دندان ببر : کانال شعر ، عرفان ، متافیزیک ، موسیقی ،کتاب صوتی، هنر ...
Открыть в Telegram
کانال عرفان و آگاهی: #کتاب_صوتی #موسیقی_بیکلام #عکس #شعر #مطالب_شگفت_انگیز #آشنایی_با_ادیان #حکمت #فلسفه #اشراق #عرفان #ماوراء #نجوم #فضا #متافیزیک #روانشناسی #جامعه_شناسی .... ارائه مطالب به معنی #تایید آن نیست. @ghafourimajid
Больше1 086
Подписчики
-224 часа
-17 дней
+330 день
Архив постов
#پادکست_دندان_ببر
قسمت چهارم
تحلیلی بر
#آرکادیو در
#صد_سال_تنهایی
اثر : گارسیا مارکز
نوشته و اجرا : مجید غفوری
#تقدیم به همه فرهیختگانی که
اشتراک و همراهی و راهنمایی کردید.
قسمت بعد
پیرامون
گرگور سامسا
در مسخ کافکا خواهد بود.
لینک دانلود فایل در اسپاتیفای⬇️
https://open.spotify.com/episode/3VhcH4bRRljyVoWtU6UN2J?si=oc0NO0TcROyU-b4Z_kjL_Q
لینک در تلگرام : https://t.me/dandanebabr/19708
فایل بزرگ است و در بله آپلود نمی شود
#پادکست_دندان_ببر
قسمت چهارم
تحلیلی بر
#آرکادیو در
#صد_سال_تنهایی
اثر : گارسیا مارکز
نوشته و اجرا : مجید غفوری
#تقدیم به همه فرهیختگانی که
اشتراک و همراهی و راهنمایی کردید.
قسمت بعد
پیرامون
گرگور سامسا
در مسخ کافکا خواهد بود.
Repost from دانستنیها ، علم و دانش
جواب هوش مصنوعی درباره توافق دیشب
ایران و امریکا ⬇️
آن توافق یا تفاهمی که دیشب بین ایران و آمریکا انجام شد، در حال حاضر یک آتشبس موقت یا یک تفاهم نامهی اولیه است، نه یک پیمان پایدار و نهایی.
پایداری آن خیلی زیاد نیست و خیلی شکننده به نظر میرسد. بیشتر تحلیلها میگویند که پایداری این توافق کمتر از ۵۰٪ است و حتی خیلیها آن را حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد هم ارزیابی میکنند.
دلایل اصلی شکنندگی:
1. تمام مشکلات اصلی به ۶۰ روز بعد موکول شده: بحث برنامه هستهای، موشکی و رفع کامل تحریمها به مذاکرات ۶۰ روز دیگه واگذار شده. الان فقط یک "مکث" کوتاه مدت است.
2. مسئله اسرائیل: اسرائیل شدیداً با این توافق مخالف است و تهدید کرده در صورت نیاز اقدام نظامی کند. این بزرگترین تهدید خارجی برای توافق است.
3. عدم اعتماد: هم ایران و هم آمریکا به هم اعتماد ندارند. ممکن است هر لحظه یکی از طرفین بگوید طرف مقابل به تعهداتش عمل نکرده و توافق را بشکند.
4. جزئیات اجرایی مبهم: مشخص نیست تحریمها دقیقاً چطور برداشته میشوند یا ایران چطور به تعهداتش عمل میکند. هر سوءتفاهم کوچکی میتواند کل توافق را نابود کند.
خلاصه: این توافق بیشتر شبیه یک "فرصت ۶۰ روزه برای نفسگیری" است تا یک صلح پایدار. احتمال اینکه تا ۶۰ روز دیگر زنده بماند، متوسط به پایین است و احتمال اینکه به توافق نهایی تبدیل شود، خیلی کم است.
حالم خوب است!
هنوز خواب میبینم ابری میآید
و مرا
تا سرآغازِ روییدن
بدرقه میکند.....
#سیدعلی_صالحی
.
