𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Открыть в Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Больше2 280
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-3930 дней
Архив постов
2 280
ﭼﻪ ﻭﺭﻃﻪ ﻫﻮﻟﻨﺎﮐﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ. ﺗﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻡ...
— بوف کور / صادق هدایت
🐘
2 280
آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جورِ دیگری زندگی میکنند. شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.
فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بینقص.
اما حقیقت ندارد…
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرتِ تغییر کردن را داشتیم، اگر آدمِ ساختن بودیم، از همینجای زندگیمان به بعد را مىساختيم…
— #آنتوان_دوسنت_اگزوپری / #شازده_کوچولو
🐘
2 280
یک دوست خوب شما را همان اندازه دوست میدارد که خودتان به خودتان عشق میورزید.
دوستان خوب، بیآنکه در حرفهایشان تملقی در کار باشد، تمام دغدغهشان این است که مشکلات حل و فصل شوند.
آنان هیچ اشکالی در این نمیبینند که به شکلی نامتعارف از نقاط قوت ما تعریف کنند و بر آنها تأکید کنند.
بسیار آزارنده است که وقتی دچار مشکلات میشویم چه ساده نقاط قوتمان را فراموش میکنیم و آنها را نمیبینیم.
اما دوست خوب در چنین دامی نمیافتد، آنان میتوانند دشواریها را تصدیق کنند، ولی در عین حال خاطره فضایل و شایستگیهای ما را نیز در ذهن داشته باشند.
دوست خوب دلسوز ما است. وقتی شکست میخوریم، که تردیدی نیست برای همگان چنین چیزی پیش میآید، آنان ما را درک میکنند و با والاطبعی در مصیبتها همراهیمان میکنند.
— آلن_دوباتن / خودشناسی
🐘
2 280
بهتر بود خداوند ما را هم مثل گياهان خلق میكرد.
يعنی اينكه پايمان محكم توی زمين باشد، آن وقت هيچكدام از اين كثافت كاریهای مربوط به جنگ و مرز و اين چيزها اصلاً پيش نمیآمد...
— بازماندهی روز / کازوئو ایشی گورو
🐘
2 280
براتون یه عشق یهویی میخوام، به قول وحشی بافقی:
من بودم و دل بود و کناری و فراغی
این عشق کجا بود که ناگه به میان جست
🐘
2 280
نخستین نشان خرد آن بوَد که از بد همه ساله ترسان بود!
بداند تن خویش را در نهان به چشم خرد جستِ راز جهان!
خرد افسر شهریاران بود همان زیور نامداران بود!
بداند بد و نیک مرد خرد بکوشد ز داد و بپیچد ز بد!
— فردوسی
🐘
2 280
اژدهای کوچک پرسید: اگه بعضیها از من یا کارهام خوششون نیاد چی؟
پاندای بزرگ گفت: تو باید راه خودترو بری. بهتره اونها رو از دست بدی تا خودترو.
— جیمز نوربری / پاندای بزرگ و اژدهای کوچک
🐘
2 280
هر رنجِ دوست داشتن صیقلیست بر روح... و با هر تمرین دوست داشتن، روح تو زلالتر میشود.
گاهى بعضیها با ما جور در مىآيند، اما همراه نمىشوند، گاهى نيز آدمهايى را مىيابيم كه با ما همراه مىشوند اما جور در نمىآيند.
برخى وقتها ما آدمهايى را دوست داريم كه دوستمان نمىدارند، همانگونه كه آدمهايى نيز يافت مىشوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداريم.
به آنانى كه دوست نداريم اتفاقى در خيابان بر مىخوريم و همواره بر مىخوريم، اما آنانى را كه دوست مىداريم همواره گم مىكنيم و هرگز اتفاقى در خيابان به آنان بر نمىخوريم.
برخى ما را سر كار مىگذارند، برخى بيش از اندازه قطعه گم شده دارند و چنان تهىاند و روحشان چنان گرفتار حفرههاى خالى است كه تمام روح ما نيز كفاف پر كردن یک حفره خالى درون آنان را ندارد.
برخى ديگر نيز بيش از اندازه قطعه دارند و هيچ حفرهاى، هيچ خلائى ندارند تا ما برايشان پُر كنيم. برخى مىخواهند ما را ببلعند و برخى ديگر نيز هرگز ما را نمىبينند و نمىيابند و برخى ديگر بيش از اندازه به ما خيره مىشوند.
گاه ما براى يافتن گمشده خويش، خود را مىآراييم، گاه براى يافتن "او" به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همهچيز مىرويم و همهچيز را به كف مىآوريم و اما "او" را از كف مىدهيم.
گاهى اويى را كه دوست مىدارى، احتياجى به تو ندارد زيرا تو او را كامل نمىكنی. تو قطعه گمشده او نيستی، تو قدرت تملک او را ندارى. گاه نيز چنين كسی تو را رها مىكند و گاهى نيز چنين كسی به تو مىآموزد كه خود نيز كامل باشی، خود نيز بىنياز از قطعههاى گم شده. او شايد به تو بياموزد كه خود به تنهايى سفر را آغاز كنی، راه بيفتی، حركت كنی. او به تو مىآموزد و تو را ترک مىكند، اما پيش از خداحافظى مىگويد: "شايد روزى به هم برسيم". مىگويد و مىرود، و آغاز راه برايت دشوار است. اين آغاز، اين زايش، برايت سخت دردناک است.
بلوغ دردناک است، وداع با دوران كودكى دردناک است، كامل شدن دردناک است، اما گريزى نيست و تو آهسته آهسته بلند میشوى، و راه مىافتی و مىروى، و در اين راه رفتن دست و بالت بارها زخمى مىشود، اما آبدیده مىشوى و مىآموزى كه از جادههاى ناشناس نهراسی، از مقصد بىانتها نهراسی، از نرسيدن نهراسی و تنها بروى و بروى و بروى...
