ru
Feedback
🌧𝑵𝒊𝒓𝒂 𝑺𝒂𝒓𝒂|نیرا سَرا🌧

🌧𝑵𝒊𝒓𝒂 𝑺𝒂𝒓𝒂|نیرا سَرا🌧

Открыть в Telegram

«به نامِ نور» 🤍ارتباط با ادمین 🤍 @nirasara_pv 🦋چنل پشتیبان(نتایج)🦋 @magicpractice_nirasara 🌧چت پرسش پاسخ خودمونی🌧 @porsesh_nirasara 🪽محفل🪽 @nirasara 🤍پیج اینستا: Nirasara‌.‌ir

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала 🌧𝑵𝒊𝒓𝒂 𝑺𝒂𝒓𝒂|نیرا سَرا🌧

Канал 🌧𝑵𝒊𝒓𝒂 𝑺𝒂𝒓𝒂|نیرا سَرا🌧 (@magicpractice) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 16 415 подписчиков, занимая 5 180 место в категории Религия и духовность и 19 987 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 16 415 подписчиков.

Согласно последним данным от 03 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -81, а за последние 24 часа — -7, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 19.23%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 11.56% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 3 157 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 1 897 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 111.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как چاکرا, پاکسازی, تمرین, مطلب, چیز.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
«به نامِ نور» 🤍ارتباط با ادمین 🤍 @nirasara_pv 🦋چنل پشتیبان(نتایج)🦋 @magicpractice_nirasara 🌧چت پرسش پاسخ خودمونی🌧 @porsesh_nirasara 🪽محفل🪽 @nirasara 🤍پیج اینستا: Nirasara‌.‌ir

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 04 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Религия и духовность.

16 415
Подписчики
-724 часа
-67 дней
-8130 день
Архив постов
آقا یه تیکه از دراگون بود😭😂💔 لعنت به این حواس پرتی🚶🏻‍♀