برو ای شب ز پیش من
مپیچان زلف و گیسو را
که جز آن جعد و گیسو را
نمیدانم نمیدانم
برو ای روز گلچهره
که خورشیدت چه گلگون است
که من جز نور یاهو را
نمیدانم نمیدانم
#مولانا
#آدم_حسابی چه شکلی هسته؟
آدام گرنت (Grant)استاد دانشگاه پنسیلوانیا، کتاب معروفی دارد به اسم، بده و بستان که در آن با استناد به معتبرترین پژوهشها، نشان میدهد که چطور تعاملات ما با دیگران به موفقیت و خوشبختیمان منجر میشود.
در بخشی از این کتاب گرنت میپرسد....:
«آدم حسابیها چه شکلی هستند....؟»
و پاسخ میدهد.......
در کانادا یک جایزهای هست به نام «جایزه آدم حسابی سال».
این جایزه را به کسی میدهند که یک دستاورد بزرگی برای جامعهاش داشته باشد.
در یک بررسی فریمر (Frimer) و واکر آمدند ببینند برندههای این جایزه چه ویژگی مشترکی دارند که آنها را آدم حسابی کرده است. به عبارت دیگر؛ آدم حسابیها چه شکلی هستند!
آنها برای رسیدن به پاسخ سوال از برندگان این جایزه دعوت کردند تا در یک مجموعه مصاحبه و آزمون شرکت کنند و شروع کردن به بررسی عمیق ابعاد مختلف شخصیت و زندگی آدم حسابیها.
نتیجه پژوهش نشان میداد:
۱-اولین ویژگی یک آدم حسابی
«نوع دوستی» است
آدم حسابیها، فارغ از پست، مقام، منصب و داشته و نداشتهها، عاشق خیر رساندن به دیگری هستند و بدون هرگونه انتظار، چشم داشت و منّتی، وقتی کاری از دستشان برای یکی بربیاد، دوست دارند آن کار را انجام بدهند.
۲-دومین ویژگی آدم حسابیها
«شفقت به خود یا مهربانی با خود» است.
یک آدم حسابی، در کنار عشق به دیگری (Other-interes)، خودش را هم عمیقاً و قلباً دوست دارد (Self- interest) و با خودش خیلی مهربان است.
وقتی گرفتاری برایش پیش میآید، راحتتر میپذیرد و کمتر به خودش آسیب میزند.
و در نهایت؛
۳-سومین ویژگی یک آدم حسابی
«صداقت است»
شما از یک آدم حسابی، حس نمایشی، فیک بودن و ظاهرسازی نمیگیرید. آدم حسابی کاملاً اورجیناله و این را میشود خیلی ساده فهمید که دارد نقش بازی میکند یا واقعاً اینطوری هست.
🔚خلاصه کلام این که:
آدم حسابی بودن نه به تیپ، قیافه یا داشتهها و نه به لاکچری بازی و برند پوشیدن هست. همه اینها به تبی و شبی بنده، آدم حسابی واقعی کسی است که در کنار «دوست داشتن خودش«، در روابط« صادقانهاش»«به دیگران عشق» بدهد و عشق بگیرد و حالی را خوب کند.
