در جستجوی یقین
Открыть в Telegram
((هو البُرهان)) ((نحن ابناء الدلیل؛ نَمیلُ حیثُ یَمیل )) ((به دنبال یقینِ بالمعنی الاخصام)) درسگفتارها یادداشتها و تامّلات شخصی کرامت ورزدار رواندرمانگر پویشی و مدرّس (سابق) گروه فلسفه و کلام دانشگاه تهران ارتباط با ادمین کانال: @Philosophertehran
Больше9 517
Подписчики
-924 часа
+917 дней
+35730 дней
Архив постов
9 518
فکر کن دانشجوم بیاد اینطوری بگه :
«استاد، اون پسره که اولش خیلی based و جنتلمن به نظر میرسید، یهو شروع کرد به ghosting کردن؛ منم چون خیلی delulu بودم فکر میکردم قراره وارد یه situationship جدی بشیم، ولی وقتی receipts چتهاش رو چک کردم، دیدم کلاً cap بوده؛ اونم با اون همه flex کردن واسه clout اینستاگرامش! خلاصه با یه حرکتِ چیپش، کل vibe رابطهمون ick شد و الان کل رفیقام دارن تو توییتر منو ratio میکنن که چرا اصلاً بهش stan دادم، در حالی که خودش خیلی sus بود و فقط دنبال viral شدن بود؛ ولی خب، اعتراف میکنم اون لحظهای که بالاخره بلاکش کردم، خیلی slay بودم، no cap!»
9 518
با اصطلاحات نسل زد اهالی North بیشتر آشنا شدیم.
داش عباس تو شکسپیر North هستی الان. من به تو لقب lord of English رو تقدیم میکنم ( به شرط اینکه پات رو پایینتر از وینترفل ( منچستر) نگذاری).
برو پشت دیوار. برو اون بالاها جان اسنو رو تبعیدش کردند بالای ادینبورگ، پیداش کن یه عکس بنداز خیالم راحت بشه سالمه.
9 518
هلش بدید این رو ...
نفری دو دقیقه ببینید همراه با لایک
فحش گذاشتم هر کی نبینه و لایک نکنه ( هر کی نبینه و لایک نکنه خره!)
بره بالای ۱۰۰ تا لایک جلسه بعدی تاریخ فلسفه سیاسی بارگزاری میشه
9 518
ها ها ها ها 😂😂😂
خدا لعنتتون کنه. من یه بازی راه انداختم در اینستا گفتم دو نفر بگید من یکی رو باید انتخاب کنم رواندرمانگرش باشم. یکی گفت «رائفیپو یا ثابتی؟»! این جواب من بود که در عکس هست. حالا اینستا به دلیل ترویج خودکشی پیج رو محدود کرده و گفته دیگه نمیگذارم زیر ۱۸ سال ببینند استوری هات رو!
9 518
🖌ثبتنام کلاس ماهیت هوش مصنوعی
✅هوش مصنوعی چیست؟ چه تفاوتی با ما آدمیان دارد؟ چگونه تصمیم میگیرد؟ آیا دارای آزادی در تفکر و تصمیم است؟ آیا در نهایت میتواند برای بقای ما خطرآفرین باشد؟
🍀دکتر محمد حبیب پور، استاد اقتصاد و فناوریهای دیجیتال در دانشگاه تهران، در این کلاس ۳ ساعته قرار است ما را با ماهیت هوش مصنوعی آشنا کند و به این پرسشها پاسخ دهد.
❌کلاس صرفاً به صورت حضوری در روز جمعه سوم مهر از ساعت ۳۰ : ۱۶ تا ۲۰ در شهر تهران برگزار میشود.