میخواستم بفرستم گپ خودمون 😭😂

عامو دستم خورد😐

چشم بابام روشن دیگه نبینم بفرسیا

شت 😐😂اشتباه شد

Repost from N/a
«اینجارو ببین جان، مثل اینکه یه دختربچه توی شب های سرد ایدوس، راهشو گم کرده» با شنیدن این جملات، آن هم با چنین صدای خشن و خش‌داری، چشم هایش از ترس گرد و خشک زدند. نمیخواست به پشت سرش نگاه کند. موهایش از سرما یا از ترس سیخ شده بودند. با اینحال گوش هایش را تیز کرد. صدای غیر دوستانه‌ی دیگری که حدس میزد، مخاطب آن مرد، یعنی جان باشد، در جواب گفت: انگار حسابی هم یخ زده، به نظرت چطور میتونیم گرمش کنیم؟ هیزم نداریم و من هم سردمه. سپس صدای دندان هایی که به هم میخوردند در فضا طنین انداخت. نمیتوانست تشخیص دهد که این صدا از سرما بود، یا نمایشی مسخره برای ترساندن بیشتر او. پوزخندی زد و گفت:«میتونیم لختش کنیم، دوتایی حسابی گرمش کنیم و لباس هاش رو برای گذروندن باقی شب اتیش بزنیم یا هم میتونیم خودشو بسوزونیم اما قبلش باید خفش کنیم، نمیخوام صدای جیغش مامورای ثیمِس رو به اینجا بکشونه» گام هایی از سمت چپ به رزیتا نزدیک شد. در آن سرما انگار وجودش آتش گرفته بود، حس میکرد تمام صورت و بدنش سرخ شده باشد، اشک بی وقفه از چشمانش فرو میریخت و کل صورتش را پوشانده بود. با حس کردن سنگینی دستی بزرگ و محکم روی شانه هایش، بدنش به آرامی لرزید. قلبش با چنان سرعت و شدتی میتپید که هر لحظه ممکن بود از قفسه سینه‌اش بیرون بزند، صدای خرناس هایی خشمگین  در میان طپش های قلبش گمشده بود. خرناس؟ تازه متوجه ان صدا شد. سرش را بلند و در جست و جوی جانوری خرناس کشان به اطراف نگاه کرد، کوچه ها تاریک بودند‌، و در نزدیکی آنها چیزی دیده نمیشد. جان شمشیرش را به سرعت بیرون کشید و به دنبال او، شمشیر دیگری نیز از غلاف خارج شد. صدا در تاریکی، هر ثانیه نزدیک و نزدیک تر میشد، و آن دو مرد هراسان به اطراف میچرخیدند و شمشیرشان را در هوا تاب میدادند. ابرها محکم تر شدند، دیگر هیچ نور اندکی از انها عبور نمیکرد. وزش باد شدت گرفت و سوز سرما تا مغز استخوان نفوذ میکرد. هاله‌‌ای عجیب در اسمان میچرخید و گردبادی از ابرهایی سیاه رنگ شکل گرفته بود. رعد برقی سهمناک در دل اسمان نقش بست. نگاه هارا به خود دوخت و بی درنگ به دنبال ان، صدای غرش و یورش موجودی درنده در شب طنین انداز شد. با یک حرکت جان را روی زمین انداخت و پنجه هایش را درون شانه‌هایش فرو کرد، فریاد بلندی کشید که تا عمق وجود هر انسانی را به لرزه می‌انداخت، چشمان حیوان به رنگ خون درآمد، دندان های تیزش را به نمایش گذاشت و ثانیه‌ای بعد با همان دندان ها، صورت جان را تکه پاره کرد، سرش را که بالا آورد، دیگر خبری از چشم ها، دهان یا حتی بینی روی صورت جان باقی نمانده بود، تنها پاره هایی گوشت بود که از جمجه‌اش آویزان بودند. درحالی که خون از دهانش میچکید، و گوشت به دندان هایش چسبیده بود، به گردن‌ش هجوم برد، به دندان گرفت و کشید، خون از رگ هایش فوران میکرد، و بدن جان، ارام ارام از تقلا افتاد، بوی خون تمام فضا را پرکرده بود، دامن و لباس زرد رنگ رزیتا، حال قرمز شده بودند، روی زمین افتاده و توان تکان خوردن نداشت، جانور با چشمان سرخ رنگش مستقیم به او نگاه میکرد، خودش را آهسته آهسته روی زمین به عقب کشید، کمی که از جانور فاصله گرفت به اطراف نگاه کرد، ان مرد را نیافت، دوباره نگاهش را به آن موجود عجیب دوخت، همچنان به او خیره شده و ثابت ایستاده بود. اب دهانش را به سختی فرو داد، درحالی که نمیتوانست چشم از چشمانش بردارد به آرامی بلند شد. عقب عقب رفت، چشمش را ثانیه‌ای بست، سپس با تمام توانی که برایش باقی مانده بود شروع به دویدن کرد، نمی‌دانست کجا میرود، فقط میدانست باید برود، باید هرچقدر جان داشت خودش را از ان موجود، از ان شب نفرین شده و از آن کابوس سیاه، دور میکرد.

🤍دوره ماورای طبیعی شدن🤍 🦋هفته‌ نهم دفترچه تمرین #ماورای_طبیعی_شدن ╔⭒═════⭒╗   @magicpractice ╚⭒═════⭒╝

🤍 دوره ماورای طبیعی شدن🤍 🦋هفته‌ نهم فایل صوتی توضیحات #ماورای_طبیعی_شدن ╔⭒═════⭒╗   @magicpractice ╚⭒═════⭒╝

🤍دو ساب بعدی: 🦋در همه امتحانات بیست شوید 🦋رفع گشادی(تنبلی) و انجام دادن کامل برنامه ها 🌧تاریخ پست: فردا شب 🌧علت تاخیر: عفونت چشم اینجانب😑😂

