستم من 🍂راه خود در توفان 🍁در کنار یاران می‌نوردم 🍂دارم امید که دهد روزی سختی کوهستان 🍁بر روان و جانم 🍂پاکی این کوه و دشت و صحرا 🍁باشد روزی برسد به جهان شعر هستی بر لب 🍂جان نهاده بر کف 🍁راه انسان‌ها را در نوردم 🍂ره‌پیمای قله‌ها هستم من 🍁راه خود در توفان 🍂در کنار یاران می‌نوردم 🍁در کوهستان یا کویر تشنه 🍂یا که در جنگل‌ها 🍁رهنوردی شاد و پر امیدم 🍂شعر هستی 🍂بودن و کوشیدن 🍁رفتن و پیوستن 🍂از کژی بگسستن 🍁جان فدا کردن در راه حق (خلق) است. https://youtu.be/Q-z7qQIfz0A لینک فوق اجرایی از ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی در کنسرت صلح پاریس و توسط گروه کر محمدرضا علیقلی(سال ۲۰۱۳) می باشد. https://t.me/tolo_e_carmel

‍ 💐🌷 شعر «در ره عشقت ای صنم» با صدای بانو ماهرو درخشانی در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم  چند مغایرت کنی، با غمت آشنا منم پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای  از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم شیر تویی، شکر تویی، شاخه تویی، ثمر تویی  شمس تویی، قمر تویی، ذره منم، هبا منم شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بیا  رسته ز کبر و از ریا، مظهر کبریا منم نخل تویی، رطب تویی، شاهد نوش لب تویی  خواجه ی با ادب تویی، بنده ی بی حیا منم شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بیا  رسته ز کبر و از ریا، مظهر کبریا منم کعبه تویی، صنم تویی، دیر تویی، حرم تویی  دلبر محترم تویی، عاشق بینوا منم طاهره خاک پای تو، مست می لقای تو  منتظر عطای تو، معترف خطا منم شرح حال جناب طاهره، تذکره شعرای قرن اول بهائی جلد سوم صفحه ۶۲ ⬇️ http://www.bahailib.com/pdf/280.pdf طاهره قرةالعین نوشته جناب حسام نقبائی⬇️ https://www.donyayebahai.org/sites/default/files/resource_center/Other%20Authors/Tahereh-Ghoratol-Eyn/Tahereh-Ghoratol-Eyn.pdf https://youtu.be/kZ7JIX51pyY?si=sqBX-7mq3dyX315O https://t.me/Tolo_E_Carmel

شعری از جناب ورقاء الله اكبر الله ابهی الله أنور الله ابهی الله أبدع الله أمنع الله اطهر الله ابهی با جذبۀ روح با سُـور سُبوح گويـم مكرر الله ابهی ای گوش بشنو صوت هُوَ هُو وی چشـم بنگر الله ابـهـی كـنـز مُـفَـخَـم رَمــز مُـنَـمـنَـم سِّــرِ مُـقــدّر الله ابـهـی جـان مُـجّـسـم روح مُـكــرّم نـور مُـطّـهـر الله ابـهـی تا چـنـد جـويـم تا چـنـد گــويـم ذكـر تـو خـوشـتـر الله ابـهـی ورقـا بـگــو بـاز در گُلـشـن راز با رّنَِ مُــز مَــر الله ابـهــی الله اکبر الله ابهی الله اُنور الله ابهی الله اُبدع الله اُمنع الله اطهر الله ابهی با جذبهُ روح با سُور سُبوح گویم مکرر الله ابهی https://youtu.be/MUH3XWVGlOU?si=kFStLcnHjJDZR0I4 https://t.me/Tolo_E_Carmel

