❤زادگاه من چاپشلو❤
Открыть в Telegram
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Больше1 527
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+130 день
Архив постов
1 527
این فیلم که با این سرعت میگذره
عمرما سریعتر از این فیلم میگذره !
این برگهای پاییزی هم فقط چند روزی روی درختان هستند
پاییز را در یک دقیقه ببینید !🍁
1404/9/6
1 527
بازگشت همه بسوی اوست 🖤🥀🖤
سرکار خانم دکتر آیلین پور آزاد
درگذشت برادر عزیزتان را به شما و خانواده داغدیده پورازاد وهمه فامیل وابسته تسلیت میگویم
خدا بیامرزه روحش شاد و یادش گرامی🥀🙏
خدا بهتون صبر بده
کانال زادگاه من چاپشلو
1 527
ترکی اینجا پست گذاشته بودم
اینم فارسی گفتم که عزیزان اگه متوجه آن نشدن
با فرهنگ ما بیشتر آشنا بشن🍁🙏
1 527
تورکی شاد 💃💃💃
1 527
سلام ودرود صبحتون بخیر🍁🍁🍁
امروز پنجشنبه 6آذر 404
سپاسگزارم که هستید 🙏🌹🌹🌹
پنجشنبه است خدا وند همه رفتگان را بیامرزه 🙏🥀🥀
فقط ببخشید امروز 6 آذر هستش که بنده اینجا گفتم 5آذر
فرصت ضبط دوباره هم نبود به بزرگواریتون ببخشید 😊🌹🙏
1 527
روباه
ضرب المثل ترکی
روباه به روباه تعارف کرد روباه هم به دمش
به روباه گفتن شاهدت کیه ؟گفت دمم
1 527
از این شعر ترکی نوستالژی
همین مقدار یادمه
شما کامل یادتونه میتونید اینجا بنویسید ✍️🍁
https://t.me/chapeshloo_1
4آذر404
1 527
Repost from چاپشلو خبر
🎥مشاهده یک کل کوهی در چهلمیر
🔹امروز در ارتفاعات پارک ملی تندوره دره چهلمیر ، یک کل نر بالغ با شاخهای دیدنی و منحنی دیده شد. که احتمالا سن بین ۷ تا ۱۰ سال دارد این گونه ارزشمند که از نمادهای حیاتوحش منطقه به شمار میرود، معمولاً در مناطق سختگذر زندگی میکند و مشاهدهاش از نزدیک بسیار کماتفاق میافتد.
حضور این کل، نشانهای از غنای زیستمحیطی و اهمیت حفاظت از حیاتوحش درگز است.
📸 متین خوشکاران
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
1 527
داستانکی زیبا .....*قصه همه اموزگاران *
▪️از زبان یک بانوی آموزگار شمالی...
وقتی برای اولین بار وارد کلاس شدم و دانش آموزان تمام قد از جا بلند شدند و سلام دادند، دستها و پاهایم شروع به لرزیدن کرد.
آنچه که در دانشگاه خوانده بودم و آنچه در واقعیت می دیدم، زمین تا آسمان با هم فرق داشت. و من دخترک جوان و ناپخته ای که دوست داشت هنوزم شیطنت کند و با در و دیوار حرف بزند، اما حالا معلم شده بود و معلم بودن کار آسانی نبود.
وقتی وارد کلاس شدم و سی جفت چشم کنجکاو را دیدم که نصف نگاهشان به سمت من و نصف دیگر بند به خیابان است، از استرس آنقدر بی حال شدم که بچه ها برایم آب قند آوردند و من با عذرخواهی از بچه ها سعی کردم خودم را جمع و جور کنم ...
من ناخدایی بودم که نمی دانستم مقصد نهایی مسافرانم کجاست. چه باید می گفتم و چگونه رفتار می کردم با دخترکانی که شادی و غم همزمان در صورتهایشان موج می زد و احساسشان بلاتکلیف پشت نیمکت ها کشته میشد و تمام دلخوشیشان شیطنت کردن وسط کلاس بود.
و داستان اینگونه آغاز شد ...
یک روز وسط تدریس متوجه شدم پیچ یکی از نیمکت های چوبی کلاس محکم نیست و هی صدا می دهد. سریع یک پیچ گوشتی و یک چکش از خدمتگزار مدرسه گرفتم و به کلاس برگشتم، بچه ها شوکه شده بودند و فکر می کردند ابزاری برای تنبیه آنان است. سمت نیمکت رفتم و پیچش را محکم کردم و چند چکش بر رویش کوبیدم، چه میدانستم که معلم باید نجاری هم بلد باشد تا صدای جیر جیر نیمکتی، حواس دانش آموزش را پرت نکند.
روز دیگر بچه ها در کلاس موشک کاغذی پرت می کردند و من هم با آنها مسابقه گذاشتم تا کدامیک برنده خواهیم شد، معلم یا بچه ها!؟...
معاون سراسیمه و بدون در زدن وارد کلاس شد و گفت؛ شما اینجایید!!!؟ فکر کردم کلاس معلم ندارد.
نمی دانم کجای قانون جهان نوشته شده بود که کلاس داری یعنی خفه کردن بچه ها و سکوت مطلق کلاس!؟
آن روز به نظر مدیر و همکاران با تجربه ام، من چه دبیر بی تجربه و بی درایتی بودم ...