وعده ما هفته اینده✌️🏻

دیگه اینجوری فایده نداره:) از هفته اینده کار میکنیم برای برگشت نور و آرامش حداقل باید از یک خونه یا از قلب خودمون شروع کنیم تا نور تکثیر شه هرکی همراه شد همسفرای خوبی میشیم هرکی هم تماشا کرد فدای سرش یجور دیگه کمک میکنه قطعا🤍🦋

راستش میخواستم بگم که فکر نمیکردم یه روزی برسه مامانم خودش تو خونه نون درست کنه اینجا دقیقا وسط جنگیم برای مایی که کاری از دستمون بر نمیاد و نمیتونیم بیرون بریم نتها کاری که توان انجام شو داریم اینکه پناه مردم باشیم در خونه هارو باز میزاریم که حداقل یه کمکی کرده باشیم از این ورم استرس و اضطراب اینو داریم مامورا نریزن تو خونه هامون بعد یهو میبینی یه جنازه اوردن تو خونه یا چند تا زخمی نمیدونی چیکار کنی کجا بری شب و صبح نداره صدای انفجار و تیراندازی بچه هامون ترسیدن داداشم همش ۶ سالشه خودشو سفت میگیره و باخودش تند تند حرف میزنه هر کاری میکنیم از اون حالت بیرون نمیاد الانم باز صدا شلیک میاد💔 کوچه پس کوچه ها همش خونه ،با بلند گو مردمو تهدید میکنن،بعضی مامورا اصلا ایرانی نیستن عربی صحبت میکنن تو خونه امنیت نداریم حتی به خونه ها هم شلیک میکن همه مردم سردرگم و عصبی از اینکه خبری از بچه هاشون ندارن اغلب کشته شده ها رو س.پاه برده امروزم که دیگه پیشرفت کردن به خونه ها حمله کردن خلاصه که خواستم بگم همه اینابخشی از وضعیت ماس هر لحظه ممکنه منم نباشم عصبی بودم یه سری حرفا رو زدم اگه کسی ناراحت شد ازش عذر میخوام نمیخواستم  تفرقه بندازم هی اگه میتونی تو کامنتا بزار ♥️

بچه هایی که لنز استفاده میکنید مایه لنزتون چیه؟🥲

🤍سوالات مهم و پرتکرار🤍 -بحث سابلیمینال 🦋سوال: سابلیمینال فلان سایت خوبه؟ اخه چندمیلیون قیمتشه و میگه نتیجه تضمینیه بخرم؟ 🌧جواب: راجع به بقیه پیج ها نمیدونم نمیتونم نظر قطعی بدم اما تنها چیزی که میدونم اینه که: قوی ترین ساب، سابی هست که با صدای خودتون و بعد از مدیتیشن و بالا بردن انرژی ضبط کنید. و ربطی به فرمول خاص و لایه بندی و فلان نداره🤍 #𝐪𝐮𝐞𝐬𝐭𝐢𝐨𝐧 ╔⭒═════⭒╗   @magicpractice ╚⭒═════⭒╝

عجب یساعت و نیم فوتبال پخش شد دیگه کسی خبری از کشور، کردستان و زاهدان نداره خوب بازیچه شدیم! بهرحال بیشتر از همون دوساعت درگیر اینا نشید یادتون نره تو وطن چخبره!

AnimatedSticker.tgs0.02 KB

بچه ها از کردستان چخبر؟:) بقیه شهرا نتونستم انلاین بشم بیخبرم..

میگم اونشب گفتم یه مشکلی برام پیش اومده... چشمم عفونت کرده🥲💔 و نمیتونم یمدت انلاین باشم زیر کامنتا همدیگه رو نخورید باشه؟🥲😂 کاری به بسیجی ها و سایبری هاهم نداشته باشید باهاشون بحث نکنید من یه چند روزی استراحت دارم بعد انلاین میشم🤍

وای چنلو پیدا نمیکردم فکر کردم حذفش کردم ترسیدم😐😂

اموزش ساخت خودتون میتونید به راحتی درست کنید🤍