ru
Feedback
𝗣𝗮𝗿𝗮𝗱𝗼𝗫𝗶𝘀𝘁 | 𝐃𝐚𝐰𝐧 𝐀𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐃𝐮𝐬𝐤 🪽

𝗣𝗮𝗿𝗮𝗱𝗼𝗫𝗶𝘀𝘁 | 𝐃𝐚𝐰𝐧 𝐀𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐃𝐮𝐬𝐤 🪽

Открыть в Telegram

یک پارادوکس به‌وجود می‌آید وقتی می‌پرسیم: " آیا کلمه 'خودناتوصیف' خودناتوصیف است؟ " اگر باشد ، چنین نیست. اگر نباشد ، هست. @Dark_Grp 👥🗨️ ‌𝐒𝐢𝐧𝐜𝐞 𝟐𝟎𝟏𝟗 ‌ 𝐄𝐱𝐢‌𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 𝐟𝐨𝐫 𝐄𝐱𝐢𝐭𝐢𝐧𝐠 «زمان بازنشر ما را یاد کنید» ©️ ‌ ‌

Больше
2 182
Подписчики
-124 часа
+357 дней
+8830 день
Архив постов
Repost from R&M Unity Lists
🚨R&M Unity represents: 🎼Get the best of Rock & Metal 🔊One folder for all. Add them Now! 💿 Все Rock & Metal каналы в одном
🚨R&M Unity represents: 🎼Get the best of Rock & Metal 🔊One folder for all. Add them Now! 💿 Все Rock & Metal каналы в одном месте. 🎶یک فولدر برای تمامی سبکهای راک و متال 🔊🎼🎅🎶🎵🚨

Sadness - I will always love you.mp324.02 MB

خورشیدکم غروبت بسی طولانیست... روزها گذشت و من در خیالِ خام آشفته‌ی خوش خیالی، پوچ و خالی شدم، مستحق فراموشی و محنت. واژه در استخوانم شکست. آنقدر خودت باشی که تمایز نقاب و چهره‌ت برایشان دشوار است. کدام؟ که؟ چرا در فصل آخر هم بیخیال این لکنت کلیشه‌ای نمی‌شوی؟ میخواهی چه بگویی؟ نویسنده استعفا داد، اصلا مرد! یا اصلا وعده‌های پوشالی بده. میخواهی بدانند به نوشتن ادامه می‌دهی اما نشر نمی‌دهی؟ مهم نیست. چند صد قطعه موسیقی دیگر می‌خواهی روی میز بچینی؟ چند ده هزار دقیقه موسیقی کافیست چند صد هزار کلمه کافیست. آنچه کافی نیست تویی! از اینجا برو، این پیچ و تاب تو را خسته نموده‌. انسانک بیچاره نه آهی و نه راهی. فروپاشی هنری روانت را جشن گرفتی. در عین خمودگی رقصیدی و رقصاندی. تو جنگیدی اما نتیجه باخت بود. برنده‌ها می‌میرند، بازنده‌ها مشغول زندگی. آفرین به همه دستی بزن و مثل کاندیدای شکست خورده‌ای که فکر می‌کند ارزش شعبده‌هایت را داوران احمق نمی‌دانند از استیج خارج شو. جاودانگی همین است. شبی نوشتی و روزها می ماند. گناه طبیعت تویی، تو ای انسان فریب‌خورده‌ی فریبنده. حال صحنه خالی از نمایش تک‌نفره‌ی مالیخولیایی من است. سنگینی سکوت روی وزن صداها می‌افتد. برگی از درختی می‌افتد و سونامی خاطرات یک حیات به راه می‌افتد. دوگانگی‌ها میچرخند و نه روز به شب می‌رسد نه الکترون به پروتون و نه عاشق به معشوق. همه‌اش این فاصله‌ی خواستن تا نرسیدن است گویی. استعارات و منظورها می‌شکنند و درونشان چیست جز عشق؟ اما عشق چیست؟ نه تصاحب و تملک، بلکه خواستن نیکی برای همه کس و همه چیز. اما نه تو آنقدرها عاشق پیشه‌ای نه جایی برایت میان محفل عاشقان. به کجا تعلق داری؟ به درون من. به همینجا ما یکی هستیم یک دوگانه‌ی متناقض که اگر فاصله‌ی میان این من و آن من از بین رود دیگر نه تویی می‌ماند و نه من و من پرده‌ی میانتان که کنون افتاده‌ام. لحظه‌ی لقاح خورشید و ماه صلح میان ضد و ضدِضد آرامش میان دو طوفان آن نامِ بی‌نشان زیر نامه‌ی بی‌مخاطب من آن فروپاشی هسته که از سکون به ستوه آمده آن فصلی که نه سرما معنایی دارد و نه گرما زمانی از شبانه‌روز که نه شب است و نه روز همان حرف میان تمام این حروف که گفته نشد آن هرگز که بالاخره از راه رسید. کودک پیری که شگفتی خلقت را به تجربیاتش تقلیل داده و سر در گریبان فرو برده‌ست. جمله‌ای که زیر اقیانوس هجویات مدفون گشته. آن سکوت مقدسی که شکسته شد و طنینش جهان را به لرزه درآورد‌. بادی که دیگر نمی‌وزد. آتشی که حال ایستا و جامد است. جهان گرداگرد سرم می چرخد و مرکز دنیا مرا به جایی دیگر می‌راند. رد پاهایم در جاده‌ی مذاب منتهی به سفیدی خالص می‌ماند و این چهره‌ی ترس من است. دیگر از هرآنچه هست می‌ترسم و آنچه نیست چاره‌ی گشایش این گره‌ها. از جنگ‌ها می‌ترسم، از جنگل‌ها می‌ترسم، از شهر‌ها می‌ترسم، از آدم‌ها می‌ترسم، از تلفن‌ها میترسم، از آیینه می‌ترسم، از آهن‌ها از پول‌ها از لباس‌ها می‌ترسم. از موسیقی و آن صداها می‌ترسم. از ادبیات و آن کلمات. من از خود هراسانم. از تمام دوربین‌ها که لحظات گذرا را ثبت کرده‌اند. از تمام تابلو‌های نقاشی می‌ترسم. از خیابان‌ها و تمام مغازه‌ها وحشت دارم. از تمام چشم‌ها و نگاه‌ها و از آنچه نمی‌ترسم مرگ است.

