ru
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Открыть в Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Больше
2 068
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-2630 день
Архив постов
ارثیه هاثورن؟؟؟

رزاااا بازی میراثه؟ مگه فقط ۳ جلد نبود؟؟؟

میخوایم دوباره برگردیم به عمارتی که علاوه بر رمز و راز و معما کلی کراشم داره…🫠🤭
+1
میخوایم دوباره برگردیم به عمارتی که علاوه بر رمز و راز و معما کلی کراشم داره…🫠🤭

بذارین یکم راهنمایی کنم😂

اگر تونستی حدس بزنی درباره کدوم مجموعه دارم صحبت میکنم؟!🤔

شرط می‌بندم حتی اگه این مجموعه رو نخونده باشین، حداقل یه بار اسمش رو شنیدین. چون انقدر معروف و پرطرفداره که همه‌ی کتابخون‌ها
شرط می‌بندم حتی اگه این مجموعه رو نخونده باشین، حداقل یه بار اسمش رو شنیدین. چون انقدر معروف و پرطرفداره که همه‌ی کتابخون‌ها درباره‌ش حرف می‌زنن…🤌🤭

امروز یک معرفی جذاب داریم😈 جلد جدید یک مجموعه کتاب جذاب رو براتون اوردم🙂‍↔️
امروز یک معرفی جذاب داریم😈 جلد جدید یک مجموعه کتاب جذاب رو براتون اوردم🙂‍↔️

سلامم به رزا بوکی های عزیزم😍 آخر هفتتون بخیر باشه❤️‍🔥

توی چاپ های بعدی این مجموعه کتاب افزایش قیمتداره و این یعنی این اخرین مهلته با همچین قیمت فوق العاده ای این مجموعه کتاب رو‌دا
توی چاپ های بعدی این مجموعه کتاب افزایش قیمتداره و این یعنی این اخرین مهلته با همچین قیمت فوق العاده ای این مجموعه کتاب رو‌داشته باشید😍

تعداد کتاب ها همینجور داره کمتر و کمتر میشه‼️
+1
تعداد کتاب ها همینجور داره کمتر و کمتر میشه‼️

امشب اخرین مهلت برای داشتن این مجموعه کتاب جذاب و فضاییی🫠
امشب اخرین مهلت برای داشتن این مجموعه کتاب جذاب و فضاییی🫠

مجموعه کتاب تیکسکالان🌛👩🏻‍🚀 جلد اول«خاطره ای به نام امپراتوری»🌗 🪐ژانر:علمی،تخیلی،فضایی،ماجراجویی 🪐چاپ قدیم 🪐479صفحه 👀
+2
مجموعه کتاب تیکسکالان🌛👩🏻‍🚀
جلد اول«خاطره ای به نام امپراتوری»🌗
🪐ژانر:علمی،تخیلی،فضایی،ماجراجویی 🪐چاپ قدیم 🪐479صفحه 👀قیمت:۱۳۵تومان‼️ ــــــــ
جلد دوم«ویرانه ای به نام صلح»🌗
🪐ژانر:علمی،تخیلی،فضایی،ماجراجویی 🪐چاپ قدیم 🪐568صفحه 👀قیمت:۳۱۰تومان‼️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admتin

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ و حالا من موندم! بدون ایمیگو، بدون اون حافظه‌ی مشترک، تنها وسط این امپراتوری پرهیاهو. می‌
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
و حالا من موندم! بدون ایمیگو، بدون اون حافظه‌ی مشترک، تنها وسط این امپراتوری پرهیاهو. می‌تونم به هدفم برسم یا نه؟ نمی‌دونم. ولی می‌دونم باید تلاش کنم.

