مصدع اوقات
Открыть в Telegram
865
Подписчики
-124 часа
+197 дней
+10230 день
Архив постов
865
انقدر گرمه که ابلیس هم اگر الان به تهران سفر کرده بود با اولین وسیله نقلیه در دسترس به اسفل السافلین برمیگشت(با علاقه).
865
از افرادی که هر اتفاقی رو زیر سایهی حقوق بینالملل و سازمان ملل بررسی میکنن بیزارم. داستان لگوبازی ۸ سالگیم از سناریوهایی که سازمان ملل انتخاب میکنه بهشون اهمیت بده واقعیتر بود
865
از آدمهای بااحساس خیلی خوشم میاد. کسی که سیستم احساسی مغزش پیشرفته و پیچیده باشه، انسان تکاملیافته. انسانی که میتونه احساسات مختلف رو تا آخرین نورون مغزش حس کنه و عمیقاً تلاش میکنه تا احساسات دیگران رو هم درک کنه. مسخره نمیکنه و به جاش همدلی میکنه. عقبموندههایی هم که فکر میکنن با همون چندتا حس اولیهای که انسان نخستین برای بقا در عصر یخبندان لازم داشته میتونن ادامه بدن، انشالله خود به خود در روند تکامل حذف خواهند شد و به اجداد وحشیشون خواهند پیوست.
865
بچههایی که شاغلید تو تهران، فعلا تعطیلید یا گفتن از اول تیر باید برید سر کار؟
865
Repost from SUT Twitter
کیرم تو نظرت. “به نظرم”، “از نظر من”. کیرم تو نظرت. یک دقیقه نظر نده.
پرجین
@sut_tw
865
از فردای سیزده بدر ۱۴۰۴، هفتهای نبوده که بدون بگایی پشت سر گذاشته باشم. چی شده جدی آقا جان؟ اصلا مگر ممکنه چنین کسشری؟ واقعا دیگه ریدهام توی خودم.
865
زیبایی ماه حیرتزدهام میکنه. فکر اینکه دارم به چیزی نگاه میکنم که انسانهای چندهزارسال قبل از من هم نگاهش کردن ×2 حیرتزدهام میکنه.
865
از دخترای مثل سیدنی سویینی متنفرم. مادرقحبه میگفت «وای نه من نمیخوام فقط بخاطر سینههام شناخته بشم🥺💔» (پس بعد از این با صابون آب حمومم من رو بشناسید)
865
اونقدر بدبختی دارم که درس خوندن اولویت آخرمه ولی همین که اولویت آخرمه هم بهم استرس میده
865
سه تا چیز هست که شنیدم میگن انسان تا وقتی که اینا رو داشته باشه زندهست و اگه اونا رو نداشته باشه با یه مرده تفاوتی نداره؛ امید، هدف و کسی که دوستش داشته باشن. برای من که ظریفترین احساسات رو هم تا عمق استخونم حس میکنم گزینهی سوم کاری نداره. خیلی راحت میتونم کسی رو که قبول دارم دوست داشته باشم. خانواده اولیش. اما سوالات زیادی در ذهن من منتظر جوابن. آدمیزاد اون دوتای دیگه رو از کجا باید گیر بیاره؟ چرا باید گیر بیاره؟ که چیکار کنه؟ زندگی کنه؟ منظور از این زندگی کردن، همون لذت بردن از مسیره و نه مقصد؟ یعنی درواقع خودش رو گول بزنه چون میدونه که مقصدی نیست؟ که هرشب وقتی با افکارش تنها میشه با اکسپلور اینستاگرام از مغزش فرار کنه؟ چون رو به رو شدن با بیمعنایی زندگی وحشتزدهش میکنه؟ و میدونه که تا ابد نمیتونه خودش رو گول بزنه و ممکنه یه شب بعد از معاشرت با افرادی که دوستشون داره دیگه حالِ فرار کردن نداشته باشه؟ چون میدونه که فقط همین یک بار زندهست و همین یک بار رو هم از لحظهای که بهدنیا اومده از دست داده؟ اگه زندگیش از اول درست پیش میرفت الان چقدر آدم بهتری بود؟ مگه متولد نشدن چه اشکالی داشت؟
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