مدت زیادی کنارتون نمیمونم؛ خواستم از روی معرف اطلاع داده باشم. دلیلش برای خودم هم واضح نیست. شاید ناخوداگاه به این فکر کردم که من افراد و موقعیت‌های زیادی رو از دست دادم؛ مهم‌ترین‌ها. و اینبار من باید نوبت منه که دیگران من رو از دست بدن. مشکلات اساسی و ریشه‌داری وجود داره. همیشه امید به حلش بود اما دارم تحلیل می‌رم. لابه‌لای این حل شدن‌ها من هم انگار محو می‌شم. غم بزرگی وجود داره که بخشی بخاطر ضعف شخصی من در کنترل هیجانات و بخشی به‌خاطر روح جمعی بیمار ماست. کسی بودم که دوست داشت به دیگران کمک کنه اما هزاران جمله تو بخش دوم جمله قبل می‌تونه جا خوش کنه. هزاران اما و اگر و دلیل و برهان. من هیچکدوم رو نمی‌پذیرم. چون مقصر دونستن شخص یا محیطی تغییری ایجاد نمی‌کنه جز خودخوری بیشتر. من غم ژرف و سنگینی رو با خودم جلو می‌کشم و این از عملکرد عکس باور‌ها و خواسته‌های درونی بنده نشأت می‌گیره. تاریک‌ترین راه یک مسیر ادراک بی‌واسطه تاریکی بود. سیاهی‌ای که تا مدت‌ها بعد از طی کردن راه به عمقش پی‌ نبرده بودم. تلاشم این بود بتونم تعادلی ایجاد کنم که به روشنایی برسم و برسیم. حس می‌کردم شخص خاص و مهمی هستم. فکر می‌کردم نقش پررنگی قراره ایفا کنم. شاید هم این موقعیت وجود داشت و از دست دادمش، شاید هم هنوز رخ نداده. به هر حال اینجا انتهای یک سیاه‌چاله بود که شاید خیلی‌ها احساسات مشابه من رو تجربه می‌کردن؛ تلاش برای تغییر و درجا زدن، خواستن شادی و حس خوب ولی غوطه‌ور در فرکانس‌های خشم و غم، خودبرتربینی و تنفر. شاید دارم ته چاه می‌پوسم... شاید هم این درد پنجه‌هامه که داره من رو به سمت بالا می‌کشونه به امید اون لکه نور مبهم و دوردست اون بالاها. شاید این گریه‌ها مرثیه‌ای برای این مرد شکسته که در حال جون دادن تو جنگ درونیشه باشه، شاید هم اشک شوقیه که بدرقه‌ی راه بالندگی و شکفتنه.

