❤زادگاه من چاپشلو❤
Закрытый канал
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Больше1 522
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-130 день
Архив постов
1 522
دو جوان عزیز درگزی
امروز اومدن محل کار بوستان بهار
تا از همکاران سراغ بنده گرفتن پیدا کردن
قربون اون لطف محبت شما همشهریان گلم برم ♥️♥️♥️😍🌹🌹
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۴/۲/۱۲
1 522
حکایت ،
معلم باز نشسته و قصاب
حکایت یک طرف صدای پرندگان و گلهای رز یک طرف 😊🌹
روز معلم گرامیباد🌹🌹🌹🙏
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۴/۲/۱۲
1 522
سلام
حدس زدم این حاج آقا
بازنشسته فرهنگی باشه
گفتم یه کلیپی بگیرم
خدا حفظش کنه
درضمن درگز هم بوده
خدا حفظش کنه
روز معلم گرامی باد 🙏🌹
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۴/۲/۱۲
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
استاد #ابراهیم_صابر
یادی از والیبالیست های قدیم #درگز
دراین کلیپ
🌺👍🌺
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۲/۲/۱۲
1 522
دور تا دور دیوارهای مغازه پر بود از عکس ستارگان سینما و ارتیستهای فیلمها. چشمم افتاد به پوستر رنگی که از لای مجله جوانان کنده بودند. عکس سلی ونلی وبتی وابی بود داشتن ترانه می خوندن. درهمان استودیو با همان لباس و نما ودکوری که داشت از تلویزیون خاطره ها پخش می شد. وارد پوستر رنگی شدم. خودم را در اتاق پذیرایی، نشسته برمبل وروبروی تلویزیون دیدم. برخاستم روبه پنجره. از قاب پنجره ساختمانهای کبریتی وپشت بام ها دیده میشدند. با کوهی دران دوردورها محو درغبار و دود غلیظ. مِه ای که مرا درخود گرفته.مِه امروز مَه انروز را...
حسن دانایی
1 522
این روایت مِه امروز مَه آنروز.
کلافه بودم از خودم از اتاق به مثلا پذیرایی از اونجا به اتاق خواب. اتاقی که مرا درچهار دیواری اش محصور وزندانی کرده. پنجره ای که بقول امروزیها ویو و یا منظره اش، ساختمانهای کبریتی و پشت بام انهاست. دورنمایم شده دیدن کولرهای پشت بام. هیچ چیز دیگری، نیست. نه سبزه ای نه گلی. در دور دستها ، اگر غلظت دود والودگی بگذارد. کوهی نیز دیده میشود. افسوس شهرم را می خورم با هوایی پاک واسمان ابی، آبی تر از حتی دریا. با بی حوصلگی تلویزیون را روشن می کنم. کانالها را یک به یک نظری می اندازم. هیچ کدام انها با برنامه های آبکی شان!، نظرم راجلب نمی کنند. روی کانال خاطره ها مکث می کنم، چند خواننده دارند با هم ترانه ای از بهار ونوروز می خوانند. سلی وبتی ونلی و ابی... اسمهایشون هم جالب است. کوتاه شده ومختصر. نام هنری، هنرمندان. موزیک وترانه جذبم می کند. مرا یاد روزهای نوروز سال ۵۷، ۵۶ می اندازد. بوی عید می دهد ـاز دریچه تلویزیون وارد ان نوروز می شوم. دوروبرم را نگاه می کنم. ای اقاجان ومادر هم هستند. با تعجب می بینم کاته ننی هم هست. لباس گل گلی پوشیده سرش را هم طبق معمول با روسری ویا پارچه ای بسته . یه گوشه از روسری بالا رفته موهایش دیده میشن. مثل اینکه حنا گذاشته، موهاش رنگ موهای انشلی شده. از ته دل خوشحال هستم. مادر می گوید چرا کت وشلوارت را نپوشیدی، به گمانم ان کت وشلوار را از جلیل اقای شعبانپور خریده بودیم با پیرهن سفید یقه آهاری. دیدم مادر هم خوشحال هست کف دستهاش حنایی