🎵 ŞARKI SÖZLERİ
🎵 متن آهنگ
Sana dokunmadan yaşarım bu yolu
بدون اینکه به تو دست بزنم این راه را زندگی میکنم
Rüzgarlar fısıldar sevdamı dolu dolu
بادها عشق من را پر و پیمان نجوا میکنند
Gökyüzü ağlar yıldızlar kayar
آسمان میگرید و ستارگان میافتند
Ama ben seni sensiz severim yine de
اما من تو را بدون تو هم دوست دارم
Gözlerin uzakta yankılanır içimde
چشمانت در دوردست در درونم طنینانداز است
Kelimeler sessiz aşk var der derinimde
کلمات میگویند عشق خاموش در عمق وجودم هست
Zaman geçse de izlerin silinmez
هرچند زمان بگذرد ردپایت پاک نمیشود
Ben seni sensiz severim
من تو را بدون تو دوست دارم
Sensiz kalbimde yankı bulur sesin
صدایت در قلبم بدون تو طنین میاندازد
Her anımda saklıdır nefesin
نفسهایت در هر لحظهام پنهان است
Bu hikaye eksik ama gerçek derim
این داستان ناقص است اما میگویم واقعی است
Seni sensiz severim ve hiç pes etmem
تو را بدون تو دوست دارم و هرگز تسلیم نمیشوم
Gölge gibi peşimde hayalin
رویای تو مانند سایه دنبال من است
Her adımda içimde bir yangın
در هر قدم درونم آتشی شعلهور است
Geceyi deler kalbimin çığlığı
فریاد قلبم شب را میشکند
Seni sensiz severim ey hayatın sırrı
من تو را بدون تو دوست دارم ای راز زندگی
Yağmurlar yıkar ama izler kalır
بارانها میشویند اما ردها باقی میمانند
Hayat yolları belki beni yaralar
راههای زندگی شاید مرا زخمی کنند
Yine de kalbimde senin yerin
با این حال جای تو در قلبم است
Ben seni sensiz severim kaderim
من تو را بدون تو دوست دارم، سرنوشت من
Acioglu – Seni Sensiz Severim (Live Versiyon) 2026
Artist:
ACIOĞLU (Mehmet ACIOĞLU)
✨✨✨✨✨
Mehmet Acıoğlu
یک شخصیت واقعی است (متولد ۱۹۸۴، اصالتاً از غازیآنتپ) .
او در پروژهی ACIOĞLU-AI از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای ساخت ملودی، تنظیم، و حتی تولید وکال (آواز) استفاده میکند . به عبارت دیگر، این یک همکاری انسان-ماشین در تولید موسیقی است.
متن و ترانه تقدیم :⬇️✨😑😑😑😑😑
پیشاپیش از کسانی که موسیقی و ترانه و هوش مصنوعی را درک می کنند معذرت می خواهم 🥹🥹🥹🥹
زن وشوهری بیش از ۶۰ سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر مخفی نمیکردند مگر یک چیز:
یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد.در همه ی این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود و در مورد جعبه فکر نمی کرد. اما بالاخره یکروز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند.
در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع رجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را از بالای کمد آورد و نزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد آن جعبه به شوهرش بگوید. واز او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و دسته ای پول بالغ بر ۹۵هزار دلار پیدا کرد. پیرمرد در این باره ازهمسرش سوال کرد.
پیرزن گفت:هنگامی که ما قول و قرار ازدواج گذاشتیم مادر بزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم باید ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.
پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. تمام سعی خود را به کار برد تا اشک هایش سرازیر نشود. فقط دو عروسک در جعبه بودند. پس همسرش فقط دو بار در طول تمام این سال های زندگی و عشق از او رنجیده بود. از این بابت در دلش شادمان شد.
سپس به همسرش رو کرد و گفت:عزیزم، خوب، این در مورد عروسک ها بود. ولی در مورد این همه پول چطور؟ اینها از کجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت: آه عزیزم، این پولی است که از فروش عروسک ها بدست آورده ام.
