ناجه
Открыть в Telegram
•﷽• کتاب را به سینهام فشردم، و کتاب با تمام سردی جلدش، مرا گرم کرد.. 👈شماره زیر هر پست شماره صفحه کتاب است. سپس فوروارد زیباست✅ تولد ناجه ۲۰/۱۰/۹۹ لیست کتابا: @list_najeh
Больше1 301
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
-2030 день
Загрузка данных...
Похожие каналы
Облако тегов
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+9
в 1 каналах
июнь '26
+25
в 0 каналах
Get PRO
май '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+25
в 1 каналах
Get PRO
январь '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+236
в 6 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+239
в 4 каналах
Get PRO
октябрь '25
+25
в 7 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+54
в 8 каналах
Get PRO
август '25
+31
в 1 каналах
Get PRO
июль '25
+74
в 5 каналах
Get PRO
июнь '25
+24
в 6 каналах
Get PRO
май '25
+66
в 8 каналах
Get PRO
апрель '25
+25
в 1 каналах
Get PRO
март '25
+38
в 3 каналах
Get PRO
февраль '25
+79
в 5 каналах
Get PRO
январь '25
+91
в 8 каналах
Get PRO
декабрь '24
+54
в 7 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+45
в 13 каналах
Get PRO
октябрь '24
+23
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+282
в 3 каналах
Get PRO
август '24
+11
в 0 каналах
Get PRO
июль '24
+23
в 1 каналах
Get PRO
июнь '24
+255
в 8 каналах
Get PRO
май '24
+31
в 2 каналах
Get PRO
апрель '24
+122
в 8 каналах
Get PRO
март '24
+14
в 1 каналах
Get PRO
февраль '24
+17
в 1 каналах
Get PRO
январь '24
+57
в 6 каналах
Get PRO
декабрь '23
+17
в 3 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+18
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '23
+21
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+16
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+18
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+61
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+62
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+52
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+19
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+63
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+82
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+149
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+74
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+50
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+17
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+206
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+1 215
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+45
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+64
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+67
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+21
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+72
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+290
в 0 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 09 июля | 0 | |||
| 08 июля | 0 | |||
| 07 июля | 0 | |||
| 06 июля | 0 | |||
| 05 июля | 0 | |||
| 04 июля | +6 | |||
| 03 июля | +3 | |||
| 02 июля | 0 | |||
| 01 июля | 0 |
Посты канала
| 2 | بأمان الله یا شهید الله... | 130 |
| 3 | لیست کتابهایی که تا الان با هم خوندیم:
۱- هبوط
۲- بوف کور
۳- طاعون
۴- سمفونی مردگان
۵- خرده عادتها
۶- پیرمرد و دریا
۷- راهنمای مردن با گیاهان دارویی
۸- شبهای روشن
۹- نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
۱۰- صراط
۱۱- سال بلوا
۱۲- دختری که رهایش کردی
۱۳- ارتداد
۱۴- ملت عشق
۱۵- شکوفههای عناب
۱۶- سووشون
۱۷- باشگاه پنج صبحیها
۱۸- کافهی خیابان گوته
۱۹- سیر عشق
۲۰- سقوط
۲۱- میمِ عزیز
۲۲- قلعه مالویل
۲۳- تانگ فو (روش برخورد با افراد دشوار)
۲۴- جستارهایی در باب عشق
۲۵- زمین سوخته
۲۶- اثر مرکب
۲۷- چهل نامه کوتاه به همسرم
۲۸- ماه غمگین، ماه سرخ
۲۹- بار دیگر، شهری که دوست میداشتم
۳۰- بیچارگان
۳۱- پدران و پسران
۳۲- رشد
۳۳- دلشکستگی
۳۴- مردی در تبعید ابدی
۳۵- روابط متکامل زن و مرد
۳۶- تکههایی از یک کل منسجم
۳۷- سلوک
۳۸- ماهی سیاه کوچولو
۳۹- راز نوشتن
۴۰- باغ آلبالو
۴۱- جای خالی سلوچ
۴۲- پیکر فرهاد
۴۳- بارون درختنشین
۴۴- یک عاشقانه آرام
۴۵- گاهی که از نه شنیدن میترسیم
۴۶- دعواهای زن و شوهری
۴۷- ابله
۴۸- فتح خون
۴۹- بیگانه
۵۰- داستانهای یک روانشناس
۵۱- خاطرات خانه مردگان
۵۲- تاوان عاشقی
۵۳- رد پای نور
۵۴- عشق و چیزهای دیگر
۵۵- قمارباز
۵۶- نامهای به یک دوست قدیمی
۵۷- قیدار
۵۸- عوامل رشد، رکود، انحطاط
۵۹- تنها گریه کن
۶۰- جان بها
۶۱- تکثیر تأسفانگیز پدربزرگ
۶۲- پدر، عشق و پسر
۶۳- کتاب آه
۶۴- هنر ظریف رهایی از دغدغهها
۶۵- سفرنامه الیٰ...
