ru
Feedback
𝑫𝒂𝒓𝒌 𝑾𝒐𝒓𝒍𝒅

𝑫𝒂𝒓𝒌 𝑾𝒐𝒓𝒍𝒅

Открыть в Telegram

ᴾᵃⁱⁿ ᵈᵉᵐᵃⁿᵈˢ ᵗᵒ ᵇᵉ ᶠᵉˡᵗ ❤️‍🩹!

Больше
4 971
Подписчики
Нет данных24 часа
-217 дней
-7330 дней
Архив постов
بیاید کلمه سخت بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @kalamebot 🎮

بیاید کلمه سخت بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @kalamebot 🎮

بیاید کلمه سخت بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @kalamebot 🎮

بیاید کلمه سخت بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @kalamebot 🎮

بیاید کلمه سخت بازی کنیم. کی پایه ست؟ 🎮 @kalamebot 🎮

آروم ترین قلب ها اونایین که یاد گرفتن مثل دریا رها کنن … ‌ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

وقتی بدستش اوردی یادت نره چقدر میخواستیش..
وقتی بدستش اوردی یادت نره چقدر میخواستیش..

تو بزرگترین اشتباه زندگیم بودی اومدی قلبمو تنهاتر کردی و رفتی اومدی خرابه‌هامو ویرونه‌تر کردی و رفتی بعد رفتنت صد تا آدم درست اومدن چیزایی رو که تو خراب کردی رو بسازن، ولی منِ احمق بازم منتظر بودم تویی که خرابم کردی درستم کنی...

2_5411118962815566531.mp32.90 MB

هر چقدر اصیل‌تر، عمیق‌تر، ارزشمندتر و قابل اعتمادتر باشی به‌خاطر آسیب‌های زیادی که تجربه کردی به کسی زخم نمی‌زنی، چون از میزان درد و ذات رنج خبر داری! تو زمانی یک انسان درست هستی که اجازه ندی تیکه‌های وجودت عقده و باعث شکستن دیگران بشه…✨

📍✅بشنوید نوستالژیک میکس – اپیزود ۸ از دی جی ورسی 💃

New
:))

یک روز از یک نفر میگذری و بعد از اون توانایی گذشتن از هرکسیو داری!

❤️‍🩹 @tixt_m

دنیا هنوز قشنگیاشو داره، حالا اسم نمی‌برما ولی همین خودِ تو.❤️
+1
دنیا هنوز قشنگیاشو داره، حالا اسم نمی‌برما ولی همین خودِ تو.❤️

❤️‍🩹 @tixt_m

بدترین لحظه؟! دقیقا اونجایی که ذره ذره غریبه شدن آدم مورد علاقت رو میبینی.
بدترین لحظه؟! دقیقا اونجایی که ذره ذره غریبه شدن آدم مورد علاقت رو میبینی.

❤️‍🩹 @tixt_m

یه روز میرم. یه روز عطرمو جا میزارم رو میز برای خانوادم و میرم. یه روز آخرین عکس و یادگاریمو میزارم برای دوست صمیمیم و میرم. یه روز همه خاطره هامو جا میدم تو یه دوربین و میرم. یه روز یه جوری میرم که همه بگن عه این کجا رفت؟راستی کسی خبری ازش نداره؟! خیلی خسته ام؛ زخمای روحم خونریزی کرده و همه تروما های ذهنیم از جلو چشمم رد میشه. زخمامو که نگا میکنم میبینم هر زخمی متعلق به یه آدم مهم زندگیم بوده؛ حتی بعضی زخمام از طرف نزدیک ترین و عزیز ترین آدمای زندگیمه. خیلی اذیت کنندست اینک حس کنی هیچکس نمی‌فهمه که تو چی میگی و دقیقا چی میخوای؛ اونیم که ممکنه بفهمه ازت فاصله میگیره چون دقیقا مثل تو زخماش بازه. این رفتن به معنی مرگ نیست؛ نه اصلا! هنوز اونقدری به خودم باور دارم که خودمو پیش خودم داشته باشم؛ این رفتن به معنی نبودنه حالا یا نبودن طولانی مدت، یا نبودن همیشگی! هر چی هست لازم دارم فاصله بگیرم از این آدما. می‌دونی این آدمایی که میگم، حاضر نیستم خم به ابروشون بیاد ولی واقعا بودنم کنارشون از یه جایی به بعد آسیب زنندست چون اونا زخمایی رو تو روحم کاشتن که در قبالش با حرفام ممکنه روحشونو زخمی کنم. این رفتنم خیلی دیر نیست، خیلی دور نیست، غیر ممکنم نیست. فک میکنم برای اولین باره که قرار نیست دیر کنم! از دلم میپرسی؟ میگم دلم خیلی تنگ میشه؛ برای همه چی، دلم تنگ میشه برای همه قول و قرارایی که یه روز گذاشتیم، دلم تنگ میشه برای همه خنده ها، برای همه چی قراره دلم تنگ شه ولی من عادت دارم و خوب بلدم دست بزارم رو دهن قلبم و بگم:« هیس! تو باید ساکت شی چون مقصر همه چی تویی پس بزار مغز کارشو انجام بده.»