به یاد شهید «اردشیر اختری راد» فرزند شهید اختری راد در خاطره ای از چگونگی اطلاع از شهادت پدر چنین می نویسد: ….جهارشنبه به اوین رفتیم شمارۀ تلفنی به ما دادند، حدود ظهر به آن شماره زنگ زدیم. مردی گفت: "روز شنبه با یک وسیلۀ نقلیه به اوین بیائید". همان روز خبر شهادت جناب امیر حسین نادری را شنیدیم و به بهشت زهرا رفتیم. "شما چه نسبتی با ایشان دارید؟ پسرش هستم. -گفتید اسمش چه بود؟ -اردشیر اختری راد. بلی پروندۀ ایشان به اینجا آمده است ولی اینجا دفن نشده است". مرد میانه قامت جوانی بود که این را گفت، عینک نمره بالائی زده بود و ریش چند روزه ای داشت، به صورت من هم نگاه نمی کرد و با پرونده هائی که در دست بازی می کرد. لازم نیست توی دفاترتون نگاهی کنید؟ نخیر آقا! من اینکاره ام گفتم که پرونده شون اینجا آمده ولی همانجائی که مال خودتونه دفن شده (خاتون آباد را می گفت). شهادت واقع شده بود. او به صورت من نگاه نکرد. متشکرم مرسی، ما اینطور خبر شدیم. روز شنبه رفتیم اوین وسائل را دادند. رختخواب پیچ، دو ساک و یک بسته، اتهامات و حکم صادره را برایمان خواندند و وصیت نامۀ پدر را دادندو یک صفحۀ فتوکپی که چند سطری بالای آن حذف شده بود. مادر ساک ها را باز کرد، لباس ها، شلوارها، بلوز، کفش ... و حالش بد شد، خیلی بد. حق هم داشت اینها مال او بود. کسی که دوستش داشت و از او گرفته بودندش. …پدر آرزو داشتیم یک بار دیگر تو را ببینیم ... می دانم آرزو داشتی روز پیروزی را ببینی ... می دانم آرزو داشتی همراه یار و همسرت باشی. می دانم می خواستی تجربیات و خاطراتت را بنویسی و در اختیار تاریخ و مردم بگذاری. می دانم می خواستی در ساختن دنیای جدید همراه دوستانت و احبّاء باشی. می دانم می خواستی انسان ها را به گونه ای دیگر ببینی. می دانم پدر می دانم ... این سرزمین آرزوها نیست. این سرزمین خواستنی ها نیست. این سرزمین گذشتن است. اینجا سرزمین فداکاری است. سرزمین استقامت، سرزمین ایثار. پدر تو به حق پیوستی، به شیوا و کورش، عطا، کامران و هاشم ... مبارکت باد. دوست دارم با مرگ تو دنیا عوض شود، دوست دارم مرگ تو بر دوستان غیر تأثیر بگذارد. دوست دارم شهادتت شور خدمت به بشریت را در (انسان ها زنده) کند ... دوست دارم نام شماها چون بزرگان علم و ادب باقی و برقرار بماند... - دوست دارم خلق بدیعی ظاهر شود ... تاریخ از این رفتن ها بسیار دیده است، اما رفتن شما فرق دارد، شاید شما برای اولین بار در تاریخ است که برای اثبات یک عقیده بی آنکه هیچ بدی کرده باشید، مظلومانه، مظلومانه، مظلومانه شهید شدید ... https://t.me/Tolo_E_Carmel https://t.me/ شرح حالی مختصر از شهید:⬇️ AlbomeTasavireAmri/3513

photo content

هواللّه ای پاک یزدان من، این یاران باوفا مفتون روی تواَند و مجنون موی تو و سرگشتهٔ کوی تو و تشنهٔ جوی تو. نظر عنایتی فرما و موهبتی مبذول دار که هر دَم، روحی جدید یابند و حیاتی بدیع خواهند. به وصایا و نصایح تو پردازند و درس عشق و مَحَبّت بیاموزند و به موجب تعالیم رحمانی، روش و سلوک نمایند. ای خدای مهربان، این بندگان از بی وفایان جفا دیدند و در هر روزی بلایی کشیدند و تحم‍ّل مشقّت های بی پایان نمودند و صبر و تحمّل کردند و زبان به شکرانه گشودند و از شدّت مَحَبّت گریستند و خندیدند و در نهایت سرور و بَشاشت، آتش ظلم و ستم را گلزار و گلشن یافتند. چون غنچه شکفتند و مانند گل جلوه نمودند. ای خداوند یکتا، این نفوس مطمئنّه را جام عطا بخش و این قلوب راضیهٔ مرضیّه را نشئهٔ صهباء احسان کن تا یاد کمال و جمالت باده گردد و به نغمه و ترانه پردازند و سامعین را فرح و ولَه بخشند و طالبان را به جذب و طرب آرند. جام عشق به دور آرند و بادۀ سرور و شادمانی ابدی بنوشند و بنوشانند. خدایا، این مستمندان را توانگر فرما و این مظلومان را ارجمند کن و این سرگشتگان را سر و سامانی ده و این محزونان را سرور ابدی بخش. تویی مقتدر و توانا و تویی بخشنده و مهربان. ع ع مناجات‌های حضرت عبدالبهاء صفحه ۲۱۶. مناجات شماره ۳۰۹ چاپ آلمان  https://t.me/Bahainoorlibrary/5930 https://youtu.be/xE96Tf_zJxY?si=eMoyNcpCZJc9wZrR https://t.me/Tolo_E_Carmel