" Artificial Animals Riding On Neverland "
Lost highway, carry on All the souls that I've known I see flowers everywhere But it’s only cryings that come up in the air So many lives around I guess that it was just your time For every rose, one big stone One phone call, my world alone I miss you, sweet mother I’ll see you some other time, Some other grounds Lost highway way too fast Headlights burnin' all my laughs Where was I when you screamed Where was I when you lost all your dreams People think, that it’s alright When your face got so much lights Did your blue eyes peacefully Finally dived into the sea I miss you sweet brother I'll see you some other time, Some other grounds Nothing could tell the power of your smell How many hands on my head You took the train with heavy tickets It’s not your fault You couldn't make it I know that the sun shines better Now that you'll stay by his side For ever I miss you sweet sister I'll see you some other time, Some other grounds
@Darkestway 💔
بزرگراه گمشده، ادامه بده همه‌ی روح‌هایی که می‌شناختم گل‌ها را همه جا می‌بینم اما تنها گریه‌هایی است که به هوا برمی‌خیزند زندگی‌های بسیاری دور و برم است، گمان می‌کنم وقت تو رسیده بود برای هر گل سرخ، یک سنگ بزرگ یک تماس تلفنی، دنیای من تنها دلتنگتم، مادر شیرینم تو را در زمانی دیگر خواهم دید، در زمینی دیگر بزرگراه گمشده، خیلی سریع چراغ‌ها همه خنده‌هایم را می‌سوزانند وقتی تو فریاد می‌زدی کجا بودم؟ وقتی همه رویاهایت را از دست دادی کجا بودم؟ مردم فکر می‌کنند که اوضاع خوب است وقتی چهره‌ات این‌قدر روشن می‌شود آیا چشمان آبی‌ات با آرامش در نهایت به دریا فرو رفتند؟ دلتنگتم، برادر شیرینم تو را در زمانی دیگر خواهم دید، در زمینی دیگر هیچ چیز نمی‌تواند قدرت عطرت را توصیف کند چند دست روی سر من قطاری را با بلیت‌های سنگین گرفتی اشتباه تو نبود که نتوانستی ادامه بدهی می‌دانم که خورشید بهتر می‌تابد حالا که برای همیشه در کنار او خواهی ماند دلتنگتم، خواهر شیرینم تو را در زمانی دیگر خواهم دید، در زمینی دیگر
#Alternative_Rock #Electronic_Rock #Indie_Pop
Playlist Group: @ParadoxicalGp

استاد تغییر دچار تبعیض در راه‌های کور اون مال من نیست من مال همه. آهان! کوچه‌های تحلیل روباهه نره پادماده دور اضطراب دست و پا داشتن میان جمع ول تجمیع تضادهای بیرون و برون و نهان و شهود فرار رموز به عمق سادگی. ترفیع درجات بلوغ برای خروج واسه عروج برای فراموشی دروغ‌های زشت بیماری. بیماری چیست اگر سلامت را واقعا ندانیم؟ اذان قطارها برای فقر زمان ساختن سیل آهن نباتی به دره‌های گمشدگی با من نیایید خشکم بازم نبارید . جان سالم به در ببر بیا بالا فقط هر از گاهی در چاهی غرق می‌شوی پایین. حشره‌ی بزدل تنها می‌دانی چقدر مفید است؟ اگر این و آن نبودند پس تو که هیچ است گفتگو، جست و خیز و پرس و جو و شنود

ظهر عاشورا جز من هیچکس آنلاین نیست

فروغ فرخزاد گنجشک منفرد.mp34.04 MB

Forugh Farokhzad Ayehaye Zamini.mp32.44 MB

Repost from R&M Unity Lists
🚨R&M Unity represents: 🎼Get the best of Rock & Metal 🔊One folder for all. Add them Now! 💿 Все Rock & Metal каналы в одном
🚨R&M Unity represents: 🎼Get the best of Rock & Metal 🔊One folder for all. Add them Now! 💿 Все Rock & Metal каналы в одном месте. 🎶یک فولدر برای تمامی سبکهای راک و متال 🔊🎼🎅🎶🎵🚨

+1
A Match Into Water - Pierce The Veil.m4a3.42 MB