#داستانک
تولستوی در سن 67 سالگی دوچرخه سواری را یاد گرفت، این در ادبیات به یک مفهوم تبدیل شده است که به آن "دوچرخه تولستوی" گفته میشود و معنی آن میشود:
"برای هیچ چیز دیر نیست"
«بر باد رفته»
مجسمه برنزی
ساخت :
لو لی رونگ
゚☆⭐️ * 。゚💫 。☆🌙 。* 🌞 ✨*☆゚
آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
خلقی به جاه تکیه زد و ما زدیم پا
فرقی نداشت عزت و خواری در این بساط
بیدار شد غنا، به طمع تا زدیم پا
از اصل دور ماند جهانی به ذوق فرع
ما هم یک آبگینه به خارا زدیم پا
عمریست طعمهخوار هجوم ندامتیم
یارب چرا چو موج به دریا زدیم پا
زین مشت پر که رهزن آرام کس مباد
بر آشیان الفت عنقا زدیم پا
قدر شکست دل نشناسی ستمکشیست
ما بیخبر به ریزهٔ مینا زدیم پا
طی شد به وهم عمر، چه دنیا چه آخرت
زین یک نفس تپش به کجاها زدیم پا
مژگان بسته سیر دو عالم خیال داشت
از شوخی نگه به تماشا زدیم پا
شرم سجود او عرقی چند ساز کرد
کز جبههسودنی به ثریا زدیم پا
واماندگی چو موج گهر بیغنا نبود
بر عالمی ز آبلهٔ پا زدیم پا
چون اشک شمع در قدم عجز داشتیم
لغزیدنی که بر همه اعضا زدیم پا
بیدل ز بس سراسر این دشت کلفت است
جز گرد برنخاست به هرجا زدیم پا
#بیدل
دل نیست هر آندل که دلارام ندارد
بی روی دلارام دل آرام ندارد
هر کار ز آغاز به انجام توان برد
عشق است که آغاز وی انجام ندارد
یک خاصیت عشق همین است که عاشق
هیچ آگهی از گردش ایام ندارد
گفتند بمجنون بنما خانهٔ خود گفت
آن خانه که دیوار و در و بام ندارد
افتاد بدام سر زلفش دل و گفتم
این مرغ رهایی دگر از دام ندارد
پیغام بدان شوخ فرستادهام اما
ترسم که مرا گوش به پیغام ندارد
تنها نه صغیر است هوادار وصالش
آنکو که به دل این طمع خام ندارد
#صغیر_اصفهانی
#موسیقی
✨✨✨
🌊🌊
🌞
☺️☺️☺️☺️☺️
#فرانسوی
#موسیقی
✨✨✨
🌊🌊
🌞
☺️☺️☺️☺️☺️
آورده اند که ...
روزى انورى از بازار بلخ مى گذشت، هنگامه اى دید، پیش رفت و سرى در میان کرد، مردى دید که قصاید انورى به نام خود مى خواند و مردم او را تحسین مى کردند.
انورى پیش رفت و گفت: اى مرد این اشعار کیست که مى خوانى؟
گفت: اشعار انورى
انورى گفت: انورى را مى شناسى؟
گفت: انورى منم.
انورى بخندید و گفت: «شعر دزد» دیده بودم اما «شاعر دزد» ندیده بودم.
شادم که در شرار تو میسوزم
شادم که در خیال تو میگریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بیزوال تو میگریم
پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شرارهی دیگر نیست
#فروغ
4. میل و فقدان: میل لاکانی میل به چیز خاصی نیست. میل، میل به «فقدان» است. ما همیشه چیزهایی را میخواهیم که نداریم، اما عمیقترین میل، میل به بازیابی یک تمامیت اولیه و ازدسترفته (که هرگز وجود نداشته) است. امر واقع نمادین شده، همان فقدان بنیادینی است که میل را به حرکت درمیآورد.
5. هدف درمان لاکانی: برخلاف فروید، هدف، آگاه کردن ناخودآگاه نیست (چون ناخودآگاه زبانی است و اساساً ناآگاهانه میماند). هدف، گذر از «فانتزی بنیادین» است. فانتزی، سناریویی خیالی است که فاصله ما را با فقدان بنیادین (امر واقع) پر میکند و به میل مان جهت میدهد. درمان لاکانی میکوشد تا تحلیلور را با میل واقعیاش (نه میل دیگری) و با فقدان بنیادین زندگی مواجه کند.
تکنیک درمانی لاکان: معروف به «جلسات با زمان متغیر» . لاکان جلسات سنتی ۵۰ دقیقهای را رد میکرد و گاهی جلسه را پس از چند دقیقه قطع مینمود تا ضربه نمادینی وارد کند و تحلیلور را از فانتزیهایش خارج سازد. او بر اهمیت «نقطه گذاری» (مداخله به موقع برای معنادار کردن یک لغزش یا بیان) تأکید داشت.