Repost from طلوع کرمل
ویدیوی فوق: «ای عزیزان یک خبر از حلقه یاران رسید» شعری در رثای جناب عطاءالله رضوانی: https://youtu.begNP9F8GcOqM https://t.me/Tolo_E_Carmel

پرواز روح ». 🕊️🕊️ بار دیگر اجرائی دلنشین از خانم کتی ایواوغلی. کتی عزیز مدتی پیش، ترانه‌ای از موسیقی‌دان بهائیِ اهل السالوادور، هکتور دِ پاز، را می شنود همان کسی که حدود چهل سال است که استعداد و توانایی موسیقایی خود را در خدمت بشریت به کار گرفته و با آفرینش و اجرای ترانه‌هایی با الهام معنوی، این مسیر را ادامه داده است. با شنیدن این ترانه جمله‌ای از ترانهٔ این خواننده در ذهنش طنین‌انداز می شود: «می‌خواهم آن پرنده‌ای باشم که زیبایی ابهی را می‌خواند.» در این وقت کتی تصمیم به اجرایی دلنشین می گیرد با شعر زیر: می‌خواهم آن پرنده‌ای باشم که زیبایی ابهی را می‌خواند. می‌خواهم پروانه‌ای باشم که گردِ نور بهاء می‌گردد. می‌خواهم مانند بلبل باشم که برای گل سرخ می‌خواند و آنچه را که دنیاست، بتوانم فراموش کنم. می‌خواهم مانند کوه باشم، عشق ما. می‌خواهم رودخانه‌ای باشم که برای رفع تشنگی جاری می‌شود. می‌خواهم نور افروخته‌ای باشم تا بتوان آن را چشید. اعمال انجام‌شده، پیروزی‌ها به دست آوردن. به خاطر عشق تو، دنیا را فراموش کردن. در سراسر زمین، نور تو را جاری کردن. وارد صخره شدن و سپس عبور کردن. بر خاک با حقیقت گام نهادن. می‌خواهم مانند کوه باشم، عشق ما. می‌خواهم رودخانه‌ای باشم که برای رفع تشنگی جاری می‌شود. می‌خواهم نور افروخته‌ای باشم تا بتوان آن را چشید. اعمال انجام‌شده، پیروزی‌ها به دست آوردن. به خاطر عشق تو، دنیا را فراموش کردن. در سراسر زمین، نور تو را جاری کردن. وارد صخره شدن و سپس عبور کردن. بر خاک با فروتنی بسیار گام نهادن. می‌خواهم باشم…؛؛ برای تماشای اجرای کتی عزیز به لینک زیر مراجعه فرمایید؛⬇️ https://youtu.be/Bb2u1hjdKWg?si=li9H1itPwtH3iaHz https://t.me/Tolo_E_Carmel

