Abyss of Ideas
Открыть в Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
Больше1 073
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+2930 дней
Архив постов
1 073
Repost from جنگاوران
شرکت ریتون سازنده موشک در آمریکا که موشکهایی چون آمرام، سایدوایندر ،ای جی ام ۱۵۸ و سامانههای ضد پهپاد مختلف را در آمریکا تولید میکند در سال گذشته با ۱۶.۵ میلیارد دلار سود خالص یکی از پرسودترین صنایع دفاعی جهان بوده که این سود به برکت خون مردم خاورمیانه و اوکراین افزایش چشمگیری به میزان ۷۳ درصد داشته است
تارخ
1 073
الان دیدم عباس میلانی می گفت نتانیاهو و اسرائیل در ایران پرطرفدار است و خواستار حمله نظامی به ایران شد!
دیوس پفیوز سه کیلو ایران شناسی ادبیات ایران دپارتمان ایران...در کونش بسته شده ولی کثافت تر از مدفوعی با نظر می ده همین ها به همراه بیضایی به شاملو و گلستان می گفت" چپ وطن فروش" !
حیف فحش ولی کلا در زمانه سفلگان زندگی می کنیم آکادمی ها هم جزو دستگاه های جنگی و تبلیغاتی قرار گرفته اند و انبوه خلق مونگول هم دنبال رو یکسری کت و شلواری! یعنی اگه کت و شلوار داشته باشی و یه هنوان دانشگاهی می توانی دست ات را تا آرنج بکنی در باسن هموطنان ....
ببخشید فحش کم دادم خیلی سعی کردم خودمو کنترل کنم😁
1 073
Repost from اخبار نظامی ایران و جهان
تصویری از یکی از کشته شدگان حمله اسرائیل به بیمارستان رفیق حریری بیروت
📝 Megabiz
@WARS_NEWS
1 073
او (اشاره زنانه ) ناگهان خواب دید که سرچشمه هستی برای همیشه از او سرچشمه خواهد گرفت. رویای پاسکالی، بی نهایت زندگی که از او در یک خط بی پایان فرود می آید. نیمه دیوانه از خواب بیدار شد.»
- لاکان
1 073
🎼سمفونی شماره ۲۵ در سل مینور اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت
🎵از مجموعه #۱۰۰_آهنگ_برتر_تمام_دوران_ها
@ThroughaGlassDarkly #موسیقی
1 073
پیشگفتار ویراست سوم ۱۸۳۰
بعد از پیشگفتار دوم مشخص هست انتقادات زیادی به هگل می شود که این قضیه " دین روح " چیست و با گفته ای از سیسرو شروع به دفاع می کند
فلسفه خشنود است که تنی چند داوری باشند ، و عامدانه از عوام می گریزد ، فلسفه نزد عوام هم مایه رشک است و هم به آن بی اعتمادند پس اگر کسی بخواهد در کل فلسفه را تخطئه کند می تواند با حمایت مردم این کار را بکنداینجا حتی انگار خود را در آستانه تکفیر می بیند و سعی می کند با ارجاع به انجیل یوحنا قضیه را قابل فهم تر برای عوام کند
عیسی می گوید " هر که به من ایمان بیاورد از وجودش ، نهر های آب زنده جاری می شود ( انجیل یوحنا آیه ۳۸) سپس به فوریت در آیه ۳۹ این موضوع را روشن می کند ایمان در آیه ۳۹ اینگونه تعیین می شود : اینکه مسیح در اینجا درباره روحی حرف می زند که آنانی که به او ایمان داشتند باید دریافت کنند ، زیرا روحالقدس هنوز در آنجا نیست زیرا هنوز عیسی تجلی پیدا نکرده است شکل هنوز تجلی نیافته عیسی