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ باید می‌فهمیدم چرا اسکندر کشته شد، کی پشت ماجراست. و مهم‌تر از اون، باید ادامه‌ی کارش رو
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
باید می‌فهمیدم چرا اسکندر کشته شد، کی پشت ماجراست. و مهم‌تر از اون، باید ادامه‌ی کارش رو انجام می‌دادم: جلوگیری از بلعیده‌شدن لسل توسط تیکسکالان. فقط یه سوال مثل خوره افتاده توی سرم: واقعاً فقط تیکسکالانه که داره دنبال گسترش قلمروش می‌چرخه؟ یا یه امپراتوری بزرگ‌تر و ناشناخته هم هست که از دور داره همه‌چیزو می‌بلعه؟

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ نمی‌دونستم این یه خرابکاری بود یا فقط نقص فنی. باید نامه می‌نوشتم به خونه که دستورالعمل ت
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
نمی‌دونستم این یه خرابکاری بود یا فقط نقص فنی. باید نامه می‌نوشتم به خونه که دستورالعمل تعمیر بفرستن؟ یا برگردم و کل مأموریتم رو نصفه‌نیمه ول کنم؟ اما... نه. این انتخاب من نبود. من باید می‌موندم.

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ ولی بدتر از همه اون چیزی بود که بعدش اتفاق افتاد. چون ایمیگوی اسکندر به اعصاب من وصل بود،
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
ولی بدتر از همه اون چیزی بود که بعدش اتفاق افتاد. چون ایمیگوی اسکندر به اعصاب من وصل بود، ترس و اضطرابش مستقیم ریخت توی وجودم. بدنم قاطی کرد، هورمون‌ها سر به فلک کشید، فشار عصبی بالا رفت! تا اینکه یه‌هو همه‌چی قطع شد. اتصالات بین مغزم و ایمیگو کامل سوخت. خالی شدم. مثل این بود که نصف وجودمو ازم بگیرن. گیج و بی‌وزن مونده بودم.

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ من جلو رفتم. و همون لحظه یخ زدم. روی میز یه جنازه بود. جنازه‌ای که دست‌کم سه ماه از مرگش
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
من جلو رفتم. و همون لحظه یخ زدم. روی میز یه جنازه بود. جنازه‌ای که دست‌کم سه ماه از مرگش می‌گذشت. ایمیگوی توی سرم یه‌هو زمزمه کرد: «چه پیر شدم!» اون جنازه‌ی اسکندر بود. حالا همه‌چیز روشن شد: سه ماه پیش اسکندر مرده بود، برای همین درخواست سفیر جدید داده بودن. چون دیگه اسکندری وجود نداشت.

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ همه‌جا پر از نگهبان بود، حکومت نظامی برقرار کرده بودن، دست همه باتوم‌های الکتریکی بود. فض
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
همه‌جا پر از نگهبان بود، حکومت نظامی برقرار کرده بودن، دست همه باتوم‌های الکتریکی بود. فضا سنگین و مشکوک بود. بعد از بازرسی، منو بردن به طبقه‌ی پایین؛ همون‌جایی که دادگاه‌های غیرعلنی برگزار می‌شد.
اونجا سه مرد چهارشونه با صورت‌های استخونی دور یه میز نشسته بودن. همین که وارد شدم، ساکت شدن.

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ از همون لحظه‌ای که رسیدم، مستقیم منو بردن سمت دستگاه قضایی. توی راه محو شکوه قصر شدم؛ جای
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
از همون لحظه‌ای که رسیدم، مستقیم منو بردن سمت دستگاه قضایی. توی راه محو شکوه قصر شدم؛ جایی که بیشتر از صدهزار نفر آدم زندگی می‌کردن و برای هر شهروند یه شبکه‌ی اطلاعاتی بود که مدام براشون داده می‌فرستاد. یه جورایی همه رو تحت کنترل نگه می‌داشتن. اما وقتی رسیدیم دم ساختمان دستگاه قضایی، فهمیدم اوضاع عادی نیست.

معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄ برای جواب سوال دوم، سران لسل هیچ‌کاری از دستشون برنمیاد، ولی برای سوال اول؛ تصمیم گرفتن م
معرفی روز دوم مجموعه کتاب تیکسالان☄
برای جواب سوال دوم، سران لسل هیچ‌کاری از دستشون برنمیاد، ولی برای سوال اول؛ تصمیم گرفتن منو بفرستن پایتخت. وظیفه‌ی من این بود که بفهمم سرنوشت اسکندر چی شده.