ru
Feedback
با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

Открыть в Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec

Больше
8 508
Подписчики
-124 часа
-777 дней
+24930 день
Архив постов
«از چوب‌های منبر رسول الله برای شفای خودشون تبرّک می‌گرفتند اما زیر پاهاشون اولاد رسول الله بود...»

امام صادق می‌فرمایند که اگر مردم با بنی‌امیه همراهی نمی‌کردند، ما انقدر مظلوم نمی‌شدیم... - استاد کاشانی.

محقق خیلی باید دقت کنه که یک حدیث و روایت و خطبه، در چه شرایطی صادر شده. اگر هر کدوم از ائمه مطرح کرده باشند هم یه توقع دیگری می‌ره! - استاد کاشانی.

سیدالشهداء دست‌گیرتون.✨

طرحی که مائده از تو حرم امام رضا شروع کرده برای اربعین زدن که حالا تبدیل شده به محصولات “حب‌ الحسین”؛ کتیبه‌اش رو برای روضه‌ه
+5
طرحی که مائده از تو حرم امام رضا شروع کرده برای اربعین زدن که حالا تبدیل شده به محصولات “حب‌ الحسین”؛ کتیبه‌اش رو برای روضه‌هاتون و بگ رو برای هم‌سفر شدنتون، می‌تونید سفارش بدین بهش.✨ پیج اینستاگرام: edmart.store

کاش من هم نمک‌گیر چای عراقیت کنی./

آخرش میرم حرم، آره دلم روشنه، با خیال کربلا هر شب دلم می‌زنه...

برای این روزهای ماه صفر سال ۶١، که کاروان اُسرا در میان شادی و هلهله کردن یزیدیا و سنگ بر سر خوردن‌ها و تازیانه خوردن‌ها و بازار برده فروش‌ها بردن‌ها و هزاران مصیبت دیگر بودند، خواهرت هربار که به سرِ آفتاب‌سوخته‌ی کلیسا و تنور رفته‌ی به روی نیزه نگاه می‌کند، با خود در دل می‌گوید: حسینم، کاش برمی‌گشتیم...

آخرین روضه، توی مشایه گرفتم اربعین روضه، چی می‌مونه واسه من غیر همین روضه...

آخرین باره، آخرین قرارمون، صحن علمداره خوب می‌خوام نگات کنم، گریه‌م نمی‌ذاره...

شاید امشب آخرین باره که میگم حسین، شاید امسال آخرین باره که میرم حرم...

آرزو دارم شب جمعه بمیرم، حرم. #شب_جمعه @ba_hossein_bash

می‌دونید که تمام موردهایی که تو کانال می‌ذارم رو می‌شناسم و مطمئن هستند. برای شادی دل آقا امام زمان، یاعلی.✨

پیش چشمه همه شلاق به زینب می‌خورد، تکیه‌گاه حرم افتاد و خمیدند، حسین...

صندلی بود، ولی یک‌سره سرپا بودند...

برای امروز؟ علویات گرفتار یزیدند، حسین! با چه زجری دم این کاخ رسیدند، حسین!...

پشت دروازه‌ی ساعات معطل شده است، آن کریمی که درِ خانه‌ی او بسته نبود...

یا صاحبنا؛ این خون‌نوشته‌ای که تو خواندیش «ناحیه»، این بی‌کسی که باد فدایش کسان ما...  این روضه‌های باز که با السلام‌هاش، لکنت گرفته است سراپا زبان ما...  شأن نزول کیست که خون گریه می‌کنی؟! ای کاش کارد بگذرد از استخوان ما... آقا نوشته‌اند که جدت کفن نداشت، گیرم کفن نبود، چرا پیرهن نداشت؟!...  از پایکوب اسب سواران شنیده‌ام، بردند روی نیزه، سری را که تن نداشت... انگشتری که با خودش آورده بود، کو؟ ای کاش هیچ وقت عقیق یمن نداشت...  چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه‌ها، همراه کاروان خود، ای کاش زن نداشت...  حق با شماست، شام و سحر گریه می‌کنید، جای سرشک خون جگر، گریه می‌کنید... - علی عباسی.

بعد از گذشت این همه سال از شهادتش، خلقت هنوز مات معمّای کربلاست...