چلیپا
Открыть в Telegram
http://t.me/chellippa کانالی متفاوت پرازشعرهای زیبا و کلیپ های پرمعنا وشاد
Больше424
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+730 дней
Архив постов
424
درود
صبح را آغاز می کنیم
با یگانه خدایی
که در دلهای ماست
و در اعماق وجودمان منزل دارد
خدای عاشقی که
هر روز عشق را
ترویج می کند برکل جهان
🌸درود صبح سه شنبه دوم دی ماه تون بخیر و شادی
🌸امروزتون سرشار از مهر خدا
@chellippa
424
اعتراف تکاندهنده معلم پیری که باعث شد شاگرد قدیمیاش زانو بزند و زار زار گریه کند...😭
سالها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گرانقیمت یکی از دانشآموزان ثروتمند گم شد. دانشآموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!»
معلم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد.
معلم که نمیخواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت:
«همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیبهای شما را یکییکی میگردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند.»
دانشآموزان اطاعت کردند. در میان آنها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس میلرزید و عرق سردی بر پیشانیاش نشسته بود. او میدانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه میرود، از مدرسه اخراج میشود و دیگر نمیتواند سرش را بالا بگیرد.
معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا اینکه به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد.
پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت!
او تمام جیبهای دانشآموزان را تا نفر آخر گشت.
سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون اینکه نامی از دزد ببرد.
آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنیدار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است.
سی سال گذشت...
آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت:
«استاد، مرا میشناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدید و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی میکردید، آیندهام تباه میشد. میخواستم بپرسم چطور توانستید آنقدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟»
معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جملهای گفت که مرد را همانجا روی زمین میخکوب کرد:
*پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمیدانستم ساعت را تو برداشتهای! چون من هم موقع گشتن جیبهایتان، چشمانم را بسته بودم...*
مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند...
نتیجه اخلاقی:
پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست.
تربیت کردن فقط با *نصیحت* نیست، گاهی با *ندیدن و گذشتن* است.
*اگر خطای کسی را دیدی و آبرویش را نبردی، آن وقت ادعای انسانیت کن.*
یک تلنگر زیبا:
بیایید امروز عهد ببندیم اگر رازی از کسی فهمیدیم یا لغزشی دیدیم، *صندوقچه اسرار باشیم، نه بلندگوی رسوایی.* شاید آن یک خطا، تمامِ حقیقتِ آن آدم نباشد.
اگر این داستانِ معلم بزرگوار، به قلبت نشست، آن را به اشتراک بگذار تا یاد بگیریم چطور پوشاننده عیب های دیگران باشیم.
https://t.me/chellippa
424
واقعاً اصفهان و اصفهانیهای عزیز، سزاوارِ این زیبایی در قلب دیار زندهرود به صورتی پایدار هستند.
@chellippa
424
این 15 عمل را رها کن تا شاد باشی:
1. همیشه حق با تو بودن را رها کن
2. نیاز به کنترل کردن را رها کن
3. سرزنش کردن را رها کن
4. افکار مبارزه گرانه خود را رها کن
5. باورهای محدود کننده خود را رها کن
6. شکوه و شکایت را رها کن
7. قضاوت کردن را رها کن
8. نیاز به تحت تاثیر قرار دادن دیگران را رها کن
9. مقاومت در مقابل تغییر را رها کن
10. برچسب زدن ها را رها کن
11. ترسهایت را رها کن
12. بهانه هایت را رها کن
13. گذشته را رها کن
14. وابستگی هایت را رها کن
15. زندگی کردن بر طبق خواسته های دیگران را رها کن.
#دیپاک_چوپرا
https://t.me/chellippa
424
به کجا چنین شتابان؟!
آنجا یک قهوه خانه بود ...
اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای، چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟!
عجله، همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه ی رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام ...
#محمود_دولت_آبادی
https://t.me/chellippa
424
از گابریل گارسیا پرسیدند: اگر بخواهی کتابی صد صفحهای درباره امید بنویسی، چه مینویسی؟
گفت ۹۹ صفحه رو خالی میذارم صفحه آخر، سطر آخر می نویسم: یادت باشه دنیا گرد است، هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی. زندگی ساختنی است، نه ماندنی، بمان برای ساختن، نساز برای ماندن...
منتظرنباش کسی برایت گل بیاورد، خاک را زیر و روکن، بذر را بکار، از آن مراقبت کن، گل خواهد داد...
https://t.me/chellippa
424
عقابکوه ، یکی از دیدنی ترین کوه های استان یزد است که در شهرستان تفت روستای فراشاه ( اسلامیه ، خوراشه ) قرار دارد
این پدیده طبیعی منحصر به فرد با شماره ۳۴۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
@chellippa
424
داخل مقبره شاعر صوفی ایرانی بابا طاهر، همدان - ایران. او در قرن یازدهم میلادی میزیسته است.
@chellippa
424
بهترین حس دنیا هم تعلق میگیره
به وقتی که ناراحتی ولی ...
یکی رو داری که می بینی داره
تموم سعیش رو میکنه
تا دوباره خوشحالت کنه ...
@chellippa
424
آغاز پادشاهی دی ماهی ها و
شروع اولین روز از فصل زمستان برعاشقانبرف وسرمامبارک🌹
https://t.me/chellippa
