ru
Feedback
مَغاک

مَغاک

Открыть в Telegram

زیبایی، دنیا را نجات خواهد داد. Admin @AfroozHooshang

Больше
762
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-330 дней
Архив постов
@anabyss #مغاک

#Music #Persian @anabyss #مغاک
#Music #Persian @anabyss #مغاک

«ایوب» هنگامی که ایوب از فلاکت خود زاری می‌کند، می‌پرسد چرا خداوند باید چنین سختی‌هایی را به آدمی معصوم چون او روا دارد، و کسانی که برای تسلای او آمده‌اند یک مشت توضیحات دهن‌پُرکن بی‌معنا تحویلش می‌دهند. برای نمونه، این‌که شاید نیاکانش گناهانی کرده‌اند که او دارد به‌خاطر آن‌ها عذاب می‌کشد. دست آخر خود خدا پا پیش می‌گذارد و همۀ این عرایض بی‌اساس را کنار می‌زند. جدا از توضیحاتی دربارۀ این‌که چرا اجازه می‌دهد ایوب عذاب بکشد، لبّ کلامش این است که: برو به جهنم! البته جملۀ «چه می‌توانی دربارۀ من بدانی؟» تلنگر ناشی از مداخلۀ آزمونگرانۀ اوست. چگونه جرئت می‌کنی تصور کنی که می‌توانی قواعد اخلاقی و عقلانی‌ات را دربارۀ من به کار ببری؟ شبیه آن نیست که یک حلزون تلاش کند فکر یک دانشمند را بخواند؟ فکر می‌کنی که هستی؟ دست آخر ایوب تصمیم می‌گیرد به خداوند عشق بورزد «سر هیچ». به او عشق بورزد بدون توجه به مزایا و کاستی‌ها، پاداش و کیفر، با عشقی به همان اندازۀ شلاق‌هایی که بی‌دلیل تاب آورد. شاید ازاین‌رو کانت جستاری با عنوان دربارۀ بی‌نتیجگی همۀ تلاش‌های فلسفی برای [اثبات] باور به عدل خداوند نوشت. @anabyss #مغاک

گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست که به شمشیر میسر نشود سلطان را - سعدی - @anabyss #حافظ
گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست که به شمشیر میسر نشود سلطان را - سعدی - @anabyss #حافظ

اگر مسئولیت یک صحرا را به دولتی ناکارآمد واگذار کنید، پس از گذشت پنج سال، با کمبود شن مواجه می‌شود. - میلتون فریدمن - @anabys
اگر مسئولیت یک صحرا را به دولتی ناکارآمد واگذار کنید، پس از گذشت پنج سال، با کمبود شن مواجه می‌شود. - میلتون فریدمن - @anabyss #مغاک

«ابربحران آب در ایران و ذهن خمار ایرانی»
فروپاشیِ تمدن‌ها رابطه مستقیم با چگونگی کنترل منابع آبی دارد.
یکی از مهم‌ترین مسائل تاریخ اجتماعی، فهم رابطه میان جوامع انسانی و منابع طبیعی آن‌هاست. پیدایش، تحول و حتی افول تمدن‌ها، عمیقا متاثر نوع مواجهه آن‌ها با منابع طبیعی‌شان است. مسئله وابستگی به منابع طبیعی و آثار آن بر یک جامعه، به اشکال مختلف قابل بررسی است. منابع طبیعی به‌خودی خود، نمی‌توانند تمدنی را بسازند و یا نابود کنند. آن‌چه که اهمیت دارد آن است که یک تمدن به مثابه سازمانی اجتماعی از گروه‌های انسانی، چگونه نظام اجتماعی، نهادها و فرهنگ خودش را بر شیوه‌هایی از استخراج، تولید و بازتولید منابع مادی در دسترس‌اش بنا می‌کند. به‌عبارت دیگر، هر تمدنی بیان‌گر یک نظام فکری و احساسی در باب منابع (مادی و غیرمادی) پیرامون خودش و مکانیسم‌ها و تکنولوژی‌هایی برای استخراج و بهره‌وری آن منابع است. براین‌اساس، هر فرهنگی یک فرهنگِ منابع است، فرهنگی برای شناخت، بهره‌وری و استفاده از منابع انسانی و غیر‌انسانی است. این مسئله عموماً در حیطه رابطه میان تمدن‌ها و منابع یا موقعیتِ طبیعی آن‌ها قابلِ طرح است. عموماً در ایران، مسئله تمدن کاریزی به عنوان نوع خاصی از بیان پروبلماتیک رابطه آب و تمدن بیان شده است. این مسئله اگر منجر به جبرگرایی جغرافیایی و ماتریالیسم خام تاریخی نشود، می‌تواند رابطه معنادار مهمی را در تمدن ایرانی و ربط آن با منابع طبیعی نشان دهد. اما نکته اصلی آن است که این مسئله لزوماً در حوزه خاورمیانه و مناطق بیابانی آن نیست. بلکه در سایر نقاط جهان هم مسئله رابطه و تاثیر آب و تمدن قابل بررسی است. شاید بسط این ایده که تمدن و جامعه ایرانی ربط معناداری با مسئله آب دارد و ارائه مطالعات تطبیقی در این عرصه که نشان بدهند چگونه برهم‌خوردن این رابطه تعادل میان جامعه و منابع آب، نه‌تنها بحران‌ساز که در بسیاری موارد یک تمدن را نابود کرده و از بین برده، بتواند تلنگری به ذهن خمار ایرانی در مواجهه با بحران آب باشد. @anabyss #مغاک