۶۶- سرو غمگین
۶۷- کلکسیونر
۶۸- روزهای فاطمه
۶۹- در
۷۰- غرب زدگی
۷۱- ابیگیل
۷۲- ابن مشغله
۷۳- بگومگوهای زندگی مشترک
۷۴- ابوالمشاغل
۷۵- بندها
۷۶- راه رشد (جلد اول)
۷۷- قتل راجر آکروید
۷۸- راه رشد (جلد دوم)
۷۹- چیزهای کوچکی مثل اینها
۸۰- قاب سراب نشان و بیداری خواب نشان
۸۱- خون دلی که لعل شد
کتاب در حال مطالعه:
مثل نهنگ نفس تازه میکنم
در ادامه با ما همراه باشید و کانال رو به دوستانتون هم معرفی کنین✓
@list_najeh
@Naje_h | 154 |
| 4 | کتاب بعدی رو بعد از مراسمات رهبر عزیزم شروع میکنیم ❤️ | 183 |
| 5 | [ کتاب قشنگی بود
توضیحات خوبی داده بود و بعضی چیزا رو نمیدونستم.
مثل شکنجهها و خاطرات تبعیدشون و... خیلی جالب بود برام، یا رفتارشون زمان بازجویی.
چیزهای زیادی هم ازشون یاد گرفتم.
من این کتاب رو خیلی وقت بود که داشتم، اما خوندنش رو پشت گوش مینداختم، و بعد از شهادت امام خامنهای تازه برش داشتم و خوندم و گریه کردم..
کاش زودتر برمیداشتم و رهبرمو بهتر میشناختم.
پیشنهاد میشه، حتما بخونید.]
#بهارنوشت | 199 |
| 6 | الباقی کتاب عکسها و پینوشتها بود. | 280 |
| 7 | پایان - ۴۰۳ - صفحه | 285 |
| 8 | 📚خون دلی که لعل شد
✍🏻شهید سید علی حسینی خامنهای
صفحهٔ - ۳۱۵ -
@Naje_h | 290 |
| 9 | پدر از دست دادیم.. | 138 |
| 10 | و ما هروقت چهرهات را میدیدیم انگار در قلبهایمان چراغی از عشق، شادی و امید روشن میشد.. | 144 |
| 11 | نگاه زیبای آقای شهیدمون به زنان، این ریحانههای خلقت.. | 151 |
| 12 | #دیدار_آخر
#باید_برخاست | 195 |
| 13 | sticker.webp | 169 |
| 14 | من نسبت به کودکان و زنان حساسیت خاصی دارم. هیچگاه نمیتوانم کمترین آسیب و اهانتی را به یک کودک یا یک زن تحمل کنم. بارها به دوستانم گفتهام من برای قضاوت میان یک زن و مرد، مناسب نیستم؛ زیرا حتما از زن جانبداری میکنم! و همینطور در مورد کودکان؛ من حتی طاقت این را هم ندارم که در فیلم ببینم کودکی دچار مصیبت میشود.
