7 353
Подписчики
-524 часа
-227 дней
-7930 день
Архив постов
7 354
برای شناخت یه آدم هیچوقت
به نوع زندگیش نگاه نکن
تنها معیاری که برای شناخت آدمها میشناسم،دونستن رنج های اونهاست
هروقت خواستی کسی رو بیشتر بشناسی
از رنج هایی که کشیده بپرس.
_چجوری این موسیقی هارو میسازی؟
_چجوری این شعر هارو میگی؟
_چجوری این عکسهارو میگیری؟
_چجوری اینقدر خوب نقاشی میکشی؟
_چجوری اینقدر پول درمیاری؟
_چجوری...چجوری...؟
بپرس اینا حاصل کدوم رنج تو هستن ؟
بپرس چی کشیدی تو زندگیت که میتونی این کارهارو بکنی؟!
کیفیت زندگی ما نتیجه رنج های ماست.
(معنی رنج: [ رَ ] (اِ) محنت. زحمت. مشقت. سختی ناشی از کار و کوشش)
@Mohammad_Darabifar
7 354
می داند که من دیوانه وار دوستش دارم و حتی اجازه می دهد از این عشق سودایی برایش حرف بزنم، و البته هیچ چیز بیش از همین آزاد گذاشتن من که بی هیچ مانعی یا ملاحظه ای از عشق خود با او حرف بزنم گواه نفرتش از من نیست، یعنی می خواهد به زبان بی زبانی به من بگوید که: "احساسات تو نسبت به من به قدری در نظرم ناچیز است که هیچ فرقی نمی کند که درباره ی چه چیز با من حرف میزنی یا نسبت به من چه احساسی داری"
قمارباز/داستایوفسکی
@Amiralichannel
7 354
سلام میدونم زیاد حالت خوش نیست
روزای سختیه برای همه
نمیدونیم قراره چی بشه و آینده فقط یه تصویر مبهمه برامون
ازت میخوام قوی باشی
اگه جیبت خالیه
اگه انگیزه نداری ادامه بدی
اگه هر روز یه بدبیاری جدید داری
ازت میخوام قوی باشی
میخوام بدونی که تنها نیستی
منم مثل تو هستم
من اما دارم هر روز تلاش میکنم
میخوام که تو هم تلاش کنی
بهت قول میدم به اون چیزی که میخوای در نهایت میرسی
میدونم خسته ای
ولی اشکالی نداره
خستگی بهت آسیبی نمیزنه
این نا امیدیه که میتونه از پا درت بیاره
پس بیا از همین امروز شروع کنیم باهم!
@Mohammad_Darabifar
7 354
بار آخر اصلا جلوشو نگرفتم. یعنی یکم تقلا کردم یکم قربون صدقش رفتم دلش نرم شه ولی بعد که صورتشو بیشتر دیدم، جلوشو نگرفتم. آخه صورت آدما دروغ نمیگه، خصوصا اون که بعد چند سال صورتشو میشناسی. وانمود کردن هاشو، خودخوری هاش.
بار آخر اصلا جلوشو نگرفتم، نه چون دوستش نداشتم. نه چون به این امروز فردا رفتن هاش عادت کرده بودم... بار آخر فرق میکرد. بار آخر منو دوست نداشت. من عادت کرده بودم خودمو از چشمای اون ببینم. از چشای اون، این من دیگه #موندن نداشت.
بار آخر باز همه گفتن ای بابا شما ده بار تموم کردین دوباره دو ماه دیگه درست میشه برمیگردین، بهشون گفتم نه... اینبار واقعا فرق داشت. تو سفر آخر گریه میکرد میگفت همش حس میکنم این سفر آخره. اون کلا حرفاشو پشت حس هاش پنهون میکرد. خیلی وقت ها رویِ حرف زدن حرفاشو نداشت.
منم که هربار فهمیدم بار آخره یک جور جلوشو میگرفتم. یا زنگ میزدم با گریه می گفتم بدون تو نمیشه لطفا جمعش کن مسخره بازی در نیار... یا یه دسته گل میگرفتم میرفتم پارکینگ دانشگاش کنار ماشینش یا...
هربار فکر میکردم «چقد منو دوست داره هی برمیگرده بهم»، دیگه با خودم فکر نمیکردم بابا «از دوست نداشتنته داره تلاش میکنه بذاره بره وابستگیش نمیذاره.» بالاخره که یک جا میتونه... مگه آدم چند بار از یک چیزی میترسه؟
بگو چرا باید برم جلوشو بگیرم، جلو کسی رو که هربار دستایی که برا من بود رو خالی میکنه برا دستای دیگه؟ چرا هربار که میره من برش گردونم، بذار بره حالا که فکر میکنه بار آخره... حالا که دستای من جواب سوالش نیست. بذار بره پیدا کنه اونی رو که فکر میکنه باهاش قرار نیست «رنج» بکشه. آدم بی رنج داریم؟ تو بگو...
من که پیدا نکردم. هی هرچی بیشتر دوست داشتم بیشتر اذیت شدم، نمونه اش خودش. من که خوب فهمیدم آدمها رنج هاشون تموم شدنی نیست، بذار دور شه اصن، بره تا بفهمه دستاش برای کی میشه.
#امیرعلی_ق
@Amiralichannel
7 354
بار آخر
نویسنده، گوینده و کارگردان: امیرعلی ق
بازیگر: یاسمین هاشمی
ضبط: مازیار ناصری
موسیقی: کارن همایونفر
میکس و مستر: آریان بهشت نژاد
اسپانسر: هنرستان کوک طلایی
@Amiralichannel
7 354
هیچ وقت نمیدونستم چقدر قوی ام
تا وقتی که کسی رو که از رفتارش متاسف نبود بخشیدم
و معذرت خواهی ای که نشنیده بودم رو قبول کردم.
@Mohammad_Darabifar