#شل_سیلور_استاین / #قطعه_گم_شده
🐘
2 280
هر رنجِ دوست داشتن صیقلیست بر روح... و با هر تمرین دوست داشتن، روح تو زلالتر میشود.
گاهى بعضیها با ما جور در مىآيند، اما همراه نمىشوند، گاهى نيز آدمهايى را مىيابيم كه با ما همراه مىشوند اما جور در نمىآيند.
برخى وقتها ما آدمهايى را دوست داريم كه دوستمان نمىدارند، همانگونه كه آدمهايى نيز يافت مىشوند كه دوستمان دارند، اما ما دوستشان نداريم.
به آنانى كه دوست نداريم اتفاقى در خيابان بر مىخوريم و همواره بر مىخوريم، اما آنانى را كه دوست مىداريم همواره گم مىكنيم و هرگز اتفاقى در خيابان به آنان بر نمىخوريم.
برخى ما را سر كار مىگذارند، برخى بيش از اندازه قطعه گم شده دارند و چنان تهىاند و روحشان چنان گرفتار حفرههاى خالى است كه تمام روح ما نيز كفاف پر كردن یک حفره خالى درون آنان را ندارد.
برخى ديگر نيز بيش از اندازه قطعه دارند و هيچ حفرهاى، هيچ خلائى ندارند تا ما برايشان پُر كنيم. برخى مىخواهند ما را ببلعند و برخى ديگر نيز هرگز ما را نمىبينند و نمىيابند و برخى ديگر بيش از اندازه به ما خيره مىشوند.
گاه ما براى يافتن گمشده خويش، خود را مىآراييم، گاه براى يافتن "او" به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همهچيز مىرويم و همهچيز را به كف مىآوريم و اما "او" را از كف مىدهيم.
گاهى اويى را كه دوست مىدارى، احتياجى به تو ندارد زيرا تو او را كامل نمىكنی. تو قطعه گمشده او نيستی، تو قدرت تملک او را ندارى. گاه نيز چنين كسی تو را رها مىكند و گاهى نيز چنين كسی به تو مىآموزد كه خود نيز كامل باشی، خود نيز بىنياز از قطعههاى گم شده. او شايد به تو بياموزد كه خود به تنهايى سفر را آغاز كنی، راه بيفتی، حركت كنی. او به تو مىآموزد و تو را ترک مىكند، اما پيش از خداحافظى مىگويد: "شايد روزى به هم برسيم". مىگويد و مىرود، و آغاز راه برايت دشوار است. اين آغاز، اين زايش، برايت سخت دردناک است.
بلوغ دردناک است، وداع با دوران كودكى دردناک است، كامل شدن دردناک است، اما گريزى نيست و تو آهسته آهسته بلند میشوى، و راه مىافتی و مىروى، و در اين راه رفتن دست و بالت بارها زخمى مىشود، اما آبدیده مىشوى و مىآموزى كه از جادههاى ناشناس نهراسی، از مقصد بىانتها نهراسی، از نرسيدن نهراسی و تنها بروى و بروى و بروى...
#شل_سیلور_استاین / #قطعه_گم_شده
🐘
2 280
هیچوقت بابت عشقهایی که نثار دیگران کردهاید…
و بعدها به این نتیجه رسیدهاید ذرهای برای عشق شما ارزش قائل نبودهاند، افسوس نخورید. شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید و چهچیزی زیباتر از عشق…
🐘
2 280
طور دیگر فکر میکردم، طور دیگر حس میکردم و نمیتوانستم خودم را از دست او، از دست دیوی که در من بیدار شده بود نجات بدهم.
— صادق هدایت | بوفکور
🐘
2 280
اندر طلب دوست همی بشتابم
عمرم به کران رسید و من در خوابم
گیرم که وصال دوست در خواهم یافت
این عمر گذشته را کجا دریابم
— رباعی مولانا
🐘
2 280
آدمارو از خوب بودن خسته نکن…
اونها نهایتاً یکی دو بار خودشون رو بهت ثابت میکنن.
دفعه سوم میذارن هر جور دوست داری فکر کنی.
🐘
2 280
هزارپایی بود وقتی میرقصيد…
جانوران جنگل گرد او جمع میشدند تا او را تحسين کنند. همه، به استثنای يکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت، يک لاک پشت حسود.
او يک نامه به هزارپا نوشت: ای هزارپای بینظير! من يکی از تحسين کنندگان بیقيد و شرط رقص شماهستم و میخواهم بپرسم چگونه میرقصيد. آيا اول پای ۲۲۸ را بلند میکنيد و بعد پای شماره ۵۹ را؟ يا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز میکنيد؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دريافت نامه در اين انديشه فرو رفت که بداند واقعاً هنگام رقصيدن چه میکند؟ و کدام يک از پاهای خود را قبل از همه بلند میکند؟ و بعد از آن کدام پا را؟
متاسفانه هزار پا بعد از دريافت اين نامه ديگر هرگز موفق به رقصيدن نشد.
سخنان بيهوده ديگران از روی بدخواهی وحسادت، میتواند بر نيروی تخيل ما غلبه کرده و مانع پيشرفت و بلند پروازی ما شود.
#کتاب / #يوستين_گردر / #دنيای_سوفی
🐘
2 280
اگر خواهان ديدار کسی هستی که میتواند هر موقعيت ناممکنی را فراهم کند، و دور از حرفها و باورهای مردم، به تو شادی بخشد.
در آينه بنگر و اين واژه جادويی را به زبان آور "سلام"
— يادداشتهای مرد فرزانه / ريچارد باخ
🐘
