624
Подписчики
-124 часа
+17 дней
Нет данных30 день
Архив постов
ما ایستادهایم
با پاهای خسته
و چشمانی صبور
و امیدی که هنوز زنده است؛
یقین دارم، تاریکی ابدی نیست.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
ما ایستادهایم
با پاهای خسته
و چشمانی صبور
و امیدی که هنوز زنده است؛
یقین دارم، تاریکی ابدی نیست.
از یه جایی به بعد یاد گرفتم از همه چیزایی که بهم حس بدی میدن
فاصله بگیرم و تو اولین چیزی بودی که باید رها میکردم.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
دلم میخواد برم کویر. نه برای زیبایی، عکس گرفتن و تفریح. برای سر به بیابون گذاشتن از دست این وضعیت.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
«واقعیت این است که آنچه بر خودم و ایرانِ من گذشته را نمیشود فراموش کنم. گذشتن از بعضی چیزها مثل این است که قلبت را با دستهای خودت در بیاوری و آن را گوشهای بگذاری تا بگندد.»
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
راستش بعضی از آدما پشیمونم میکنن از اینکه هیچوقت درحقشون بدی نکردم.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
وضعیت طوری شده که من حتی تو اوج صمیمیت بازم به آدمها شک دارم. فکر میکنم علاقه، رفتار و کارهاشون فیکه.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
من همیشه چوب زود عصبی شدنمو خوردم وگرنه دل من از همه صاف تر بود
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
من اعتقادی به انتقام ندارم چون آدمهایی که دلشون تاریکه، دیر یا زود با دست خودشون زندگیشون رو خراب میکنن.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
یه روزی بالاخره یکی رو پیدا میکنی که داستان زندگیت رو درک میکنه و ازت مراقبت میکنه چون نمیخواد دوباره اون دردا رو تجربه کنی...
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
در عصرِ ما همه همیشه دیر می رسند!
یکی به اتوبوس، یکی به قطار،
و یکی به یکی...
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