مقایسه مستقیم فروید و لاکان
ویژگی زیگموند فروید ژاک لاکان
منبع الهام زیستشناسی، فیزیک (قرن نوزدهم) زبانشناسی، انسانشناسی ساختارگرا
ناخودآگاه مخزن امیال غریزی و سرکوبشده (محتوا) ساختار زبانی و شبکهای از دالها (فرآیند)
ساختار روان نهاد، خود، فراخود (اقتصادی-پویا) خیالی، نمادین، امر واقع (زبانی-ساختاری)
مرکزیت عقده ادیپ میل جنسی به مادر و ترس از اختگی ورود به نظم زبان و قانون از طریق «نام پدر»
سوژه خود (Ego) به عنوان نهاد واسطه و تا حدودی خودآگاه سوژه شکافته ناخودآگاه، زنجیرهای از دالها
میل ریشه در غرایز زیستی (لیبیدو) و اصل لذت میل به فقدان، همیشه میل «دیگری» بودن
هدف درمان آگاه کردن ناخودآگاه (جایی که نهاد بود...) گذر از فانتزی بنیادین و مواجهه با فقدان نقش زبان
زبان وسیله ای برای ابراز ناخودآگاه (مثل تداعی آزاد) زبان شرط وجودی و ساختار ناخودآگاه است
جمع بندی نهایی:
فروید روانکاوی را بر مبنای زیست شناسی و تضاد غرایز با تمدن بنا نهاد. لاکان با خوانش دوباره فروید از دریچه زبانشناسی، روانکاوی را به قلمرو فرهنگ و ساختارهای زبانی کشاند و نشان داد که ناخودآگاه هر فرد، در واقع «گفتمان دیگری بزرگ» (جامعه، فرهنگ، زبان) است. در حالی که فروید به دنبال تقویت «خود» بود، لاکان بر شکاف و نبود یک خود متحد تأکید میکرد. تفاوت بنیادین آنها در این جمله لاکان خلاصه میشود:
«ناخودآگاه، ساختاریافته مانند یک زبان است.»
زیگموند فروید
و
ژاک لاکان
دو تن از تأثیرگذارترین نظریه پردازان روانکاوی هستند.
لاکان خود را شارح واقعی فروید میدانست، اما خوانش او از فروید چنان رادیکال و نوآورانه بود که عملاً نظام فکری جدیدی پدید آورد. در ادامه به مقایسه و تبیین دیدگاههای این دو متفکر میپردازم.
زیگموند فروید (۱۹۳۹-۱۸۵۶): بنیانگذار روانکاوی
فروید با طرح مفاهیمی همچون ناخودآگاه، سرکوب، عقده ادیپ و ساختار سهگانه روان (نهاد، خود، فراخود) انقلابی در درک ذهن انسان ایجاد کرد.
محورهای اصلی تفکر فروید:
1. ناخودآگاه پویا: ناخودآگاه فروید انباری از امیال سرکوبشده (عمدتاً جنسی و پرخاشگرانه) است که همواره میکوشند به خودآگاه راه یابند. رویاها، لغزشهای زبانی و علائم رواننژندی، همگی بازگشتِ این محتوای سرکوبشده به شکلی دگرگونشده هستند.
2. اصل لذت و اصل واقعیت: روان بر دو اصل متضاد اداره میشود. «نهاد» کورکورانه از اصل لذت (کاهش فوری تنش و کسب لذت) پیروی میکند، در حالی که «خود» با اصل واقعیت، خواستههای نهاد را به تعویق میاندازد تا با جهان خارج سازگار شود.
3. انگیزه جنسی (لیبیدو): فروید بر نقش بنیادین «لیبیدو» یا انرژی جنسی تأکید داشت. او مراحل رشد روانی-جنسی (دهانی، مقعدی، فالیک، نهفتگی، تناسلی) را تعریف کرد که در آنها لیبیدو در نواحی مختلف بدن متمرکز میشود. هرگونه تثبیت در این مراحل، منشأ اختلالات بعدی است.
4. عقده ادیپ: هسته مرکزی نظریه فروید. در مرحله فالیک، پسر ناخودآگاه به مادر تمایل جنسی پیدا کرده و پدر را رقیبی میبیند که باید از میدان به در شود. ترس از اختگی (اخته شدن توسط پدر) او را وادار به چشمپوشی از این میل و همذاتپنداری با پدر میکند و در نتیجه «فراخود» (وجدان اخلاقی) شکل میگیرد.
