325
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 день
Архив постов
325
Repost from غروب زیبای آبی..
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست..
325
Repost from eccedentesiast
تـو میماني نه، نه انـدوه
و نـهٔ هیچیك از این مردم آبادی
به حـباب نگـران لب یك رود قسم
و به آن لحظه شادی که گـذشت..
غصـهٔ هم میگذرد؛ بر تن لحظـه خود جامهٔ انـدوه مپوشـآن هرگز..
- سهراب سپهری
325
به کویت آمدیم و آرزوی ما نشد حاصل
ز کویت میرویم اینک، هزاران آرزو با ما
- هلالی جغتایی ؛
325
بی تو هرلحظه دلم میل به پایان دارد
از دلِ تنگ، عجب بیخبری جان دارد
من به یک روی تو سرزنده شوم باز، ولی
رویگردانی و من بیمِ سکوتت دارم
حالا که گذر کردی و غم همسفر ماست بگو
آسمان با قفسِ تنگ چه فرقی دارد؟
325
اولین بار که دیدمش
از نگاهش نور چکه میکرد
و ماه توی قهوهی چشمهایش
شناور بود.
و من یقین یافتم که «او»،
گونهی انسانیِ ماه است.