📚خون دلی که لعل شد
✍🏻شهید سید علی حسینی خامنهای
صفحهٔ - ۲۹۰ - | 1 221 |
| 15 | جریان سیل دو سه ساعت ادامه یافت و در این مدت ما صدای آوار خانهها را یکی پس از دیگری میشنیدیم. حتی ترسیدم مسجد نیز خراب شود. همه چیز وحشتناک بود: تاریکی ناشی از قطع برق، سیل خروشان و بیامان، خراب شدن خانهها و فریاد کمک خواهی مردم.
در چنین حالت بحرانی و وحشتناک، ذهن انسان فعال میشود و به دنبال هر وسیلهای برای مقابله با وضع موجود میگردد. قبلا این مطلب را شنیده بودم که برای رفع چنین خطر فراگیر گزیرناپذیری می توان به تربت سیدالشهدا (علیه السلام) - به اذن خدای متعال - توسل جست. قطعهای از تربت که خدا به برکت وجود ریحانهی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بدان شرافت بخشیده، در جیب داشتم. آن را از جیب بیرون آوردم، و به خدا توکل کردم و آن را در میان امواج پرتلاطم سیل پرتاب کردم. لحظاتی نگذشت که به لطف و فضل خدا سیل بند آمد.
📚خون دلی که لعل شد
✍🏻شهید سید علی حسینی خامنهای
صفحهٔ - ۲۸۹ - | 248 |
| 16 | به تدریج روابط خوبی با علمای اهل سنت پیدا کردیم. من به یک نقشهی عملی برای رفع موانع ذهنی میان سنی و شیعهی شهر، از طریق یک همکاری دینی مشترک، میاندیشیدم. باب گفتگو را با یکی از علمای اهل سنت ایرانشهر به نام «مولوی قمر الدین» گشودم که امام جماعت مسجد نور بود. به او گفتم: مسئولیت دینی ایجاب می کند تا به آیندهی اسلام و خطراتی که آن را تهدید میکند و موانعی که در برابر آن است، نظر داشته باشیم؛ و همهی مسلمانها - صرف نظر از وابستگی مذهبی خود - در این نگاه آیندهنگرانه، مسئولیتهای خطیری بر عهده دارند. اما اگر به نبش قبر گذشتهها بپردازیم و در کتابهای پیشینیان دنبال موارد اختلاف باشیم، نتیجهای جز تشدید کینه و نفرت و تحریک احساسات نخواهد داشت و این مسئله به هیچوجه به مصلحت اسلام و مسلمین نیست. همچنین به او گفتم: این بدان معنی نیست که ما پیوندمان را با گذشته قطع کنیم، زیرا موجودیت فکری و عقیدتی ما به همین گذشته وابسته است؛ اما همکاری ما باید بر پایه آینده و نگاه آیندهنگر باشد.
📚خون دلی که لعل شد
✍🏻شهید سید علی حسینی خامنهای
صفحهٔ - ۲۸۴ - | 230 |
| 17 | sticker.webp | 123 |
| 18 | افراد خانواده بعدا از رنجها و گرفتاریها و نومیدیهای خود در مدت حبس من، چیزهای عجیبی برایم تعریف کردند. همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را - که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات - به حرم حضرت رضا (علیه السلام) میبرده و به او میگفته: به وسیلهی امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام (علیه السلام) میکرده و به او توسل میجسته. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده؛ اما این بار نشانههای تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت کرده. او مثل کسی که در برابر امام ایستاده، با امام صحبت میکرده و به شدت اشک میریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کردهی خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.
📚خون دلی که لعل شد
✍🏻شهید سید علی حسینی خامنهای
صفحهٔ - ۲۷۰ - | 230 |
| 19 | 📚خون دلی که لعل شد
✍🏻شهید سید علی حسینی خامنهای
صفحهٔ - ۲۵۴ -
@Naje_h | 213 |
| 20 | sticker.webp | 113 |
