شاید در جهانی دگر.
Открыть в Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/the404bot?start=22d6ba3a87
Больше1 254
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-430 дней
Архив постов
1 254
تو زندگیم همیشه حسرت اون آدمایی رو میخوردم که پوست کلفتن. هرچی بهشون بگی، هرچقدر مسخرهشون کنی، هرچقدر اذیتشون کنی، هرچقدر تحقیرشون کنی خم به ابرو نمیارن. یه ظرفیت خیلی بالایی برای هرچیزی دارن. اونوقت من نه تنها با یه حرف کوچیک دلم میشکنه بلکه این دلشکستگی باعث میشه کل روز تو خودم جمع بشم و اورتینک کنم و از عالم و آدم فرار کنم.
1 254
Repost from توییتر فارسی
احساس exclusion (عدم شمول)، یکی از وحشتناکترین احساساتیه که آدمی میتونه تجربه کنه، مثل اینکه ۴ نفر از دوستانتون یک جا جمع بشن و به شما خبر ندن، کل خانواده از رازی باخبر باشن، اما به شما نگن یا اینکه پدر و مادر، یک کودک رو بذارن خونه و یکی دیگه از فرزندانشون رو به مهمانی ببرن
• Saeed Paydarfard •
@OfficialPersianTwitter
1 254
بیاید بگید با کی مدیتیشن میکنید و اصلا مدیتیشن رو چجوری یاد گرفتید و انجام میدید؟
و بر اساس تجربه خودتون برای شروع باید از کجا شروع کرد؟
1 254
یادتون نره که همهی ادما مسئول مشکلات و اتفاقات بدی که در زندگی شما رخ داده، نیستن. اینکه با همه به شکلی رفتار کنید که انگار ازشون کینه به دل دارید و اونارو مقصر تام بدونید فقط از شما ادم خام و نابالغی میسازه که حتی لحظهای نشه تحملش کرد.
اگر قرار باشه هممون بخاطر تروماها و دراماهایی که باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم به بدترین شیوه ممکن با هم رفتار کنیم مطمئن باشید که هیچ صلح و نظمی برقرار نمیمونه.
آدمها اعصاب و روانشون رو از سر راه نیاوردن که شما بی هیچ دلیل و منطقی صرفا بخاطر اینکه "بقیه عصبانیتون کردن، حالتون خوب نیست، زندگیتون سخته، خوب نخوابیدید، خوب نخوردید، خستهاید، مشغلههاتون زیاده" هرروز و هرروز کیسه بوکس شما باشن.
لطفا به درمانگر مراجعه کنید یا حداقل گاهی اوقات به این فکر کنید که بقیه هم درگیر همین مشکلاتن اما سعی میکنند کمی روی رفتار و اعصابشون کنترل داشته باشند.
1 254
دیروز داشتم به سارا میگفتم که احساس میکنم به اندازهی کافی در مورد سختیهای خوندن برای کنکور ارشد صحبت نشده.
بچهتر که بودیم متمرکز کردن تمام کار و بار و آیندهمون به درس خیلی راحتتر بود. خانواده حمایتگرتر بود، راحتتر تامین مالی میشدیم، روابطمون سادهتر بودن و نیاز نبود که عمدهی انرژیمون رو پای احساساتمون بذاریم.
الانا از صبح که بیدار میشیم تحت فشار و استرس هندل کردن زندگیایم. حواسمون باید به پدر و مادرمون باشه، زمانی کافی رو به پارتنرمون اختصاص بدیم، همکاری کافی رو در امورات خانه داشته باشیم، ورزش کنیم، کار کنیم، این وسطا کنارشم یه تفریح کوچیکی داشته باشیم چون اگر نداشته باشیم روح و روانی نمیمونه و دایرهی تعاملاتمون رو به طور کل از دست میدیم و این یعنی فشار اجتماعی بیشتر. از طرفی منابع آزمونی هم که نامشخص، فرار و گستردهست. توان پایینتره، ریسک قبول نشدن و آیندهی نامعلوم و زندگی بر باد رفته هم که بیشتره.
خلاصه که دغدغهها هزااار برابر و فرو رفتن و از هم گسستن هم هزار برابر.
1 254
دیروز داشتم به سارا میگفتم که احساس میکنم به اندازهی کافی در مورد سختیهای خوندن برای کنکور ارشد صحبت نشده.
بچهتر که بودیم متمرکز کردن تمام کار و بار و آیندهمون به درس خیلی راحتتر بود. خانواده حمایتگرتر بود، راحتتر تامین مالی میشدیم، روابطمون سادهتر بودن و نیاز نبود که عمدهی انرژیمون رو پای احساساتمون بذاریم.
