7 524
Подписчики
-1324 часа
-657 дней
-31230 дней
Архив постов
7 524
بهای این تغییرات معمولا چیزی جز خون و فلاکت نیست. جوامع پیچیده بشری در عهد مدرن به کندی به رخدادها واکنش نشان میدهند چون تهدید فوری و آنی زندگی و قوت روزانه در میان نیست و حتی در وجود آن هم قوت رسانه و تربیت از بدو تولد حس غریزی جنگ برای بقا را به شدت تضعیف کرده است.
7 524
جریانها و افکار یکشبه عوض نمیشوند و افراد حاملشان هم یکشبه ذهنشان تغییر نمییابد. رخدادها و تحولات و تلاش افراد حامل هستند که افکار و عقایدی را به مرور غلبه میدهند و افکار سابق غالب را از گردونه خارج می کنند.
7 524
ماه خونی“جنگجویی با خون ماه”
•نفس نفس
این اسب بعد از یکسال برگشت!
یورتمه ی تند اسب و قطره های عرق من که از ابروهامم گذشته بود. (ابروی سمت راست من با زخم بزرگی از بین رفته بود) گابریل به من قول داده بود ظرف کوچکی از خون گلوی ماه را تقدیمم کند! اما من تقریبا ۱۱ سال با گابریل فاصله داشتمو هر سال در ۳۰امین روز ماه رنج، که ماه تنها در ۵ دقیقه خونی میشود با سرعت زیادی به روی اسب خاکستریم حرکت میکنم تا یک سال در زمان حرکت کنم، اما هیچوقت به موقع به ماه خونی بعدی نرسیدم. در واقع ۵ سال طول کشید تا به آخرین سال برسم و آخرین سال رو هم طی کنم.امروز که با گابریل دیدار کردم ظرفی پر از خون ماه به من داد و از من تشکر کرد و به سالهای بعد سفر کرد.حین رفتنش اشک در چشمهای من و اسب حلقه زد آخه ما آخرین بازمانده از قبیله نجات یافتگان بودیم!۱۲ سال پیش گابریل به دست انسان ها و دیو ها به دام کشیده شده بود.پدر گابریل منو استخدام کرد تا فرزندش و نجات بدم چون اون مرد به تمام جنگجویان زاده از خون ماه اعتماد داشت. ما لشکری بزرگ بودیم که از کره ای کوچک به تمام کرات برای مبارزه دعوت میشدیم.صاحب قبلی اسب خاکستری پدر گابریل بود!اون یک سلاح بود که ۱۲ سال پیش به من داده شد تا گابریل رو برای نجات از دست دیو ها به همراه اسب، راهی سفری ۱۱ ساله کنم.بعد از فراری دادن گابریل من حدود ۱ سال زیر شکنجه دیو ها بودم.انسان ها بابت هر قطره از خون من، به دیو ها از انسانیت و شرافت خودشون باج میدادند. تمام قطرات خون من از اَبروی سمت راستم کشیده میشد.انسان ها قطرات خون من را به عفریته ها میدادند تا بتوانند علوم سیاه و سفید را از عفریته ها بگیرند.عفریته ها از خون من که همان خون ماه بود برای معجونی استفاده میکردند که بتوانند ذات خود را به انسان های پاک و خالی از حافظه گذشته تبدیل کنند..همین باعث شد سالها بعد دیو ها و عفریته ها به افسانه تبدیل شوند و دنیا بماند با دیو ها و عفریته هایی با صورت انسان.و البته انسان های تهی..—راستی!پدر گابریل زروان بودالهه زمان
7 524
بچه ها برای استایل زمستونیتون از الان به فکر باشید مثل من اکسسوریتون و بخرید، خودم از اینجا میخرم اکثرشونو گفتم برای شما هم بذارم
7 524
Repost from franciscabin
بگ ستارهای
(فعلا تو این سه رنگ موجوده)
اندازه: 35
قیمت: 240 t
@franciscabin
7 524
🩸پرونده ویژه قاتلان صاحب حمام اسید🩸
💀 قسمت اول
بیش از یک قرنه که قاتلان حرفهای برای پاک کردن ردپای خود از اسید و قلیا استفاده میکنن. البته علم و تجربه نشان داده این هیچگاه روش مناسبی نبوده. در ادامه نگاهی به پرونده مخوفترین و سنگدلترین قاتلانی خواهیم داشت که از چنین شیوههایی بهره بردهان:
۱- سال ۱۸۹۷: آدولف لویگرت، سلطان سوسیس شیکاگو
آدولف لویس لویگرت یک مهاجر آلمانی بود که در سال ۱۸۷۹ شرکت بسیار موفق Luetgert Sausage & Packing رو در شیکاگو تاسیس کرد. همسرش لویزا بیکنیز فرد شوربختی با زندگی انباشته از شایعات خشونت خانگی بود.
لویزا ناگهان در اول می ۱۸۹۷ ناپدید شد. شایعات حاکی از آن بود که لویگرت همسرش رو کشته و تبدیل به سوسیس کرده. ولی او مدعی بود که همسرش با مرد ناشناسی فرار کرده. اما واقعیت احتمالا بسیار مخوفتر از این بود. او همسرش را مسموم کرده و بدنش رو در خمره سوسیس مملو از قلیای داغ (هیدروکسید سدیم) انداخته بود. آنگاه سعی کرده بود باقی مانده جسد رو در تنور کارگاهش خاکستر کنه.
اما علیرغم تمام این تلاشها، متخصص انسانشناس دادگاه تونسته بود قطعاتی از استخوانهای پا. یک بند انگشت، دنده و جمجمه را به همراه انگشترهای لویزا شناسایی کنه. لویگرت به قتل متهم شد و سرانجام دادگاه با سم به زندگی او پایان داد.
💀۲- سالهای ۱۹۴۴-۴۹: جان های
جان های مشهور به «قاتل حمام اسید» یکی از قاتلان بسیار مخوف افسانهای هستش که ابتدا بخاطر کلاهبرداری راهی زندان شد. نقشه او اینگونه بود که جسد قربانیان رو در اسید سولفوریک حل کنه. او در آزمایشهای اولیه خود متوجه شد که بدن موشها پس از ۳۰ دقیقه متلاشی میشه.
اولین قربانی انسانی جان، کارمند سابق او ویلیام مکسوان بود که در سال ۱۹۴۴ به قتل رسید. وی به زیرزمین کشانده شده، ضربه ای به سرش وارد شده و سپس با ۴۰ گالن اسید تجزیه شده بود. انگیزه این کار هم مالی بود، وی خانه مک سوان رو میخواست. هنگامی که والدین مک سوان به وی مشکوک شدند، حتی انها رو هم در اسید حل کرد.
قربانیان بعدی هم زن و شوهری بودند که گول سرمایه وی رو خورده و قرار بود دارایی و زندگی شان را یکجا از دست دهند. ششمین و آخرین قربانی جان های هم بیوهای با نام الیو دوراند-دیاکن بود که در سال ۱۹۴۹ به قتل رسید.
هنگامی که پلیس محل کار جان رو جستجو کرد اوراق فراوان متعلق به قربانیان رو پیدا کرد و البته تحقیقات تخصصی باعث کشف ۲۸ کیلوگرم چربی انسانی، ۳ سنگ کیسه صفرا، بخشهایی از پا، ۱۸ قطعه استخوان بدن انسان و همچنین دندان مصنوعیهای خانم دوراند-دیاکن از حیاط آنجا شد.
جان های ادعای جنون کرد، اما بالاخره بخاطر قتل مجرم شناخته شد و به دار آویخته شد.
🔥