در حالیکه من فقط می خواستم برای چند دقیقه، در بازی و شادی بچه ها شریک شوم و به آنها بیاموزم شاد بودن اولین حق آنها در مدرسه هست ...
اما معلمی که خود اجازه شادی نداشت چگونه می توانست بچه هایش را شاد کند!؟
در سفر معلمی روزهایی بود که برای درس جغرافیا، چکمههای بلند پلاستیکی میپوشیدم و همراه با بچهها دل به جنگل و رودخانه میزدم، با فریاد میگفتم:
«بچه ها اگر روستا نباشد، خاک نباشد،
جنگل نباشد، آب و رودخانه نباشد، زندگی هم نیست. بیایید امروز عهد ببیندیم مراقب آب و خاکمان باشیم. مازندران این دخترک سبزه پوش ساحل نشین...
و ناگهان لابه لای حرف زدن ها آب را به طرف بچه ها میپاشیدم و آنها هم مثل کندوی زنبوری که سر باز کند، به من حمله ور میشدند و تا می توانستند به طرف معلمشان آب میپاشیدند.
نمیدانم چگونه توصیف کنم صدای شادی و فریاد بچه ها را وقتی مشت مشت آب به طرفم می ریختند و هی می گفتند: خانم معلم چه کیفی می دهد آب بازی کردن وسط رودخانه...
گاهی هم خسته میشدم و وسط تدریس دلم میگرفت، کتاب را میبستم و صدا میزدم یکی برایم یک ترانه بخواند، دخترکی با لهجه شیرین شمالی شروع به خواندن می کرد و من همراهیش می کردم و بچه ها آرام آرام شروع می کردند به دست زدن و چند دقیقه بعد دوباره درس شروع میشد...
گاهی روی تخته کلاس مینوشتم:
من اهل مهربانیم، شما اهل کجایید!؟ گاهی عصبانی میشوم و گاهی هم خیلی بد اخلاق. اما شما مرا دوست داشته باشید و هر وقت عصبانی شدم، فقط به طرفم بدوید و مرا در آغوش بگیرید. چون بوی فرزند، مادر را آرام می کند.
در سفر معلمی آموختم باید به صورت تک تک بچه ها خیره شوم و بدون هیچ سوالی کشف کنم، کدامشان غم آب و نان دارد!؟
کدامشان گونه هایش بخاطر تب سرخ شده است!؟
کدامشان بخاطر طلاق پدر و مادر هر روز به یک سمت پرت میشود!؟
کدامشان از استرس زیاد ناخن هایش را تا ته می جود!؟
و کدامشان چند دانه رویا در جیب هایش گم کرده است!؟
چقدر تصور همه اینها سخت است و چه توان و هنری می خواهد شغل معلمی...
حال پایان سفر است، من مانده ام با یک دنیا خاطره و یک کتاب حرف... و یک آرزوی ساده...!!!
اینکه یکی بگوید؛ خدا قوت خانم معلم...
و دل خوشم به یک داستان کوتاه و صداهایی آشنا درون کوی و برزن که می گویند:
«سلام خانم معلم
من زمانی دانش آموز شما بوده ام
مرا نمی شناسید!؟»
و من شاد و خوشحال از دیدنشان می گویم:
«خدا را شکر که در این شهر فراموشیها، هستند آنهایی که هنوز مرا می شناسند، هنوز مرا دوست میدارند»...
https://t.me/chapeshloo_1
1 527
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
#چاپشلو
پلکش، پل تاشلماق یا تیر چکماق
خداقوت🌺
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۱/۱۲/۲۳
1 527
به شما قول یه کاردستی داده بودم
اینم کاردستی بنده
میشد بهتر از این ساخت
فقط خواستم خاطرات قدیم تازه بشه
معلمان قدیمی که اینجا هستند یه نمره بدند دل منم خوش بشه نمیگم ۲۰بدن هر چقدر که به این کاردستی میخوره همون 😍😊✍️🍁
https://t.me/chapeshloo_1
1404/9/2
1 527
اسبهای چهلمیر درگز
چند ضرب المثل ترکی از اسب
با زیر نویس فارسی
اضافه میکنم بعضی ضرب المثل ها ی ترکی را نمیشه به فارسی ترجمه کرد هم چون بعضی کلمات واژه فارسی نداره هم به فارسی ترجمه کنی ،همان ترکی گفتند آن ارزشمند است
https://t.me/chapeshloo_1
1 527
xorasan türklərinin kültürünə bir baxış
خراسان تۆرکلرینین کۆلتۆرۆنه بیر
باخؽش
🌷
(نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان)
🌷
یارما سۆت، یارمَه سۆت
(بلغور شیر)
https://t.me/chapeshloo_1
سپاسگزارم بابت تهیه این کلیپ 🙏🌹بله
ما در چاپشلو بهش میگم یاقله یارمه
و یه آش یارمه هم هستش میگم گویله یارمه
که سبزی آش هم میریزند یا با اسفناج خودرو بهار که همان گوی باشه تهیه میشه
فیلم ارسالی از قوچان 👍👏🌹
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