الانا از صبح که بیدار میشیم تحت فشار و استرس هندل کردن زندگیایم. حواسمون باید به پدر و مادرمون باشه، زمانی کافی رو به پارتنرمون اختصاص بدیم، همکاری کافی رو در امورات خانه داشته باشیم، ورزش کنیم، کار کنیم، این وسطا کنارشم یه تفریح کوچیکی داشته باشیم چون اگر نداشته باشیم روح و روانی نمیمونه و از طرفی دایرهی تعاملاتمون رو به طور کل از دست میدیم و این یعنی فشار اجتماعی بیشتر. از طرفی منابع آزمونی هم که نامشخص، فرار و گستردهست. توان پایینتره، ریسک زندگی و قبول نشدن و آینده بیشتره. خلاصه که دغدغهها هزااار برابر و فرو رفتن و از هم گسستن هم هزار برابر.
1 254
دیروز داشتم به سارا میگفتم که احساس میکنم به اندازهی کافی در مورد سختیهای خوندن برای کنکور ارشد صحبت نشده.
بچهتر که بودیم متمرکز کردن تمام کار و بار و آیندهمون به درس خیلی راحتتر بود. خانواده حمایتگرتر بود، راحتتر تامین مالی میشدیم، روابطمون سادهتر بودن و نیاز نبود که عمدهی انرژیمون رو پای احساساتمون بذاریم.
الانا از صبح که بیدار میشیم تحت فشار و استرس هندل کردن زندگیایم. حواسمون باید به پدر و مادرمون باشه، زمانی کافی رو به پارتنرمون اختصاص بدیم، همکاری کافی رو در امورات خانه داشته باشیم، ورزش کنیم، کار کنیم، این وسطا کنارشم یه تفریح کوچیکی داشته باشیم چون اگر نداشته باشیم روح و روانی نمیمونه و از طرفی دایرهی تعاملاتمون رو به طور کل از دست میدیم و این یعنی فشار اجتماعی بیشتر. از طرفی منابع آزمونی هم که نامشخص، فرار و گستردهست. توان پایینتره، ریسک زندگی و قبول نشدن و آینده بیشتره. خلاصه که دغدغهها هزااار برابر و فرو رفتن و از هم گسستن هم هزار برابر.
1 254
دیروز داشتم به سارا میگفتم که احساس میکنم به اندازهی کافی در مورد سختیهای خوندن برای کنکور ارشد صحبت نشده.
بچهتر که بودیم متمرکز کردن تمام کار و بار و آیندهمون به درس خیلی راحتتر بود. خانواده حمایتگرتر بود، راحتتر تامین مالی میشدیم، روابطمون سادهتر بودن و نیاز نبود که عمدهی انرژیمون رو پای احساساتمون بذاریم.
الانا از صبح که بیدار میشیم تحت فشار و استرس هندل کردن زندگیایم. حواسمون باید به پدر و مادرمون باشه، زمانی کافی رو به پارتنرمون اختصاص بدیم، همکاری کافی رو در امورات خانه داشته باشیم، ورزش کنیم، کار کنیم، این وسطا کنارشم یه تفریح کوچیکی داشته باشیم چون اگر نداشته باشیم روح و روانی نمیمونه و از طرفی دایرهی تعاملاتمون رو به طور کل از دست میدیم و این یعنی فشار اجتماعی بیشتر. از طرفی منابع آزمونی هم که نامشخص، فرار و گستردهست. توان پایینتره، ریسک زندگی و قبول نشدن و آینده بیشتره. خلاصه که دغدغهها هزااار برابر و فرو رفتن و از هم گسستن هم هزار برابر.
1 254
دلم میخواد بشینم واستون زر روانشناسی بزنم در مورد مطالبی که جدیدا دارم یاد میگیرم و چیزایی که خودم بهشون رسیدم ولی متاسفانه باید این یه نخ سیگارو بکشمو برم پای درس خوندن چون از ایپزودام عقبم:))))
1 254
نگین حرف بزن برامون
زندگی خوب نیست
حسو حال خوب نیست
دنیا خوب نیست
هیچی سر جاش نیست
درگیریای ذهنی
فروپاشی های درونی
مودی بودن شدید
اصلا چرا همچین شده
چرا دنیا انقدر تاریک و سیاه شده
چه اتفاقی افتاده
چه اتفاقی قراره بیفته
یعنی منم که اینجوری حس میکنم انقدر پوچ شدم
تو خوبی نگین؟
