کتابفروشی رزا📕🌸
Открыть в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Больше2 007
Подписчики
-124 часа
-87 дней
-2130 дней
Архив постов
2 007
+2
مشکل این بود که هرچی بیشتر حقیقت رو کشف میکردم، بیشتر بهش نزدیک میشدم.❤️🔥🦋✨️
اون شبیه من نبود؛ امید داشت، هنوز میتونست بخنده، هنوز باور داشت آدمها میتونن خوب باشن و خطرناکترین بخش ماجرا همین بود.🫠❤️🩹✨️
من در تمام عمرم فقط بلد بودم زنده بمونم اما کنار اون برای اولین بار خواستم بیشتر از این باشم...🦋❤️🩹✨️
حالا بین جنگ و گذشتهای که داشت پیدا میشد، باید انتخاب میکردم. 🫠🥀✨️
ماموریتی که براش فرستاده شده بودم رو تموم کنم یا از دختری که تنها کلید نجات این دنیا بود محافظت کنم؟🙂↔️🪷✨️
2 007
وقتی چشمهام رو باز کردم دختری با نقاب ازم مراقبت کرد، زخمم رو بخیه و منو به کلبهای متروکه آورد. 🙂↔️🦋✨️
در موردش کنجکاو بودم که چرا نقاب داره اما اون چیز ریادی در مورد خودش نگفت. 🫠
گفت اسمش هوی هست و من فهمیدم این مأموریت قرار نیست ساده بمونه.🗿🎐✨️
هر موقع نزدیکش بودم قدرتی که عجیب حس آشنایی بهم میداد رو حس میکردم انگار اون رو میشناختم. 👀🪷✨️
اول فقط دنبالش رفتم چون باید میفهمیدم چرا این حس رو دارم ولی وقتی نزدیکش شدم، خاطرههام تکه و شکسته شروع کردن به برگشتن؛🥹🔥✨️
هر بار که چیزی از گذشتهام میفهمیدم، یک حقیقت واضحتر میشد که من فقط یه شمشیرزن گمشده نیستم. ⚔️🥀✨️
به چیز بزرگتری وصل شدم اون دختر هم همینطور.🫠🔥✨️
2 007
+1
من هیچوقت خودم رو بخشی از این بازی نمیدونستم فکر میکردم فقط شمشیری هستم برای اجاره ⚔️🥀✨️
تا وقتی که یکی از کاپیتانهای ارتش بهم مأموریت تازهای داد....🔥
پیدا کردن یک دختر و زنده تحویل دادنش به کاپیتان در ازای یه صندوق پر از سکه که به نظر ساده میاومد💰✨️
اما به جز من افراد دیگهای هم دنبالش بودن که کارم رو سختتر میکرد.
اگه از دیو درونم کمک میگرفتم کارم راحت میشد اما نمیخواستم. 🫠🥀🤌
وقتی وارد قطار شدم تا به شرق، درست همونجایی که نور نقرهای دیده شده بود برم اولین هشدارها خودشون رو نشون دادن. 🙂↔️
تو اون قطار دهها مزدور قاتل دیگه اجیر شده بودن که اون دختر رو پیدا کنن 🥀🖤✨️
اما اونها برخلاف کاپیتان میخواستن بکشنش ولی ما اجیر شده بودیم زنده نگهش داریم... 👀♥️🤌
بعد از مدتی مزدورها تصمیم گرفتن تو همون قطار همدیگه رو از سر راه بردارن⚔️🥀✨️
اما حین مبارزه نفهمیدم چی شد یا اون چه موجودی بود که منو به عقب پرت کرد و با حس سقوط دیگه چیزی نفهمیدم.🫠❤️🩹✨️
2 007
شبهایی بود که از دیوار کارخانههای میتریل بالا میرفتیم، از بین دود سمی و نگهبانها عبور میکردیم، جایی که یک اشتباه کوچک میتونست جونمون رو بگیره 😔❤️🩹✨️
بعد فهمیدم دنیای زیرین فقط جای دزدها و گرسنهها نیست؛ پر از معاملههای کثیف، خیانتهای پنهان و قدرتهاییه که از تاریکی تغذیه میکنن.🖤🥀✨️
راستش منم یکیشون رو داشتم چون از دو سال پیش که چشمم رو باز کرده بودم حضور یه دیو رو درونم حس میکرد👀🥀✨️
دیوی که قدرتهای عجیبی بهم میداد مثل دید تو تاریکی، نیرو و استقامت زیاد، التیام سریع و...🌪🖤✨️
برای همین باید پول جمع میکردم تا جونهو رو پیدا کنم شاید اون بتونه منو از این تاریکی بیرون بکشه 🫠❤️🩹✨️
ولی اشراف بالا مشغول حفظ قدرتشون بودن، ارتش در حال گسترش بود و مردم پایین فقط برای بقا تلاش میکردن.🥀✨️
