ru
Feedback
AHVAR🕊

AHVAR🕊

Открыть в Telegram

اَهوَر [ اَ ه وَ ر]: معشوق،مطلوب آدمِ معمولی؛ اهل شعر، چای و چاوشی♥️ برای وقتی که نمیخوای آشنا باشی🚶🏻‍♀️: https://t.me/harfmanbot?start=598207901

Больше
360
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+1130 дней
Архив постов
مثل یک ترانه‌ی قدیمی پیش از آن که حرفی بزنی، می‌شناسمت...

آغوش رهی بهر تو خالی چو هلال است  باز آی که شایسته آغوش تویی تو #رهی_معیری

نیازمند دعاهای خوب و انرژی هاتون✨ شب بخیر آدم‌ها🌘

باز هم دعوت به طوفان کن مرا اما بدان من دلم دریاست دریا را به دریا می‌بری! من شبیه یوسفم راه سقوطم چاه نیست چون بیـندازی مرا در چاه "بالا می‌بری"

‏أولئك الذين يتركون كلَّ شيءٍ في يد الله سوف يرون يد الله في كل شيء. کسانی که همه چیز را به دست خداوند می‌سپراند، دست خدا رو
‏أولئك الذين يتركون كلَّ شيءٍ في يد الله سوف يرون يد الله في كل شيء. کسانی که همه چیز را به دست خداوند می‌سپراند، دست خدا رو در همه چیز خواهند دید. 🕊

ای کاش تمامِ ای کاش‌ها برآورده می‌شد...

🍂 با من حرف بزن، شاید جز تو حوصله‌ی هیچ‌کسی را نداشته باشم...

جذابیتش در آن است که نمی‌کوشد مورد پسند قرار گیرد...

بلاتکلیفی موها مرا کُشت بگو آخر ببافم؟ باز باشد؟ یا که اصلا.. بیا قیچی همین جا روی میز است ببر، تاراج کن داراییِ من؛ تو یادت هست یک سنجاق کوچک نشاندی لای موهای تَرِ من تو میدانی تمامِ من همان بود که آن لحظه ربودی از دلِ من؟ تو رفتی و هوایت مانده این جا نمیدانی چه حالی دارد این زن هنوزم عصر هر جمعه همان ساعت، همان کافه همان میز و دو فنجان قهوه لاته خیالت روبه‌روی من همان سنجاق در دستم نمی‌آیی؟ من از موی بلند خستم...

و من برای کسی که همه‌‌چیز برایش سخت و طاقت‌فرسا می‌گذرد، آرزو می‌کنم که دوام بیاورد تا روزهای بهتر از راه برسند...

چه خواهش ها در این خاموشیِ گویاست...

تو چرا بیداری؟ https://t.me/harfmanbot?start=598207901

به گمانم ذهنیتی که آدم ها برای هم به یادگار می‌گذارند، از همه چیز مهم تر است؛ ‏وگرنه همه آمده اند که یک روز بروند... 🌘✨

قطره تویی ، بحر تویی لطف تویی ، قهر تویی قند تویی ، زهر تویی بیش میازار مرا...

این‌همه من قدم برداشتم اومدم جلو برایِ آدم‌ها، حالا وقتشه توقف کنم و ببینم خب که چی؟

خدایا شکرت؛✨ بی دلیل

کاش پیرتر بودم مثلِ ریشه‌ها یا خیلی جوان‌تر مثلِ شاخه‌ها این‌جا که من ایستاده‌ام، فقط تبر می‌خورد...

‏نگو که می‌گذرد ‏نه ‏تو ساده می‌گذری…

قبیله ام را فدا کردم شهرم را نیاکانم را دار وندارم را حالا من شهید هستم کسی که برای داشتن تو چیزی ندارد وبرای داشتن تو همه چیز دارد حتی مرگ را #محمود_درویش

چون‌که غایتِ خلقتِ دست‌ها، برای گرفتن بود نه رها کردن...