🏞 افروز هوشنگ، مجموعه عکس «مهرِ هستی»، بدون عنوان، ۱۳۹۰ من به قصد دیدن رودخانه‌ها و کوه‌ها به گرد جهان گردیده‌ام، برای این س
🏞 افروز هوشنگ، مجموعه عکس «مهرِ هستی»، بدون عنوان، ۱۳۹۰
من به قصد دیدن رودخانه‌ها و کوه‌ها به گرد جهان گردیده‌ام، برای این سفرها بهای زیادی پرداخته‌ام. به راه‌های دور رفته‌ام و بسیار چیزها دیده‌ام، اما من فراموش کردم قطره شبنمی نشسته بر علفی خُرد را که درست نزدیک خانه‌ام بود ببینم. قطره شبنمی که انعکاس تمامی جهان را در خود داشت.
- تاگور - 🔖 ابربحران آب در ایران را به‌شدت جدی بگیریم. این موضوع یک مسئلۀ کاملاً تمدنی است. @anabyss #مغاک

«نُن دُلِت، پائته» پائتوس، فرماندۀ ارتش رومیان، علیه امپراتور شورش کرد، اما دستگیر و به مرگ محکوم شد. در دوران باستان، «مردم عادی» حق نداشتند اشراف‌زاده‌ها را لمس کنند و اشراف‌زاده‌هایی را که به مرگ محکوم می‌شدند، در اتاقی تنها می‌گذاشتند و چاقویی به دستشان می‌دادند. پائتوس وارد اتاق شد. مادر، پدر، برادران، خواهران و همسرش بیرون در منتظر بودند تا صدای سقوط بدن بی‌جانش بر زمین را بشنوند. صدای قدم‌های پائتوس از داخل اتاق به گوش می‌رسید. نمی‌توانست به زندگی‌اش خاتمه دهد. طاقت همسرش طاق شد، در را باز کرد و رفت داخل. چاقو را گرفت و در شکم خودش فرو برد، بعد آن را بیرون کشید و به شوهرش داد: نُن دُلِت، پائته.* «دیدی، پائتوس؟ درد نداشت.» * Non dolet, Paete. @anabyss #مغاک

شهر خاموش من آن روح بهارانت کو شور و شیدایی انبوه هزارانت کو @anabyss #مغاک

#Music #Persian @anabyss #مغاک
#Music #Persian @anabyss #مغاک

یک جاندار عجیب تعریف حیات را به چالش کشید درون یک پلانکتون کوچک، سلولی حتی کوچک‌تر کشف شده که رفتاری شبیه ویروس دارد و مرز می
یک جاندار عجیب تعریف حیات را به چالش کشید درون یک پلانکتون کوچک، سلولی حتی کوچک‌تر کشف شده که رفتاری شبیه ویروس دارد و مرز میان زنده و غیرزنده بودن را زیر سؤال می‌برد. مرز بین حیات و بی‌جان بودن، همواره محل بحث بوده و به‌طور سنتی، قبل از ویروس‌ها کشیده شده است. اما موجودی که اخیراً کشف شده و به‌طور موقت «Sukunaarchaeum mirabile» نام گرفته، به‌شدت به این مرز نزدیک شده است. این جاندار تنها ۲۳۸۰۰۰ جفت باز DNA دارد؛ درحالی‌که برخی ویروس‌ها تا ۷۳۵۰۰۰ یا حتی ۲٫۵ میلیون جفت باز دارند. این موجود، مانند ویروس‌ها، اکثر عملکردهای زیستی از جمله متابولیسم را به میزبان خود واگذار می‌کند. و همچون ویروس‌ها، بیشتر ژن‌های آن به یک هدف اختصاص دارد: تکثیر خود. بر اساس ساختار ژنتیکی و کروموزوم حلقوی‌اش، به نظر می‌رسد این جاندار به قلمرو آرکی‌ها تعلق دارد، یعنی همان شاخه‌ای که موجودات پیچیده‌تر (یوکاریوت‌ها) نیز از آن منشأ گرفته‌اند. این میکروب عجیب با حذف کامل ژن‌های متابولیکی و تمرکز صرف بر تکثیر، پرسش‌هایی اساسی دربارۀ تعریف علمی «زندگی» و مرزهای آن مطرح کرده است. @anabyss #مغاک

«باید به‌جای هیاهوی ابلهانه برای آزادی، ابتدا در اندیشه اتحاد مردم در زیر لوای یک دولت متّحد برآمد». - هگل - @anabyss #مغاک
«باید به‌جای هیاهوی ابلهانه برای آزادی، ابتدا در اندیشه اتحاد مردم در زیر لوای یک دولت متّحد برآمد». - هگل - @anabyss #مغاک