2 007
در دنیای زیرین، آدمها زیاد سؤال نمیپرسن اینجا کسی به گذشته اهمیت نمیده؛ 💆🏻♀️
فقط باید شب رو طاقت بیاری تا رنگ فردا رو ببینی! منم یاد گرفته بودم همینطور زندگی کنم. 🫠❤️🩹✨️
مزدور بودم و گاهی برای جنگیدن اجیر میشدم و گاهی برای سرقت، پول مهم بود نه دلیل.👀🥀✨️
همینطوری با تگ و یوری آشنا شدم. دوتا دزد که ادعا میکردن از آدمهای فاسد میدزدن. 🙂↔️🤌
اول برام فرقی نمیکرد راست میگن یا نه فقط دستمزدی که میدادن خوب بود اما کمکم فهمیدم با بقیه فرق دارن👀🔥✨️
2 007
متن روز دوم سانهو :
اولین چیزی که از خودم به یاد دارم، اسممه، سانهو. از گذشتهام هیچی جز برادرم به یاد نمیارم نه حتی دلیلی برای اینکه هنوز زندهام .🥀✨️
فقط یادمه دو سال پیش توی یکی از کارخانههای متروکه بیدار شدم و از گذشتهام هیچی به یاد نمیآوردم🫠
از زندگیم فقط یک اسم دارم و شمشیری که انگار بیشتر از خودم منو میشناسه. 👀❤️🔥✨️
فقط یادمه منو برادرم جونهو از بچگی به ارتش سارنیا فروخته شدیم.🥲❤️🩹✨️
خالکوبی ارتش سارنیا رو که همیشه سعی در پنهان کردنش داشتم هویت گذشتهام رو تا حدودی مشخص میکرد اما نه کاملا و برای فهمیدنش نیاز داشتم جونهو رو پیدا کنم.... 👀❤️🩹✨️
2 007
+1
و حالا کتاب دنیای شناور اینجوریه که انگار هر چی تو کتاب قبلی بوده چندبرابر بهتر شده🤌🏻🥹
فضا سازی، جادوش، شخصیتها، خط داستانی و ....
2 007
بنظرم آکسی فقط یه داستان فانتزی تعریف نمیکنه؛ با فضاسازی شاعرانه و شخصیتپردازی احساسی، کاری میکنه غم، عشق و امید شخصیتها رو واقعاً حس کنیم.🥲🌱
همین باعث شده کتابهاش برای خیلی از خوانندهها، فقط یک فانتزی نباشن؛ بلکه یک تجربهی احساسی بهیادموندنی باشن.✨
2 007
بچه هایی که کتاب «دختری که در اعماق دریا افتاد» و از آکسی خوندنن میدوننن که چه قلم جادوییی داره این خانم🙃✨
2 007
یعنی میتونید با پرداخت مبلغ کم این کتاب رو پیش خرید کنید و تخفیف ویژه و هدایاش رو از دست ندید😍❌
2 007
آپشن قسطی هنوز بازه بچها ولی دقت کنید که در کل برای تعداد زیادی نمیتونم قسطی باز بزارم👐🏻
با خرید قسطی هم صد تومنتخفیف رو دارید هم ۹ هدیه رو👌🏻
2 007
+1
فضاسازی کتاب نقطه قوت کتابه، آکسی اوه یه جهان چندلایه ساخته که هم ظاهرش قشنگه هم مفهومش.👀❤️🔥✨️
2 007
نویسنده کتاب آکسی اوه هست 🦋✨️
و قبلا کتاب دختری که در اعماق دریا افتاد هم ازش معرفی کردیم.🌊✨️
نویسندهایه که تو ساختن فضاهای احساسی و افسانهای خیلی مهارت داره. 💆🏻♀️❤️🔥🤌
2 007
وقتی میگم دلم دوست پسر کتابی میخواد بخاطر همینهههه💆🏻♀️🔥🤌
وقتی اینطوری قرار هوامو داشته باشه🥹🦋✨️
2 007
امتیاز کتاب نزدیک به 4 ستاره هست 🙂↔️🌟
و بازخورد کلی عالیییی داشته.🥹🔥✨️
بیشتر مخاطبها از فضاسازی قوی و عاشقانه داستان تعریف کردن و همه عاشقشنننن😍❤️🔥✨️
2 007
کتابی که خیلیا فکر میکنن از ظاهرش لطیف و زیباست🎀✨️
ولی کسی خبر نداره چه راز هایی درون خودش پنهان داره🎭✨️
چه تاریکی هایی درون شخصیت ها👀🗿✨️
2 007
+1
سانهو
۱۷ ساله. یه شمشیرزن و شکارچی ماهره و تقریبا هر کاری ازش بخوان انجام میده.🔥🏹✨️
شمشیرزنیش خیلی خوبه و الان میخوان از کارخونه میتریل دزدی کنن و اگه گیر بیفتن جزایی بدتر اززندان دارن!👀⛓️✨️
چشم و موهای مشکی، قد بلند و ورزیده.🙂↔️🔥🤌
سانهو ساکت و محافظهکاره، حافظهاش رو دو سال پیش از دست داده. اون دنبال برادرش جونهو میگرده👀❤️🔥✨️