🔷ثبت نام:
9 518
🖌 لینک دسترسی سریع به درسگفتار تاریخ فلسفه سیاسی از جلسه اول تاکنون
جلسه اول:
https://t.me/keramatlogic/2614
جلسه دوم:
https://t.me/keramatlogic/2621
جلسه سوم:
https://t.me/keramatlogic/2638
جلسه چهارم:
https://t.me/keramatlogic/2640
جلسه پنجم:
https://t.me/keramatlogic/2644
جلسه ششم:
https://t.me/keramatlogic/2667
جلسه هفتم:
https://t.me/keramatlogic/2671
جلسه هشتم:
https://t.me/keramatlogic/2694
جلسه نهم:
https://t.me/keramatlogic/2698
جلسه دهم:
https://t.me/keramatlogic/2703
جلسه یازدهم:
https://t.me/keramatlogic/2713
جلسه دوازدهم:
https://t.me/keramatlogic/2724
جلسه سیزدهم:
https://t.me/keramatlogic/2728
جلسه چهاردهم:
https://t.me/keramatlogic/2733
جلسه پانزدهم:
https://t.me/keramatlogic/2739
جلسه شانزدهم:
https://t.me/keramatlogic/2744
جلسه هفدهم:
https://t.me/keramatlogic/2755
جلسه هجدهم:
https://t.me/keramatlogic/2762
جلسه نوزدهم:
https://t.me/keramatlogic/2769
جلسه بیستم:
https://t.me/keramatlogic/2773
جلسه بیست و یکم:
https://t.me/keramatlogic/2790
جلسه بیست و دوم:
https://t.me/keramatlogic/2794
جلسه بیست و سوم:
https://t.me/keramatlogic/2797
جلسه بیست و چهارم:
https://t.me/keramatlogic/2803
جلسه بیست و پنجم:
https://t.me/keramatlogic/2804
جلسه بیست و ششم:
https://t.me/keramatlogic/2812
جلسه بیست و هفتم:
https://t.me/keramatlogic/2824
جلسه بیست و هشتم:
https://t.me/keramatlogic/2856
جلسه بیست و نهم:
https://t.me/keramatlogic/2858
جلسه سیام:
https://t.me/keramatlogic/2860
جلسه سی و یکم:
https://t.me/keramatlogic/2870
جلسه سی و دوم:
https://t.me/keramatlogic/2871
جلسه سی و سوم:
https://t.me/keramatlogic/2880
ممنونم که همراهم هستید.
ارادت
9 518
دوستان ارجمند
اگر در کلاس منتالیزیشن ثبتنام کردید و لینک گروه کلاس در اختیارتان قرار نگرفته است حتماً به بنده پیام دهید ( به دلیل حجم درخواست ممکن است فراموش کرده باشم در روز ثبتنام لینک را ارسال کنم)
ادمین
9 518
عشق یعنی در روزهایی که حتی خودت با خودت غریبهای،
چشمانی باشد که حقیقتِ خاموشِ تو را گم نکند؛
پناهی باشد که در آن، بیهراس از قضاوت،
آشوبهایت با آرامش در آغوش کشیده میشوند...
شب بخیر
9 518
🖌سرکوب خشم ۸
🍀 فراتر از سرکوب و انفجار؛ هنرِ میزبانی از خشم
زیستنِ بالغانه با خشم، نه به معنای رام کردنِ کامل این هیولاست و نه به بند کشیدنِ آن؛ بلکه به رسمیت شناختنِ حقِ وجودِ آن در مقامِ یک نیرویِ حیاتی است. در پایانِ این مسیرِ تحلیلی، باید گفت که خشم اساساً یک «آسیب» نیست، بلکه یک «سیستمِ هشداردهندۀ مرزی» است. چالشِ اصلیِ انسانِ امروز، و بهویژه مراجعِ ایرانی که در اتمسفرِ آرمانیسازیِ سکوت رشد کرده، این است که بتواند خشم را به عنوانِ بخشی از حقیقتِ درونیِ خود تحمل کند، بیآنکه تسلیمِ وسوسۀ سرکوبِ آن شود یا در هیجانِ ویرانگرِ انفجار سقوط کند. این گذار، نیازمندِ توسعۀ یک «ظرفیتِ روانیِ منسجم» است که بتواند میانِ احساس کردنِ خشم و کنشمندی بر اساسِ آن، فاصلهای خلاق ایجاد کند.