«سامنیتوس» روایتی تأمل‌برانگیز از تاریخِ هرودوت پس از شکست سامنیتوس، پادشاه مصری، به‌دست کمبوجیه، پادشاه ایرانی، کمبوجیه با واداشتن زندانی‌اش به تماشای رژه پیروزمندانۀ ایرانی‌ها او را تحقیر کرد. کمبوجیه ترتیبی داد که سامنیتوس حتماً عبور دخترش به‌عنوان یک خدمتکار را به چشم ببیند. درحالی‌که همۀ مصریانِ شاهد ماجرا از این واقعیت تأسف می‌خوردند، سامنیتوس ساکت و ساکن ایستاده، و به زمین چشم دوخته بود. وقتی پسرش را دید که به‌عنوان بخشی از مراسم رژه به محل اعدامش هدایت می‌شد، باز هم بی‌حرکت ماند؛ اما وقتی خدمتکارش را، که پیرمردی نزار بود در میان زندانیان دید با مشت به سر خود کوبید و سوگواریِ عمیقش را ابراز کرد. @anabyss #مغاک

«شهروند خوب باید در راه میهن رنجش‌های شخصی را فراموش کند». - نیکولو ماکیاوللی - @anabyss #مغاک
«شهروند خوب باید در راه میهن رنجش‌های شخصی را فراموش کند». - نیکولو ماکیاوللی - @anabyss #مغاک

@anabyss #مغاک

#Music #Indie @anabyss #مغاک
#Music #Indie @anabyss #مغاک

«کوروش» پس، باید گفت در یک شهریاریِ یک‌سره نوبنیاد که شهریاری نوخاسته پی‌افکنده است، کم‌وبیشیِ دشواری‌هایِ نگاه‌داشتِ آن به کم‌وبیشیِ هنرِ آن‌کس بستگی دارد که آن را به چنگ آورده است. و همین‌که وی از میانِ عامّه برخاسته و به شهریاری دست‌یافته، حکایت از هنر یا بلندیِ بختِ وی دارد و آشکار است که هر یک از این دو خود چه بسیار دشواری‌ها را از میان بر تواند داشت. با‌این‌همه، مرد هر چه کمتر بر بخت تکیه زند جایگاهِ خود را استوارتر نگاه خواهد داشت. و کارِ وی از این جهت نیز آسان‌تر است که پادشاه بر سرزمینِ دیگری فرمان‌روا نیست و ناگزیر در کشور نوبنیادِ خویش خانه می‌کند. و امّا، در میانِ آنان که با تکیه بر هنرِ خویش به شهریاری رسیده‌اند نه به یاریِ بخت، بلند‌پایه‌ترینِ‌شان، به‌گمان من، موسا و کوروش و رومولوس و تسئوس و مانندانِ ایشان‌اند. اگر چه در بابِ موسا سخنی نمی‌توان گفت، چراکه وی را کاری جز به‌جای‌آوردنِ فرمان‌های خداوند نبود. بااین‌همه، وی درخورِ ستایش است. زیرا بدان پایه رسیده بود که عنایتِ خداوندی وی را سزاوارِ هم‌سخنی با خداوند ساخته بود. امّا اگر در کار کوروش بنگریم و کسانی چون او، که کشورها گشوده‌اند و پادشاهی‌ها را بنیاد نهاده‌اند، همه را درخورِ ستایش خواهیم یافت. و اگر در کار و نهادِ ایشان نیک بنگریم، کارِشان را هیچ کم از کارِ موسا نخواهیم یافت، که وی را آموزگاری بدان بزرگی بود. و چون در کردار و زندگانیِ اینان بنگریم، می‌بینیم که بخت جز فرصت چیزی بدانان نبخشیده بود. بخت بهرِ ایشان مادّه را فراهم آورد، امّا آنان بودند که [با هنرِ خویش] بدان صورتِ دلخواهِ‌شان را بخشیدند. بی‌آن فرصت هنرِ ایشان ناچیز می‌شد و بی‌آن هنر فرصت برباد می‌رفت. - نیکولو ماکیاوللی - @anabyss #مغاک

که همه جانیّ و جهانی به دل‌آرایی که بخوانی ما اگرچه خستگان چنین پایِ دل نشستگان چنین @anabyss #مغاک

#Music #Persian @anabyss #مغاک
#Music #Persian @anabyss #مغاک

«قشون ایران» حاج سیاح در دهه‌‌هایی پرمخاطره از تاریخ ایران زندگی می‌کرد و اهمیت ارتش برای حفظ تمامیت قلمرو سرزمینی را می‌دانست و با توجه به اهمیت امر، در دنبالۀ اشاره به فقدان نظام مالیاتی در کتاب خود، خاطرات حاج‌سیاح، به وضع قشون ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد:
باید دانست که سرباز و قشون در ایران جز لفظ هیچ معنا ندارد، چنان‌چه وزارت و حکومت و سایر شغل‌ها تنها برای غارت مردم و جمع‌کردن مال است و اسم لشکر و صاحب منصب و سپهسالار و سرتیپ و یاور و سلطان و غیر این‌ها برای دخل است.
@anabyss #مغاک