Ro's oasis
Открыть в Telegram
I'm still here and I don't know why =) ⭕️ https://t.me/HonestaBot?start=MTA3OTMxNTk1Mw ⭕ sometimes Gay nudity content ⭕ They/Them ⭕️ spam: @Ro_o_SP
Больше285
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-930 дней
Архив постов
285
all the promises we made
All the meaningless and empty words
I prayed, prayed, prayed
all the promises we broke
All the meaningless and empty words
I spoke, spoke, spoke
285
شمام اینجوریاید که رندوم مثلا توی اسنپ نشستین بعد یک غم بزرگ و سنگین میاد میشینه رو سینتون و عین سیمان کل بدنتون رو فرا میگیره؟
285
وای احساس میکنم منتالی برای حضور در محیط آگادمیک و دانشگاه آماده نیستم هنوز، ۲۰ روز دیگه میخوام.
285
سوال ساده ولی در عین حال پیچیدهایه =)
جواب کلی بله هستش، ببنید اصولا اگر کمک نمیکرد به بهتر شدن یک ماجرا تا الان بساطش جمع شده بود. قطعا کارایی داره که به عنوان علم تدریس میشه و هنوز پا برجاست.
کلا حرف زدن از یه چیزی خوبه، باعث میشه بهش دوباره نگاه کنیم و اگر تفکرات غیر واقعی بابتش داریم تراپیست متوجهمون میکنه بابتش. بعضا صرف آگاه بودن از یه حس، از منشا و اصالتش دیل کردن باهاش رو راحت تر میکنه.
ولی خب یه فکت دیگه اینجا وجود داره و اونم اینه که تراپی رفتن اینطوری نیست که خب بله برم قرص بخورم دردم آروم بشه، اون مشکلی که باهاش درگیریم توی یه روز به وجود نیومده و توی یه روز و با یه حرف کوچیک هم از بین نمیره. زمان بره ولی بله جواب میده.
285
#HonestaMessage
https://t.me/Ro_oasis/11496
سوالم شاید احمقانه باشه ولی واقعا به کمتر شدن این احساسات چیزایی که میگه کمک میکنه؟
@HonestaBot
285
و خب در واقع اینجوریم نیست که مشاور هرجا یه جواب بده بهمون. تراپیست واعظ نیست. عین یه شخصیه توی یه مسیر تاریک فانوسی دستشه و راه رو به ما نشون میده. گره ی زندگی ما پیدا میکنه، نشون میده و میده دستمون و اینجوریه که خب ایناهاش بیا بازش کنیم.
اینجا من داشتم از احساساتم حرف میزدم بیشتر.
285
جوابه یه جورایی خیلی شخصیه و مربوط به منه با توجه به مشکلاتی که باهاش درگیرم
ولی به طور کلی راهنماییم کرد که اولا اونقدرها هم که فکر میکنم بیحرکت نیست و دوما کمی از این حسه برمیگرده به مقایسه کردنهای من و در واقع این احساس در من منشأ دیگهای داره و این حس لزوما نمود اون منشأ اصلیه.
285
امروز با تراپیستم صحبت میکردم. گفتم هی میترسم دیر بشه گفت چرا؟ چی دیر بشه. گفتم که بمیرم. که پیر بشم. الانشم پیرم. در واقع جوونما، ۲۰ سالمهها. سنم رو بیاری روی نمودار میشم جوون ولی زندگیم این رو نمیگه. واقعیت یه چیز دیگست. زندگیم راکده، حرکتی توش نیست. توی پیری هم حتی حرکتی توی زندگی هست برای من نیست. چیزی وجود نداره و آینده عین مرگ سیاهه.
یه جوونم که داره پیری رو زندگی میکنه.
285
امروز با تراپیستم صحبت میکردم. گفتم هی میترسم دیر بشه گفت چرا؟ چی دیر بشه. گفتم که بمیرم. که پیر بشم. الانشم پیرم. در واقع جوونما، ۲۰ سالمهها. سنم رو بیاری روی نمودار میشم جوون ولی زندگیم این رو نمیگه. واقعیت یه چیز دیگست. زندگیم راکده، حرکتی توش نیست. توی پیری هم حتی حرکتی توی زندگی هست برای من نیست. چیزی وجود نداره و آینده عین مرگ سیاهه.
یه جوونم که دارن پیری رو زندگی میکنه.