این ظرفیتِ روانی، در واقع همان تواناییِ «ذهنسازی» (Mentalization) است؛ یعنی تواناییِ نگاه کردن به خشم از بیرون و فهمِ معنایِ درونِ آن. وقتی خشم هجوم میآورد، ایگویِ توسعهیافته دست به عمل (Acting out) نمیزند و به سوپرایگویِ منتقد نیز اجازه نمیدهد که آن را سرکوب کند؛ بلکه از خود میپرسد: «این خشم چه مرزی را نشان میدهد که نقض شده است؟» در این نقطه، خشم از یک تکانۀ بدنیِ گنگ و اضطرابآور، به یک «فکر» تبدیل میشود. انسانِ بالغ، خشمِ خود را نه به عنوانِ یک گناهِ اخلاقی، بلکه به عنوانِ یک دادۀ روانیِ ارزشمند بررسی میکند که قرار است رابطۀ او با خود و دیگری را تنظیم کند.
برای تحققِ این امر در زندگیِ روزمره، ما نیازمندِ بازتعریفِ مفهومِ «مرزبندی» هستیم. خشمِ سازمانیافته، خود را در قالبِ «قاطعیتِ اصیل» (Assertiveness) نشان میدهد؛ یعنی ابرازِ صریح، محترمانه و بهنگامِ نیازها و مرزها. این ابراز، بر خلافِ پرخاشگریِ پنهان، ابهام ایجاد نمیکند و بر خلافِ انفجار و پرخاشگری، رابطه را نابود نمیسازد. مراجع با تمرینِ این مرزبندیِ تدریجی در اتاقِ درمان، به ایگویِ خود یاد میدهد که برایِ بقا و دیدهشدن، نیازی به پوشیدنِ ماسکِ «فرزندِ خوب» یا پناه بردن به کنایههایِ فرساینده ندارد. او یاد میگیرد که خشم میتواند پلی باشد برای صمیمیتِ عمیقتر، زیرا صمیمیتِ واقعی تنها میانِ دو انسانِ مستقل با مرزهایِ مشخص شکل میگیرد، نه دو سایۀ مطیع یا ترکیبِ سمّیِ مقتدر- مطیع.
در نهایت، رهایی از آسیبهایِ فرهنگِ سرکوب، یک شبه رخ نمیدهد؛ این یک تمرینِ مستمر در پذیرشِ تمامیتِ خویشتن در «رابطه با دیگری» است. وقتی ما پذیرایِ خشمِ خود در رابطه میشویم، در واقع به بخشِ سرکوبشده و رنجکشیدۀ وجودمان اجازه میدهیم تا به رسمیت شناخته شود. آشتی با خشم، آشتی با نیرویِ حیات و تواناییِ «نه» گفتن است. انسانِ یکپارچه، کسی نیست که هرگز خشمگین نمیشود، بلکه کسی است که آموخته است چگونه از این شعله، نه برای سوزاندنِ خویش و دیگری، بلکه برای گرم کردنِ اجاقِ مرزها و صیانت از کرامتِ انسانیِ خود استفاده کند.
پایان
9 518
خب خیلی از دوستان عقب افتادند
یکی دو هفته یک روز در میان میگذارم دوستان برسند...
راستی کلاس منتالیزیشن امروز شروع میشه و مشتاقانه منتظر زیارت دوستان هستم ...
9 518
تعداد واکنش و کامنت به درسگفتار به شدت پایین اومده. دلیلش چیه؟
عقب افتادم: 👎
خسته شدم: 💔
گوش دادم: 👍
9 518
عاشق طراحی اون چهره هستم که داره آموزش لغات سیاست رو میده...
قیصر هست از یاخچی آباد...
سیبیل چی میگه ؟
ایوان ایلیچ زهرش رو ریخته مغز رو ساییده نابود کرده...
9 518
دوستان برید این رو لایک کنید لطفاً ...
از شاهکارهای رفیقم هست 😂
احتمالا میدونید کیه دیگه ...