۱۹ آگوست روز جهانی عکاسی عکاسی یکی از مهمترین اختراعات بشر در قرن نوزدهم بوده است. از آن هنگام که لوئی داگر در پاریس تابستانی فرایند خود را علنی نمود تا امروز، عکاسی راه درازی آمده است؛ تغییرات زیادی به خود دیده و روز به روز بر ضریب نفوذش در میان مردم و جوامع افزوده شده است. عکاسی یعنی ثبت و ایجاد یک تصویر؛ عکاسی دارای سه جنبهٔ علمی، صنعتی و هنری است؛ به‌عنوان یک پدیدهٔ علمی متولد شد، به‌شکل یک صنعت گسترش یافت و به عنوان هنر تثبیت شد. عکاسی توسط یک فرد کشف و تکمیل نشده‌است، بلکه نتیجهٔ تلاش بسیاری از افراد در زمینه‌های مختلف و اکتشافات و نوآوری‌های آنان در طول تاریخ است.   تاریخچه‌ی نامگذاری روز جهانی عکاسی (۱۹ آگوست) قدیمی‌ترین عکس ثبت شده در تاریخ عکاسی تصویری است که نیسفور نیپس، اشراف‌زاده‌ی فرانسوی در سال ۱۸۲۶ با فرایندی که خود آن را هلیوگرافی نامید از چشم‌انداز پنجره‌ی اتاقش گرفت. چند سال بعد یک فرانسوی دیگر به نام لوئی داگر در سال ۱۸۳۷ به فناوری‌ای دست یافت که تصویری مثبت، مستقیم و پایدار بر صفحه‌ی نقره‌اندود ثبت می‌کرد. او فناوری خود را داگروتیپ نامید که در تاریخ عکاسی بعنوان نخستین شیوه‌ی عملی ثبت تصویر شناخته می‌شود. این فرایند اصلاحات و تغییراتی کرد تا اینکه در ژانویه ۱۸۳۹ آکادمی علوم فرانسه داگروتیپ را بعنوان یک اختراع فنی به ثبت رساند. ولی چند ماه بعد دولت فرانسه که به اهمیت این اختراع پی برده بود با تخصیص مقرری ماهانه برای داگر و شریکش، که فرزند نیپس بود، از آنان خواست که در یک گردهمایی در پاریس در ۱۹ آگوست ۱۸۳۹ جزئیات فنی داگروتیپ و چگونگی کارکرد این فرایند را برای عموم شرح دهند. دولت وقت فرانسه، در آن روز، اختراع جدید یعنی «عکاسی» را بعنوان هدیه‌ای رایگان به تمام جهان اعلام نمود و این نخستین رونمایی عکاسی برای عموم مردم بود؛ یعنی نقطه‌ی آغاز رشد این فن و هنر در جهان. پیشنهاد نامگذاری ۱۹ آگوست – زمان نخستین رونمایی عکاسی برای عموم - بعنوان روز جهانی عکاسی نخستین بار توسط انجمن‌های عکاسی در آمریکا اعلام شد ولی شورای عکاسی بین‌المللی هند در سال ۱۹۹۱ نخستین نهادی بود که این روز را رسما بعنوان روز جهانی عکاسی جشن گرفت و از آن هنگام تا امروز هر سال کشورهای بیشتری این تاریخ را بعنوان «روز جهانی عکاسی» در تقویم‌های خود ‌گنجانده‌اند. بطوری که هر سال این رویداد نسبت به سال گذشته در گستره‌ی بزرگتری برگزار شده است…. دنباله متن فوق را در سایت بیتویه مطالعه فرمایید. https://youtu.be/RcE9LrDvUK8 https://t.me/Tolo_E_Carmel https://youtu.be/RcE9LrDvUK8

