شاید در جهانی دگر.
Открыть в Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/paym_nashenasBot?start=gfmyRJpa
Больше1 257
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-330 день
Архив постов
1 257
فارغ از هر زخمی که زدی، فارغ از هر اشکی که روی گونهام جاری کردی و فارغ از هرباری که قلبم رو مچاله کردی، ای کاش همچین بلایی سر این رفاقت نمیومد. ای کاش هنوز هم وقتی دیگران از تو میپرسیدن سرم رو بالا میگرفتم و در مورد تو صحبت میکردم و نشون میدادم که قدمت این رفاقت خیلی بیشتر از چیزیه که بقیه میشنون و میبینن. ای کاش هنوز هم رندوم واست عکس میفرستادم و عکس میفرستادی و از پیشرفت هم ذوق میکردیم و به هم وصل میشدیم. نمیدونم. هرچقدر هم که روانم بعد از صدمههای تو دچار فروپاشی شده باشه اما خب نبودن رفیق خیلی دردناکتر از ضربههاییه که زده...
1 257
فارغ از هر زخمی که زدی، فارغ از هر اشکی که روی گونهام جاری کردی و فارغ از هرباری که قلبم رو مچاله کردی، ای کاش همچین بلایی سر این رفاقت نمیومد. ای کاش هنوز هم وقتی دیگران از تو میپرسیدن سرم رو بالا میگرفتم و در مورد تو صحبت میکردم و نشون میدادم که قدمت این رفاقت خیلی بیشتر از چیزیه که بقیه میشنون و میبینن. ای کاش هنوز هم رندوم واست عکس میفرستادم و عکس میفرستادی و از پیشرفت هم ذوق میکردیم و به هم وصل میشدیم. نمیدونم. هرچقدر هم که از زندگیم از صدمهای که بهم زدی فروپاشیده اما خب نبودن رفیق خیلی دردناکتر از ضربههاییه که زده...
1 257
من خیلی از مسیرهارو انتخاب کردم تا به تو ختم شه. نگو تو دور از چشم من هربار راهتو جدا میکردی که به هم برخورد نکنیم.
1 257
به قول معروف، وقتی مست مست بودم و همه چیزو دوتا میدیدم؛ تو بازم واسم یکی بودی...
1 257
نیاز دارم تو وضعیتی باشم که همچین کتابی بخونم ولی خب ژن چاقی تمام زورشو زده که نیازی به اینجور کتابا نداشته باشم^^
1 257
بعد من تا دیشب فکر میکردم همه از روز تولدشون متنفرن، تا اینکه بردارم گفت راستش عده زیادی هستن که متنفر نیستن^^ بله.
1 257
حالا دو بهمن تولد خودمهها. ولی واقعا از تمام روزهای سال واسم مزخرفتر و دردناکتر میگذره
1 257
ای کاش جدنی میتونستم دو بهمن رو از تقویم تمام جهانیان و ایرانیان حذف کنم. بس که تخمی و مزخرفه این روز. خداروشکر که نحسیش تمام شد.
1 257
امروز خوب نبود. در واقع خیلی وقته هیچ روزی خوب نبوده. ای کاش میشد همهچیز رو همین امروز تمام کنم و تا ابد شب بشه. ولی فردا میاد. فردا خورشید داره. فردا برای بقیه یه روز روشنه. فردارو نباید برای بقیه تاریک کنم. خودم رو به زور میکشونم و زنده نگه میدارم. چون همهچیز مربوط به من نیست. چون دنیا حول محور من نمیچرخه. چون باید زنده بمونم تا زندگی و فرداهارو از بقیه نگیرم. ولی ای کاش.........................