#مرگ_ایوان_ایلیچ
9 518
🖌سرکوب خشم ۷
🍀 پرخاشگریِ پنهان؛ وقتی خشم، ماسک میزند
وقتی راههایِ ابرازِ مستقیمِ خشم به دلیلِ ترس یا اضطرابِ اخلاقی بسته میشود، خشم راهی برای فرار به بیرون پیدا میکند؛ این ظهورِ ناصریح، همان چیزی است که «پرخاشگریِ پنهان» (Passive-Aggression) مینامیم. در این وضعیت، فرد نه «نه» میگوید، نه فریاد میزند و نه مرزبندیِ قاطعی دارد؛ در عوض، خصومتِ خود را در لایههایِ زیرینِ رفتارهایش پنهان میکند. این «خشمِ بینام»، خطرناکتر از خشمِ آشکار است، زیرا مراجع خودآگاهانه وجودِ آن را انکار میکند و شریک عاطفی یا رواندرمانگرِ خود را در فضایی مبهم و مسموم قرار میدهد که گویی هیچکس مقصر نیست، اما همهچیز در حالِ تخریب است.
نشانههایِ این پرخاشگریِ پنهان در اتاقِ درمان بهوضوح دیده میشود: دیر رسیدنهایِ مداوم به جلسات، «فراموش کردنِ» تکالیفِ درمانی، سکوتهایِ تنبیهی، کنایههایی که بلافاصله با «شوخی کردم» توجیه میشوند، ناکارآمدیِ عمدی در اجرایِ مسئولیتها و... فرد بهجایِ اینکه بگوید «من از درخواست یا حرف یا نگرشِ تو عصبانی هستم»، آن را با انواع و اقسامِ «کنشهای پنهان» نشان میدهد. این رفتارهایِ ناهشیار، در واقع یک «انتقامِ بیصدا»ست. شریکِ عاطفی، بارِ این خصومت را در فضا حس میکند- سنگینیِ جو، سردیِ پنهان، خصومت نا آشکار، مخالفتهای ضمنی، کنایه و نیشخند، ناهماهنگی، شوخیهای نابجا و...- اما چون هیچ تهاجمِ مستقیمی صورت نگرفته، نمیتواند به آن واکنشِ منطقی نشان دهد؛ و اینجاست که مسمومیتِ رابطه آغاز میشود.
این مکانیسم، در واقع یک «سازشِ ناهشیار» میانِ نیاز به ابرازِ خشم و نیاز به حفظِ تصویرِ «فردِ مطیع» است. فرد میخواهد هم به دیگری آسیب بزند و هم «خوب بودنش» خدشهدار نشود. در پرخاشگریِ پنهان، «من» (ایگو) موفق میشود خشم را به بیرون بریزد- آنهم بدونِ اینکه بهایِ اجتماعیِ آن را بپردازد. اما بهایِ گزافِ این بازی، تخریبِ صمیمیت و اعتماد است. در واقع، این سبکِ ارتباطی، دشمنِ اصلیِ هر رابطۀ عاطفی از جملۀ رابطۀ درمانی است؛ زیرا فضایِ بینِ رواندرمانگر و مراجع را به جایِ صداقت، با «بازیهایِ روانی» پر میکند و راهِ هرگونه مواجهۀ اصیل و شفابخش را میبندد.
در درمانِ پویشی، یکی از وظایفِ اصلیِ روانکاو این است که این «خشمِ بینام» را به زبان بیاورد و هویتش را فاش کند. من باید به مراجع کمک کنم که بفهمد این تأخیرها، این سکوتها، این «فراموشکاریها»، این نیش و کنایهها و... تصادفی نیستند؛ بلکه هرکدام حاملِ بخشی از خشمِ سرکوبشدۀ او هستند که در حالِ حاضر، در نسبتِ با من در حال بازتولید است. گذار از پرخاشگریِ پنهان به «قاطعیتِ مستقیم»، نقطۀ عطفِ درمان است. وقتی فرد یاد میگیرد که خشمش را به جایِ «پنهان کردن» در پسِ رفتارهایِ ناهشیار، در کلماتِ خود جای دهد، در واقع دارد از یک بازیِ مخرب به سمتِ یک کنشِ بالغانه حرکت میکند؛ جایی که میتواند مسئولیتِ خشمش را بپذیرد و بدونِ مسموم کردنِ فضا، برایِ نیازهایش بجنگد.
