کتابفروشی رزا📕🌸
Открыть в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Больше2 063
Подписчики
-524 часа
-87 дней
-2530 день
Архив постов
2 063
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜بعدتر، توی آشپزخونه، وقتی داشتم به پنلوپه کمک میکردم، پرسیدم: – اون آقاهه که بلندقده... شغلش چیه؟ خیلی راحت جواب داد: – دیوید سایموندز؟ حراجی داره. املاک بزرگ دور و بر دست اوناس. آدم خوبی به نظر میرسه. راستی، از تو هم پرسید.
2 063
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜رفتم سمتش. بدون اینکه زیاد فکر کنم، گفتم: – هنوزم باید به اتاقها برگردین؟ برگشت و نگاهم کرد. خیلی معمولی جواب داد: – یه انبار پنج طبقه توی خیابون چیلترن. همین. نه لبخند خاصی، نه سؤال اضافهای. ولی همین کم حرف زدنش باعث شد بیشتر بهش فکر کنم. آدمهایی که راحت خودشونو توضیح نمیدن، بیشتر توی ذهن میمونن.
2 063
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜وسط شلوغی، دیدمش. همون دیوید. داشت با کسی حرف میزد، بعد رفت سمت میز پذیرایی. یه مشت بادامزمینی برداشت. نمیدونم چرا اون صحنه تو ذهنم موند. شاید چون دیدمش از پشت، شاید چون به نظر میرسید میخواد بره ولی هنوز منتظر چیزی بود.
2 063
+1
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜اون شب، پنلوپه مهمونی داده بود. از همون مهمونیهای پر زرق و برق که انگار براش یه جور نمایش قدرت بود. من زیاد توی جمع نبودم، اما رفتم. هم به خاطر ادب، هم شاید یه جور کنجکاوی.
2 063
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜اولین بار توی لابی باهاش چند کلمه رد و بدل کردم. وقتی داشت میرفت، گفت: – باید به اتاقها برگردم. جمله سادهای بود، ولی توی ذهنم موند. یه چیزی پشتش بود. حس کردم اونم یه جورایی مثل من، از چیزی فرار کرده یا از جایی دور افتاده. ولی خب، نگفت.
2 063
+1
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜بین آدمهایی که اینجا بودن، یه مرد بود که توجهم رو جلب کرد. دیوید سایموندز. خیلی حرف نمیزد، ولی وقتی هم حرف میزد، دقیق و کوتاه بود.
2 063
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜اینجا پر از سکوت بود. آدمها حرف میزدن، اما نه از اون حرفهایی که به دلت بشینه. بیشتر کلیشه، بیشتر تعارف. برای همین خودم رو کشیده بودم کنار. وقت زیادی رو توی اتاق میگذروندم، گاهی مینوشتم، گاهی فقط به دریاچه نگاه میکردم. انگار باید خودم رو از نو جمع میکردم.
2 063
معرفی روز دوم کتاب هتل دولاک📜چند هفتهای بود که توی هتل دولاک زندگی میکردم. یه جور تبعید محترمانه. نه کسی رسماً گفته بود برو، نه خودم واقعاً تصمیم گرفته بودم بیام، ولی بالاخره اومده بودم.
2 063
اگه این کتاب رو با قیمت مناسبی که براتون موجود کردم از دست بدید...
توی چاپ های بعدی قیمتش ۲۲۰تومان میشه و نسبت به حجمش قیمت بالایی داره🫠
2 063
رمانی دوستداشتنی و بینهایت صادق، با نثری زیبا و روان (که خوندنش آسونه) و شخصیتی که میتونم باهاش همذاتپنداری کنم
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