Repost from طلوع کرمل
⁠ ⭐️اخلاق، میزان حقّ و باطل⭐️ برنامه ای از کانال «گل مستور» حضرت ولی‌امرالله می‌فرمایند: «الیوم اساس اعظم و میزان اکمل و اتّم و فارِق بین حقّ و باطل اخلاق است نه اقوال هر حزبی که دارای آن باشد مؤیّد است و مِنْ لَدَی الْحَقّ و هر طائفه ای از آن محروم باطل است و از فضل و تأیید الهی ممنوع. نام و نشان دلیل و برهان اگر مویّد و تؤام به حُسن روش و سلوک و اخلاق طیّبه مرضیه نباشد در این عصر مذموم و مطرود جهان و جهانیان است و حسن اخلاق، کمالات و مظاهرش،حسن سلوک و رفتار و یگانگی و الفت و اتحاد و اتفاق و حُسن معاملات در جزئیّات و کلّیّات و تعاون و تعاضدِ مستمرّیِ صمیمی و محبت و خلوص نیت و صفای قلب و طهارت نفْس و صداقت و امانت ما بِهِ الامتیاز یاران است چه که این صفات ممدوحه که اهل عالَم از آن غافل و محجوبند اولین و آخرین دلیل مُقنع و برهان کافی لامع این آئین الهی است.محک تجربه است و یگانه ممیّز بهائیان از سائر طوائف و اُمم. مقصد اصلی عموم انبیاء و رسل است و یگانه مقصود و مطلوب و منتها آمال و آرزوی حضرت اعلی و جمال ابهی و حضرت عبدالبهاست.» 📚توقیعات مبارکه، جلد اول، صفحه ۱۸۹ گلزار تعالیم بهائی، صفحات ۹ و ۱۰ معانی لغات: 📍الیوم: امروز 📍اعظم: بزرگتر(ین)، عظیم تر(ین)، فخیم تر(ین)، بسیار بزرگ و عظیم و شریف 📍اکمل: کامل تر (ین)، تمام تر (ین) 📍اتّم: کامل، کامل تر 📍فارق: جدا کننده، فرق گذارنده، آنچه یا آنکه بین حق و باطل فرق گذارد و آنها را از هم جدا نماید 📍اقوال: سخن ها، گفتارها، عقائد و نظریات 📍مِن لَدَی الْحَقّ: از جانب خداوند 📍سلوک: رَوِش، رفتار، سازش 📍طیّبه: بهترین و خوبترین از هر چیزی 📍مرضیه: پسندیده، مورد رضایت 📍مذموم: نکوهیده، مَذَمَّت کرده شده، بد و زشت. 📍مطرود: طَرد شده، رانده شده 📍ما به الامتیاز: فرق، آنچه که موجب تفاوت و تمایز چیزی از چیز دیگر گردد. 📍ممدوح: ستوده شده، در فارسی به معنای خوب و پسندیده 📍مقنع: قانع کننده 📍لامع: درخشنده، تابنده، تابان 📍ممیّز: تمیز دهنده، جدا کننده برگرفته از کانال «گُل مَستور»:🔽 https://t.me/Gol_e_Mastour/276 https://t.me/Tolo_E_Carmel

Repost from طلوع کرمل
⚜️زمین این جا صفای آسمان دارد ⚜️⚜️⚜️زمین این جا شکوه جاودان دارد ⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️فضا از وجد لبریز است ⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️نسیم گل دل آویز است ویدیوی فوق توسط یکی از زائرین فیلمبرداری شده. او از اولین لحظاتی که به زیارت در ارض اقدس نائل شده و از زمان گذر از خیابان ها تا رسیدن به کوه کرمل را فیلمبرداری کرده و احساسات خود را با دیگران در آن ساعات تقسیم کرده است. تماشای این فیلم هم برای آن افرادی که موفق به زیارت ارض اقدس شده اند دیدنی است چرا که یادآور خاطراتشان در آن دیار جانان است و هم برای آن عزیزانی که تا به حال قدم به آن اراضی نگذاشته اند چون که این فیلم خود یک زیارتی بس تأثیر گذار میباشد. https://t.me/Tolo_E_Carmel