بود. دستشو گرفتم. گرمای وجودش به تنم نشست . انگار شارژ شدم. پریدم تو کوچه در خونه ایوب را زدم. ایوب درو باز کرد. گفتم ایوب توکه شهید شده بودی ! گفت باز فیلم بزن بزن دیدی. باباشو دیدم از پنجره روبه حیاط، با کلاه شاپو مثل همیشه کنار قلیان نشسته بود. مادرش را هم دیدم. اخ اینها که زنده اند. شکفت زده شدم، دیدم ای... همون همسایه های قدیم همه هستند. مرجان خلی، خجه قره، خجه دلال، سکینه خانم، خانم آغا، آقی درشکچی باز داشت با چرخ درشکه اش، ور می رفت. اه، اسبش هم بود. سید غلام رادیدم اومد نزدیکم گفت کفشهام را ببین، خرم هستند. تا خواستم بگم خوش بحالت، عزیز امد جلو کتانی پاش بود از اون کتانی های سفید وسبک که من خیلی دوست داشتم، هم میشد با اونها مدرسه رفت وهم فوتبال بازی کرد. اما با کفش خرم نمی شد فوتبال بازی کرد. سید غلام والیبال بازی می کرد. اون وقت مجبور میشد، پای لخت بازی کنه. کفش هاشو که هرروز تمیز می کرد، وازتمیزی برق می زد میداد دست عباس تپل وبجاش دوچرخه اش را می داد عباس تا رکاب بگیره. بلد نبود سوار دوچرخه بشه. بقول زرافشان خاله این خیکی، خودش را هم راه ببره، هنر کرده. پروزن بود واز چاقی موقع راه رفتن هن هن می کرد. دوربرم را که نگاه می کردم یهو اکبر گفت بپا. سرم را برگرداندم، دیدم اسب حاج امام قلی، از طویله زده بیرون و کم مانده بود به من بخوره. لحظه ای بعد دیدم حاجی با پسرش عسکر دنبال اسب می کنند. اه حاجی هم زنده بود. عصمت هم که گمان کرده بودم تو تصادف دراوج جوانی فوت کرده اوهم بود جلو در خونه شون وایستاده بود. اوستاصفر بنا راهم دیدم کنار معروف سلمانی و قونشه و فرهاد عمی، کنار دیوار دوزانو نشسته بود، انفیه به دست و محمود هم بود پسرش که کوچمون را به اسمش نام گذاری کرده بودند، کوچه شهید خوشچران. از دور دیدم سید تهرانی دارد با ننی قربان حرف می زند. ننی قربان خادم حسینه، محلمان بود. ملا گلمکانی را هم دیدم داشت می رفت خونه کوثری برای روضه. گفتم برم ببینم گرگو هم هست. دیدم ای دل غافل داخل مغازه پشت دخل نشسته. اما یادم رفت چی خطابش کنم. اسم اصلی اش را فراموش کرده بودم. باید می گفتم گرگو اونوقت کارم با کرام الکاتبین بود. ممکن بود با سنگ ترازو تعقیبم کنه. دیدم طاهر هم هست. داخل قصابی با ساتور منتظره. لابد انتظار مدیرک را می کشه. با اوسر دنده لج افتاده بود. خنده ام گرفت. یادم امد خودم مدیرک را سیخ کرده بودم. انداخته بودم به جان طاهر اقای بی حوصله واخمو. حاج اوقلی ده گلمسن را هم دیدم داخل مغازه رمضون ماست بند. داشت سر یک ریال با رمضون چونه می زد. صمد عمی به ترکی داشت با سدید صحبت می کرد شنیدم که می گفت من درجوانی این مسیر درگز، لطف اباد را هرروزه پیاده طی می کردم. مسافر می بردم. امروزیها این جوونها انگار نون نخوردن. اقا سدید می گفت خوب بچه های روغن نباتی! هستند. قربان کل راهم دیدم. نشسته بود روی پیت خالی روغن کنار دیوار حمام صداقت داشت افتاب می گرفت. صدای بیلر از بلندگوی مسجد جامع می امد. خبر پیداشدن پسر بچه ای را می داد. چهار سو شلوغ بود پراز جمعیت. بروبچه های خیابان لشگری از همه شر تر بودن داشتن تخم مرغ بازی می کردند بعضی ها هم پاره بازی می کردند. پاره را از غضنفر پوستین دوز می خریدند. دیدم ننه ممد کاکا را هوس، بستنی کردم، وارد مغازه اش شدم.