5. تمایز نهاد، خود، فراخود: این سه گانگی معروف در اواخر کار فروید مطرح شد.
· نهاد (Id): منبع غرایز، کاملاً ناخودآگاه و بی قیدوبند.
· خود (Ego): واسطه میان نهاد، جهان خارج و فراخود؛ تا حدی خودآگاه.
· فراخود (Superego): درونی قواعد و ارزشهای اخلاقی جامعه (اغلب والدین).
هدف درمان فرویدی: آگاه کردن ناخودآگاه. با تکنیکهایی مثل تداعی آزاد، تحلیل رویا و تحلیل انتقال، مقاومتها شکسته میشوند و امیال سرکوبشده به خودآگاه راه مییابند. "جایی که نهاد بود، خود باید بشود."
ژاک لاکان (۱۹۸۱-۱۹۰۱):
بازگشت به فروید از راه زبان
لاکان با شعار «بازگشت به فروید» کار خود را آغاز کرد، اما این بازگشت با بهره گیری از زبانشناسی (سوسور، یاکوبسن) و انسانشناسی (لوی-استروس) صورت گرفت. لاکان ناخودآگاه فرویدی را بازتعریف کرد.
محورهای اصلی تفکر لاکان:
1. ناخودآگاه ساختاریافته مانند یک زبان: مهمترین جمله لاکان. ناخودآگاه دیگر یک مخزن غریزی نیست، بلکه یک ساختار زبانی است که مانند زبان از تفاوتهای نشانهای (دال و مدلول) عمل میکند. به همین دلیل، ناخودآگاه، «گفتمان دیگری بزرگ» است. محتوای ناخودآگاه، امیال سرکوبشده نیست، بلکه زنجیرههای ناپیوسته از دالها (کلمات، تصاویر، صداها) هستند که در نظام زبانی جابهجا میشوند.
2. بازتعریف سه نظم (ساحت): لاکان به جای نهاد، خود، فراخود، سه ساحت روانی متفاوت اما درهم تنیده را مطرح میکند:
· ساحت خیالی (Imaginary): ساحت تصاویر، خیالپردازیها و همذاتپنداری. با مرحله آینهای (۶-۱۸ ماهگی) شکل میگیرد که در آن کودک خود را در آینه میبیند و تصویری یکپارچه و ایدهآل از «خود» میسازد که در واقع با احساس پراکندگی و ناهماهنگی اولیهاش در تضاد است. این ساحت مبتنی بر دوگانگی (خود/دیگری مشابه) و روابط دوسویه است.
· ساحت نمادین (Symbolic): مهمترین ساحت لاکان. نظم زبان، قانون، ساختار اجتماعی و از همه مهمتر، «نام پدر» (واردکننده قانون و منع از رابطه با مادر) است. ورود به ساحت نمادین از طریق عقده ادیپ (خوانش زبانی-ساختاری لاکان از آن) صورت میگیرد. این ساحت پیشاپیش وجود دارد و سوژه را شکل میدهد. ناخودآگاه نیز زبانی است و بنابراین در ساحت نمادین جای دارد.
· ساحت امر واقع (Real): این ساحت با «واقعیت» بیرونی تفاوت دارد. امر واقع، آن چیزی است که نمیتواند به زبان درآید و نمادین شود. امر واقع، امر محال، تروما، فقدان اصلی، و نقطه کور هستی است. همیشه بیرون از چنگال زبان و نمادین باقی میماند و کنش اصلی روانکاوی، چرخیدن حول این خلأ یا فقدان بنیادین است.
3. سوژه ناخودآگاه و دال: سوژه در لاکان، سوژه خودآگاه دکارتی نیست. سوژه ناخودآگاه، چیزی نیست جز آنچه توسط یک دال برای دال دیگر نمایندگی میشود. سوژه، حاصل شکاف و فاصله میان دالهاست. او یک هستی «شکافته» و «گریزنده» است که هرگز کاملاً به خودش دست نمییابد.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