موضوع بی واسطه ایمان استدر ادامه می گوید که ایمان شکل اولیه بی واسطه آگاهی هست و هنوز " روح " که خود حقیقت است دریافت نشده که همانا گسترش شناخت است و عقل هم جزوی از قابلیت های انسانی می باشد و فقط شیطان می تواند انسان را وادار کند که از قوای خودش انسان صرف نظر کند پس از شناخت عقلانی زمان فرا رسیدن به حقیقت می رسد ، البته همانطور دین داری جدید و قدیم را مورد انتقاد قرار می دهد و می گوید با خدا خدا گفتن اتفاقی نمی افتد، روشنگری و حتی الاهیات روشنگرانه را به نوعی فرمالیسم ساده اندیشانه در مورد اراده آگاهی و سوبژکتیویته خام مورد انتقاد قرار می دهد... این مجموعه عجیب از اسپینوزا تا انجیل یوحنا و شناخت طبیعی ... شبکه ای از مفاهیم را می سازد که همه در هم تنیده اند و جدا کردن هر کدام ضربه به کلیت مطلق از نظر هگل است در پایان هگل توصیه می کند
" هر چه بیشتر درباره تمایل به فلسفه ورزی هیاهو می کنند کم تر در آن مشارکت می ورزند فلسفه در خلوت صورت می گیرد و در خارج از آن سکوت( برلین ۱۸۳۰)
1 073
نگاهی به متافیزیک در سه مقدمه هگل در دانش نامه علوم فلسفی:
هگل سه ویراست کتاب دانش نامه علوم فلسفی و سه مقدمه برای برای این جزوه کلاسی اش نوشته است اگر از مسئله علاقه کُلی هگل به عدد سه بگذریم مشخص است که در هر دوره از مقدمه ها در حال جواب دادن به طیفی از انتقادات است ، نگاهی کوتاه به متافیزیک مطرح شده در این سه مقدمه می اندازیم :
مقدمه ۱۸۱۷ :
در این مقدمه کوتاه هگل به فلسفه همانندی نزد شلینگ و احساس گرایی و شکاکیتی که خود را هوشمند معرفی می کند انتقاد می کند و آنها را دارای پیوند های باروکی و غرابت زورکی معرفی می کند و به مخاطب طلوع خورشید " ایده " ( و مفهوم ) را نوید می دهد .
ویراست دوم ۱۸۲۷ :
در این مقدمه مفصل تر مشخص هست هگل با مخالفت هایی مواجه شده است و می خواهد به سویه های انتقادی جواب بدهد
"... بنظر می رسد مشوق ها و محرک های بسیار زیادی ایجاب می کند که درباره موضع فلسفه پردازی ام نسبت به فراسوی آن یعنی علایق پرجوش خروش فرهنگی زمانه مان توضیحاتی بدهم
هگل خود را صاحب عصری جدید در فلسفه معرفی می کند و نسبت به تفاهم صوری جنبش روشنگری بعنوان فاهمه معقول و دین بعنوان تجربه شهودی ( ایمان ) و فیزیک تجربی بعنوان فلسفه طبیعت را در کنار سیاست و حکومت را بعنوان شبکه ای ناقص و صوری معرفی می کند و این وضعیت را در خودش متشنج و تضاد آمیز معرفی می کرده که باید به مرحله روح در فلسفه به آشتی برسند ،
هگل می گوید فلسفه اش به تجربه حسی و فعلیت عقلانی بی توجه نیست و هنگامی که این تجربه به مرحله نظر ورزانه برسند یعنی باید به مرحله قابل تفکر برسند و در ادامه از ضعف ساختاری مقولات منطق می گوید که این عدم پوشش و عدم توانایی را به اشتباه می خواهند با شهود حسی و غیر انتقادی پوشش بدهند و انتقاد اش را به وارد کردن امر متعال به درون فلسفه بسط می دهد و از اسپینوزا شروع می کند