Repost from طلوع کرمل
⁠ یک عکس و دنیایی درد عکسی از خانم طاووس پمپوسیان در روز شهادت دخترش «سیمین صابری». ▪️▪️بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ عکسی را که در زیر مشاهده می فرمایید متعلق به مادر یک شهید است و مربوط به روزی است که دختر معصوم و بی گناهش به دار آویخته شده، در چهره اش دردی بی انتها دیده می شود و غمی عظیم. عکسی که هر دلی را به درد می آورد. تصویری که اشک بر چشم هر بیننده می آورد، حالت غم در سیمای این مادر، تا اعماق قلب و روح و استخوان های بیننده تأثیر می گذارد و بی اختیار این کلام از کتاب قرآن به یاد می آید که: ▪️✨ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟ ✨▪️ (آن بی گناهان) به چه جرم و گناه کشته شدند؟! در روایتی از امام باقر در تفسیر آیه «وَ إِذَا الْمَوْوُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (۱) آمده است: « الْمَوْءُدَةُ کسی است که در راه محبت و ولایت ما کشته شود.» و این مربوط به امام حسین است. «به راستی گناه امام حسین علیه السلام چه بود که باید این چنین خود و خانواده و یارانش کشته می  شدند و به اسارت گرفته می  شدند؟! آن گاه که امام حسین تمام یاران خود را از دست داد و برای جنگ آهنگ دشمن نمود، برای آخرین بار جهت اتمام حجت خطاب به آنان فرمود: «واى بر شما! چرا با من مى جنگید؟ آیا سنّتى را تغییر داده ام؟ یا شریعتى را دگرگون ساخته ام؟ یا جرمى مرتکب شده ام؟ و یا حقّى را ترک کرده ام؟» اما دشمن لجوج و کینه ای با کمال وقاحت خطاب به امام گفتند: «اِنّا نَقْتُلُکَ بُغْضاً لِاَبِیک؛ ما به خاطر کینه اى که از پدرت به دل داریم، با تو مى جنگیم و تو را مى کشیم.» اما همه خوب می دانستند که: «گناه امام حسین این بود که عاشق و دل باخته ی خدا بود! مگر نه این است که شهدای امر الهی همگی بدینگونه هستند. از جان و مال و عزیزان می گذرند چرا که: تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود              اندر ره عشق و عاشقی بر نشود آری، در مسلخ عشق جز نکو را نکشند! یک بار دیگر به این تصویر نگاه کنیم این بار زنی را می بینیم که شاید در فکرش این سؤالات تکرار می شود که چرا با دخترم چنین کردید؟ آیا شریعتى را دگرگون ساخت؟ یا جرمى مرتکب شد؟ و یا حقّى را ترک کرد؟ مادری که دردی عظیم بر سینه اش نهاده اند اما خوب می داند که روح پاک فرزند عزیزش در اعلی مرتبه در ملکوت مأوی گزیده و از مقربین درگاه الهی است و مصداق این بیان حضرت عبدالبهاء گشته که می فرمایند: «…آن فرشته خو و ماهرو و مشكبو آهنگ كوی دوست نمود و چنان در انجمن عاشقان و فدائيانِ رحمن رخ برافروخت كه در بارگاه قدس شمعِ انجمن گرديد و مانند گل، چهره افروزِ گلشن و چمن گشت؛ از خاصانِ حقّ شد و به خلوتگاه الهي راه يافت. تو نيز پی او گير تا موهبت بی پايان يابی و حيات جاودان جویی…(۲) ۱- سوره تکویر آیه ۹ ۲- آیات بینات صفحه ۴۳۳ https://t.me/Tolo_E_Carmel

بگوئيد : ای اهل عالم ، انصاف کجا رفته ؟ عدل چه شده ؟ آيا بصر و سمع از اهل مداين علم و حکمت محو گشته يا معدوم شده ؟ اگر موجود است چرا خود را از مقام اعلی و رتبه عليا و مقرّ اسنی منع نموده‌اند و محروم ساخته‌اند ؟ هر يوم آيات الهی به مثابه غيث هاطل نازل و هر ليل کتابی از امّ الکتاب ظاهر. اگر دعوی ايمان ننمائيد بأسی نبوده و نيست . مع تمسّک به حجج قبل و براهين بعد و تشبّث به آيات الهی و مظاهر لايتناهی چه شده از حجّتی که جميع حجج نزدش خاضع و برهانی که جميع براهين نزدش خاشع اعراض کرده‌ايد و انکار نموده‌ايد ؟ ای معشر علما ، به اسم حقّ بر مسند عزّت جالسيد و به ذکرش پيشوای خلق شده‌ايد و لکن از او غافل و معرض . تا کی در فراش غفلت مرده مانده‌ايد و به حبل انکار متمسّکيد ؟ يوم ، يوم اقرار است و يوم ، يوم اقبال . بگذاريد اوهامات و ظنون را و با افئده مقدّسه منزّهه به وجه اللّه توجّه نمائيد ، لَعَمر محبوبی و محبوبکم لِوجه اللّه گفته می شود و محض محبّت القا می گردد . حاضر شويد و در هر يوم کتابی طلب نمائيد لِيَظهَرَ لکم ما مُنِعتم عنه باوهامکم و تُشاهدون ما تَحَوَّلَت عنه ابصارکم و تَسمَعون ما غَفَلَت عنه آذانُکم . آيا اگر اين بحر و امواجش انکار شود و اين شمس و انوارش مستور گردد به چه امری متمسّکيد و به چه حجّت و برهانی متشبّث ؟ لَعَمر ربّی و ربّکم ليس لاحدٍ مأمن ..... الّا بهذاالامرِ الّذی اَشرَق مِن افق مشيّة ربّنا و ربّکم .... آيات الهی جلد دوم صفحه ۳۰۱ https://t.me/tolo_e_carmel