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
#قسمت_دوازدهم
برنامه جدید #رادیو_فرهنگی
کانال زادگاه من چاپشلو
میهمان امروز و این هفته
استاد حاج #حمیدرضا_رحمانیان
فرهنگی بازنشسته ، دبیرورزش
به مناسبت روز معلم
خط این برنامه به روی همه شما عزیزان باز است 📞☎️
جهت هماهنگی تماس با خط برنامه
به آیدی زیر پیام دهید↙️
🆔 @chapeshloo_1347
این برنامه روزهای سه شنبه از کانال زادگاه من چاپشلو پخش خواهد شد
تهیه کننده:حیدرقلی عبدی #عموحیدر
ما بهترین نیستیم ولی افتخار میکنیم که بهترینها با ما هستند
🌺🙏🌺
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۲/۲/۱۲
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
#قسمت_دهم
برنامه جدید #رادیو_فرهنگی
کانال زادگاه من چاپشلو
میهمان امروز و این هفته
آقای #رضا_روحانی
فرهنگی ، دبیر ورزش
یادی از معلم ورزشهای چاپشلو
خط این برنامه به روی همه شما عزیزان باز است 📞☎️
جهت هماهنگی تماس با خط برنامه
به آیدی زیر پیام دهید↙️
🆔 @chapeshloo_1347
این برنامه روزهای سه شنبه از کانال زادگاه من چاپشلو پخش خواهد شد
تهیه کننده:حیدرقلی عبدی #عموحیدر
ما بهترین نیستیم ولی افتخار میکنیم که بهترینها با ما هستند
🌺🙏🌺
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۲/۲/۱۲
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
#قسمت_یازدهم
برنامه جدید #رادیو_فرهنگی
کانال زادگاه من چاپشلو
میهمان امروز و این هفته
استاد #جوانشیر_رضایی
فرهنگی بازنشسته ، استاد ادبیات ،استاد علوم سیاسی
خاطره ای از زنگ سرود آن زمان و یادی از معلمین هم دوره خوش
خط این برنامه به روی همه شما عزیزان باز است 📞☎️
جهت هماهنگی تماس با خط برنامه
به آیدی زیر پیام دهید↙️
🆔 @chapeshloo_1347
این برنامه روزهای سه شنبه از کانال زادگاه من چاپشلو پخش خواهد شد
تهیه کننده:حیدرقلی عبدی #عموحیدر
ما بهترین نیستیم ولی افتخار میکنیم که بهترینها با ما هستند
🌺🙏🌺
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۲/۲/۱۲
1 522
سلام عزیزان شبتون بخیر
خسته نباشید
سپاسگزارم که هستید
هفته کارگر و هفته معلم گرامیباد
سه تا پست بعدی که میزارم تکرار هستش سال ۴۰۲ضبط شده شما که موفق نشدید ببینید شما هم که قبلا دیدید نیازی نیست دانلود کنید
👇
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
به مناسبت #روزمعلم
خاطره ای شیرین از بازنشسته فرهنگی :
بهرام حسنوند
سپاهی دانش در روستای کُمفه
مسجد سلیمان سال ۱۳۴۸
اجرا : استاد حیدر پهلوانی
🌺👍🌺
👇
🆔 @chapeshloo_1
1401/2/12
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
من ندانم به نگاه تو ، چه رازی است نهان
که من آن راز ، توان دیدن وگفتن نتوان
🌷🌷🌷🌷
سلام ، اسامی برخی از فرهیختگان درگز در سنوات گذشته که رفتار و کلامشان منشا خیر و برکت بوده ، امید است بدینوسیله ذکر خیری از نامبردگان و دیگر عزیزان که نام نیکشان از قلم افتاده ، شده باشد. همچنین تمایل داشتم لیستی از بانوان فرهیخته که دوشادوش مردان ( البته در پاره ای مواقع پیشرو نیز بودند) افتخار آفرینی کردند ، تهیه و تنظیم می شد (که متاسفانه برای این بنده امکان پذیر نبود) لذا با عرض پوزش لیست ذیل هرچند بسیار ناقص تقدیم حضور گردید.
موفق و موید باشید.