":
فلسفه ای که که در آن فقط خدا به عنوان جوهر متعین وجود دارد و نه بعنوان سوژه و ابژه " و می گوید اگر تمام فلسفه اسپینوزا را بپذیریم باز هم " انسان از خدا متفاوت است
و توصیه ای برای خواندن فلسفه اسپینوزا می کند
که اگر فقط جوهر را در ذهن داشته باشیم آنگاه یقینا هیچ تفاوتی بین نیکی و بدی نمی بینیم ...آنگاه باید بخش های از کتاب اخلاق را از اول تا به آخر دوباره بخوانیم مخصوصا فصل مربوط به بندگی انسان و آزادی و شور و شهوات ، آنگاه بی هیچ چون و چرایی درباره خلوص والای این نظریه اخلاقی که اصلش عشق ناب به خداست خود را قانع سازیم ، لسینگ در زمان خود گفت: " مردم با اسپینوزا همچون سگی مرده رفتار می کنند" و ما نمی توانیم بگوییم که با مکتب اسپینوزا و فلسفه نظرورزانه ( فلسفه خودش) در زمان های اخیر رفتار های بهتری دارند"
جالب هست مفهوم " تفاوت " که بعدا توسط هایدگر و دریدا برای زدن هگل استفاده می شود یکی از پر کاربردترین مفاهیم نزد هگل است و اصولا تمام تلاش هگل در منطق برای رفع تفاوت و در عین حال دوباره پذیرفتن تفاوت است
تاریخ فلسفه از نظر هگل تاریخ اندیشه ها در مورد " مطلق " است برخی از فیلسوفان در جزئیات ماندند بعضی ها پیشروی کرده اند و از گذشتگان باستان فقط قطعاتی مانده ، اما ناپختگی همه آنها در این است که در اندیشه بی واسطه و در حکم آگاهی روزمره مانده اند بلکه شکلی از قانون را گرفته اند ، با این حال دین شیوه ای از آگاهی هست که در آن حقیقت برای همه انسان با هر آموزشی وجود دارد اما شناخت علمی نوع ویژه ای از آگاهی است اینجا هگل با ارجاع به هومر وارد نخبه گرایی جالبی می شود که فیلسوف را از عوام جدا می کند
بعضی چیز ها دو نام دارند یکی به زبان خدایان و دیگری به زبان ما بشر خاکی
یکی زبان احساس و تصور و اندیشه که در مقولات کشاندند و انتزاعات یکسویه فاهمه سکنی می گزینند و دیگری زبان مفهوم انتزاعی
دین راستین " دین روح " باید اصول اعتقادی و محتوایی از این دست داشته باشد روح اساسا آگاهی است با محتوایی که عینی شده است ، روح بعنوان احساس محتوایی ناعینی است به گفته یاکوب بوهمه فقط یه quality(صفت ) است
1 073
( دشنه در دیس
برای اسماعیل خویی)
هنوز
در فکرِ آن کلاغم در درههای یوش:
با قیچی سیاهش
بر زردیِ برشتهی گندمزار
با خِشخِشی مضاعف
از آسمانِ کاغذی مات
قوسی بُرید کج،
و رو به کوهِ نزدیک
با غار غارِ خشکِ گلویش
چیزی گفت
که کوهها
بیحوصله
در زِلِّ آفتاب
تا دیرگاهی آن را
با حیرت
در کَلّههای سنگیشان
تکرار میکردند.
گاهی سوآل میکنم از خود که
یک کلاغ
با آن حضورِ قاطعِ بیتخفیف
وقتی
صلاتِ ظهر
با رنگِ سوگوارِ مُصرّش
بر زردیِ برشتهی گندمزاری بال میکشد
تا از فرازِ چند سپیدار بگذرد،
با آن خروش و خشم
چه دارد بگوید
با کوههای پیر
کاین عابدانِ خستهی خوابآلود
در نیمروزِ تابستانی
تا دیرگاهی آن را با هم
تکرار کنند؟
شهریورِ ۱۳۵۴ [ احمد شاملو ]