🌷🌷🌷🌷
آقایان :
محمد علی محمودی - احمد قرقلو - هانی قرقلو - محمدمنوریان - رشید شاهی - تقوی - محمدحسین خوشبخت - حسینقلی پورکاظمی - برات پورکاظمی - پرویز حیدری لطف آباد - هوشنگ کاظمی - ایرج کاظمی - براتی گلخندان - نادر نوجوان - محمدنوجوان - برادران - امامیان - هوشنگ بیهقی - ابراهیم بیهقی - فیضی - محمد رجایی - ابراهیم پورنظری - علمی - نایبی - حاج آقای طهماسبی - قدیردلیریان - محمود گوهری - نصرت الله دادار - حسین مروتدار - هادی فریدونی - حسینقلی فریدونی - حسین زحمتکش - ایرج خجسته - محمد رنجبران - حاجی زحمتی - قاسمی ارتیان - علی اکبر شمس - ملک محمد شفیعی - حیدر محرابیان - صفرمحمد محرابیان - قدرت اسمی - تربتی - رزمپور - زمانی لطف آبادی - - آدمی - آبین - آرمات - ظفرالهیاری - دلگشایی - منصورسلیمان نژاد - میرافسری - دهقان - صانعی - بوستانی - منوچهر ارباب - تقی مدنی - تقی طالبیان - بیک نظری - دلیری - سرتیب زاده - شهباز اسلامی - یوسف شفیقی - ایوب شفیقی - عربخدری - محمدحسین شهبازی - رمضان روشندل - بختیارنیا - رنجبخش - زین الدینی - شیرالدینی - رضا شیرالدینی - جوانروح - رمضان حیدری - اسماعیل میرزایی - اسماعیل علیخواه - دفتری - محمد مالکی - بایرام علی ایلچی - فروتن - صمدبهروش - خلیل زاده - علی شعار درگزی - براقی - براتیان - حسن قدسی - اسفندیار قراگوزلو - علی قراگوزلو - قاسم شرقی - نالایی - مرتضی دقیقیان - محمد خواجه زاده - علی سلطانی - حسین سلطانی - حسین شکوهمند - میر حجتی - میناسرشت - افشین - یوسفی جوان - احمد حفظی - صمد حفظی - حمید حفظی و...
🌷🌷🌷🌷
این بار ، بهانه یِ مستیِ ما ، فرهنگیانِ عزیز شد که به پیاله یِ اینان ( خوبان ) حواله بود.
《روحشان قرینِ رحمتِ واسعه یِ الهی》
با تشکر : عباس زاده
@chapeshloo_1
1 522
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
پس از ترور همزمان مسعودخان و صید علیخان ادیب (پدر و پسر) ، مدرسه مدتی تعطیل تا بلاخره در سال ۱۳۰۵ خورشیدی آقای میرزا حسن خان مظفری اهل مشهد ، برای مدیریت مدرسه انتخاب و اعزام گردید. در سال ۱۳۱۱ش اولین مدرسه دخترانه درگز به نام نسوان تاسیس و تحت نظر اداره فرهنگ و معارف قرار گرفت و دارای ۷۵ شاگرد بود. سپس در سال ۱۳۱۴ دبستان مختلط ۱۷ دی در منزل استا حبیب مبینی تشکیل و مدیره آن خانم اطمینان ، ناظم آقای علی شعار درگزی و آموزگارانش خانمها مه لقا و زهرا صادقیان بودند.
در سال ۱۳۲۰ ش دبیرستان انوری در محل چهار باغ شروع به فعالیت کرد ، رئیس دبیرستان آقای عباسعلی خرمشاهی و دبیران آقایان : کامل ، عدل ، قدیر دلیریان ، حسینقلی توکلی ، رضا بنداد ، تقی تقی زاده ، طاهر طاهرنیا ، برادران ، منصور سلیمان نژاد ، ماشاالله صادق زاده بوده اند. (ودر سال ۱۳۳۰ ش مدیریت دبیرستان بعهده آقای کاظمیان گذاشته شد و در سال ۱۳۳۷ آقای سلیمان نژاد بعنوان رئیس و آقای علی میر افسری ناظم انتخاب و فقط رشته ادبی تدریس می شد).
در سال ۱۳۲۵ ش اولین دبستان ملی درگز بنام پهلوی تاسیس گردید که مدیر آقای محمد رنجبران ، ناظم محمدعلی خوشبختی و معلمها علی قدوسی و ملک محمد شفیعی و سعادتیار بودند. بهمن خان امیر مسعود نیز مدتی آموزگار این دبستان بوده است.
از سال ۱۳۴۰ به بعد مدارس متعدد و مختلفی احداث گردید. به ویژه در دوره ی مدیریت مرحوم گلبابازاده احداث واحدهای آموزشی به اوج خود رسید.
《روحشان شاد》
🌷🌷🌷🌷
《تا درودی دیگر بدرود》
با احترام : عباس زاده
@chapeshloo_1
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
